|
|
|
وبلاگ من |
|
|
|
نويسنده |
|
|
|
موضوعات |
|
|
| لوگوي وبلاگ | |
|
|
|
| لينکدوني |
| دوستان |
| لوگوي دوستان |
| آمار وبلاگ .. |
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها: |
|
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع و يا لينک دادن به وبلاگ مجاز مي باشد . |
ترجمه قالب به بلاگفا
irwebnet.tk
![]()
(مطالب جالب
)
چرا مرغ از خيابان رد شد؟
(مطالب جالب
)
موسي : و آنگاه پروردگار از آسمان به زمين آمد و به مرغ گفت «به آن سوي خيابان برو» و مرغ چنين کرد و پروردگار خشنود همي گشت .
مارکس : مرغ بايد از خيابان رد ميشد. اين از نظر تاريخي اجتنابناپذير بود.
خاتمي: چون ميخواست با مرغهاي آن طرف خيابان گفتگوي تمدنها بکند .
رياضيدان : مرغ را چگونه تعريف ميکنيد؟
شاگرد تنبل : والا آقا به خدا همين الآن ميدونستيم ها... آقا يه دقه...
نيچه: چرا که نه؟
فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان ميدهد که به نوعي عدم اطمينان جنسي دچار هستيد. آيا در بچگي شصت خود را مي مکيديد؟
داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را براي اين توانمندي رد شدن از خيابان انتخاب کرده است .
همينگوي : براي مردن. در زير باران .
اينشتين : رابطهء مرغ و خيابان نسبي است.
سيمون دوبوار: مرغ نماد زن و هويت پايمالشدهء اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهودهء او در فرار از سنتها و ارزشهاي مردسالارانه را نشان ميدهد.
پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغداني ميمانند و از خيابان رد نميشوند. توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغي صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟
صادق هدايت: از دست آدمها به آن سوي خيابان فرار کرده بود، غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر .
خوانندهء آهنگهاي آبدوغخياري: چرا رفتي مرغ جونم، دوستت دارم، دوستت دارم ...
روانشناس : آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که ميخواهد از خيابان رد شود؟
نيل آرمسترانگ : يک قدم کوچک براي مرغ، و يک قدم بزرگ براي مرغها.
حافظ: عيب مرغان مکن اي زاهد پاکيزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت .
کافکا : ک. به آن سوي خيابان کثيف رفت. مرغ اين را ديد و به سوي ديگر خيابان فرار کرد، ضمن اينکه به ک. نگاهي بيتوجه و وحشتزده انداخت. اين ک. را مجبور کرد که دوباره به سوي ديگر خيابان برود، تا مرغ را با حضور فيزيکي خود مواجه کند و دستکم او را به احترامي وادارد که باعث گريختن مجدد او شود، کاري که براي مرغ دست کم از نظر اندازهء کوچک جثهاش دشوارتر مينمود .
بيل کلينتون : من هرگز با مرغ تنها نبودم.
فردوسي: بپرسيد بسيارش از رنج راه، ز کار و ز پيکار مرغ و سپاه .
ناصرالدينشاه : يک حالتي به ما دست داد و ما فرموديم از خيابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد.
سهراب سپهري: مرغ را در قدمهاي خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم .
طرفدار داستانهاي علمي - تخيلي: اين مرغ نبود که از خيابان رد شد. مرغ خيابان و تمام جهان هستي را ۷ متر و ۲۰ سانتيمتر به عقب راند.
اريش فون دنيکن: مثل هر بار ديگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان ميکند. مگر آنتنهاي روي سر مرغ را نديديد؟
جرج دبليو بوش : اين عمل تحريکي مجدد از سوي تروريسم جهاني بود و حق ما براي هر نوع اقدام متقابلي که از امنيت ملي ايالات متحده و ارزشهاي دموکراسي دفاع کند محفوظ است .
سعدي : و مرغي را شنيدم که در آن سوي خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردي آسيابان بود. وي را گفتم: از چه رو تعجيل کني؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کنم .
احمد شاملو : و من مرغ را، در گوشههاي ذهن خويش، ميجويم . من، ميمانم. و مرغ، ميرود، به آن سوي خيابان. و من، تهي هستم، از گلايههاي دردمند سرخ.
رنه دکارت: از کجا ميدانيد که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟ يا من؟
لات محل : به گور پدرش ميخنده! هيشکي نمتونه تو محل ما از خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده. آي نفسکش
بودا : با اين پرسش طبيعت مرغانه خود را نفي ميکني.
پدرخوانده: جاي دوري نميتواند برود .
فروغ فرخزاد: از خيابانهاي کودکي من، هيچ مرغي رد نشد .
ماکياولي: مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد. دليلش هيچ اهميتي ندارد. رسيدن به هدف، هر نوع انگيزه را توجيه ميکند.
پاريس هيلتون: خوب لابد اونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بوده .
هيتلر : اگر ارادهء ما همچنان قوي بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد! فولاد آلماني از خيابان رد خواهد شد
فوتباليست : آفسايد بود آقا! ما هر چي به اين داور گفتيم بيانصاف قبول نکرد
کودک: که به اون طرف خيابون برسه !!!
خصوصيات دانشجويان دختر:
(مطالب جالب
)
پدر من رد شدم!
(مطالب جالب
)
پدر عزيزم،
با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.
با عشق،
پسرت،
John
پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.
سیگار
(مطالب جالب
)
ما
غذا می خوریم واسه سیگار بعدش
قهوه می نوشیم واسه سیگار بینش
کتاب می خونیم واسه سیگار حینش
فیلم می بینیم واسه سیگار مابینش
نفس می کشیم واسه کشیدن دودش
کی گفته ترک سیگار سخته ؟ من سیگارو هزار بار تو زندگیم ترک کردم !
ملت سیگارشون تموم میشه ، ما سیگار داریم ،نصف شبی کبریتمون تموم شده !!
هی ! اروپایی های خرافاتی معتقدند که اگه با یه آتیش ، سه تا سیگار روشن کنن ، نفر سوم می میره !
یه نخ سیگار بده بوی این آدامس بره !!
فکرشو بکن
Pall Mall, L&M, Salem, Kim, Merit, Winston, Marlboro, Kent, Dunhill, Camel
حالا از هر کدوم
Filters, Light, Ultra lights, Menthol, One, Mild, Medium
ببین وارد چه دنیای بیکرانی شدی؟
چگونه با پيکان قراضه مخ بزنيم...
(مطالب جالب
)
خوب حالا که مراحل بالا رو با دقت بشون توجه کرديد ميرسيم به مرحله اصلي يعني زدن مخ اون خانوم خوشگلا با توجه به اينکه اونا پرايد يا 206 يا چه ميدونم يه ماشين درست و حسابي دارن و شما يه پيکان سبز رنگ و يا فوق فوقش يه پيکان بنفش متاليک که روي داشبوردش از اين سگا هست که کلشون تکون ميخوره!
به نظر شما اين کار شدنيه يا نه؟ اگر من بگم آره باور ميکنيد؟ درسته اين کار شدنيه اما خيلي سخته !!!
اصلا بابا جان ما توي تویوتا که ميشينيم به زحمت ميريم مخ يه دختره رو که عقب وانت نشسته ميزنيم اونوقت تو با يه پيکان سبز رنگ ميخواي مخ يه دختر جيگر بالا شهري رو بزني؟ برو بابا برو روتو کم کن!!
انوشه انصاری
(مطالب جالب
)
این یه اصلاحیه است. این مطلب ما وبلاگ طناز است که این آقای س.ف واسه من ایمیل کردهبود که خدا ایشالله خفش کنه بره زیر کامیون از این جور نفرینا! ببخشید آقای هاشم! دوست دارم م.م! بسه دیگه مردم از خجالت![]()
سلام ![]()
این انوشا انصاری رو که میشناسین ؟ همونی که یه ماه پیش رفت فضا و 11 روز بعد برگشت ... این از وقتی رفتا این حس من رو به خودش مشکوک کرد ... از خیلی جهات مشکوک بود ... اصلا همین که با 2 تا مرد غریبه میره فضا و یه تعارف الکی هم به حمید( شوهرش ) نکرده کلی جای حرف داره ... من خودمو خیلی نگه داشتم تا تو این ماه رمضونی هیچ حرفی نزنم ... شاید تهمتی بشه و روزه هامون از بین بره ...
برای همین حالا که دیگه شوال اومده ( راستی عیدتون مبارکا باشه ) گفتیم سنگامونو وا بکنیم با این خواهر انوشا !!! البته تو این یک ماه بیکار نبودیم و کلی تحقیقات نا محسوس انجام دادیم و با محاسبه های متععد اختصاصی بالاخره موفق شدیم از زیر زبونش حرف بکشیم و از لابلای حرفاش یه چیزایی دستگیرمون شد ... حال این شما اینم حاصل تحقیقات ما : (( نکته اینکه پیشا پیش از کراهت حرفا و مباحث پیش رو عذر خواهی میشود ))
حتما ادامه مطلبو بخونید حتما حتما
دست یا چیز!
(مطالب جالب
)
توی كتاب علوم می نوشتند: چيز خيلی مفيد است! با چيز می توان اجسام را بلند كرد!
بعضی از چيزها مو دارند و برخی ديگر بی مو هستند! ولی كف چيز مو ندارد! هيچوقت چيز
خود را توی سوراخ نكنيد! چون ممكن است جانوران نوك چيزتان را گاز بگيرند! هميشه قبل
از غذا چيز خود را با آب و صابون بشوييد! هيچوقت با چيز كثيف غذا نخوريد! ..... خانمها
هميشه دوست دارند به چيز خود لاك و كرم بمالند! اين عمل براى محافظت از چيزخوب
است! آدم وقتی سردش می شود چيزش را روی بخاری يا زير بغل می گيرد
در كتاب تاريخ می نوشتند: اردشير دراز چيز به هندوستان لشكر كشی كرد و چيز اجانب را
كوتاه نمود! ..... مردم توی كوچه و بازار می گفتند: لامصب چيز ما نمك نداره! به هر كسی
خوبی كرديم جوابش بدی بود! از قديم می گفتند با هر چيز بدی با همون چيز پس می
گيری! ..... پدری به پسرش درس ادب می داد: پسرم هيچوقت پيش مردم چيزتو دراز نكن!
توی بيمارستانها آدمهايی رو می ديديم كه چيزشون توی تصادف قطع شده و مجبور
بودند تا آخر عمر از چيز مصنوعی استفاده كنند! ..... دزدهای مسلح موقع زدن بانك می
گفتند: چيزها بالا چيزهاتون رو بذارين پشت سرتون! اگه كسی چيزش به زنگ خطر بخوره
چيزشو می شكنيم! و رييس بانك به پليس می گفت: چيزم به دامنتون! دزدها رو بگيرين! و
پليسها هم چيز از پا درازتر از ماموريت بر می گشتند هر روز در اخبار می شنيديم كه: اينبار
چيز استكبار جهانی از آستين فلانی بيرون آمده....
و پسر جوانی در دفترچه ى خاطراتش می نوشت: اون روز من با دختر خانمی آشنا شدم...
او چيزش رو دراز كرد و من چيزش رو گرفتم و كمی فشار دادم! چه چيز گرم و لطيفی
داشت! از خجالت چيزش خيس شد! و دوستی ما از همون روز شروع شد! ديروز بازم اونو
توی اتوبوس ديدم... چيزم رو به ميله گرفتم و رفتم جلو! از ديدن من خوشحال شد و گرم
صحبت شديم... اتوبوس خيلی تند می رفت و من برای اينكه اون نيفته چيزم رو گذاشتم
پشتش! از اين كار من خوشش اومد و تشكر كرد... اون دو ايستگاه بعد پياده شد و من
چيزم رو براش تكون دادم! امروز هم توی كافه تريا قرار داشتيم... رفتيم و سر يه ميز
نشستيم... فضای اونجا خيلی تيره و تار بود... من چيزمو گذاشتم روی چيزش و گفتم:
چقدر چيز شما كوچيك و نرمه! اون هم گفت: چيز شما بزرگ و داغه! بعد از نوشيدن قهوه
بيرون اومديم... چيزامون توی چيز همديگه توی خيابون راه می رفتيم و مردم هم ما رو نگاه
می كردند! اونو به خونه شون رسوندم و دوباره چيزمو گرفت و من هم چيزشو فشار دادم!
ازش دور شدم... هوا خيلی سرد بود... چيزم داشت يخ ميزد! برای همين چيزمو گذاشتم
توی جيبم! توی عالم خودم بودم كه يهو يه چيز خورد پشت گردنم
تجسم بقيه ى متن رو ميذارم به عهده ى خودتون
من من..........
(مطالب جالب
)

تبلیغات
(مطالب جالب
)
به مناسبت فرارسیدن روز دوشنبه شرکت ایران خودرو در نظر دارد تا با شرایط ویژه ای که برای پیش فروش خودرو در نظر گرفته بار دیگر گامی در جهت خدمت به شما هموطنان عزیز بردارد.
آخرین مهلت ثبت نام فروردین ماه سال 1427.
تنوع در محصولات، تهوع در خدمات
--------------------------------------------------------------------------------
اینجا عطارده، ما بچه های عطارد والیبال رو خیلی دوست داریم. ولی بدون آب معدنی دماوند که نمیشه والیبال بازی کرد.
دماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااوند بنوش.
.
دم به دم، دم به دم، دماوند، دم به دم، زرت و زرت ،تند و تند، مثل اسب
دماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااوند بنوش.
.
میدونی سه چهارم حجم اون هیکلتو آب تشکیل داده؟
میدونی آب لوله کشی با آب فاضلاب قاطی میشه؟
میدونی اگه آب بدنت پر از فاضلاب باشه چی میشه؟
.
زرت و زرت ،تند و تند، مثل اسب
دماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااوند بنوش.
--------------------------------------------------------------------------------
-گفتی اسمش چی بود؟
موسسه مالی و اعتباری قوامین.
-نشنیدم
موسسه مالی و اعتباری قوامین
-یه بار دیگه
موسسه مالی و اعتباری قوامین
چی جایزه میده؟
1395 خودروی زامبیا
1395 کمک هزینه سفر به پاریس
1395 کمک هزینه عمل دماغ
و هزاران جایزه دیگر...
موسسه مالی و اعتباری قوامین.
--------------------------------------------------------------------------------
خانوم بار نیسان چیه؟
اینا مایع ظرفشویی تاژه
چرا اینهـمه خریدین؟
والا من تاژ رو با تریـلی هم میخرم. یه تریلی تـاژ تو خونه باشه ضرر نداره.
.
مایه ظرفـشـویی تــــاژ بهتـرین در دنـیا.
گفتار صادقانه در تبلیغات تاژ افتخار ماست.
--------------------------------------------------------------------------------
مادر : دخترم چاييتون چيه
دختر : نميدونم . مــــــــــــــــــــــــــــــمــــــــــــــــد
ممد : اي كـ?س عمت. به اون ننه ي جـ?ندت بگو چايه گلستانه
--------------------------------------------------------------------------------
تبليغات در TV خارجي
كـا نـدوم تلمـبه
محكم , با دوام , جادار , چند بار مصرف!!!!!!!!
حتي يك اسـپرم نبايد رد شه .!!!
تلمبه بزنيد . ما شما را از بيماريها حفظ ميكنيم
--------------------------------------------------------------------------------
كرم قبل از اصلاح Pussy
مادر : دخترم با چي كـ?ستو زدي اينقدر قشنگ شده (رسول در حال ترتيب دادن دختر است.حمید مرد.)
دختر : نمــيدونم . رســــــــووووووووووول(حمید مرد.)
رسول : ك؟يـرم دهن اون ننت . كرم Pussy
جوک
(مطالب جالب
)
گفتم مواظب نظرهاتون باشید فکر کردید اگه ایمیلتونو نذارید من نمی تونم پیداتون کنم! IP همه رو دارم اگه تکرار شه واویلا! (البته این موارد برای عطیه خانم@};- صادق نمی باشد:-S)
دویوم: هر کی کتاب آیات شیطانی>:) رو می خواد ایمیلشو بزاره تو نظرا جیک ثانیه واسش می میلم!سیوم: یه سری مطلب راجع به مارشال و حجوانی: -& بهدن بهتون میگم.
چهایم: چیه؟ دنبال چی میگردی؟ می خوای واست تا 597454187یم بنویسم. بسه دیگه حالا چون تویی چند تا جوک واست گذاشتم بخندی! %%-
----------------------------------------------------------------------------------------------------
زندگي كشيدن سيگاريست بين دو همخوابگي
----------------------------------------------------------------------------------------------------
يه روزي يه ترکه ميره خواستگاري بعد
باباهه ميگه مهريه 50 مليون بعد ترکه مبگه: اووو
شبي چند حساب کردين؟!!!
----------------------------------------------------------------------------------------------------
hosolomosorortomchokorodon
.
.
.
.
اين اس ام اس لب هاي شما رو شكل كون مرغ مي كنه و ارزش ديگري ندارد
----------------------------------------------------------------------------------------------------
از جلو دادن براتون راحت تره يا از عقب دادن ؟؟؟؟؟؟؟
.
.
.
.
.
.
سازمان نظر سنجي شركت واحد جهت ارائه بليط
----------------------------------------------------------------------------------------------------
هيچ وقت ارزو نكن ايدز مي گيري(قابل توجه مسعود)
پیام هایی برای گوشی های دزدیده شده
(مطالب جالب
)
کتاب های درسی
(مطالب جالب
)
|
چندی پیش در وزارات اموزش و پرورش بحثی به وجود امد که برای درک بهتر دانش اموزان،کتاب های درسی باید مطابق شرایط شهری دانش اموز باشد.برای مثال کتاب های دانش اموزان تهرانی این گونه تالیف شد: 1.ادبیات
|
کنکور نرگس
(مطالب جالب
)
سوالات امتحانی سینمایی
(مطالب جالب
)
ـ کدام گزينه نام فيلمی است از روبرتو روسيلينی فيلمساز مکتب نئورئاليست ايتاليا؟
۱) رم، شهر بیدفاع ۲) رم، شهر بیهافبک
۳) یونتوس، تيم بیفوروارد ۴) چهمیکنه اين دروازهبان
ـ در فيلم گنج قارون، شخصيت علی بیغم که نقش وی را مرحوم فردين بازی میکرده است، در جايی از فيلم آواز میخواند: «اومدم از هند اومدم با ... اومدم» گزينهی مناسب برای پر کردن جای خالی کدام است؟
۱) پژو ۲۰۶ ۲) ماشين بنز
۳) اورانيوم غنیشده ۴) گاو مش حسن
ـ کدام گزينه نام فيلمی است از ابراهيم گلستان؟
۱) خشت و آينه ۲) پيک و آينه
۳) خاج و آينه ۴) دو پر آس
A/S/L Please !
(مطالب جالب
)
احکام گوزیدن:
(مطالب جالب
)
ديدگاه ستاره هاي هاليوود درباره جنگهاي اخير
(مطالب جالب
)
أنتوني هوبكينز
من از اينكه امريكائي هستم شرم ميكنم. اسرائيل مسوول اغاز اين جنگ است وتمام اين ويراني و خرابي از او و امريكاست
ويل سميث
هر دو طرف خطا كارند و لازم است اين كشتار تمام شود و شهروندان از اين سختي در امان باشند
أنجلينا جولي
عرب و مسلمانان تروريست نيستند بر جهانيان لازم است كه ضد اسرائيل متحد شوند
جورج كلوني
بر نامهايي چون بوش و رايس و بلر و اولمرت و شارون ، تاريخ لعن خواهد فرستاد
شون كونري
اينك با منطق قدرت سخن ميرانيم واي از آن روزي كه ضعيفتر باشيم
ميل گيبسون
يهوديان منشا جنگ در جهان هستند و ارزو دارم كه روزي نابود شوند
رالف فينس
گويا ما در جنگل زندگي ميكنيم. قوي ضعيف را مي درد ما برتر از عرب نيستم كه تحقيرشان كنيم
آل باتچينو
به تاريخ اسرائيل نگاهي بياندازيد تا مصدر ترور را در يابيد
داستن هوفمن
با وجود اسرائيل ديگر اثري از انسانيت باقي نمانده
كيانو ريفز
اگر عرب قويتر بود جهان را نابود مي كرد پس بايد نابودشان كرد
ريتشارد گير
عرب زشت ترين مخلوقات هستند واز حيوانات پست تر . ما ويهود اساس عالم هستيم پس مقارنه بين ما و انها جايز نيست
أرنولد شوارزينيگر
عرب همان تروريستها هستند و سعي اسرائيل بر اين است كه عالم را امنتر كند . اسرائيل به پيش
ساندرا بولوك
چيز زيادي از اين جنگ نميدانم ، تنها چيزي كه ميدانم اين است كه اين كشتارها نبايد استمرار پيدا كند و شهروندان دو طرف انسان هستند و نبايد به اين صورت كشته شوند
آقای هلالی!
(مطالب جالب
)
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، مداحي فرد مذكور كه از مداحان مشهور تهران است، به تازگي از سوي صداوسيماي جمهوري اسلامي نيز پخش ميشده است.
پرونده اين مداح كه برخي از مقامات نيز در جلسات وي شركت كردهاند، چندي پيش، از سوي برخي مراجع نظارتي پيگيري شده بود.
گفته ميشود، يكي از نهادهاي امنيتي، پيش از اين به مديريت سازمان صداوسيما درباره ترويج بيرويه عوامگرايي در مذهب هشدار داده بود.
مراجع تقليد نيز بارها نارضايتي خود را از عملكرد تعدادي از مداحان اعلام كرده و خواستار جلوگيري از انحراف فرهنگ ديني توسط آنان شده بودند.
برخي از مداحان مشهور، از جمله حاج منصور ارضي نيز به تازگي اين مداح متخلف را طرد کردهاند.
وي در واکنش به تکثير CD مذکور اظهار داشته که اين تصاوير مربوط به همسر دوم و قانوني و شرعي وي بوده و به دليل اختلافات خانوادگي منتشر شده است بد نيست بدانيد كه هلالي در ماه محرم سال گذشته در حسينيه امام خميني و درجوار رهبر علي خامنه اي اذن جهاد مي خواست تا تمامي بدحجابانرا در مملكت امام زمان از دم تيغ بگذراند از لینک زیر فیلم کوتاه این شخص را ببینید که پخش شده
آخر سریال نرگس چه می شود؟
(مطالب جالب
)
راسته بعدا خودتون میبینید
كاربران ايراني از اينترنت چه خواستهاند؟!
(مطالب جالب
)
همزمان با فراگير شدن پديده اينترنت در جهان، آمار و ارقام، حكايت خوشي از جهان سوم و شيوههاي استفاده از شبكه اينترنت ندارد.
بنا بر آمارهاي موجود سرانه استفاده از اينترنت، ايران در خاورميانه، رتبه دوم را از آخر جدول دارد و عربستان پس از ايران؛ يعني در آخر جدول است. از طرفي با در نظر داشتن اينكه سرعت دانلود در ايران به سختي از مرز 8 كيلوبايت در ثانيه ميگذرد و نيز با توجه به سياستهاي فرهنگي كه در قلمرو اينترنت با فيلتر كردن بسياري از سايتهاي غيراخلاقي نمود پيدا كرده است، پژوهشهايي كه درباره موارد استفاده از اينترنت ايرانيان و به طور كلي مسلمانان صورت گرفته، بسيار شرمآور است.
بنا بر اين گزارش، از چندي بيش جستجوگر Google نسخه آزمايشي Google trends را روي شبكه قرار داده كه با آن، ميتوان دريافت كدام كلمه در كدام نقطه دنيا در كدام بازده زماني و چند بار جستجو شده است.
براي مثال؛ وقتي كلمه «Sex» براي سنجش ميزان مراجعان به اين واژه، سرچ ميشود، نتيجه، بسيار حيرتآور و ناراحت كننده است: نام كشورهاي پاكستان، مصر، ويتنام، ايران، هند، مراكش، عربستان، تركيه، فيليپين و لهستان به ترتيب نمايش داده ميشود. ايران در اين رتبهبندي كشور چهارم شده است و جالب آنكه شش كشور از اين ده كشور مسلمان هستند و هنگامي كه كلمات ديگر كه بر قلم جاري كردن آنها موجب شرم است، امتحان ميشود، ميبينيم كه ايران در كمال غرور و روسفيدي در مقام نخست است و پس از آن، كشورهاي مسلمان نسبت به ديگر كشورها كه به نوعي مهد پورنو هستند، طلايهدار اين مسابقه هستند.
گفتني است، كشورهاي مسلمان و از جمله ايران، بسيار ديرتر از كشورهاي بلوك شرق و غرب به اينترنت دست پيدا كردهاند و چنين لجامگسيختگي فرهنگي بزرگي كه در كشورهاي اسلامي به چشم ميخورد، هيچ تفسير و توجيهي نخواهد داشت، جز مقدمات پديد آمدن آندلسي ديگر.
نگاه زنانه و نگاه مردانه
(مطالب جالب
)
ورود به اتاق!
وقتی مردی وارد اتاق جديدی می شود نقطهای را انتخاب می کند، به طرف آن می رود به چيزی نگاه می کند و بعد به چيز ديگر و بعدش باز به چيزی ديگر. اين کار را ادامه می دهد تا به تدريج تصويری از محيط بسازد. برعکس وقتی يک زن وارد همان اتاق می شود در يک نگاه سريع، تقريباً خود به خود به خيلی چيزها نگاه می کند و تمام اتاق را به يکباره میبيند
. او به رنگ ديوارها، عکسها و اين که اتاق چگونه تزيين شده دقت میکند سپس وقتی تصويری از کل محيط دارد، يک نقطه را برای نشستن انتخاب میکند. وقتی زن و مردی وارد يک نمايشگاه میشوند شما میتوانيد تمرکز مردانه را هنگامی که يک مرد بسيار سريع و هدفمند از يک غرفه به غرفه ديگری میرود ببينيد، در عوض زن انگار همه چيز را در درون خود جای می دهد و سپس به اکتشاف و تجسس جزئيات می پردازد.
کيفهای زنانه؛ کيفهای مردانه!
زنان اغلب از کيفهای بزرگ و سنگين با روکشهای زيبا استفاده میکنند و در عوض کيف مردان سياه يا قهوهای و مخصوص حمل وسايل کاملاً ضروری مانند: گواهينامه رانندگی، کارت ماشين، اسکناس و... است.
در کيف خانمها هر چيزی را که احتمالاً خودش يا ديگران ممکن است به آن احتياج داشته باشند، ميیتوان پيدا کرد. قرص سرماخوردگی، قرصهای مسکن يا ويتامين، سنجاق سر، آئينه، ناخنگير، مداد، خودکار، کاغذ، دستمال کاغذی، دسته کليد، مسواک، خميردندان، يک آلبوم کوچک، چای کيسهای، کتاب جيبی مورد علاقه، عينک آفتابی، سوهان ناخن و دهها وسيله ريز و درشت ديگر. کمتر مردی می تواند يک روز با چنين کيفی سر کند!
مکالمه با تلفن!
مردها در حين صحبت با تلفن دوست ندارند با کس ديگری صحبت کنند، انرژی مردانه خواهان آن است که در يک لحظه بر روی يک موضوع متمرکز شود، در حالی که يک زن قادر است با تلفن صحبت کند، از سوختن شام جلوگيری کند، بچهاش را آرام کند، متوجه شود شوهرش به او چه می گويد و... هوشياری منبسط او اجازه می دهد تا مراقب چيزهای زيادی باشد.
رانندگی !
رانندگی اتومبيل وضعيت ديگری است که اين تفاوتها را آشکار می سازد. هرگز سعی نکنيد با مردی که در حال رانندگی است گفت و گوی خصوصی داشته باشيد.
تمرکز يک مرد در رسيدن به هدفش در مؤثرترين شيوه ممکن است اما متأسفانه زنها گوش ندادن مردها را بد تعبير می کنند يا خيال می کنند توجهی به آنها ندارند! اما کداميک از اين ديدگاهها بهتر است؟ بديهی است هر دو طرز تلقی می تواند صحيح و درست باشد. ديدگاههای همديگر را بشناسيم و ارتباط مؤثرتری برقرار کنيم.
ورنی یا صندل مسعله این است ؟!
(مطالب جالب
)
احکام چت در اسلام
(مطالب جالب
)
-------------------------------------------------------------
اگر مردي و زني به قصد چت خصوصي وارد مسنجر شوند ، واجب است كه قبل از شروع چت ، صيغهء حلاليت مجازي بين آن دو جاري شود . اين صيغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار مي گيرد تا با كليك به روي آن به صورت خودكار جاري گردد . كليك كردن هر دو نفر مستحب است .
بديهي ايست كه اين صيغه ، تنها تا باز بودن پنجرهء چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره ، چه سهون و چه عمدن ، صيغه خود به خود فسخ مي گردد. اين نوع صيغه فقط مختص زنان بيوه مي باشد .
زنان بيوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجرهء چت يا بيشتر از آن نيستند .
دختران و زنان متاهل فقط مي توانند از صيغهء مجازي محرميت استفاده كنند و حق استفاده از صيغهء مجازي حلاليت را ندارند ( چت در حد سلام و احوالپرسي و با درصد اروتيك كمتر ) .
صيغهء مجازي محرميت ، همچون صيغهء مجازي حلاليت ، به صورت لوگو در محل مناسب قرار خواهد گرفت . تمام احكام جاري شدن و فسخ اين دو نوع صيغه يكسان مي باشد .
مردان متاهل حق باز كردن بيش از چهار و مردان مجرد پنج پنجرهء توامان چت را ندارند . فرستادن هر نوع ايكون بعد از جاري شدن صيغه حلال مي باشد . چنانچه ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، اين ايكون حرام زاده بوده و احكام ايكون هاي حرمزاده در مورد آن مصداق دارد .
اگر به هر علت غير ارادي ، مثل وقوع زلزله ، تسك كردن ناگهاني سيستم ، قطع شدن كانكشن يكي از دو طرف و قس الي الهذا ، ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، احكام ايكون هاي حرامزادهء مشبهه بر آن صادق است .
بستن پنجرهء چت به اختيار مردان مي باشد . چنانچه زني قبل از مرد اقدام به بستن آن بكند ، واجب است تا 4 روز عدهء پنچرهء بسته شده را به جا بياورد . قبل از پايان عده ، حق چت با هيچ ذكور ديگري را ندارد .
چنانچه زن متاهلي با يا بدون جاري شدن صيغهء مجازي حلاليت اقدام به چت با مردي بكند ، اين چت به منزلهء زناي محصنهء مجازي بوده و حد سنگسار مجازي بر او لازم مي گردد .
اگر مردي اقدام به چت با زني متاهل بنمايد ، با علم به متاهل بودن زن ، حتي در صورت جاري شدن صيغهءمجازي حلاليت حد تعزيري شلاق اينترنتي بر او لازم مي گردد .
زنان و مردان مشمول صيغهء مجازي حلاليت ، در صورت چت كردن بدون جاري نمودن صيغه ، در بار اول و دوم و سوم به حد تعزيري شلاق اينترني محكوم شده و در صورت تكرار در بار چهارم مصداق مفسد ( ه ) في النت بوده و اجراي حكم اعدام اينترنتي بر آنان لازم است .
سکس و فحشا چین را به زانو در آورد!
(مطالب جالب
)
در راستای اطلاع رسانی به جوانان عزیز مطالبی را در مورد مسایل جنسی در وبلاگ میذارم
به امید آنروز که مسایل جنسی رو همه جوانان بدانند!
سریال نرگس
(مطالب جالب
)
.سریالی که حداقل 20 میلیون نفر بیننده داره...!!!
و بیشتر به یه افسانه شباهت داره!آخه کجای دنیا یه پسر مایه دار عاشق یه دختر فقیر میشه؟تازه اگرم بشه عاشق یه دختر فقیر ولی خوشگل میشه!اما بهروز قصه ما عاشق یه وزغ شده!
راستیاتش تصمیم گرفتم جهت ارج نهادن به همه کارگردان ها و نویسنده ها و بازیگران سریال های ایرانی ? آبگوشتی وسایل و بازیگران لازم جهت ساخت یه سریال ایرانی را اعلام کنم.واسه همین نیازمند چند تا شخصیت بودم که اون دوستانی که فکر میکنن توانایی بازی در نقش های زیر را دارند میتونند تا پایان وقت اداری روز سه شنبه به تلفن همراه بنده مراجعه کرده!!! و اعلام آمادگی کنند تا من یه روزه معروفشون کنم!بدین وسیله بازیگران مورد نیاز به شرح زیر اعلام میگردند:
فوق العاده!!
(مطالب جالب
)
آژانس و تاکسی تلفنی "نکبت"
(با مجوز رسمی از مؤسسه نکبت)
با کادری شوت و خودروهای از رده خارج آماده ی راه رفتن روی اعصاب شما مشتریان عزیز است!!!
با مدیریت نکبت زاده *** هم الکلی و هم معتاده
رانندگان : هوشنگ و مهرتاش*** برادران اراذل و اوباش!
Rتخفیف ویژه و تسهیلات *** برای معتادین و الوات!
تلفن (') : سیصدو سی و چار *** کوفت و زهرمار!
![]()
![]()
![]()
حرفه ها را بهتر بشناسیم
(مطالب جالب
)
حسابدار : کسي است که قيمت هر چيز را ميداند ولي ارزش هيچ چيز را نمي داند.
بانکدار: کسي است هنگامي که هوا آفتابي است چترش را به شما قرض مي دهد و درست تا باران شروع مي شود آن را ميخواهد.
مشاور: کسي است که ساعت شما را از دستتان باز مي کند و بعد به شما مي گويد ساعت چند است.
سياستمدار: کسي است که مي تواند به شما بگويد به جهنم برويد منتها به نحوي که شما براي اين سفر لحظه شماري کنيد.
قتصاددان: کسي است که فردا خواهد فهميد چرا چيزهايي که ديروز پيش بيني کرده بود امروز اتفاق نيفتاد.
روزنامه نگار: کسي است که 50% از وقتش به نگفتن چيزهايي که مي داند مي گذرد و 50% بقيه وقتش به صحبت کردن د ر مورد چيزهايي که نمي داند.
رياضيدان : مرد کوري است که در يک اتاق تاريک بدنبال گربه سياهي مي گردد که آنجا نيست.
هنرمند مدرن: کسي است که رنگ را بر روي بوم مي پاشد و با پارچه اي آن را بهم مي زند و سپس پارچه را مي فروشد.
فيلسوف : کسي است که براي عده اي که خوابند حرف مي زند.
استاد : کسي است که کاري ندارد ولي حداقل مي داند چرا.
روانشناس : کسي است که از شما پول مي گيرد تا سوالاتي را بپرسد که همسرتان مجاني از شما مي پرسد.
معلم مدرسه : کسي است که عادت کرده فکر کند که بچه ها را دوست دارد.
جامعه شناس : کسي است که وقتي ماشين خوشگلي از خيابان رد مي شود و همه مردم به آن نگاه مي کنند ، او به مردم نگاه مي کند.
برنامه نويس: کسي است که مشکلي که از وجودش بي خبر بوديد را به روشي که نمي فهميد حل مي کند.
سکس خیابانی پاریس
(مطالب جالب
)
صدای مظفر الدین شاه
(مطالب جالب
)

شخصیت امروز قهرمانان کتابها
(مطالب جالب
)
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آمد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.
براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.
قوانین مورفی
(مطالب جالب
)
1- اگـر قـرار بـاشه كاري خراب بشه و درست پيش نره، حتما خراب مي شـه آن هـم در نامناسبترين زمان!
2- اگر احتمال داشته باشه چندين كار خراب بشه، آن كـاري كه بيشترين ضرر را خواهد زد درست پيش نخواهد رفت!
3- همه چيز در حال بدتر شدن است!
4- لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر و وخيمتر خواهد شد.
5- احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن!
6- همه كارها بيشتر از آنچه تصور ميكنيد بطول خواهد انجاميد!
7- اگر شما تصميم به انجام كاري ميگيريد پيش ازآن لازم است ابتدا كار ديگري را انجام دهيد!
8- هر راه حلي مشكل جديدي پديد مي آورد!
9- شما هنگام صبحانه خوردن هيچگاه نميتوانيد تعيين كنيد كدام طرف نان را بايد كره بزنيد!
10- هرگاه جسم بـا ارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان ميرود (حلقه برليان يا داخل سطل زباله مي افتد و يا در چاه فاضلاب)!
11- شما هر موقع دنبال چيزي مي گرديد هـميشه در آخـرين مـكاني كه آن را جستجو ميكنيد مي يابيدش!
12- هيچ اهميتـي ندارد كه شما به چه اندازه دنبال جنسي بگرديد به محض آنكه آن را خريديد آن را در مغازه اي ديگر ارزانتر خواهيد يافت!
13- همواره در خيابان در هنگام رانندگي ماشينها در لاين ديگر سريعتر حركت ميكنند!
14- زماني كه دستگاه معيوب خود را نزد تعميركار مي بريد كاملا بي عيب و درست كار خواهد كرد!
15- هر فردي راهي براي ثروتمند شدن در ذهنش دارد كه عملي نميباشد!
16- هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي و يا چاق كننده!!
17- هر كسي پول بيشتري دارد حكمراني ميكند!!
18- هيچ عمل نيكي بدون مجازات نخواهد ماند!!
19- هرگاه شما چيزي را در جاي امني قرار ميدهيد تا گم نشود ديگر هيچگاه نميتوانيد پيدايش كنيد!
20- در ورزش گلف بهترين ضربه ها هميشه زماني زده ميشود كه تنها باشيد و بدترين آن هنگامي كه در جمعي بازي مي كنيد و يا با فردي بازي ميكنــيد كه ميخواهيد او را با بازي خود تحت تاثير قرار دهيد!!
21- هر چيزي را كه مي خواهيد، نميتوانيد داشته باشيد و آنچه را كه داريد نميخواهيد!
22- احتمال آنكه كاري را كه انجام ميدهيد ديگران ببـينند نـسب مسـتقيم دارد با ميزان احمقانه بودن كار شما!
23- سنگين بودن ترافيك نسبت مستقيم دارد با ميزان عجله شما براي زود رسيدن به مقصد!
24- هنگام ورود به پمپ بنزيـن جـايگاهـي را كه انتخاب مي كنيد هميشه طولاني تر از جايگاه هاي ديگر خواهد بود.
25- هيچ اهميتي ندارد من كجا ميروم، من آنجا هستم!
26- هر كسي ميتواند مدرك دانشگاهي بگيرد اما صاحب عقل نخواهد شد!
27- زباله از خلاء بيزار است آنقدر انباشته ميگردد تا فضاي موجود را پر كند!
28- هرگاه كفش نو را براي اولين بار به پا كنيد همه پايشان را روي آن خواهد گذاشت!
29- زماني كه مي خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك كنيد هميشه لكه سمت ديگر شيشه ميباشد!
30- قانون بقاء كثيفي: براي تميز كردن هر چيزي چيز ديگري بايد كثيف گردد!!
31- اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد و خيلي هم خوشايند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد!
32- اگر حق با شما باشد هيچكس حرف شما را باور نخواهد كرد!
33- قوانين مانند تار عنكبوت مي باشند تنها افراد ضعيف و فقيران به دام آن ميافتند در صورتي كه ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره كرده و ميگريزند!!
34- دو عنصر در طبيعت فراوان ميباشند: يكي هيدروژن و ديگري حماقت!!
35- جاده رسيدن به موفقيت همواره در دست ساختمان است!
36- هرگاه چيـزي را دور بياندازيد به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا خواهيد كرد!
37- كار تيمي همواره ضروري مي باشد چون به شما اجازه مي دهـد تـا در صورت بروز مشكل فرد ديگري را نكوهش كنيد!
38- احتـمـال آنـكه طـرف ناني كه به آن كره ماليده شده است بروي فرش بيافتد نسبت مستقيم دارد به قيمت فرش!
39- شما هيچگاه نمي توانيد با نگاه كردن به خطـوط راه آهـن، بـگويـيد كه قطار از كدام سمت خواهد آمد!
40- 0 = ثابت = عقل*زيبايي*در دسترش بودن
(معادله يـافتـن همسر بـه ايـن مفـهوم كـه هيـچ دختـر و زني وجود ندارد كه هر سه اين خصوصيات را دارا باشد)!!
41- ماشيني كه روبروي شما در حركت است هميشه سرعتش از شما كمتر است!
42- هر چه عقيده اي مسخره تر باشد احتمال موفقيت آن بيشتر مي باشد!!
43- افرادي كه مي توانند بهترين نصيحت ها را بكنند، نصيحت نمي كنند!!
44- دود سيگار هـمواره به سمت افراد غيـر سيـگاري حـركت خواهد كرد، بدون توجه به سمت وزش باد!
45- جاي پارك مناسب ماشين هميشه سمت ديگر خيابان ميباشد!
46- براي هر عملي يك انتقاد برابر و مخالف آن وجود دارد!!
47- دوستان مي آيند و مي روند اما دشمنان انباشته ميگردند!
48- هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد كه علت تاخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد!
49- تقريبا داخل شدن به كاري از خارج شدن از آن آسانتر است!
50- هيچ چيز هيچگاه بهتر نشده و نخواهد شد!
آقای جک
(مطالب جالب
)
آقاى جک، رفته بود استخدام بشود . صورتش را شش تيغه کرده بود و کراوات تازه اش را به گردنش بسته بود و لباس پلو خورى اش را پوشيده بود و حاضر شده بود تا به پرسش هاى مدير شرکت جواب بدهد .
آقاى مدير شرکت، بجاى اينکه مثل نکير و منکر از آقاى جک سين جيم بکند، يک ورقه کاغذ گذاشت جلوش و از او خواست تنها به يک سئوال پاسخ بدهد . سئوال اين بود :
"شما در يک شب بسيار سرد و طوفانى، در جاده اى خلوت رانندگى ميکنيد، ناگهان متوجه ميشويد که سه نفر در ايستگاه اتوبوس، به انتظار رسيدن اتوبوس، اين پا و آن پا ميکنند و در آن باد و باران و طوفان چشم براه معجزه اى هستند .يکى از آنها پير زن بيمارى است که اگر هر چه زود تر کمکى به او نشود ممکن است همانجا در ايستگاه اتوبوس غزل خداحافظى را بخواند . دومين نفر، صميمى ترين و قديمى ترين دوست شماست که حتى يک بار شما را از مرگ نجات داده است . و نفر سوم، دختر خانم بسيار زيبايى است که زن رويايى شماست و شما همواره آرزو داشته ايد او را در کنار خود داشته باشيد . اگر اتومبيل شما فقط يک جاى خالى داشته باشد، شما از ميان اين سه نفر کداميک را سوار ماشين تان مى کنيد؟؟ پيرزن بيمار؟؟ دوست قديمى؟؟ يا آن دختر زيبا را؟؟ جوابى که آقاى جک به مدير شرکت داد، سبب شد تا از ميان دويست نفر متقاضى، برنده شود و به استخدام شرکت در آيد.
راستى، ميدانيد آقاى جک چه جوابى داد ؟؟ اگر شما جاى او بوديد چه کار ميکرديد ؟؟
و اما پاسخ آقاي جک:
آقاى جک گفت : من سويچ ماشينم را ميدهم به آن دوست قديمى ام تا پير زن بيمار را به بيمارستان برساند، و خود من با آن دختر خانم زيبا در ايستگاه اتوبوس ميمانم تا اتوبوس از راه برسد و ما را سوار کند.
انجمن تنبلان:
(مطالب جالب
)
۱.سعي كنيد روزها استراحت كنيد تا شبها راحت بتوانید بخوابيد
۲.در نزديكي تخت خوابتان صندلي بگذاريد تا اگر از خواب بيدار شديد روي آن
نشته و استراحت كنيد
۳.ايستادن به رفتن، نشستن به ايستادن وخوابيدن به نشستن اولويت دارد
۴.جايي كه ميتوانيد بنشينيد چرا مي ايستيد؟
۵.كار امروز را به فردا موكول كنيد و كار فردا را به پس فردا
۶.اگر حس كار كردن به شما دست داد كمي صبر كنيد تا اين حس از شما بگذرد
۷.از همه دير تر سر سفره رفته و زودتر بلند شويد تا زحمت چيدن و جمع كردن
سفره به شما تحميل نشود
۸.براي كار هميشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشويد
۹.در ميهماني ها حتما با خود بالش ببريد شايد فرصتي براي استراحت بدست
آورديد
۱۰.به خواب نگوييد كار دارم به كار بگوييد خواب دارم
طنز سیاسی
(مطالب جالب
)
گويا اين حاج خانم محترمه، بعد از نوشتن كتاب و مقالات متعدد در باب كرامات آقاي احمدينژاد و دولت كريمهاش، در جديدترين تئوري خود، پيشنهاد دادهاند، قاضي پرونده اخلال در سخنراني هاشمي در قم، به جاي محاكمه چهار نفر متهم پرونده، به پرونده چهار نفر ديگر رسيدگي كند. چهار نفري هم كه به مدعيالعمومي فاطمه خانم رجبي، قرار است به اتهام خيانت به كشور محاكمه شوند اينها هستند: هاشمي، خاتمي، كروبي و روحاني!
توضيح واضحات: بديهي است كه هرگونه تشابه اسمي ميان اين هاشمي، خاتمي، كروبي و روحاني با آن هاشمي، خاتمي، كروبي و روحاني كه پستهاي مهمي در جمهوري اسلامي داشته و دارند، اتفاقي است.
شعار هفته: فائزه، فائزه، خدا نگهدار تو!
دستمالِ چند كاره
بزرگ عدالت گستر زميني، با سوابق استانداري آنچناني و خاراندن پاچههاي اينچنيني، مولانا و مقتدانا رحيمي، رئيس ديوان محاسبات كشور اعلام كرد كه چون با دستمال كثيف نميتوان شيشهها را پاك كرد؛ بنابراين، ديوان محاسبات كشور همه ارتباطات خود با وزارتخانهها را قطع كرده است تا يك وقت خداي ناكرده، دستمال تنظيف اين ديوان كثيف نشود.
ما ضمن ارسال يك احـــــــــســـــــــــنـــــــــت خيلي بلند و تميز به خاطر اين تصميم خردمندانه، ميخواستيم بپرسيم اين دستمال فقط از ارتباط با وزارتخانهها و دولت كثيف ميشود، يا تماس دايم آن با احزاب و گروهها (رويم به ديوار، فرض كنيد شوراي هماهنگي...!) هم ممكن است آن را آلوده كند؟
استغفرالله مما جري بالقلم!
شكايت نداشتيم
واقعا حيف است، آدم چيزي از آقاي رحيمي بخواند و از آقاي جاسبي نخواند، چراكه از قديم گفتهاند: «چون كه صد آمد نود هم پيش ماست» (اين 100 و 90 كه گفته شد، هيچ ربطي به آمار و اقتصاد و پول و اين چيزها نداشت!)
عبدالله جاسبي اعلام كرد: ما در كنكور دانشگاه آزاد شاكي نداشتيم. اين در حالي است كه هر كس يك بار از جلوي دانشگاه آزاد هم رد شده باشد، نسبت به نحوه مديريت آن شاكي است، چه رسد به نحوه برگزاري آزمون. از سوي ديگر، از آنجا كه اين «پيرمدير» جمهوري اسلامي امكان ندارد كه سخن نادرست و كذب بگويد، تحليل اين گزارهها بغرنج ميشود.
بگذريم. در «وقايع اتفاقيه»، خفيفهنويس دوران قاجار نقل ميكند كه گروهي از مردم شيراز با هزار مشقت و بدبختي ميروند، پيش ناصرالدين شاه به تظلمخواهي از دست حاكم فارس. شاه دستور ميدهد كه يك صندوق شكايت در مسجد جامع شهر بگذارند تا از آن بهبعد مردم عريضههايشان از دست حاكم را بيندازند آن تو و هر از چندي يك فرستاده مخصوص نامهها را ببرد طهران، دارالحكومه. مدتها ميگذرد و هيچ عريضهاي داخل صندوق نميافتد. چون حاكم هم يك فراش قلچماق با تازيانه نصب كرده بوده كنار صندوق!
Catch me if you can
من از اين برادرهاي گمنام تقاضا دارم يك لطفي بكنند و برخي از فعالان(!) سياسي را پيش از اينكه بيشتر از اين خودشان را انگشتنماي خلق كنند، چند روزي بازداشت كنند. به خدا ثواب دارد، راه دوري نميرود. مثلا همين برادر سحرخيز خودمان! اين بندهخدا خودش را هلاك كرد و به زمين و زمان، بد و بيراه گفت تا بلكه چند روز بازداشت شود و بعد ـ اگر خدا قبول كند! ـ برود ممالك خارجه، بخشي از رهبري اپوزيسيون را رسما عهدهدار شود، ولي انگار هيچكس متوجه نيست.
انصاف هم خوب چيزي است والله! حالا درست است كه امثال اين بابا، همچين درشت نيستند؛ ولي از اميرعباس فخرآور كه كوتولهتر نيستند. حالا آمديم پسفردا در انتخابات انجمن صنفي هم رأي نياوردند، نميشود كه خداي ناكرده از گرسنگي تلف شوند؛ يعني خدا را خوش ميآيد؟
نامهاي براي چمران
مهدي چمران، رئيس شوراي شهر تهران، اعلام كرد: «انتخاب شهردار توسط وزارت كشور، با قوانين و مقررات فعلي، بازگشت به عهد دقيانوس است».
در پي انتشار اين خبر، پيام زير براي آقاي چمران ارسال شد.
از: امپراطور بزرگ، دقيانوس
به: شواليه مهديوس چمرانوس
آقاي مهديوس چمرانوس
به اطلاع ميرساند، در دوران امپراطوري اينجانب هرچند متاسفانه ظلم و تعديهايي در حق مردم اعمال ميشد اما هرگز شهردار از طرف حكومت منصوب نميشد. براي آگاهي بيشتر به استحضار ميرساند در دوره امپراطوري ما، مردم شوراي شهر را انتخاب ميكردند و آنها هم شهردار را منصوب ميكردند و بعد از مدتي وي را معزول كرده و در قفس شير ميانداختند. دخالت حكومت در اين فرآيند صرفا در حد تهيه قفس و شيرهاي گرسنه بود و لاغير.
خواهشمند است از اين پس در دعواهاي بين شوراي شهر و مجلس و وزارت كشورتان، پاي اينجانب را وسط نكشيد و هي ما را در گور نلرزانيد. خدا را خوش نميآيد!
مويد باشيد!
اسدوس قفسوس دقيانوس
معدن سنگپا
رئيس اتحاديه فروشندگان گوشي همراه و سيمكارت اعلام كرد كه باعث و باني افزايش قيمت اخير گوشيهاي تلفن همراه، مطبوعات و خبرگزاريها هستند! وي توضيح داد كه چون تاريخ واردات بسياري از اجناسي كه هماكنون در بازار موجودند، مربوط به قبل از افزايش تعرفه واردات گوشي تلفن همراه هستند، در نتيجه كسبه محترم ميخواستند آنها را بر همان مبنا بفروشند، ولي اين خبرگزايها و مطبوعات فلان فلان شده (فلان فلان شده از من است!) با انتشار و دامن زدن به خبر افزايش تعرفه، باعث شدند كه قيمتها بالا برود! ضمن اظهار خورسندي از اين همه اخلاقمداري در بين بازاريان و كسبه شاغل در حوزه موبايل و گوشي، در همين رابطه برخي مقصرهاي ديگر هم در آشفتهبازار موبايل معرفي ميشوند:
1ـ مسئول وجود بيش از پنجاه نوع گارانتي بياعتبار در بازار، چاپخانهها هستند، چون آنها برگههاي گارانتي را چاپ و تكثير كردهاند!
2ـ مسئول عوض كردن قطعههاي نو با كاركرده از طرف برخي تعميرگاهها و يا حتي شركتهاي خدمات پس از فروش گوشي تلفن همراه، پيچگوشتيها هستند، چون آنها باعث باز شدن گوشيها شدهاند!
3ـ مسئول قالب كردن گوشيهاي كاركرده به جاي گوشيهاي نو از سوي برخي از كسبه، عينكها هستند چون اگر آنها كارشان را درست انجام ميدادند، خريدارها ميفهميدند كه به رغم قسم حضرت عباس فروشندگان، جنس دست دوم است... .
دستانداز
تو را به خدا نبوغ و اخلاق حرفهاي را ميبينيد؟ از يك طرف قرار است، ما اين سه قاتل را از روي عكسهايشان شناسايي كنيم و به پليس خبر بدهيم و از سوي ديگر، اخلاق رسانهاي بروبچههاي فارس اجازه نميدهد، تصوير آنان منتشر شود. آه اي همكاران فارس... درود بر شما و اين هم تقديم به شما «ميان دو دلبر و دو دلم... !»

چند بهانه ي دخترا
(مطالب جالب
)
1. فاصله سنيمون خيلي زياده(يعني خيلي از مرحله پرتي)
2. من به تو علاقه به اون صورت ندارم(يعني خيلي بد هيکلي)
3. من الان تو موقعيت بدي هستم(يعني دلم يه جا ديگه گيره)
4. تقصير تو نيست تقصير منه (يعني عجب غلطي کردم با تو دوست شدم)
5. من تو دوستيمون از هيچ کاري دريغ نکردم(يعني هر غلطي خواستم کردم)
6. ديروز يه خواستگار دکتر داشتم (يعني زودتر بيا منو بگير)
7. من هميشه نماز مي خونم تو هم نماز بخون(يعني مثلا من خيلي دختر پاک و خوبيم بيا من دوست شو!)
طرز ترک دادن شوهر سیگاری 100 درصد عملی :
(مطالب جالب
)
- قانون شماره 1: هر روزي كه لباسهات بوي سيگار بده به يكي از مجازاتهاي زير (البته به انتخاب خودت) محكوم مي شوي:
1- شستن ظرفهاي ناهار و شام
2- خوردن هفت هشت ضربه ملاقه به سرت
3- دعوت مامانم اينا و داداشم اينا براي صرف ناهار(كه به احتمال 99 درصد براي صرف شام هم مي مونند!)
تبصره: البته مورد شماره 1 انحرافيه و نمي توني اون رو انتخاب كني، چون تو اين كار رو نه به عنوان مجازات بلكه به اين خاطر كه وظيفه ات است هر روز انجام مي دي!!
- قانون شماره 2: اگه توي جيبت كبريت يا سيگار پيدا كنم، يكي از چهار عمل زير رو باز هم به انتخاب خودت عملي مي كنم:
1- قهر مي كنم مي رم خونه مامانم اينا و بعد ده روز و پس از يه عالمه منت كشي برمي گردم خونه.
2- يك گردنبند، دستبند، النگو و يا يك مورد مشابه اينا به انتخاب خودم بايد برام بخري!!
3- خودت بگو با ملاقه بزنم يا كفگير؟!
4- با همون كبريت و به كمك مقداري مواد آتش زا تنبيهت مي كنم.
تبصره: خودت مي دوني من از اين سوسول بازيها خوشم نمي آد پس گزينه اول منتفيه، ديگه هم حوصله زدن با ملاقه تو سرت رو ندارم، چون همه ملاقه ها و كفگيرام كج و كنجول شدن و ديگه حيفم مي آد وسايل آشپزخونه رو خراب كنم، گزينه آخري هم وجداني خيلي خشونت داره و به علت اين كه بچه مون هفت سالشه و ديدن اين صحنه ها براي بچه هاي زير 12 سال مناسب نيست اين گزينه رو هم نمي توني انتخاب كني، پس فقط مي مونه گزينه دوم ...!!
- قانون شماره 3: در صورتي كه يقين حاصل كنم سيگار رو ترك كردي، مي توني يكي از موارد زير رو به عنوان جايزه انتخاب كني:
1- به مدت 24 ساعت از شستن ظرف، لباس و... هرگونه انجام كار در خانه معاف باشي.
2- به عنوان تلافي اين چند سال و چند هزار ضربه ملاقه، تو هم يك بار با ملاقه بزني تو سرم!
تبصره: گزينه اول الكيه و نمي توني انتخابش كني، چون مي ترسم بد عادت بشي و تنبل و تن پرور بار بيآي!!
اگه هم جرأت داري گزينه دوم رو انتخاب كن!!
"با تشكر، همسر مهربان و دلسوزت!!"
- بازم همون خانومه: شوهرم بعد يك هفته به اين نتيجه رسيد به نفعشه سيگار رو ترك كنه! (چون با سر بانداژ شده باید از خونه بیرون می رفت و جیبش شده بود پر چک برگشتی)
يك كلمه حرف جدي: جالبه بدونيد طي اين چند دقيقه اي كه شما اين مطلب رو مي خونديد ۱ نفر در كشورمون به خاطر مصرف سيگار و عوارضش فوت كردند... چون بنا به گفته معاون سلامت وزارت بهداشت متأسفانه در هر دو دقيقه و نيم، يك ايراني بر اثر مصرف سيگار و عوارضش فوت مي كند... آقایون زن دار نکشید ضرر داره حتی مجردها هم نباید بکشند چه برسه به شماها من که خودم نمیکشم تا حالا هم لب نزدم نمیدونم چه لذتی داره این لا مصب... تا قاطی نکردم فعلا خدا حافظ!
شنیدنی
(مطالب جالب
)
بوش ميگويد: «اسرائيليها حق دارند از خودشان دفاع كنند» و بلر هم حرفهايي ميزند كه حتي از دهان بوش هم احمقانه به نظر ميرسد، چه رسد به بلر كه در ظاهر به سفاهت بوش نبود!
از همه اينها جالبتر، مواضع منفعلانه و يا حتي متمايل به اسرائيل جامعه روشنفكري ايران است. اين بندگان منور خدا، آنچنان با ايدئولوژي حاكم بر جمهوري اسلامي و رسانه ملي دشمن هستند كه انگار جدي جدي اگر جمهوري اسلامي اعلام كند، ماست سفيد است، آنان بيانيه ميدهند كه نخير، سياه است! البته شايد گناهي هم در اين مسئله نداشته باشند و آن قدر در اين سالها عادت كرده باشند، زبان ايدئولوژيك جمهوري اسلامي را به زبان خودشان ترجمه كنند كه ناخودآگاه اخبار جديد را هم «ترجمه» كرده باشند. مثلا اين طوري:
«مبارزان فلسطيني يك سرباز اسرائيلي را به اسارت گرفتند»؛ ترجمه ميشود به «ستيزهجويان فلسطيني يك جوان اسرائيلي را به گروگان گرفتند».
«آنان اعلام كردند، سرباز اسرائيلي را در صورتي آزاد خواهند كرد كه كودكان زير هجده سال فلسطيني، كه در اسارت اسرائيليها هستند، آزاد شوند»؛ ترجمه ميشود به «آنان اعلام كردند، اگر اسرائيل، تروريستهاي فلسطيني جواني را كه در بازداشت دارند، فورا آزاد نكنند، سر جوان اسرائيلي را خواهند بريد».
«ارتش اسرائيل به مناطق مسكوني فلسطين و لبنان حمله كرد و تا به حال 120 نفر از مردم به قتل رسيدهاند»؛ ترجمه ميشود به «ارتش اسرائيل در نبردي تن به تن با تروريستهاي عرب، تلفاتي را به آنان وارد كرد».
«حزبالله لبنان به تلافي حملات اسرائيل به يك ناوچه جنگي اسرائيلي حمله برد و آن را غرق كرد»؛ ترجمه ميشود به «حزبالله به يك كشتي اسرائيلي حمله كرد و تمام سرنشينان و خدمه آن را به قتل رساند».
دارمت زيدان، برو دارمت!
هر وقت ما از يكي خوشمان آمد، اين برادرهاي ارزشي و اصولگرا يك كاري ميكنند كه روزي صد بار بگوييم... !
مثلا سر جريان همين زينالدين زيدان كه ده دقيقه مانده به پايان جام جهاني 2006 آلمان با سر به سينه بازيكن بيادب ايتاليايي زد و كارت قرمز گرفت، آن قدر بعضي روزنامهها و نمايندههاي مجلس و ديگران، بهبه و چهچه راه انداختهاند كه جدي جدي باورشان شده كه با همين ضربه سر، آقاي زيدان قهرمان جهان اسلام است و از حيثيت يك ميليارد مسلمان دفاع كرده و... (چه بسا فردا پس فردا مجسمهاش را هم در ميدان توپخانه نصب كنند!) يك روز رئيس فلان كميسيون مجلس برايش نامه فدايت شوم مينويسد و يك شب سردبير بهمان روزنامه دولتي در باب حماسه زيدان قلم ميزند.
البته عزيزان آزادند كه در اين وانفساي بحران «توجه» و كمبود «قهرمان» از اين كارها بكنند، ولي لطفا ماجراي مشابهي كه در مجلس پنجم اتفاق افتاد از يادشان نرود. همان موقعي را ميگوييم كه براي يك نماينده زن محجبه در پارلمان تركيه مشكلاتي ايجاد شده بود و نمايندگان ما كار و زندگي خود را ول كرده و افتاده بودند، دنبال وكيله تركيه (عبارتي شد اين «وكيله تركيه»ها!) تا آنجا كه تظاهراتي هم در تهران به همين خاطر به راه افتاد و اگر نبود نطق اهانتآميزي كه آن بانوي محجبه كرده بود و فاتحه اين عزيزان را خوانده بود، بعيد نبود گروهي استحجابي(!) راه بيفتند بروند تركيه و... .
يادتان كه آمد؟
تونل رسالت
سرانجام تونل رسالت پس از هفت، هشت، ده سال گشوده شد و علاوه بر حل يكي از معضلات ترافيكي تهران، از اين به بعد عروس و دامادهاي تهراني هم از بلاتكليفي براي اجراي مراسم شيرين «عروسكشان» رها ميشوند.
در مراسم گشايش، رئيسجمهور، نماينده رهبري، شهردار تهران و بسياري از مقامات كشوري و لشكري و شهركي حضور داشتند كه همين، نشان از اهميت اجراي اين پروژه براي مسئولان داشت. به نظر خيليها، اين پروژه بسيار مهم بود و افراد نادري هم هستند كه تونل رسالت را نادره دوران و قابل قياس با تونل «مانش» ميدانند كه البته گروه دوم، پول و قدرت تبليغي بيشتري دارند و به دلايلي كه روشن است، من هم قاعدتا دوست دارم كه در گروه دوم باشم! با اين حال به جز يك عدد خودكار بيك و يك كاغذ كاهي، الان وسيله ديگري براي تبليغ و ارج نهادن به تونل سازان و شهرداران حامي اين پروژه (از كرباسچي تا قاليباف) ندارم و نهايتا ميتوانم مطلب زير را محض «قربت» تقديم كنم:
*دعاي ورود به تونل رسالت
نحمدك الله بنعمت افتتاح هذه التونل و نشهد ان هذا الافتتاح بعد من تسعه سنين ، هو معجزة وقع بيد الابيضاء عبدك الكار درست المحمد الباقر القاليباف (دامةقاليه) من البلد المشهد المقدس. اللهم نريد ان لا ريز سقفه اقلا بعد ثلاثه سنين و نميل ان لا نقف في اوله و وسطه و آخره. اللهم اغفر ذنوبنا و ذنوب طراح هذه التونل. و بحق هذه، اللهم عجل في الاتمام البرج الميلاد فهو كما مثل الميخ في عين شهرنا و مثل السيخ في حلق شهرنا. آمين يا رب العالمين.
ترجمه: خداوندا، تو را حمد و سپاس ميگوييم به خاطر افتتاح اين تونل و شهادت ميدهيم كه اين گشايش بعد از نه سال، معجزهاي است كه به دستان سپيد بنده كاردرستي از بندگان تو، به نام محمدباقر قاليباف از اهالي طرقبه شهر مقدس مشهد انجام يافت. خدايا از تو ميخواهيم كه اين سقف دست كم تا سه سال نريزد و آرزومند آنيم كه نمانيم در اول و وسط و آخر آن نمانيم. خداوندا، گناهان ما را بيامرز و گناهان كرباچسي را كه طراح اين كانال بود و تمام شهرداراني كه بعد از او آمدند و تمام عوامل و كارگران اين تونل را و به حق آن، در افتتاح برج ميلاد تعجيل فرما كه اين پروژه ناتمام مثل ميخي در چشم و سيخي در حلق شهر ما مانده است. آمين يا رب العالمين.
حل مسئله بنزين به روش نوين
«اين داستان كاملا تخيلي است و هرگونه تشابه اعمال و رفتار شخصيتهاي اين ماجرا، با آن ماجرا اتفاقي ميباشد».
اول كلي داد و بيداد به راه مياندازيم كه «يعني چي هر سال بنزين را گران ميكنيد؟ خدا را خوش نميآيد اين قدر به محرومان و مستضعفان ظلم ميكنيد... اي طاغوتيها! اي مرفهان بيدرد! اي خدانشناسها! اي مستضعفنشناسها! اي بنزيننشناسها!» بعد كمكم محبوبيت به دست ميآوريم و ميرويم مجلس.
آنجا بلافاصله با گران شدن بنزين مخالفت ميكنيم و حتي اعلام ميكنيم كه اگر به ما بود، بنزين را مفت مفت ميريختيم تو باك ماشين مردم و يك چيزي هم بابت حقالزحمه به صاحبان باكها تقديم ميكرديم. بعد داد و هوار دولت درميآيد كه اي بابا، با اين كار ما بيچاره ميشويم و در اينجا ما دولت را عامل گراني و به عنوان دشمن مردم معرفي ميكنيم. دوباره محبوبيتمان ميرود بالا و دولت را در دست ميگيريم و در اينجا متوجه ميشويم كه ارائه بنزين با اين قيمت ارزان چه دماري از دولت و به طور غيرمستقيم از ملت درميآورد. كمي وجداندرد مي گيريم، اما حاضر به كوتاه آمدن هم نيستيم.
بعد تصميم ميگيريم به عنوان راهحل، بنزين را جيرهبندي كنيم و در عين حال به طور جدي شايعه كوپني شدن بنزين را رد و «كارت هوشمند» را جايگزينش ميكنيم. پروژه كارت هوشمند خيلي طول ميكشد و بنزين همچنان به يكسوم قيمت آب خوردن ميرود به باكها و قاچاق ميشود به آن سوي مرزها.
بعد اعلام ميكنيم كه تا رسيدن كارت هوشمند، كوپن خواهد آمد و يك جيرهاي تعيين ميكنيم كه با آن هيچ صاحاب ماشيني تا خانه باجناقش هم نميتواند برود و ضمنا شايعه فروش بنزين مازاد به قيمت آزاد را تكذيب ميكنيم. بعد ميبينيم اينجوري نميشود و اعلام ميكنيم، كساني كه بنزين بيشتر ميخواهند، ميتوانند به قيمت آزاد بخرند، بعد... .
خدا بزرگ است!
معاون اول و نانو
با ابلاغ آقاي احمدينژاد، دكتر پرويز داودي، معاون اول رئيسجمهور، مسئول توسعه فناوري نانو در كشور شد. اين مطلب نشان ميدهد كه آقاي رئيسجمهور، حواسش به مسائل خيلي ريز، حتي در حد نانو هم هست و ضمنا در مورد اوقات فراغت معاونان خودش هم احساس مسئوليت ميكند.
دستانداز
به مناسبت روز زن، مسئول صفحه حوادث روزنامه «اعتماد ملي» سنگ تمام گذاشت.
تيتر بعضي از مطالبي كه در اين روز بسته شده بود:
«مرد جوان پس از نزاع با همسرش، خودكشي كرد».
«دستگيري زني در كرمانشاه كه در پوشش متكدي سرقت ميكرد».
و اين يكي كه جدا شاهكار است: «80 درصد زنان معاون در قتل هستند»!
آموزش خودکشی
(مطالب جالب
)
برای جنس مادينه:
« سوء استفاده از موش»
تخت خواب رو مرتب کنيد.
بريد زير پتو.
اتاق حتما کاملا تاريک و ساکت باشه.
حالا چشماتونو ببنديد و فرض کنيد يه موش خوشگل داره روی تنتون راه ميره.
خواهش میکنم جيغ نزنيد و بدون سر و صدا از وحشت زياد بميريد.
مرسی...
توی جهنم میبينمتون.
وقتي 4.5 نفر با هم يجا جمع ميشن چيکار ميکنن؟
(مطالب جالب
)
--------------------------------------------------------------------------------
توي فرانسه ، همه همزمان شروع به حرف زدن مي كنن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي ايتاليا ، در مورد مد عينك و لباس جديدشون بحث مي كنن!
-------------------------------------------------------------------------------
توي آلمان ، درباره ي سياستهاي دولت حرف مي زنن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي پاكستان ، يه باند قاچاق ترياك تشكيل ميدن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي عراق ، براي حمله به سربازهاي آمريكايي نقشه مي كشن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي افغانستان ، اگه پول نداشته باشن كار مي كنن و اگه پول داشته باشن مي خوابن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي آذربايجان ، يه بطري آب پرتقال مي خرن و با هم مي خورن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي مصر ، ميرن يه جا مي شينن قليون مي كشن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي امارات متحده ي عربي ، ۴ نفرشون دست مي زنن و يه نفرشون مي رقصه! یا میرن دنبال خانوم!!
--------------------------------------------------------------------------------
توي روسيه ، از همديگه رشوه مي گيرن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي ژاپن ، هيچوقت ۵ نفر دور هم جمع نميشن! چون هميشه حداقل ۳ نفرشون كار دارن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي هند ، يا با همديگه مي رقصن و يا ميرن سينما و رقص تماشا مي كنن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي كوبا ، هر وقت ۲ نفر يا بيشتر يه جا جمع بشن از كاسترو تعريف مي كنن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي كره جنوبي ، با هم يه شركت راه ميندازن و يه كالاي ژاپني رو كپي مي كنن!
--------------------------------------------------------------------------------
توی چین ، اینها که دیگه روی هر چی متقلبه کم کردن کافی یه چیزی یه جای دنیا ساخته شه 3 سوت نزده کپی میکنن
--------------------------------------------------------------------------------
توي مكزيك ، دو نفرشون دوئل مي كنن و يه نفرشون ناظر دوئل ميشه و دو نفر ديگه هم گيتار مي زنن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي ايران ، يا پشت سر بقيه غيبت مي كنن يا روزنامه راه ميندازن يا يه جلسه ي سخنراني ترتيب ميدن يا از حرف زدن و سوتي هاي همديگه ايراد مي گيرن يا يه نفرشون رو ميذارن وسط و ۴ نفرشون متلك بارونش مي كنن يا الكي مي خندن يا يه پيتزا فروشي باز مي كنن يا بدون هيچ صحبتي مي ايستن و چشم و سرشون رو مي چرخونن و مردم رو مي چرن يا يه شركت كامپيوتر و اينترنت راه ميندازن يا ميرن يه چت روم توي ياهو مسنجر مي سازن يا يه وبلاگ مثل کیوان بلاگ مي سازن يا گروه اينترنتي راه ميندازن
اگه می خواهید کیوان بلاگ زود به زود آپ بشه نظر بدید
چند تا خبر توپ
(مطالب جالب
)
خب حالا اجازه بدهيد يك حساب سرانگشتي داشته باشيم: فرض كنيم در عراق، بيست وزير وجود داشته باشند كه هر كدام، پنج معاون و سه مشاور داشته باشند. اينها را جمع ميزنيم با معاونان و مشاوران رئيسجمهور و نخستوزير كه ميكند، دستكم پانزده معاون و دوازده تا مشاور. بعد اينها را اضافه ميكنيم به نمايندههاي مجلس، كه دويست نفر ميگيرمشان.
حالا شروع ميكنيم به محاسبه محافظان و اول از نمايندهها شروع ميكنيم و براي هر كدامشان هفت محافظ در نظر ميگيريم: 1400=7*200.
صد نفر هم اضافه ميگيريم براي حراست از رئيس مجلس و هيأت رئيسه كه مجموعا ميشوند، 1500 نفر محافظ براي مجلسيون.
حال ميرسيم، سروقت معاون وزيرها. با احتساب اينكه وزير برق يك كشور مقام امنيتي به شمار نميرود و معاونش هم بهكذا، اما از خبري كه آمد، درمييابيم كه معاون وزير برق عراق، نوزده محافظ داشته. در نتيجه ما بايد به طور متوسط، حداقل بيست محافظ براي هر معاون وزير و ده معاون براي هر مشاور وزير و 35 محافظ براي هر وزير داشته باشيم:
تعداد محافظان وزرا: 700=20×35
تعداد محافظان معاونان وزرا: 2000=20×5×20
تعداد محافظان مشاوران وزرا: 600=10×3×20
حاصل جمع اين قسمت: 3300=600+700+2000
خلاصه آنكه اگر بخواهيم به همين صورت تعداد محافظان را براي دولت و مجلس و قوه قضائيه عراق حساب كنيم، دستكم ده، پانزده هزار نفري از پرسنل نظامي و امنيتي عراقي را ميبينيم كه مشغول محافظت از شخصيتها هستند. حال شما فكر ميكنيد، چقدر از اين نيروها باقي ميمانند كه به امنيت كشور و مردم عراق رسيدگي كنند؟!
نكته: ادعاهاي بالا مخدوش است. خدا خير همين مقامات عراقي را بدهد كه يك كاري براي اين پرسنل، دست و پا كردهاند، وگرنه محافظان مسلحي كه نوزده نفري به گروگان گرفته شوند، به چه درد ملت عراق ميخورند؟!
سينماي سه بعدي پايتخت
شهرداري تهران اعلام كرده است كه به زودي اولين سينماي سهبعدي پايتخت را به راه خواهد انداخت. اين طور كه از اظهارات آقايان و قيد «اولين» برميآيد، گويا گمان شده كه تهران تا پيش از اين، فاقد سينماي سهبعدي بوده است. اين مطلب از سوي كارشناسان سينماي سه بعدي «دوربرگردان»، تكذيب و به اطلاع رسانده ميشود كه تاكنون، فيلمهاي سهبعدي زيادي در پايتخت اجرا شده و صدها هزار بيننده هم داشتهاند. از جمله: فيلم سه بعدي «سرعت» با هنرنمايي نسل سوميهاي پايتخت، محل نمايش: اتوبانهاي تهران.
فيلم سينمايي سه بعدي «شهر بيقانون» با كارگرداني كسبه محل، محل اجرا: خيابان جمهوري.
فيلم سينمايي «شوتايم» (16-) با درخشش برخي بانوان تهراني، محل اجرا: بلوار جردن.
فيلم سينمايي «بي تو هرگز» با كارگرداني مشترك زريبافان و هاشمي ثمره، محل اجرا: هيأت دولت.
فيلم سينمايي «پيشنهاد بيشرمانه»، محصول مشترك آمريكا و اروپا، محل اجرا: كاخ سعدآباد.
فشار از كجا؟
چند سال پس از تئوري «فشار از پايين، چانهزني از بالا» كه توسط سعيد حجاريان، تئوريسين اصلاحطلب، مطرح شده بود، يكي ديگر از تئوريسينهاي اصلاحطلبان (اصولا در جناح اصلاحطلبان چيزي كه زياد است، تئوريسين است) حميدرضا جلاييپور، گفت: فشار از پايين جواب نميدهد. من فكر ميكنم، يك تئوريسين باهوش، بايد يا پيش از فشار و يا اندكي بعد از فشار، زود متوجه شود كه فشار از پايين جواب ميدهد يا نه، وگرنه پس از پنج سال فشار دادن از پايين و عدم توانايي چانهزني در بالا، حالا ديگر خاله قمر بنده هم به اين كشف بزرگ رسيده است.
با اين حال، در راستاي كمك به حل مشكلات جناح اصلاحطلب، آسيبشناسي اين معضل مختصرا تقديم ميشود:
چرا «فشار از پايين، چانهزني از بالا»ي اصلاحطلبان نتيجه نداد؟
1ـ شايد فشار از پايين به قدر كافي و مورد انتظار بالاييها نبوده!
2ـ شايد ارتباط بين قسمتهاي تحتاني و مياني جناح اصلاحطلب با قسمتهاي فوقاني (كه چانه در آنجا قرار دارد) قطع بوده.
3ـ شايد چانه اصلاحطلبان، فقط به كار حرافي و فك زدن گرم بوده.
4ـ شايد از اصطلاح «چانهزني»، زدن توي چانه و پك و پوز حريف برداشت شده و به مجرد شروع به اين كار، حريف كه خودش، اوستاي بزن بهادري بوده، زده و چك و چانه اصلاحطلبان را خاكشير كرده.
5ـ شايد فشار از پايين آن قدر زياد و ناگهاني بوده كه چانه قفل شده!
تايتانيك در درياي خزر
يكي از مسئولان هلال احمر اعلام كرده است كه براي حفظ جان و تأمين امنيت مسافران و مردمي كه هوس شنا در درياي خزر را دارند، به ازاي هر 40 كيلومتر، يك قايق نجات غريق در ساحل درياي خزر مستقر ميشود. ما ضمن تشكر و شادماني فراوان به خاطر اينكه مسئولان، سرانجام قبول كردهاند كه دولت به جز گرفتن عوارض و وروديه از خلقالله، به خاطر ورود به جنگل و نزديك شدن به دريا و اطراق در دشت و نفس كشيدن در بيشهزار... وظيفههاي ديگري هم دارد. خواهش ميكنيم، چند تا كشتي تايتانيك و بلكه بزرگتر هم براي كرايه دادن به مسافراني كه قصد شنا در دريا را دارند، وارد كند، چراكه با احتساب فواصل 40 كيلومتري اين قايقها، هر قايق بايد دستكم بيست كيلومتر را پوشش دهد و در فاصله 20 كيلومتري، تنها چيزي كه غرق شدنش ديده ميشود، موجودي است، دستكم به اندازه تايتانيك.
اعدام بايد گردد
حكم زندان يك ساله قطعي + پنجاه ضربه شلاق تعليقي + دو سال اخراج از شهر قم + منع تردد در قم + دو سال محروميت از تصدي مشاغل دولتي و دانشگاهي و حوزوي ... .
اينهايي كه خوانديد، مجازاتهايي است كه دادگاه ويژه روحانيت براي يكي از عوامل برهمزننده سخنراني آقاي هاشمي در قم صادر كرده است (براي چند نفر ديگر هم احكام مشابهي صادر شده است).
«كارشناس حقوقي بخش بر هم زدن تجمعات» ستون «دوربرگردان»، ضمن اعتراض به اين حكم، آن را ناعادلانه خواند و از قوه قضائيه خواست، ضمن تجديدنظر در اين حكم، حكم عادلانهاي صادر كند؛ حكم عادلانهاي كه كارشناس حقوقي ما پيشنهاد ميدهد، به شرح زير است:
حكم عادلانه براي متهم رديف اول؛ يك قرن زندان قطعي به خاطر بلند كردن صدا در هنگام سخنراني آيتالله هاشمي رفسنجاني+ 54368 ضربه شلاق به علت بلند كردن دست و مشت نمودن انگشتهاي دست راست به مدت 45 ثانيه+74 سال محروميت از كليه حقوق اجتماعي، شهروندي، دهوندي و عشيرهوندي به خاطر زل زدن در چشمهاي سخنران+ نفي بلد و تبعيد به لاسوگاس به خاطر جريحهدار كردن عواطف طرفداران ايشان.
دستانداز
1ـ يك سايت پرخوانندهاي كه انگار زبانم لال، وابسته به يكي از نزديكان رئيسجمهور هم هست، معتقد است كه چون در چند روز اخير، استقبال شديدي از اين سايت شده، بعضيها (مثل همين بازتاب) حسوديشان ميشود و قس علي هذا... ما چون يك تعهد اخلاقي داريم كه در اين وبلاگ اجازه بدهيم كه همه به افتخار خودشان، كوكا باز كنند، تصوير اين خبر را هم ميآوريم كه به تعهد خودمان عمل كرده باشيم. شما هم لطف كنيد به شمارنده اين خبر بعد از سه روز توجه نكنيد!

2ـ و اين هم ماجراي كلنگ خوشبخت، كه محمد حسن كهدنارويي برايمان فرستاده: فقط قبلش بايد يك مطلب كاملا بيطرفانهاي بگويم كه اگر نگويم، منفجر ميشوم:
«دو دو دو دورود فرانسه، درود درود فرانسه... ايتاليا حقش نبود قهرمان شود... زنده باد فرانسه... خيلي دلم خنك شد كه زيدان به عنوان بهترين بازيكن انتخاب شد».
آخيش، راحت شدم!
كلنگ خوشبخت
من يك كلنگ خوشبختم. كلنگ لوكس و تر و تميزي كه از ابتداي تولد تا بحال، سالي سه چهار بار تيغه نازنينش با سختي زمين آشنا گرديده. من بر عكس همه همجنسها و خويشاوندانم كه آشناي هميشگي شان دستهاي پر خاك و گل و پينه بسته كارگران است، جز دستان لطيف و كرم خورده بزرگان را احساس نكرده ام ! سالي به ماهي با عزت و احترام از بايگاني اجناس شيك بيرون مي آيم .با وسواس و دنگ و فنگ و زير نظر چندين متخصص از مزونهاي مد سازمان، سراسر ،روبان پهن مي پوشم و پاپيون زده و مجلسي! بعد از صلاحديد جميع عشاق مشاركت در امر كلنگ زني در صندلي عقب پاترول چهار در جلوس مي كنم .
پس تا اينجا اذعان مي نماييد كه بنده واقعا خوشبختم .
پس از طي مسير كه چون برق و باد مي گذرد ،يكهو در يك بيابان برهوت از مركب تيز رو فرود مي آيم .دستهاي مشتاق جلوي دوربينها با كلي «مواظب باشيد» و «مبادا خراب شود» تا جايگاه كلنگ زني حملم مي كنند. بعد يك آدمي كه حتما آدم مهمي است، نطق غرايي در خصوص سازندگي و بالندگي و بارندگي
مي خواند و من مي فهمم كه چقدر وجودم براي اين همه رشد و تحول ضروري است و اگر نباشم، نمي دانم همه اين آقايان بايد توي اين برهوت بدنبال چه بگردند؟
بعد از اين فهم عميق كه كلنگ چقدر براي حيات اين گردان كلنگ زني مهم است و اصلا اصل كار كلنگ است، همان آدم مهم با لب پر خنده و با احتياط زائدالوصف يكي دو بار تيغه گران سنگم را بر زمين مي كوبد و تمام.
حالا اين كوبيدن براي چه بود،الله اعلم.
ما كه فقط تا همين جا رفته ايم و باقي اش را نديده ايم .بهر حال اميد وارم يك روز كلنگ كار گري كه بدنبال اين عمل (و عملهاي مشابه) ذي قيمت بنده، ساختماني و عمارتي را به ياري تيغه خويش صفايي داده، به آرشيو ما بخورد و بدانم عاقبت از اين كار شيك ما، خلايق راضي هستند يا برويم و كشكمان را بسابيم
طرز تهيه پيژامه
(مطالب جالب
)
نكات مهم
1- براي جلوگيري از عدم سايش سرزانوها، از چهار دست و پا رفتن بپرهيزيد.
2- در صورت پاره شدن كش، پيژامه سقوط خواهد كرد.
3- حضور در اماكن عمومي با پيژامه خلاف شئونات اجتماعي است.
4- پيژامه نيز مانند مسواك و عينك، از لوازم شخصي شماست، از تعارف آن بپرهيزيد.
5- قبل از اينكه پيژامه قبلي را روي پارچه بگذاريد، كش آنرا خارج كنيد تا كمرش تنگ نشود.
مسافر بی حیا
(مطالب جالب
)
مسافر بی حیا
پیریروز داشتم هموجو تو خط خودمان مسافر میکیشیدم که یگ دفه به فکرم رسید برم طرفای بالاشهر که یک کم تنوع بره. خلاصه سرتانه درد ندم مسیره عوض کردم و رفتم طرف ای محله های سوسولی. هموجو که داشتم تو یکی از خیابونای سوسولی مرفتم یگ دفه دیدم یکی از ای دخترای خوشکل که همچی که نگا مکنی دلات وا مره واستاده کنار خیابون. مویم تیز جلوش ترمز کردم و سوارش کردم. خداویکیل تیکه حقی بود. فقط لباساش یک کم سوسولی بود. یگ مانتوی سبز برش کرده بود که همچی تنگ بود که همه پستی بلندیای بدنش دیده مرفت . شلوارشم فک کنم مال مامانش بود بره که یگ عالم تا زده بود. فک کنم دو سایز براش بزرگ بود. او نمدنست که مو درم نگاش مکنم. زل زده بود به پش موهام. فک کنم عظمت پش موهام گیریفته بودش. هموجور که داشتم مرفتم و هی از آینه نگاش مکردم دیدم یکی از ای بچه سوسولا واستاده کنار خیابون. نگه داشتم و اویم سوار رفت و باز راه افتادم. هموجو که داشتم مرفتم دیدم ای بچگه هی دره به دختره نگا مکنه. با خودم گفتم عجب بچه سوسول بی حیاییه. یک کم که رفتم دیدم هی دره خودشه یواش یواش میکیشه طرف دختره تا ایکه رسید چفت دختره. بعد دیدم دختره ره یگ نگاهی کرد و یک خنده ایم بهش کرد. اعصابام داشت خورد مرفت. ولی باز با خودم گفتم ولش کن ای بچه سوسوله ره. یگ دفعه دیدم یک کاغذ از جیبش در کرد و روش شمارشه نوشت و گرفت جلو دختره. دختره خودشه زد به او راه و بیرونه نگاه کرد. باز گفتم بیخیال باش ممد. گفتم اصلا آینه ره نگا نکن. بره همی دیگه نگاه نکردم که یک دفعه پسره گفت: ببخشید خانوم اسم شما چیه؟ ای ره که گفت دیگه تحملم تموم رفت. یک ترمز میخی زدم که نزدیک بود دختر و پسره از عقب پرت برن جلو. سریع پیاده رفتم و در طرف پسره ره وا کردم و گفتم دداش چی فک کردی؟ تو ماشین ممد تاکسی و ای کارا؟ گردنشه گیریفتم و کیشیدم لای در و بعدم دره بستم و فشار مدادم. بچگه عین یک توله سگ یتیم ترسیده بود. گفتم: یره قمبل تو فک کردی اینجه خارجه که هر کار مخی بکی؟ همجو که کلش لای در بود که داد و بیداد مکرد یگ دفعه دستشه بلند کرد و صورتمه ناخون کیشید و مویم دیونه رفتم. بهش گفتم: تو چوچک مو ره ناخون میکیشی؟ مو چاقویم برام فنتی ندره او وخت تو ناخون میکیشی؟ در وا کردم و کیشیدمش لب جوب و چاقومه از جیبم در کردم و گرفتم دم گردنش و گفتم: مخی همینجی سلاخیت کنم؟ موره ناخون میکیشی؟ بوگو غلط کردم. زود باش یره. بچگه که همچی مثل سگ ترسیده بود گفت: بخدا غلط کردم، ... خوردم، جون مادرت ولم کن. همی که موره به مادرم قسم داد دیگه ولش کردم. بره که مو رو مادرم خیلی حساسم. مادرم سه سال پیش عمرشه داد به شما. اشک تو چشمام جمع رفت و ولش کردم و گفتم خدا بیامرزش. بچگه ره ول کردم و رفتم سوار ماشین برم که دیدم یگ عالم آدم جمع رفتن ولی هیچ کودوم جرات نمکنن بیان جلو. رفتم و گازه گیریفتم و رفتم. یگ دفعه یاد دختره افتادم و نگا کردم دیدم نیست ولی یک کاغذ عقب گذاشته. نگا کردم دیدم توش نوشته اینروزا آدمای باغیرتی مثل شما کم پیدا میشن. خوشحال میشم اگه بازم شما رو ببینم. زیرشم شماره همراشه نوشته بود.
حالا موندم چیکار کنم؟ بره ایکه خجالت میکیشم زنگ بزنم. اصلا نمدنم چی بگم؟ شما موره راهنمایی کنن.
12 تيپ خانم هايي كه از آنها دوري كنيد
(مطالب جالب
)
فرهنگ خواستگاري رفتن!
(مطالب جالب
)
مواد لازم : يك عدد شازده پسر عاشخ! يك عدد گل دختر نجيب ... يك عدد مادر اكتيو ... (در خواستگاري هاي سنتي عاشخيت پسر جاي بحث دارد !!!)
ابتدا مواد لازم را تهيه مي كنيم... اين بحث در اين مقوله يا مقاله يا مقال مجال نمي دهد.
ابتدا مادر اكتيو تلفن را برداشته و به خانه گل دختر نجيب تيليف ميزند . (اين در صورتي است كه مادر اكتيو همسايه گل دختر نباشد ، كه در اين صورت مي تواند زر زر صداي زنگ خانه گل دختر رابه صدا در بياورد . يا اينكه قيژ قيژ پاشنه در را)
زررر... (يا قيييژژژژ)
الو بله... خانه يك عدد گل دختر... بفرماييد:
سلام عليكن!! شنيديم (يا ديديم) كه شما يك دختر تپل مپل سفيد مفيد... مثل هلو... مثل پنجه آفتاب دم بخت با شرايط مناسب داريد. كي مي تونيم بياييم يه عالمه مزاحم بشيم؟
توجه نكته مهم ××
اين تيليف اول بسيار مهم است. شما مادر شازده پسري كه احيانا نشريه موازي را مي خواني... لطفا خوب گوش كن... كمال ادب را به خرج بده از روده درازي زيادي بپرهيز. اطلاعات جامع و كامل بده. سعي كن در كمال ادب اطلاعات بگيري. از چاخان پاخان و خالي بندي جدا ً بپرهيز... مدت مكالمه بيشتر از ده دقيقه نشود. مادر جان دقت كن آخر مكالمه زمان تلفن بعدي با روز و ساعت و ثانيه، براي شرفياب شدن يا نشدن را مشخص كني... و بهتر است همين فردا باشد نه شصت صد سال بعد...
فردا just on time مادر شازده پسر ...> زررر...
الو بله... خونه همون گل دختر نجيب و سفيد مفيد تپلي كه احيانا دوست پسر نداشته و قبول كرده بياييد دستش رو ببوسيد... بفرماييد:
مادر شازده پسر: پس قبول كرده كه ببوسيم... كي ببوسيم؟
مادر شازده پسر سعي كند ظرف سه روز آينده وقت بگيرد و به ناز كردن مادر گل دختر توجه نكند...
زرررر....
صداي زنگ در خانه گل دختر نجيب كه حالا كمي سرخ شده... بفرماييد:
(فرهنگ گل و شيريني: 1_آدم هاي پررو دفعه اول كه خانه كسي براي امر خير مي روند... چيزي نمي برند و اين امر از طرف باقي آدم هاي پرروتر توجيه شده است... نگارنده چون پررو نيستم اظهار نظري نمي كنم. 2_ گل آوردن به منزله اين است كه خانواده گل پسر با ادبند و قشنگي گل با سليقه طرف ارتباط مستقيم دارد (در ابتدا و انتهاي امر ازدواج از خسيس بازي بپرهيزيد) همچنين اوردن گل اين معنا را هم مي تواند داشته باشد كه خانواده شازده پسر همچين بگويي نگويي بوسيدن دست گل دختر زير دندانشان مزه كرده است و تمايل دارند براي آشنايي بيشتر باز جلسه ديگري تشريف بياورند 3_شيريني آوردن اصولا در مراحل انتهايي خواستگاري صورت مي گيرد و به منزله آن است كه شازده پسر همش از دست بوسيدن خالي خسته شده و گل دختر همه جوره مورد پسند واقع شده ... پسنديده ديگه... چرا متوجه نيستيد... پسنديده ... همين جا پرانتز فرهنگ گل و شيريني را مي ينديم و وارد خانه گل دختر مي شويم ..بعدا با پرانتز فرهنگ چايي خدمت مي رسيم ...)
زرررر....
بفرماييد: شازده پسر سعي كند كاكل هايش را آب و روغن بزند. حتي الامكان كت و شلواري از در و همسايه. دوست و رفيق جور كرده، بپوشد كه نشان بدهد عرضه كت و شلوار پوشيدن دارد همچنين خودش دسته گل را به دست بگيرد كه در غير اينصورت نبايد از عروس خانم توقع چايي آوردن داشته باشد و ما تحتش نسوزد زماني كه به جاي عروس خانم مادر يا خواهر يا عمه و خاله اش چايي اوردند و شازده پسر عرق ريزان سرش را بالا آورد و به جاي گل دختر پنجه آفتاب پيرزني را ديد كه لبخند جگر سوز مي زند! پس براي جلوگيري از كنف شدن بهتر است از اول دسته گل را خود شازده دستش بگيرد كه چيزي كه عوض دارد گله ندارد!
مادر شازده پسر سعي كند موقعيت استراتژيكي را براي نشستن انتخاب كند به طوري كه اگر خواست وسط مجلس براي پسرش چشم و ابرو بيايد و نظر شازده پسر را جويا شود... خانواده گل دختر وي را نبينند... يا اگر پسر خواست سوالي فرمايشي تقلبي از وي بستاند مشكلي پيش نيايد. پس نتيجه مي گيريم مادر و پسر قند عسل نبايد از هم زياد دور بنشينند. زياد هم ور دل هم نباشند كه مبادا شازده انگ بچه ننه اي بخورد!
بعد از ده الي پانزده دقيقه صحبت درباره وضعيت اب و هوا و گراني و بيكاري جوانان و نوه هاي طرفين و احيانا زلزله (اين قسمت براي نشان دادن به روز بودن مطلب در اين قسمت اضافه شده است) بايد مادر شازده پسر با هر ترفندي كه شده از نظر شازده مطلع شود و تصميم بگيرد كه بحث پيرامون امر خير را شروع كند يا نكند در غير اينصورت ممكن است حوصله دختر خانم سر برود و مجلس را به نشانه اعتراض ترك كند (فرهنگ چايي: شازده پسر كاكلي ميتواند در اين قسمت از فرهنگ چايي استفاده كند و بر مبناي قرار داد از پيش تصويب شده اگر دختر مورد پسند واقع نشده بود چايي را نصفه بنوشد و اگر پسنديده بود اشكالي ندارد كه استكان را هم قورت دهد... البته هر خانواده مي توانند از قبل براي خودشان ترفند هاي ديگري هم طراحي كنند) فرض مي گيريم كه بحث شروع ميشود
مادر شازده پسر چهار تا سوال حسابي بپرسد و بحث داغي را راه بياندازد. نگارنده پيشنهاد ميكنم كه اين جلسه همه با هم و در حضور يكديگر به تبادل انديشه و ابراز عقيده بپردازند تا مشخص شود كه گل دختر و شازده پسر توانايي اظهار عقيده در يك جمع خانوادگي را دارند يا نه! ( نه كه دختره و پسره را در يك اتاق كرده و خودتان فال گوش بايستيد...) بعد از حدود 45 دقيقه الي يك ساعت... ديگر گل پسر بسش است و بايد بداند كه ياتاق انداختن كافي است... و توجه داشته باشد كه با كت و زير شلواري كه نيامده است... دست والده مكرمه را بگيرد و به خانه اشان برود كه كلي فك و فاميل منتظر اظهار نظرشان هستند!
نكته اساسي مهم > خانواده شازده پسر اگر مايل باشند براي ماچ ماليزاسيون مشرف شوند يا مايل نباشند، بايد اين نكته را به خاطر داشته باشند كه بعد از سه چهار روز... زررر... صداي گوشي خانه گل دختر را به صدا در بياورند و دوباره وقت بگيرند يا اينكه از بابت پذيرايي تشكر كنند و ديگران طرف ها پيدا نشوند... يعني شما خانواده شازده پسر! لطفا به مثابه... رفتار نكنيد، كه برويد و پشت سرتان را هم نگاه نكرده و گل دختر سفيد مفيد كه حالا غمگين است و زردمبو شده و زير چشم هايش گود افتاده را بلاتكليف بگذاريد!
اين تشكر كوچك نشان دهنده ادب خودتان است. اگر هم خواستيد دوباره بياييد كه در قسمت هاي بعدي برايتان مي گويم چه كنيد... آباريكلا شازده پسر ها و گل دختر هاي تپلي!
قوانین جدید راهنمایی رانندگی
(مطالب جالب
)

تک سرنشينهاي جهان متحد شويد!!!!!!
------------------------------------------------------------------------------
از اين به بعد در بزرگراهها مسير ويژهاي براي خودروهاي سه سرنشين در نظر گرفته ميشود و اين خودروها ميتوانند در آن با سرعت بالا حرکت کنند. اين مسير با علامت لوزي مشخص خواهد شد.
ايني که خوانديد ما هم قبلا خوانده بوديم. به هر حال خبر است. اما من نميدانم چرا هر خبري را که ميخوانم يک جوريم ميشود! در مورد اين خبرهم اين جوريم شد!
مطمئن باشيد اين قانون وقتي اجرا شود، اين اتفاقات ميافتد:
1- هر کس عجله داشته باشد و البته تنها باشد و علاوه بر احساس عجله، احساس دلتنگي هم داشته باشد و به احساست بعدياش هم علاقهمند باشد، سريع فرمان ميگيرد کنار خيابان و از "تک سرنشين" بدل به "سه سرنشين" يا بيشتر ميشود.منتها چون حداقل بايد از تک سرنشين بدل به سه سرنشين شود، احتمالا تنها ورزشکاران در اين دسته ميگنجد.
2- وقتي يک نفر محل کارش را ترک ميکند، سعي ميکند دوستان هممسيرش را هم برساند،بدين ترتيب بعد از يک مدت کساني که در شوش، جردن و ميدان آزادي ساکن هستند احساس هممسير بودن ميکنند.
3- خط ويژه سهسرنشينه طبق خبر، با لوزي مشخص ميشود. ساير خطوط احتمالا به اين شکل معين خواهند شد: چهار سرنشين ذوزنقه، دو سرنشين مکعبمستطيل، تک سرنشين علامت پيروزي.
4- ماموران پليس که ميخواهند سارقي را تعقيب کنند، اول بايد حداقل سه چهار نفر يار جمع کنند، بعد بتوانند به تعقيب و گريز بپردازند!
5- هيچي، وقتي قانون ميگذاريم، به تبعات آن هم فکر کنيم.
عوامل گرونی!!!
(مطالب جالب
)
در همين راستا در ساعت 23 و 14 دقيقه و 28 ثانيه يک روزي و در اتاق نشيمن طبقه پنجم يک ساختماني، «کميته ضد گراني» دوربرگردان تحت نظارت و فرماندهي اينجانب، تأسيس و عملياتِ کشفِ عوامل و محافل گراني چند ثانيه بعد، با گروهي از زبدهترين مأموران، کار خود را آغاز کرد.
هدف عمليات، رسيدن به سرشاخههاي گرانيزايي و کشف محفل اصلي بود که خوشبختانه پس از 2.536.001 نفر ساعت کار مداوم ـ که شرح تمامي آنها موجود است ـ سرانجام مأمور ويژه 9/006 توانست، مهمترين و آخرين عمليات مربوط به اين كميته را انجام دهد. گزارش كامل اين عمليات كه بين مأمور 9/006 و حاجي «م.ف»، فرمانده ارشد عمليات و از طريق بيسيم انجام يافته، به شرح زير است (اين گزارش، جزو اسناد طبقهبندي شده است و نقل يا بازانتشار آن به هر نحوي، ممنوع و متخلف تحت پيگرد غيرقانوني قرار خواهد گرفت، مگر آنکه منبع، ذکر شده باشد!).
مأمور 9/006 [آرام و زيرلبي صحبت ميکند] ش ش ش(1) حاجي منم... الو... صدامو داري؟... ش ش ش.
فرمانده م.ف: ش ش ش به جا نميآرم، تمام.
9/006: بابا منم حاجي.... چطور به جا نميآري... اون روز تو دکون رمضون، يادت نيست؟
م.ف: دکون رمضون و زهرمار... تو مثلا مأمور امنيت ما هستي؟ اسم رمز نداري؟ تمام.
9/006: آها... خب از اول بگو، اين هم اسم رمز «محسن 110 سبزوار» تمام.
م.ف: «باقر 69 طرقبه» خب بگو، الان کجايي؟ تمام.
9/006: من الان تو موقعيت هستم، همه سرشاخههاي عوامل گراني که قبلا توسط برادرا و خواهراي گمنام شناسايي شده بودن، توي يک اتاق جلسه دارن. تمام.
م.ف: 9/006 وضعيت خودت رو دقيقا توصيف کن. تمام.
9/006: 102 کيلو وزن، نسبتا طاس، متأهل، ... .
م.ف: IQ! وضعيت خودت رو در موقعيت مورد نظر توصيف کن. تمام.
9/006: آها... من الان پشت پرده در يکي از وروديهايي هستم که اونها جلسه دارن. تمام
م.ف: ميتوني صداها رو بشنوي؟ تمام
9/006: بله... الان همه با هم دارن حرف ميزنن و بيشتر اونا هم دارن smsهايي که راجع به رئيس جلسه براشون رسيده رو ميخونن و قاه قاه ميخندن. مثل اينکه هنوز رئيس نيومده. تمام.
م.ف: بعضي از اونها رو براي ثبت در گزارش، مخابره کن. تمام.
9/006: نميتونم، خيلي خيط هستن حاجي! البته يکي راجع به «خوشگلا بايد برقصن» هست که ... ش ش ش [وقفه]
م.ف: چي شد مأمور 9/006؟ تمام.
9/006: جلسه ساکت شد، گويا رئيسشون اومد. تمام.
م.ف: حرفاشون رو خوب گوش کن و در وقت مقتضي گزارش کنين 9/006، تمام. [سکوت]
9/006: ش ش ش رئيسشون يه چيزايي ميگه در مورد مردم و گراني و از اين حرفها.. خيلي عجيبه حاجي.. انگاري رئيسه از گروني خيلي بدش مياد... همه حاضران هم دارن به باعث و بانيش لعنت ميفرستن. تمام.
م.ف: مطمئني موقعيت رو درست رفتي؟ شايد اشتباهي رفتي يه جاي ديگه! تمام.
9/006: نه، آدرس و مشخصات دقيقا، همونه که از طرف همکاران ديگه تأييد شده... به هر حال، همچنان رئيس جلسه داره در مورد مردم و لزوم مبارزه با گروني حرف ميزنه و همه هم تأييد ميکنن... من که پاک گيج شدم حاجي. تمام.
م.ف: حاضرين چي ميگن؟ تمام
9/006: خيلي ابراز تأسف ميکنن از اينکه دشمنان به مردم تلقين ميکنن که گراني وجود داره و يکي از کلهگندههاي جلسه که اسمش «فرزاد» يا «فرشاد» يا «فرهاد» يا همچين چيزيه، ميگه که من روزي صد بار گروني رو تکذيب ميکنم، ولي چندان افاقه نميکند. تمام.
م.ف: خُب بقيه چي ميگن؟ تمام.
9/006: بقيه خيلي ناراحتن و ميگن، کسايي که اون شايعات رو مطرح ميکنن، حتما عامل و مزدور بيگانههان و بايد بديمشون دستِ غلام... ش ش ش(2) تا آدمشون کنه. تمام.
م.ف: بقيه چي ميگن؟ تمام.
9/006: فعلا همه تأييد ميکنن... ولي گويا قراره چند نفر حرف بزنن تمام.
[چند دقيقه بعد]
9/006: اولين نفر حرف زد. حاجي... ميگه گرون کردن 60 درصدي تعرفه يه چيزي، خيلي کار خوبي بوده و به نفع مستضعفين بوده و گروني اون چيز توي بازار، هيچ ربطي به تعرفهها نداره. تمام.
م.ف: حتما اشتباهي شنيدي. مرغ پخته هم ميدونه که اگه تعرفه يک کالايي بره بالا، قيمت اون کالا هم گرون ميشه. تمام.
9/006: به خدا همينجوري گفت. ش ش ش . حالا نفر بعدي داره حرف ميزنه ش ش ش، اين يکي يه چيزايي راجع به سبد و سيمان و حمايت ميگه. تمام.
م.ف: دقيق گوش کن و گزارش بده. تمام
9/006: خوب نميشنوم چي ميگه. نميدونم سبد رو از حمايت سيمان خارج کردن يا سيمان رو با سبد از خارج حمايت کردن يا از خارج يکي اومده با سبد حمايت رو از سيمان ... .
م.ف: اي حنّاق بگيري با اين گزارشت... حتما دارن در مورد خارج کردن سيمان از سبد حمايتي حرف ميزنن. تمام
9/006: خلاصه اين بابا ميگه اون کار، هيچ ربطي به گروني سيمان و مصالح ساختماني و مسکن نداره. تمام
م.ف: خيلي عجيبه! يا تو بد مخابره ميکني حرفهاي اونا رو و يا اگه همين حرفها رو زده باشن، خيلي آدماي پرتي هستن... خب ديگه چي ميگن؟ تمام.
9/006: الان همه دارن از زحمات رئيسشون در مبارزه با گراني تعريف و تمجيد ميکنن، رئيسه هم داره از زحمات شبانهروزي اونها براي خدمت به بندگان خدا و قشر مستضعف قدرداني ميکنه. تمام.
م.ف: ديگه چي ميشنوي؟ تمام.
9/006: ديگه يه صداي خرت خرتي که شبيه خاروندن پاچهاس ميشنوم. ش ش ش. حالا يکي ديگه داره حرف ميزنه ش ش ش ميگه، شير رو بايد گرونتر کنيم، از يه دختري هم به اسم «پگاه» حرف ميزنن... رئيسه هم گفت، عيبي نداره. حالا ميگه اگه بنزين... .
م.ف: بسيار خوب. متشکرم 9/006. تمام.
9/006: حاجي... حالا ميتونم پرده رو بزنم بالا و اسم آدماي پشت پرده رو افشا کنم؟ تمام.
م.ف: لازم نيست، 9/006. مأموريت شما تموم شده. ميتوني برگردي. تمام.
9/006: چي ميگي حاجي؟ حالا که ستادشون رو کشف کرديم، افشاشون نکنيم؟! تمام.
م.ف: اولا اسمش ستاد نيست و شوراست. ثانيا اعضاش هم براي همه شناخته شده هستند. ثالثا مطابق دستور عمل کن و مثل بچه آدم، بگو چشم. تمام.
9/006: امکان نداره. من به خودتم مشکوکم حاجي... من در مقابل مردم، مسئولم. من به وظيفهام عمل ميکنم. من تا آخرين قطره خون براي اين مردم مظلوم و مستضعف... .
م.ف: بيشين بينيم بابا، مگه موقع انتخاباته که اينقدر شعار ميدي؟ پشت شهرداري يادت رفته؟! تمام.
9/006: حالا چرا مسائل خصوصي رو قاطي ميكني حاجي؟ نوكرتم... حالا بذار ما پرده رو بالا بزنيم چار قرون حق مأموريت گيرمون بياد. تمام.
م.ف: قبل از اينکه کار دست خودت بدي، يه نيگاه از سوراخ پرده بنداز به قسمت رئيس جلسه. تمام.
9/006: باشه. دارم ميبينمش. تمام.
م.ف: يه آدم حدودا 45 ساله، ريزنقش، با کاپشن ارزونقيمت و ريش تُنُک.. خيلي هم تو دل برو!
9/006: آره آره ... خودشه، تو از کجا ميدوني حاجي؟ تمام.
م.ف: حالا ديگه همشون رو ميشناسم...؛ يعني همه، همشون رو ميشناسن... تو هم لازم نيست، ديگه پشت پرده عوامل گراني رو فاش کني. زدي به کاهدون 9/006. مأموريت تمومه. تمام.
9/006: باشه. پس من يه کاري دارم ميرم طرف توپخونه، بعدا ميام سايت. تمام.
م.ف: باشه، ولي اگر اين دفعه بري پشت شهرداري، گوشي بيسمت رو بفروشي، اين گوشي ديگه رو...!
9/006: افتاد حاجي! اوکي. نميرم. تمام.
پينوشت:
1ـ اين «ش ش ش» همان صداي خش خش بيسيم است كه طور ديگري بلد نيستيم مكتوبش كنيم.
2ـ به 1 مراجعه شود.
شوهر شناسی قدیمی
(مطالب جالب
)
اگر آقایتان شبها دیر به منزل می آید، لابد کار دارد که دیر می آید! اگر شما بیرون کار می کردید که ممکن بود اصلاً همان آخر شب هم به منزل نیائید!!
- اگر آقایتان انتظار دارد وقتی به منزل می آید برای او چای بیاورید، بدون حرف اضافی این کار را انجام دهید، وگرنه ممکن است اگر آقایتان اجازه نمی دهد هر کجا که می خواهید بروید، خدا را شکر کنید که اجازه می دهد نفس بکشید!! -
اگر آقایتان به شما خرجی نمی دهد، لابد خرجهای مهمتر از منزل دارد، جیکتان هم در نیاید!!
- اگر آقایتان اجازه نمی دهد سر کار بروید، سپاسگزارش باشید -
اگر آقایتان اجازه می دهد که بیرون از منزل هم کار کنید، از اینکه شما را قابل دانسته تا هم در منزل و هم بیرون از منزل کار کنید، از او تشکر کنید!!! -
اگر آقایتان به کوچکترین حقوق زنان بی توجه است، حقتان است اگر تحویلتان هم بگیرد شما به او می گوئید زن ذلیل!!! -
- اگر آقایتان شلوارش چند تا شد و به تبع آن چند تا زن دیگر هم گرفت، خوشحال باشید که می تواند يک تنه از پس چند زن بر بیاید!!! مگر اوایل ازدواج همین مردانگی را دوست نداشتید؟!!
- اگر آقایتان برای شما هدیه نمی خرد، رویتان را زیاد نکنید! او خودش برای شما بزرگترین هدیه است! و یا لااقل بزرگترین هدیه که شما را همیشه تحمل می کند!!!!
ماجرای علی دایی در جام جهانی
(مطالب جالب
)
حتما بخونید جالبه روی ادامه مطلب کلیک کنید:
2 راه برای یا فتن زن خوب
(مطالب جالب
)
بازار سکس جام جهانی
(مطالب جالب
)

فراری دادن موش از خوابگاه
(مطالب جالب
)
علی دایی در چهل سال بعد !!
(مطالب جالب
)
2. فيفا فاش کرد که راز خداحافظي نكردن دايي را کشف کرده است. سخنگوي فيفا گفت: ما هر چه ديديم کدام افتخار است که دايي آن را به دست نياورده و به بهانه آن خداحافظي نميکند، نتوانستيم چيزي بفهميم تا آن که نوه آلکس فرگوسن گفت: در ديدار فينال ليگ قهرمانان 1999 علي دايي در دقايق آخر نتوانست همراه بايرن مونيخ قهرمان شود و پدر بزرگم همراه منچستر قهرمان شد. به دنبال اين کشف، فيفا قول داد، کاپ ليگ قهرمانان را به دايي بدهد تا وي خداحافظي کند. فيفا مدعي شد که ميخواهد در تاريخ دست برده و نام علي دايي را در ليست تيم منچستر 1999 قرار دهد و يا بايرن را قهرمان 1999 اعلام کند.
3. زلاندو کراتوويچ، سرمربي ايران، گفت: من به تواناييهاي دايي ايمان دارم و وي ستون تيم من است. وي همچنين هرگونه شايعه در خصوص دست داشتن وي در ارنج تيم ملي را به شدت رد کرد.
4. فرزند کليزمن که اکنون در تيم ملي آلمان بازي ميکند، در ديدار تدارکاتي چند شب پيش ايران مقابل آلمان به هنگام دست دادن با علي دايي در ابتداي بازي گفت: چهره شما براي من آشناست و گمان ميکنم، شما را هنگام تماشاي بازي ايران ـ آلمان 1998 که پدرم گل زد و از تور دروازه شما خوشش آمده بود و ميخواست آن را ببرد، شما را پشت سر او ديدم، اما علي دايي (اين بار زودتر از آصفي) همه چيز را تکذيب کرد و گفت: من تازه از تيم ملي اميد آمدم و در آن زمان جاي ديگري بازي ميکردم
5. علي دايي اظهار اميدواري کرد که در بازي مقابل لائوس، مثل ادوار گذشته، بتواند پنج تا شش بار هت تريک کند.
گفتني است، فدراسيون فوتبال ايران از فدراسيون فوتبال آسيا خواسته بود تا ايران را با لائوس همگروه کند تا بلکه دايي پس از ده سال پايش به گل باز شود تا نوار موفقيتهايش پاره نشود. هماکنون دايي با 2195 گل ملي در صدر گلزنان تاريخ فوتبال دنياست و فرانس پوشکاش، با بيش از 2000 گل اختلاف در رتبه دوم است، اما دايي هنوز موفق نشده در جام جهاني گل بزند.
وي ادامه داد: شايد اگر در جام جهاني اخير، هت تريک کند، حاضر شود موضوع خداحافظي خود را کمي جلو بيندازد. وي همچنين گفت: من تا آخر عمر مديون لائوسيها هستم
سوتی بزرگ رئیس جمهور محبوب
(مطالب جالب
)
چگونه از مرحله اول جام جهانی حذف نشویم؟
(مطالب جالب
)
1- ميزبان جام جهاني شويم: زيرا در طول اين 18 دوره جام جهاني هيچ دفعه نشده كه تيم ميزبان همون مرحله اول حذف بشه. (البته از اونجا كه تيم ما همواره دوست داره شگفتيهاي بزرگ خلق كنه، اين احتمال وجود داره اگه ميزبان بشيم بالاخره يك شگفتي بزرگ خلق كنيم و همون مرحله اول حذف بشيم!)
2- پول، حلال مشكلات: قبل جام جهاني نفري شونصد ميليون به هر كدوم از ملي پوشها بدهيم و بهشون بگيم اگه هر بازي رو ببرن يه هواپيماي شخصي، چهار تا برج و شونزده تا بنز آخرين مدل و ... به هر كدومشون مي دهيم (آخه پنجاه ميليون هم پوله كه آدم به خاطرش تو زمين فوتبال يك ساعت و نيم بدوه و خودش رو خسته كنه؟!)
3- غيرت و تعصب: طبق برخي نظريهها، تكنيك و تاكتيك و مربي حرفهاي و داشتن برنامهريزي صحيح و بازي تداركاتي و ... همهاش سوسول بازيه و ما اگه با غيرت و تعصب فوتبال بازي كنيم، عمراً قهرمان جهان ميشيم! مگه حادثه ملبورن يادتون رفته؟! پس لازم به هيچ كاري نيست، فقط قبل هر بازي بايد كاري كنيم كه رگ غيرت فوتباليستها بالا بزنه، اون وقت تموم بازيها رو مثل آب خوردن ميبريم!
4- دعوتهادي ساعي به تيم ملي: از آنجا كه كعبي نتوانست در جام جهاني 2006 فك فيگو را پايين بياورد و اين يكي از مهمترين دلايل عدم راهيابي به مرحله دوم بود، بهتر است در جامهاي بعدي از افراد ديگري همچون هادي ساعي در تيم فوتبال استفاده كنيم و با ناقص كردن بازيكنان تكنيكي حريف از آنها امتياز بگيريم.
5- اصلاً به جام جهاني نرويم: در اين صورت ديگه در مرحله اول جام جهاني حضور نخواهيم داشت. پس در نتيجه در مرحله اول جام جهاني حذف نميشويم، طرفداران فوتبال دپرس نميشوند و مشكلي هم پيش نمياد!
6- كنار گذاشتن دادكان، برانكو و دايي: مطمئناً با كنار گذاشتن اين سه نفر از فوتبال، نه تنها تمام مشكلات ورزش ما به طور ريشهاي و زيربنايي از پايه و اساس حل ميشود و ما فيناليست جام جهاني خواهيم شد، بلكه هزار و يك مشكل ديگر از جمله مشكل بيكاري، ازدواج و مسكن جوانان نيز حل خواهد شد!
7- خريد پلي استيشن: البته سادهترين و مطمئنترين راه براي راهيابي به دور دوم بازيهاي جام جهاني اين است كه برويم و يك پلي استيشن به اضافه يك سي دي بازي «فيفا 2006» بخريم تا بدين وسيله ضمن سوسك كردن مكزيكيها، به مرحله دوم جام جهاني صعود كرده و حتي جام طلا را هم ببريم!»
زی زی لوژی !!!(شوهرشناسی مدرن)
(مطالب جالب
)
نتیجه گیری اخلاقی:
۱- زنان سنتی هر چه سرشان بیاید حقشان است!! لیاقت شوهر مهربان و به قول خودشان زی زی را ندارند!!
۲- زنان مدرن لیاقت هیچ چیز را ندارند!! چون از زی زی بودن شوهرانشان سوء استفاده می کنند!!
۳- هر چه به سر مردا میاد از زی زی بودنشونه با با بسه دیگه
ازدواجواسه خانمها خوبه یا بد؟
(مطالب جالب
)
خواص ازدواج براي خانمها
نی نی معترض
(مطالب جالب
)
!!!

زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت!
خلقیات ایرانیان
(مطالب جالب
)
خلقيات ما ايرانيان
برگرفته از نقطه ته خط (ناطر خالديان)

|
با دوستاني مشغول بحث در مورد بعضي رفتارهاي طنزآميز بوديم. شايد شما هم اين نكات را در جاهايي خوانده باشيد كه مثلاً بعضي بعد از باز كردن درب بستني ليواني آن را ميليسند يا بعد از هر قلپ نوشابه به شيشه آن نگاه ميكنند! يا اگر در خانهاي باز است حتماً سعي ميكنند در حال عبور آنجا را نگاه كنند! بعضي از اين رفتارها صرفاً چيز آزاردهندهاي نيست و بيشتر حالت فكاههاي دارد اما گاهي اوقات اين رفتارهاي ريز هم ميتواند موجب آزار ديگران شود كه البته بسته به شرايط و محيطهاي خانوادگي شهرها و و روستاهاي مختلف فرق ميكند و با مسائلي نظير خرافه و «نيرنگستان» نيز متفاوت است. و صد البته ايرانيان نكات مثبت بسياري دارند كه كمتر جاي دنيا ميتوان اين نوع خاص از اخلاق را ديد و بحث اينجا برخي ناهنجاريها و اعمال فكاههي برخيهاست و نه كليت جامعه ايرانيان. شايد بسياري از اينها در خيلي از مناطق ايران چيز مشتركي باشد و شايد هم با آن برخورد نكرده باشيد به هر حال محيط و نوع فرهنگها يكسان نيست اما گاهي اين «خرده فرهنگ»ها و رفتارهاي كوچك به طور بامزهاي مشترك ميشود. مثلاً: |
■ هيچي نخوردين!
مهمان جايي هستي كه با صاحبخانه تعارف داري. آب و گل ايراني هم كه با تعارف سرشته شده است. نهار يا شام ميآورند. صاحبخانه سر سفره مرتب «بفرما» ميزند و تو رو خدا تعارف نكنين... تورو خدا بكشين... و آنقدر به مهمان بيچاره فشار ميآورند كه او هم مجبور است با دهان پر و چهرهاي شرمگين مرتب بگويد: نه به خدا تعارف نميكنم... دستتون درد نكنه... زحمت كشيدين... و خلاصه از اين تعارفات مرسوم.
رسم مهماننوازي و ادب خوب است ولي گاهي بعضي كاري ميكنند كه نميگذارند مهمان بيچاره غذايش را باب طبع و ميل و اندازهي خودش بخورد و احساس اين كه به لقمهات نگاه ميكنند و در حال سنجش كميت غذايي كه ميخوري هستند، خودش به اندازه كافي ناخوشايند است!
................................................................................................................................
■ نخير اول شما بفرماييد!
يك نفر آمارگر بيكار بايد ميزان وقتي را كه سالانه ايرانيان در چهارچوب درها براي تعارف به يكديگر تلف ميكنند محاسبه كند. افرادي كه دستهجمعي در چهارچوب درها ميايستند و مرتب مشغول تعارف به يكديگر هستند و اصرار و انكار از دو طرف كه: نخير اول شما بفرماييد... امكان نداره... استدعا ميكنم... نخير... تمنا ميكنم.. شما بفرماييد... دست راست سنته... بعد همانها را بايد هنگام سوار شدن به تاكسي يا اتوبوس ديد كه چه سبقتي از همديگر ميگيرند! پيش از اين مطلبي در اين مورد همينجا آمده بود.
................................................................................................................................
■ در پناه تو!
بعضيها هنگام عبور همزمان با ديگران از عرض خيابان، خودشان را در پناه آنها قرار ميدهند و عبورشان هنگام نزديك شدن ماشين را با آنها تنظيم ميكنند!
................................................................................................................................
■ تصرف
بعضي ديگر وقتي به طور دستهجمعي يا چند نفري به همديگر در خيابان ميرسند بدون توجه به محل عبور ديگران همان وسط پيادهرو بناي گپ و گفتگو را ميگذارند.
................................................................................................................................
■ سنگ مفت!
برخيها وقتي مهماني يا جاي عمومي نظير هتل و سمينار و اماكني از اين قبيل هستند، در مصرف آب و برق و غذا خودشان را ميكشند! وقتي در مورد صرفهجويي و اسراف بحث ميشود صرفهجويي را در مورد خودشان و خانهي خودشان روا ميدانند ولي پايشان جايي برسد كه مهمان آنجا باشند از رها كردن شير آب و دوش گرفتن هر ساعته و اسراف در همهي چيزهايي كه «مفت» به نظر ميرسد و براي آنان ضرري ندارد، ابايي ندارند.
................................................................................................................................
■ خيلي خوش اومدين
مهمانهاي آخر شب كه ميروند جيغ و داد بچهها و فريادهاي بلند صاحبخانه كه رسم ادب را در بدرقه مهمان به جا ميآورد و صداي به هم خوردن درها و و سر و صداي ماشينها و بوق و ونگ بچهي خانواده مهمان كه خوابش ميآيد و نصف حرفهايي كه مانده و دم درها باز هم گفتمان اين مهماني پايان نيافته و قهقهه بلند طرفين و قرار و مدارهايي كه هنوز تمام نشده و تازه يادشان ميافتد و...
................................................................................................................................
■ از فرط مسلماني!
گوشخراشترين و ضددينترين مراسم عبادي كه آدمها را از اسلام بيزار ميكند صداي نخراشيده مؤذني بدصداست كه رونق مسلماني ميبرد و انگار نكير و منكر مجبورش كردهاند كه اذان بدين نمط بخواند و نوحهخوانان و دستههايي كه به يكباره مثل لشكر ياجوج و ماجوج چند شبانه روز در ايام خاصي در محلات خيمه ميزنند و صداي سنج و طبل و فرياد و نعرههايي كه به مدد تكنولوژي باندها و آمپليفايرها بيشتر سوهان روح و زائل كننده ايمان است تا ثواب و اجر اخروي و سيدالشهدا را هم شرمندهي اين آزار خلايق به نام او ميكند و بلندگوهاي بزرگ مساجد داخل محلات كه مستقيماً با گوشخراشترين صوت ممكن در مواقع سخنراني و فاتحهخواني به طرف خانهي همسايههاي بيچاره و سلولهاي عصبي آنان نشانه رفته و موجب زوال ايمانشان ميشود و كسي هم جرأت ندارد از فرط مسلماني تذكر دهد كه مبادا...
................................................................................................................................
■ زندگي بوقي
اول از هر چيز كه معرفي كردن خود بعد از تلفن زدن نزد بسياري از ما ايرانيان چيز بعيدي است و كسي كه به او تلفن زدهاند بايد مرتب بپرسد: شما!؟ شايد به دليل روحيهي عمومي مخفيكاري ما باشد. يا برايت پيغام گذاشتهاند كه يك نفر زنگ زد. كي بود؟... گفت خودش ميدونه! خب مرد حسابي من فلاني هستم و با فلانكس كار دارم و اين پيغام را داشتم.
................................................................................................................................
■ زندگي بوقي
ميگويند اگر دست ايتالياييها را ببندي ديگر نميتوانند صحبت كنند. بعضي نيز اگر بوق ماشينشان را برداري نميتوانند رانندگي كنند. با بوق سلام ميكنند، با بوق خداحافظي ميكنند، با بوق عروسي ميگيرند، با بوق فحش ميدهند، با بوق صدا ميزنند، و خلاصه يك زندگي بوقي دارند براي خودشان. برخي از اينها اگرچه در مواقعي ضرورت است اما اينجا منظور آنهايي است كه انگار پلاتين بوقشان چسبيده و در بدترين حالتها يعني ترافيك مركز شهر كه زمان اوج عصبيت آدمهاست به جاي حفظ آرامش، اين دست لاكردارشان را از روي آن بوق لعنتي برنميدارند! شهرهاي ما مملو از آلودگي صوتي است كه عصبيت و بيماريهاي رواني بسياري ايجاد ميكند و متاسفانه فرهنگ بعضيها نيز در حدي نيست كه بشود دوستانه به او تذكر داد.
باز هم هست، خيلي خيلي بيشتر از اينها. فعلاً اينها كافي است.
ایراد پسرها
(مطالب جالب
)
حتما بخونید در ضمن ایراد دخترا رو نمیذارم چون انقدر زیاده مخ سرور بلاگفا هنگ میکنه
99% پسرها به اين درد مبتلا هستند. دائم دارن در مورد خودشون و شاهکارهاشون حرف ميزنن. طوري که آدم فکرميکنه پسرها به جاي شکم مادر, احتمالاً از دماغ فيل به دنيا اومدن. بيماري خودستايي در پسرها کاملاً ريشه تاريخي و اسطوره اي داره و هميشه هم دخترها رو آزار داده (افسانه معروف نارسيس). پسرها وقتي به يه دختر ميرسن هميشه درحال حماسه سرايي در مورد خودشون هستن و خودشون رو موجودات بي عيب و نقصي جلوه ميدن که بايد روي سر گذاشت و حلوا حلوا کرد. آقايون! برادران! داداش من! بس کن! باور کن هرچقدر خودتو پائين تر بياري و سعي کني خاکي تر و خودموني تر و در دسترس تر باشي, براي همه, چه دختر و چه پسر جذاب تر و محبوب تري. هيچ دختري دوست نداره که با پسري دوست باشه که دائم در مورد خودش, استعدادش, گيتارش, ماشينش, سگش, وبلاگش و هزار و يک چيز ديگه رجز ميخونه! باور کن که اگه يه خورده هم از اون برج عاجت بياي پائين و واقعي تر و خودموني تر باشي, خيلي راحت تر ميتوني اعتماد و دوستي دخترها رو بدست بياري...
نامه فیگو
(مطالب جالب
)
(ترجمه از مورس)
از: لوئيز مديرا فيگو
به: حسين كعبي
آقاي كعبي عزيز، به نمايندگي از اعضاي تيم ملي فوتبال پرتغال، از جنابعالي
و تمام بازيكنان تيم ملي ايران متشكرم. ما مطمئن هستيم اگر اردوي رزمي
ـ دفاعي نود دقيقهاي كه با شما داشتيم، نبود، ما به هيچ وجه از پس هلنديها
برنميآمديم. شما و دوستانتان با اعمال برخي از حركات رزمي، به ما فهمانديد
كه فوتبال يعني چه و آن بازي براي ما به منزله يك مانور نظامي بود كه هرچند
سخت بود، ولي باعث پيروزي ما در جنگ واقعي در مقابل هلنديها شد.
متشكرم و تا آخر عمر، ردِ لگد شما روي صورتم را به
نشانه دوستي و سپاسگزاري، حفظ خواهم كرد
لویس ـ فيگو
***
دروغ
(مطالب جالب
)
چند واقعیت پنهان در مورد مردها
(مطالب جالب
)
- چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند
2- چرا مردها همیشه خوشحالند؟
چون آدم های بي خيال فقط می خندند
3- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند
4- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم می کند
5- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد
6- ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند
7- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد
8- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند
9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم
10- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
1- فکري ندارند 2- کاری ندارند
11- در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست
12- اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد
13- آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد
14- یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
144 مرد در یک اتاق
15- برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
3 تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد
16- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن"
17- تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و
یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند
18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند "تو خیلی نازی عزیزم"
19- یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها
20- شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند
21- چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟
به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند
22- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند
23- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد
24- رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟
در سیرک كسي صحبت نمی کند
25- چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند
26- شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟
او را مبادله می کنیم
27- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند
28- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند
29- نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند
عشق انسان را کور می کند
(مطالب جالب
)
همه ما از روی تجربه به این باور رسیده ایم که عشق انسان را کور می کند، اما نکته بسیار جالب اینست که این مطلب حقیقت داشته و تحقیقات دانشمندان، دلایل آنرا اثبات کرده است.
دانشمندان دریافته اند که احساسات عاشقانه باعث توقف فعالیت ناحیه ای از مغز که افکار انتقاد آمیز انسان را کنترل می کند، می شود.
به نظر می رسد این احساسات نیاز مغز به شناسایی شخصیت و خصوصیات طرف مقابل را کاهش می دهند.
محققین بر این باورند که عشق مرد و زن و یا عشق مادرانه تاثیر یکسانی بر مغز دارند. یک تیم تحقیقاتی مغز 20 مادر را به هنگام مشاهده عکس فرزندانشان اسکن کردند و به این نتیجه رسیدند که فعالیت مغزی این مادران بسیار شبیه به افرادی بود که درگیر احساسات عاشقانه بودند.
مطالعات نشان می دهد که فعالیت بخشی از مغز این افراد که سیستم ارزش گذاری و پاداش (reward system) نام دارد افزایش یافته است
هنگامیکه اینگونه از قسمت های مغز به علت ایجاد احساسات عاشقانه تحریک می شوند - مثلا مانند زمان غذا خوردن، نوشیدن و یا بدست آوردن پول - احساس نشاط و رضایتمندی در انسان افزایش یافته و فعالیت سیستم قضاوت های منطقی و منفی در مغز کاهش می یابد.
براساس این تحقیقات تنها تفاوت عشق زن و مرد و عشق مادرانه اینست که در عشق بین زن و مرد فعالیت هیپاتالاموس مغز به شدت افزایش یافته و چندین برابر بیشتر از دیگران می شود.
انواع دروغ
(مطالب جالب
)
تمامي مطالب نوشته شده در اين پست صد درصد دروغ و كذب محض است.
لازم به ذكر است : دروغهاي اين پست به ترتيب بزرگي و كوچكي (شاخداري)، تكشاخ، جفتشاخ، سهشاخ و چهارشاخ نام گرفته و هر از چند گاهي نيز چند دروغ شاخدار تاريخي تحت عنوان «شاخدارهاي تاريخ» در پي خواهد آمد.
تک شاخ:
بنگاه دروغپراكني Kalaghnews اعلام كرد: آقازادهاي كه در دانشگاه گيلان بر روي نگهبان و برخي دانشجويان اسلحه كشيده بود، براي عبرت سايرين به اشد مجازات محكوم و به دار آويخته شد.
جفتشاخ:
يكي از مسئولان آموزشوپرورش گفت: با توجه به اينكه سال قبل هزينههاي بسياري براي مصاحبهها و بخشنامههاي اين سازمان درباره پول نگرفتن مدارس از دانشآموزان انجام شده و هيچ نتيجهاي نيز عايد مسئولان سازمان نگرديده است ، با برنامه ريزي هاي انجام شده ، قرار بر اين شد كه امسال تمامي مدارس از اولياي دانشآموزان پول بگيرند و آموزشوپرورش نيز اين هزينه مازاد را در قالب هديه هاي انسان دوستانه به افغانستان، عراق و ساير كشورهاي نيازمند كتاب و لوازم التحرير ارسال كند.
سهشاخ:
فدراسيون جهاني فيفا نتيجه آخرين ردهبندي فوتباليست هاي رزمي كار را به اين ترتيب اعلام كرد:
ـ حسين كعبي به خاطر ضربه خوشاستيلي كه بر فك «لوئيس فيگو» مهاجم پرتغال وارد آورده است، شايسته دريافت مدال طلاي جهاني تكواندو مي گردد.
ـ علي كريمي، مهاجم ناكام تيم ملي ايران، مفتخر به دريافت نشان درجه يك رشته كيوكوشين كاراته به خاطر شوت كردن كيف پزشك تيم ملي گرديد.
ـ عادل فردوسيپور، به خاطر كتك خوردن از دست يك مليپوش، به عنوان بهترين بدلكار و كتك خور سينماي هاليوود شناخته و جايزهاي نيز به او تعلق گرفت.
ـ محمد نصرتي، مدافع پرقدرت تيم ملي فوتبال هم به خاطر درو كردن قلم پاي «كريستين رونالدو» خود را شايسته دريافت نشان گرانقيمت «داس طلايي» نمود.
ـ و در آخرين بخش و در قسمت مربوط به مسئولان فدراسيونها، رئيس كميته فرهنگي فدراسيون فوتبال نيز به دليل كتك زدن هواداران تيم ايران پس از پايان بازي ، مدال افتخار پليس ضدشورش آلمان را از آن خود كرد.
چهارشاخ:
رئيس شركت كشتيسازي «صدرا» در مصاحبه با تلويزيون «قالتاق» اعلام كرد: با توجه به اينكه اين شركت به تمامي تعهدات خود در قبال شركتهاي ايراني زودتر از موعد مقرر و بدون دريافت پيشقرارداد عمل كرده است، طي چند روز گذشته قراردادي را با شركت كشتيراني چين منعقد كرده و طي آن متعهد به تحويل 100 ناو هواپيمابر غولپيكر در مدت سه ماه آينده شده است.
شايان ذكر است، اين شركت شش ماه تا چهار سال زودتر از موعد مقرر، كشتي مشتريان را تحويل آنان داده است.
شاخدارهاي تاريخ:
مرحوم محمد حسن خان معتكفالدوله، فرزند ارشد مرحوم محتضرالدوله در كتاب مستطاب «الحباب في توصيف احوالات الكباب» چنين آورده است: در اين ايام، وزير مختار سفارت فخيمه دولت جليله روس مدتي است كه خور و خواب و طريقت معاش را بر حضرت ظل الله مضيق كرده و مصرٌ بر اينست كه آن جناب التفاتي نموده و حدود و ثغور حوض الصغير و يا همان خزر دريا را مشخص كنند و پس از تامل و شوري كه آن وجود نازنين در اين باره با بسياري از اهل حل و عقد به عمل آوردند، قرار بر اين شد تا سفينه اي(کشتي) بر آب انداخته و تا آنجا كه چشم ها قدرت داشته و توان رويت باشد، از اراضي مملوكه شاهنشاهي محسوب گرديده و از آن نقطه مرزي حادث شود و المنه لله كه با اين درايت موشكافانه اعليحضرت همايوني، شاهنشاه ناصرالدين ميرزا فرزند محمدعلي، جز ذرهاي از آستان اين بحر با عظمت بر روسها نرسيد و در عوض سهم کثير از مناطق اين بحر مواج نصيب ما ايرانيان گشت
جایگاه زنان در ایران باستان
(مطالب جالب
)
در ايران باستان زنان به عنوان يكي از متمدن ترين اقوام جهان داراي جايگاه بسيار بلند و مقامي بس ارجمند بوده اند.
ايرانيان همچون اعراب زن را ننگ نمی دانستند بلكه او را موجودي مقدس و پاك كه لازمه حيات است دانسته و مقام او را ارج نهاده اند....
در مورد عشق و عاشقی
(مطالب جالب
)
عشق درجایی پا می گیرد که محرومیت ها و محدودیت دسترسی به جنس مخالف وجود دارد.در داستان "لیلی و مجنون" جدایی بین "لیلی" و "قیس" عشقی آتشین را بین آن دو به وجود می آورد این داستان عشقی از جدایی و محرومیت آنها نشات می گیرد. در غرب به دلیل آزادی های جنسی ، عشقی که در ایران رایج است، وجود ندارد و معمولا روابط عاطفی ، آگاهانه و بر اساس منافع مشترک شکل می گیرد. جامعه شناسان معتقدند بیشتر عشق های دوره نوجوانی از محدودیت های روابط دو جنس نشات می گیرد و...
دختران فراری
(مطالب جالب
)
حرف های زیبا از آدم های بزرگ
(مطالب جالب
)
ليليان کارتر
-------------------------------------------------------------------------------
هنگام خواندن کتابهای بهداشتی خيلی دقت کنيد. اگر اشتباه چاپی داشته باشد ممکن است باعث مرگتان شود
مارک تواين
-------------------------------------------------------------------------------
برای ازدواج کردن لحظهای درنگ نکنيد. اگر زن خوبی نصيبتان شود، خوشبخت میگرديد و اگر زن بدی گيرتان آمد فيلسوف میشويد
سقراط
-------------------------------------------------------------------------------
زن من در حرف زدن مشکل دارد. به همين خاطر هر از گاهی مجبور است حرف زدنش را متوقف کند تا نفس بکشد.
جيمی دورانت
-------------------------------------------------------------------------------
مردان مثل حيوانات خانگی هستند: اگر با آنها با قاطعيت و در عين حال ملاطفت برخورد کنيد می توانند ياد بگيرند که هر کاری را انجام دهند.
جيلی کوپر
-------------------------------------------------------------------------------
من هرگز از مردی آنقدر متنفر نشدهام که جواهراتش را پس بدهم.
زازا گابور
-------------------------------------------------------------------------------
فقط قهوه ايرلندی است که در يک فنجان، هر چهار ماده اساسی غذايی را دارا میباشد: الکل، کافئين، شکر و چربی.
الکس لوين
-------------------------------------------------------------------------------
من آنقدر بدشانسم که اگر گورستان بخرم، مردم ديگر نمی ميرند.
اد فورگل
-------------------------------------------------------------------------------
پول خوشبختی نمیآورد .... اما شکل دلپذيرتری از بدبختی را برايتان فراهم میسازد.
اسپايک ميليگان
-------------------------------------------------------------------------------
فايده خوشبختی چيست؟ خوشبختی که شما را پولدار نمیکند.
هنی يانگ من
-------------------------------------------------------------------------------
جوانی دوران ايدهالی در زندگی خواهد بود، اگر کمی ديرتر برسد.
هربرت هنری
-------------------------------------------------------------------------------
نگران دوری جستن از وسوسهها نباشيد. به مرور که سنتان بيشتر میشود، خود آنها از شما دوری میجويند.
وينستون چرچيل
-------------------------------------------------------------------------------
زمانی که يک مرد به قدر کافی عاقل میشود که مواظب باشد پايش را هرجائی نگذارد، موقعی است که آنقدر پير شده که ديگر نمیتواند هيچ جايی برود.
بيلی کريستال
-------------------------------------------------------------------------------
رابطه جنسی بدون عشق، کاری بیمعنی است. اما در بين کارهای بیمعنی، يکی از بهتريناشه!!!
وودی آلن
دانشجو در ملل مختلف
(مطالب جالب
)
اطلاعیه مردانه!
(مطالب جالب
)
کلیپ توپ
(مطالب جالب
)
کلیک کن وگرنه ضرر می کنی ها!
ازدواج آهو و الاغ
(مطالب جالب
)
|
اهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟ شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
|