تبليغاتX
عکس و کاریکاتور و مطالب جالب
http://keyvanblog.blogfa.com

Keivan70

!اين سايت را به صفحات مورد علاقه تان اضافه کنيد با ما تماس بگيريد اينجا را صفحه خانگي خودتان کنيد

وبلاگ من

صفحه نخست

پست الكترونيك

طراح قالب

.


نويسنده


k1


موضوعات

کامپیوتر و هک
مطالب جالب
عکس و کاریکاتور


مطالب پيشين


هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اسفند 1384
هفته اوّل اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384


لوگوي وبلاگ


لينکدوني
کاملترين قالبها براي شما

دوستان
سايت آموزش ايرانيان
بهترین موزیک
همه چیز درباره تلویزیون
تاسیسات
اخبار ماهواره
مهدی ست
نیکو
شوخی
هر چی بخوای!
اس ام اس
دل شکسته و دل بیقرار
پیاز داغ اینترنت
طراحی لوگو و بنر
زندگی متنوع با خودم و خودت
خط خطی
تارا
سالار
شهاب سامسونگ
all new
طناز
×طوطی خشگله×
×××پارس شاپ×××

لوگوي دوستان
  آگهي خود را اضافه كنيد


آمار وبلاگ ..
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع و يا لينک دادن به وبلاگ مجاز مي باشد .

قالب ميهن بلاگ : لقمان آوند


ترجمه قالب به بلاگفا
irwebnet.tk سايت آموزش ايرانيان




                        دعاي مخصوص سال نو
خداوندا يكصد ملت متمدن آفريدي و ما را عضو هيچكدام قرار ندادي تو را شكر ميگوييم كه اينگونه قدر خوشي نداشته را به فهماندي.
خداوندگارا همه ممالك دنيا را به سمت پيشرفت رهنمون شدي ما را عقبگرد فرمودي تو را شكر ميگوييم كه لذت زندگي در تاريخ صدر اسلام حتي جاهليت قبل از آن را به ما نمودي.
خداوندا اگرچه شكمهايمان گشنه است اگرچه حقوقي نميگيريم اگرچه هزار آرزو در يك جيب و هزار تومان در جيب ديگر داريم تو را شكر ميگوييم كه ما را از نعمت انرژي اتمي برخوردار خواهي كرد و ما را در چشم دشمنان حسود همچون خاري قرار دادي. فقط خداوندا كاري نكن كه ما را از چشم بيرون بياورند و در زباله دان بيندازند.
خداوندا اگرچه ما را اجازه آزادي نفرمودي تو را شكر ميگوييم كه طعم تلخ اسارت در خود را چشاندي كه در عاشورا به ياد حسين تشنه لب زار بزنيم هرچند كه اوست كه بايد به حال ما بگريد.
خداوندا تو را شكر ميگوييم كه پول و ثروت را همه به عربستان دادي ولي در عوض ما را در اسلام ناب غرق ساختي و اينگونه عدالت فرمودي.
خداوندا اگر آزادي نداريم اگر هر روز برسرمان ميكوبند لااقل چندين مجلس داريم و هر سال دعوت چوپانان جامعه را لبيك گفته راي ميدهيم پروردگارا تو را شكر ميگوييم كه به ما نعمت انجام واجبات اعطا نمودي.
خداوندگارا تو را شكر ميگوييم كه به ما نجابتي همانند اسبان وفاداري همچون سگان اجماعي همچون گوسپندان و هوشي همچون ماهيان آموختي و بدين وسيله اشرف مخلوقات خود كردي.
گويند اگر كسي در عمر خود جهاد نكند و آرزوي آن نيز نداشته باشد كفر ورزيده خداوندا تو را شكر ميگوييم كه هزار دشمن برايمان آفريدي و هر روز به تعدادشان مي افزايي طوري كه هر روز مرگ خود را مقابل چشم داريم و جز جهاد در راه تو راهي نداريم.
خداوندا ملت ما گرسنه اند اگرچه نان نفت بر سر سفره ما نياوردي ولي ما را نعمت كارت هوشمند دادي كه اسراف نكنيم و اينگونه از گناهان بر حذر داشتي تو را شكر ميگوييم.
خداوندا وارثان سنت انيشتين را بر ما مسلط نمودي كه دانشمان بسيار افزودند. پروردگارا به كدامين ملت اينگونه لطف نمودي كه وارث سنت دانشمندان را بر آنان رهبر قرار دهي.
پروردگارا اگرچه در اين سي سال در كارخانه ها را يكسره بستي ولي در هزار مسجد و خرافه گشودي تو را شكر ميگوييم كه معنويت را به ما هديه دادي.
پروردگارا به دستان لرزان روشنفكران اين مملكت بنگر اي تو كه هر روز نعمت ديدن روز قيامت را به آنها ارزاني داشتي.
خدايا پابرهنه ايم ولي شادمان منتظر نيروگاه اتمي مي مانيم تا دردمان دوا نمايد تو را شكر ميگوييم كه دروازه هاي خيال را بر ما گشودي.
چنان پايه هاي شوكت ما را بلند نمودي كه تمام مملكت فرنگ بر ما شوريدند. خداوندا تو را شكر ميگوييم ولي بد نيست كمي تعديل ميداشتي؟
هر چه بگويم كم است از محبت هاي هر سال تو اما امسال ما را خواهشيست از درگاهت كه بيا و بزرگي كن اين همه نعمت را در اين مكان متمركز نكن كه شايد از چشم زخم حسودان ما را گزندي رسد. بيا لطف كن اين آبادگران را مملكتي ديگر محض عمران بنما و اصلاح طلبان را سرزمين ديگري محض اصلاح از آسمان بفرست. لذت جهاد را بر امثال مردم عربستان بچشان. حماس را قيمي ديگر عطا فرما. پول نفت مال تو ما را قدري ميوه ارزان مرحمت كن. اتم را همه به امراي فرنگ ببخش از براي ما همان كمي آرامش مقدر فرما. شوكت را به هر كه ميخواهي شوهر بده براي ما به همان اعتبار بسنده كن. تمدن 2500 ساله نميخواهيم مردم ما را كمي فكر هوشمندانه و خرد عنايت فرما. چوپان نخواستيم گوسپندي ما را درمان نما. خداوندا معنويتمان چنان زياد شده كه پاسبانهاي سر گذر قطاع الطريق گشته اند ديگر معنويت كافيست ما را كمي آزادي عنايت فرما. خداوندا ميبيني كه هرچه تو نعمت ميدهي ما به نصف قانع شديم لطف بنما اين نصف را عنايت كن و لطف را از اين فراتر منما.


اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درشنبه بیست و ششم اسفند 1385 ، ساعت 12:11
لينك ثابت .:.

چرا مرغ از خيابان رد شد؟ (مطالب جالب )


ارسطو :  طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود .

موسي : و آنگاه پروردگار از آسمان به زمين آمد و به مرغ گفت «به آن سوي خيابان برو» و مرغ چنين کرد و پروردگار خشنود همي گشت .

مارکس : مرغ بايد از خيابان رد ميشد. اين از نظر تاريخي اجتناب‌ناپذير بود.

خاتمي: چون مي‌خواست با مرغهاي آن طرف خيابان گفتگوي تمدنها بکند .

رياضيدان : مرغ را چگونه تعريف ميکنيد؟

شاگرد تنبل : والا آقا به خدا همين الآن ميدونستيم ها... آقا يه دقه...

نيچه: چرا که نه؟

فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان ميدهد که به نوعي عدم اطمينان جنسي دچار هستيد. آيا در بچگي شصت خود را مي مکيديد؟

داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را براي اين توانمندي رد شدن از خيابان انتخاب کرده است .

همينگوي : براي مردن. در زير باران .

اينشتين : رابطهء مرغ و خيابان نسبي است.

سيمون دوبوار: مرغ نماد زن و هويت پايمال‌شدهء اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهودهء او در فرار از سنتها و ارزشهاي مردسالارانه را نشان ميدهد.

پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغداني ميمانند و از خيابان رد نميشوند. توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغي صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟

صادق هدايت: از دست آدمها به آن سوي خيابان فرار کرده بود، غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر .

خوانندهء آهنگهاي آبدوغ‌خياري: چرا رفتي مرغ جونم، دوستت دارم، دوستت دارم ...

روانشناس : آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که ميخواهد از خيابان رد شود؟

نيل آرمسترانگ : يک قدم کوچک براي مرغ، و يک قدم بزرگ براي مرغها.

حافظ: عيب مرغان مکن اي زاهد پاکيزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت .

کافکا : ک. به آن سوي خيابان کثيف رفت. مرغ اين را ديد و به سوي ديگر خيابان فرار کرد، ضمن اينکه به ک. نگاهي بي‌توجه و وحشتزده انداخت. اين ک. را مجبور کرد که دوباره به سوي ديگر خيابان برود، تا مرغ را با حضور فيزيکي خود مواجه کند و دست‌کم او را به احترامي وادارد که باعث گريختن مجدد او شود، کاري که براي مرغ دست کم از نظر اندازهء کوچک جثه‌اش دشوارتر مينمود .

بيل کلينتون : من هرگز با مرغ تنها نبودم.

فردوسي: بپرسيد بسيارش از رنج راه، ز کار و ز پيکار مرغ و سپاه .

ناصرالدين‌شاه : يک حالتي به ما دست داد و ما فرموديم از خيابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد.

سهراب سپهري: مرغ را در قدمهاي خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم .

طرفدار داستانهاي علمي - تخيلي: اين مرغ نبود که از خيابان رد شد. مرغ خيابان و تمام جهان هستي را ۷ متر و ۲۰ سانتيمتر به عقب راند.

اريش فون دنيکن: مثل هر بار ديگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان ميکند. مگر آنتنهاي روي سر مرغ را نديديد؟

جرج دبليو بوش : اين عمل تحريکي مجدد از سوي تروريسم جهاني بود و حق ما براي هر نوع اقدام متقابلي که از امنيت ملي ايالات متحده و ارزشهاي دموکراسي دفاع کند محفوظ است .

سعدي : و مرغي را شنيدم که در آن سوي خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردي آسيابان بود. وي را گفتم: از چه رو تعجيل کني؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کنم .

احمد شاملو : و من مرغ را، در گوشه‌هاي ذهن خويش، ميجويم . من، ميمانم. و مرغ، ميرود، به آن سوي خيابان. و من، تهي هستم، از گلايه‌هاي دردمند سرخ.

رنه دکارت: از کجا ميدانيد که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟ يا من؟

لات محل : به گور پدرش ميخنده! هيشکي نمتونه تو محل ما از خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده. آي نفس‌کش

بودا : با اين پرسش طبيعت مرغانه خود را نفي ميکني.

پدرخوانده: جاي دوري نميتواند برود .

فروغ فرخزاد: از خيابانهاي کودکي من، هيچ مرغي رد نشد .

ماکياولي: مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد. دليلش هيچ اهميتي ندارد. رسيدن به هدف، هر نوع انگيزه را توجيه ميکند.

پاريس هيلتون: خوب لابد اونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بوده .

هيتلر : اگر ارادهء ما همچنان قوي بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد! فولاد آلماني از خيابان رد خواهد شد

فوتباليست : آفسايد بود آقا! ما هر چي به اين داور گفتيم بي‌انصاف قبول نکرد

 کودک: که به اون طرف خيابون برسه !!!



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درسه شنبه یکم اسفند 1385 ، ساعت 0:14
لينك ثابت .:.

خصوصيات دانشجويان دختر: (مطالب جالب )


ترم 1-
اصولاً وقتي به آنها بگوييد با سه حرف پ- س – ر يک کلمه معني دار بسازيد مخ آنها ERROR ميدهد! چون فکر ميکنند تنها دانشجوي اين مملکت هستند عمراً کسي را تحويل نميگيرند. و تا وقتي که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبريد جوابتان را نمي دهند! {پيشنهاد ميکنم که در دختران ترم يکي (صفري) به دنبال GF نباشيد چون اولاً پا نمدهند و ثانياً اگر حتي يکي از اين دختران براي دوستي پا بدهد(يکي در هر 10 ميليون سال) فقط براي عمليات قضاي حاجت به WC مي روند.طولاني ترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه تا خانه مي باشد.به پسران همکلاسي به چشم خواستگار نگاه مي کنند.تمام کتب ترم اول را مي خرند و با دقت جلد ميگيرند.سوژه خنده دانشجويان ترم بالايي هستند. وقتي به آنها سلام ميکنيد به چشم يک مزاحم خياباني به شما نگاه ميکنند!(بي جنبن ديگه!!!) در فاصله بين کلاسها نان و پنير دستپخت مادر را ميل ميکنند تا انرژي بگيرند!

ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معني دار نميباشند! متوجه ميشوند به غير از آنها افراد ديگري نيز به اسم دانشجو تو اين مملکت هستند! به مقدار بسيار ناچيز از قطر ابروها کاسته ميشودولي سيبيل جزيي از اعضاي ثابت بدن مي باشد.سر کلاس متوجه موجوداتي عجيب و غريب ميشوند اما اسم آنها را نمي دانند.کماکان مسير دانشگاه تا خانه بدون هيچ کم و کاستي طي ميشود.نيمي از کتاب هاي ترم را ميخرند و نيمه ديگر را از کتابخانه ميگيرند.اگر به آنها سلام کنيد در جواب زمزمه نامفهومي ميشنويد با اين مضمون:سلام عليکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوي ترياي دانشکده رد ميشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)

ترم 3 -
به معناي واژه پسر پي مي برند و با ماهيت آن موجودات عجيب و غريب آشنا مي شوند.به اين نکته حياتي پي مي برند که تنها استفاده WC قضاي حاجت نيست!!!سوژه خنده پيدا مي کنند.همه کتابها را از کتابخانه مي گيرند و متوجه ميشوند که تا 4 جلسه ميتوانند سر کلاس غيبت کنند.مي فهمند که شهر خيلي بزرگ است و غير از خانه شان جاهاي ديگري هم دارد! تريا دانشکده تبديل به پاتوق آنها ميشود.در جواب سلام شما ميگويند سلام!

ترم 4 – با واژه BF آشنا ميشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نيستند.ابروها نازک ميشودو سيبيل ناپديد!در ساعت هاي استراحت بين کلاسها و حتي وسط کلاس ها به WC ميروند!!!هميشه در دانشگاه از قسمتهاي "پر پسر" عبور ميکنند.شروع ميکنند به پرسيدن آدرس از پسراي خوش تيپ دانشگاه!(نکته:اگر ديديد که جلوي در آموزش يه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسيد پس: 1- دختره ترم 4 درس ميخونه.2-شما خوشتيپيد!.3 – يالا مخشو بزن ديگه چلمن!)
شروع ميکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب يکبار به خانه ميروند براي حاضري و به خاطر غر زدن هاي مامان بابا.(خوب پدر مادرن ديگه دلشون تنگ ميشه شما به بزرگي خودتون ببخشيد!) و تعويض لباس و بقيه روز ها خونه دوستشون درس ميخونن!(آره جون خودت ..بيچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما ميگويند:سلام.چطوري؟خوبي؟

ترم 5 –يکي از اين موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست مي آورند اما چون تازه کار هستند بامبول هاي زيادي سرشان پياده ميشود!اصلاً سر کلاسها نمي روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند ديگه احدي را تحويل نميگيرند و درست مثل ترم يک ميشوند( چون اين دفعه فکر ميکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده اين پسره افتاده تو بغل اينا! =آخر بي جنبگي)کوتاهترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه به کافي شاپ و سپس خانه ميباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره اي باقي مانده است!(اينجاست که ميگن مردونگي مرده!!!) به دليل افزايش آرايشات روي صورتشون اضافه وزن مي آورند و براي جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم ميکنند!يک ميز اختصاصي براي خودشان و BF شان در تريا دانشکده رزرو است!تابلو ميشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک مي شناسند.سند کميته انضباطي را به نامشان ميکنند!
در جواب سلام شما (بعد از 10 دقيقه!) مي گويند:اوا سلام ببخشيد حواسم نبود(طرف داره عاشق ميشه و حواسش يه جاي ديگست....خاک بر سرت!)

ترم 6 – خيلي تابلو ميشوند!عاشق ميشوند! مورد سوءاستفاده قرار ميگيرند!مشروط ميشوند!!! 

اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درپنجشنبه چهاردهم دی 1385 ، ساعت 9:23
لينك ثابت .:.

پدر من رد شدم! (مطالب جالب )

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :

پدر عزيزم،
با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.
با عشق،
پسرت،
John

پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.
 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دریکشنبه دهم دی 1385 ، ساعت 10:55
لينك ثابت .:.

سیگار (مطالب جالب )

سلام یکی از دوستان من که مثل بقیه دوستام معتاده(فقط ۲ یا ۳ تا هیچ خلافی ندارن) این اراجیف رو در حین مستی بر زبان جاری ساخت:

ما
غذا می خوریم           واسه سیگار بعدش
قهوه می نوشیم         واسه سیگار بینش
کتاب می خونیم          واسه سیگار حینش
فیلم می بینیم            واسه سیگار مابینش
نفس می کشیم          واسه کشیدن دودش

کی گفته ترک سیگار سخته ؟ من سیگارو هزار بار تو زندگیم ترک کردم !

ملت سیگارشون تموم میشه ، ما سیگار داریم ،نصف شبی کبریتمون تموم شده !!

هی ! اروپایی های خرافاتی معتقدند که اگه با یه آتیش ، سه تا سیگار روشن کنن ، نفر سوم می میره !

یه نخ سیگار بده بوی این آدامس بره !!

فکرشو بکن
Pall Mall, L&M, Salem, Kim, Merit, Winston, Marlboro, Kent, Dunhill, Camel
حالا از هر کدوم
Filters, Light, Ultra lights, Menthol, One, Mild, Medium
ببین وارد چه دنیای بیکرانی شدی؟



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درچهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 ، ساعت 18:30
لينك ثابت .:.

چگونه با پيکان قراضه مخ بزنيم... (مطالب جالب )

 
فرض کنيد داريد توي خيابون رانندگي ميکنيد.يه دفعه چشمتون ميفته به يه ماشين خوشگل پرايد(البته همتون ميدونيد که پرايد 2 زار نمي ارزه اما چون معمولاً بهترين وسيله انتقال هلو هاي سطح شهر مي باشد بنا براين ما بش ميگيم ماشين خوشگل) خوب حالا يه کم اون قوه تخيل رو بيشتر به کار بندازيد و فکر کنيد که توي اون ماشين دو تا هلوي رسيده وآبدار نشستند و دارن غش غش مي گن و مي خندن!اگه يه کم ديگه هم فکر کنيد مي فهميد که در اون لحظه شما آرزو مکنيد که کاشکي يکي از اين هلو ها بغل شما باشه.باز هم فرض ميکنيم شما پشت فرمان يک پيکان سبز رنگ مدل 45 هستيد به آينه اش هم يک عدد CD آويزونه و پشت شيشه عقب هم نوشتند "لطفاً مرا بشوييد" خوب عکس العمل شما چيه در اون حالت؟ مسلمه ديگه به طرز عجيبي به شانس خودتون لعنت مي فرستيد، اما خوب نگران نباشيد من راهي بتون ياد ميدم که حتي با يه پيکان قراضه هم بتونين مخ جيگرترين دختراي تهران و يا ايران رو بزنيد.
 
در مرحله اول چند تا نکته رو به خاطر بسپاريد:
 
1- اولاً هر جا که ديديد تعدادي دختر دارن از خنده غش و ضعف ميرن بدونيد که کارشون فقط براي تظاهر و جلب توجهه چون: بر عکس ما پسرا هيچ دختري نيست که براي يه دختر ديگه اونقد جذاب و شيرين سخن باشه که طرفشو به غش و ضعف بندازه .در ضمن ما پسرا چون خيلي شورشو در اورديم ديگه حتي بابا ننه هم رو هم مسخره ميکنيم و مي خنديم اما دخترا اين جوري نيستن و هيچ وقت هيچ دختري نتونسته يه دختر ديگه رو از ته دل بخندونه! آخرين دختري که تونست يه دختر ديگه رو بخندونه وقتي بود که پدربزرگ پدر جد من رفت واسه زنش هوو اورد و چون اين دو تا خيلي از هم بدشون ميومد وقتي که يکيشون مرد اون يکي از ته دل خنديد! پس نتيجه ميگيريم که خنده دخترا يعني اينکه خواهش ميکنم استدعا دارم يکي بياد مخ من رو بکوبه باش آبگوشت درست کنه!
 
2- وقتي که توي يه ماشين تنها دو تا دختر بودند مطمئن باشيد يکيشون پشت فرمونه چون اگر نباشه خوب ماشين راه نميفته ديگه IQ ! خوب دخترا راننده هاي خوبي نيستند و موقع رانندگي 80 درصد حواسشون به رانندگيه که يه وقت اشتباه نکنن.(الان ميگيد پس 20 درصد بقيه کجاست؟ بايد عرض کنم که معمولاً دخترا فقط از 80 درصد حواسشون استفاده ميکنن و به عبارت ديگه همه حواسشون رو هم که جمع کنن ميشه 80 درصد و اون 20 درصد باقي مونده رو هم خدا بشون نداده تا بعداً راحت گول بخورن و عاشق شن و اين طوري نسل بشر منقرض نشه! وگر نه خدا وکيلي اگه يه دختر 100 درصد حواسش جمع باشه اونوقت کي مياد زن من و تو و باباتو عموتو ... شه؟!؟!؟!) خوب پس بايد حواستون رو متمرکز کنيد رو اون يکي دختره و روي مخ اون کار کنيد که نتيجه بهتري بگيريد.
 
3- تا يه ماشين ديديد که توش دو تا دختر هستند سريع نريد کنارش و بخوايد شماره بديد به دو دليل:الف:اين روش قديمي شده و در ضمن اگه هم دختري بود که شماره بگيره چون ماشين شما پيکان مدل جواديسمه پس از شما شماره نميگيرن! ب:ممکنه تصادف کنيد چون در اون حالت ماشين هاي ديگه اي هم هستند که همزمان با شما اون ماشين خوشگل رو ديدن و چون اونها هم به روش قديمي عمل ميکنن پس سريع ميخوان خودشونو برسونن بهش و اولين کسي باشن که شماره ميدن و از اونجايي که تجربه نشون داده وقتي يه پسر يه دختر خوشگل ميبينه ديگه مخش از کار ميفته پس اگر شما هم در اون زمان با ماشينتون اونجا باشيد پس احتمال تصادف زياده!
بنابراين و با توجه به دو مورد فوق نتيجه ميگيريم که وقتي يه ماشين با دو تا جيگر زنده ديديد بايد سريعاً از محل دور شيد و فاصله رو زياد کنيد
 
4- مهمترين اصل در زدن مخ يه دختر آرامشه.البته ميدونم که ضربان قلب چه بخواي و چه نخواي ميره رو 1000 اما بايد جوري رفتار کنيد که طرف نفهمه شما استرس داريد.حتي الامکان مي تونيد واسه اينکه نشون بديد چقدر آرامش داريد در حال حرکت در ماشين رو باز کنيد و بپريد بيرون و اين نشان دهنده اوج آرامش و ابله بودن شماست!
 
5- خيلي وقتا اتفاق ميفته که وقتي يه ماشين رو به عنوان سوژه در نظر ميگيريد در همين حال يه ماشين ديگه هم پيدا ميشه و شما مي مونيد که از اين دو تا ماشين کدومشون رو انتخاب کنيد.راستش اين مشکليه که تا حالا خودمم راه حلي واسش پيدا نکردم ولي خوب شما ميتونيد در اين مواقع خيالتون رو يه کم راحت کنيد از اين بابت که من نويسنده هم سردرگم ميشم چه برسه به شما!
 
6- هيچ وقت وقتي که يه ماشين خوشگل ديديد سعي نکنيد که عمليات محيرالعقول انجام بديد و چه ميدونم سرعتو زياد کنيد و لايي بکشيد واينا... چون واقعاً لايي کشيدن يک پيکان سبز رنگ از بين چند تا پژو و پرايد و ماکسيما صحنه چندان خوشايندي نيست و اولين فکري که در اين حالت به ذهن بيننده خطور ميکنه اينه که احتمالاً راننده پيکان از ده اومده!
 
7- يه نکته خيلي خيلي مهم رو به خاطر بسپاريد و اون اينکه مطمئن شيد که اون دو نفري که توي ماشين پرايد نشستند و يکي از يکي خوشگل ترند مادر و فرزند نباشند .به هر حال امروزه با پيشرفت علوم و فنون بعضي وقتا مادره از دختره جوون تر ميشه پس حتماً حواستون جمع باشه!
 
8- سعي کنيد وقتي يه ماشين خوشگل ديديد صداي ضبط ماشينو زياد نکنيد که کل خيابون برگردن ماشين شما رو نگاه کنند چون ديگه اينکه آدم آهنگ تکنو بذاره و صداشو زياد کنه واقعاً خز و خيل شده و در ضمن اين جوري ممکنه دافيه هم بپره به هر حال اونا دخترن ديگه مثل ما پسرا که نيستن، کارشون حساب و کتاب نداره...

خوب حالا که مراحل بالا رو با دقت بشون توجه کرديد ميرسيم به مرحله اصلي يعني زدن مخ اون خانوم خوشگلا با توجه به اينکه اونا پرايد يا 206 يا چه ميدونم يه ماشين درست و حسابي دارن و شما يه پيکان سبز رنگ و يا فوق فوقش يه پيکان بنفش متاليک که روي داشبوردش از اين سگا هست که کلشون تکون ميخوره!
به نظر شما اين کار شدنيه يا نه؟ اگر من بگم آره باور ميکنيد؟ درسته اين کار شدنيه اما خيلي سخته !!!
 
اصلا بابا جان ما توي تویوتا که ميشينيم به زحمت ميريم مخ يه دختره رو که عقب وانت نشسته ميزنيم اونوقت تو با يه پيکان سبز رنگ ميخواي مخ يه دختر جيگر بالا شهري رو بزني؟ برو بابا برو روتو کم کن!!



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درپنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 ، ساعت 18:51
لينك ثابت .:.

انوشه انصاری (مطالب جالب )

این یه اصلاحیه است. این مطلب ما وبلاگ طناز است که این آقای س.ف واسه من ایمیل کردهبود که خدا ایشالله خفش کنه بره زیر کامیون از این جور نفرینا! ببخشید آقای هاشم! دوست دارم م.م! بسه دیگه مردم از خجالت

سلام

 

این انوشا انصاری رو که میشناسین ؟ همونی که یه ماه پیش رفت فضا و 11 روز بعد برگشت ... این از وقتی رفتا این حس من رو به خودش مشکوک کرد ... از خیلی جهات مشکوک بود ... اصلا همین که با 2 تا مرد غریبه میره فضا و یه تعارف الکی هم به حمید( شوهرش ) نکرده کلی جای حرف داره ... من خودمو خیلی نگه داشتم تا تو این ماه رمضونی هیچ حرفی نزنم ... شاید تهمتی بشه و روزه هامون از بین بره ...برای همین حالا که دیگه شوال اومده ( راستی عیدتون مبارکا باشه ) گفتیم سنگامونو وا بکنیم با این خواهر انوشا !!! البته تو این یک ماه بیکار نبودیم و کلی تحقیقات نا محسوس انجام دادیم  و با محاسبه های متععد اختصاصی بالاخره موفق شدیم از زیر زبونش حرف بکشیم و از لابلای حرفاش یه چیزایی دستگیرمون شد ... حال این شما اینم حاصل تحقیقات ما : (( نکته اینکه پیشا پیش از کراهت حرفا و مباحث پیش رو عذر خواهی میشود ))

 

حتما ادامه مطلبو بخونید حتما حتما

 

 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درسه شنبه شانزدهم آبان 1385 ، ساعت 18:47
لينك ثابت .:.

دست یا چیز! (مطالب جالب )

  هيچ می دونين اگه كلمه ى "دست" اختراع نشده بود و به جاش از كلمه ى "چيز" استفاده
 می كرديم روزانه چه جمله هايی می شنيديم؟... زياد به مختون فشار نيارين! خودم مثال
 می زنم

توی كتاب علوم می نوشتند: چيز خيلی مفيد است! با چيز می توان اجسام را بلند كرد!
 بعضی از چيزها مو دارند و برخی ديگر بی مو هستند! ولی كف چيز مو ندارد! هيچوقت چيز
 خود را توی سوراخ نكنيد! چون ممكن است جانوران نوك چيزتان را گاز بگيرند! هميشه قبل
 از غذا چيز خود را با آب و صابون بشوييد! هيچوقت با چيز كثيف غذا نخوريد! ..... خانمها
 هميشه دوست دارند به چيز خود لاك و كرم بمالند! اين عمل براى محافظت از چيزخوب
 است! آدم وقتی سردش می شود چيزش را روی بخاری يا زير بغل می گيرد

در كتاب تاريخ می نوشتند: اردشير دراز چيز به هندوستان لشكر كشی كرد و چيز اجانب را
 كوتاه نمود! ..... مردم توی كوچه و بازار می گفتند: لامصب چيز ما نمك نداره! به هر كسی
 خوبی كرديم جوابش بدی بود! از قديم می گفتند با هر چيز بدی با همون چيز پس می
 گيری! ..... پدری به پسرش درس ادب می داد: پسرم هيچوقت پيش مردم چيزتو دراز نكن!
  توی بيمارستانها آدمهايی رو می ديديم كه چيزشون توی تصادف قطع شده و مجبور
 بودند تا آخر عمر از چيز مصنوعی استفاده كنند! ..... دزدهای مسلح موقع زدن بانك می
 گفتند: چيزها بالا چيزهاتون رو بذارين پشت سرتون! اگه كسی چيزش به زنگ خطر بخوره
 چيزشو می شكنيم! و رييس بانك به پليس می گفت: چيزم به دامنتون! دزدها رو بگيرين! و
 پليسها هم چيز از پا درازتر از ماموريت بر می گشتند هر روز در اخبار می شنيديم كه: اينبار
 چيز استكبار جهانی از آستين فلانی بيرون آمده....

و پسر جوانی در دفترچه ى خاطراتش می نوشت: اون روز من با دختر خانمی آشنا شدم...
 او چيزش رو دراز كرد و من چيزش رو گرفتم و كمی فشار دادم! چه چيز گرم و لطيفی
 داشت! از خجالت چيزش خيس شد! و دوستی ما از همون روز شروع شد! ديروز بازم اونو
 توی اتوبوس ديدم... چيزم رو به ميله گرفتم و رفتم جلو! از ديدن من خوشحال شد و گرم
 صحبت شديم... اتوبوس خيلی تند می رفت و من برای اينكه اون نيفته چيزم رو گذاشتم
 پشتش! از اين كار من خوشش اومد و تشكر كرد... اون دو ايستگاه بعد پياده شد و من
 چيزم رو براش تكون دادم! امروز هم توی كافه تريا قرار داشتيم... رفتيم و سر يه ميز
 نشستيم... فضای اونجا خيلی تيره و تار بود... من چيزمو گذاشتم روی چيزش و گفتم:
 چقدر چيز شما كوچيك و نرمه! اون هم گفت: چيز شما بزرگ و داغه! بعد از نوشيدن قهوه
 بيرون اومديم... چيزامون توی چيز همديگه توی خيابون راه می رفتيم و مردم هم ما رو نگاه
 می كردند! اونو به خونه شون رسوندم و دوباره چيزمو گرفت و من هم چيزشو فشار دادم!
 ازش دور شدم... هوا خيلی سرد بود... چيزم داشت يخ ميزد! برای همين چيزمو گذاشتم
 توی جيبم! توی عالم خودم بودم كه يهو يه چيز خورد پشت گردنم
 تجسم بقيه ى متن رو ميذارم به عهده ى خودتون



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دریکشنبه هفتم آبان 1385 ، ساعت 23:18
لينك ثابت .:.

من من.......... (مطالب جالب )

سلام این چند وقت همش دارم روی یه متن کار میکنم! تمام ذوق وسلیقمو گذاشتم اینجا! فعلا اینجوری از کار در اومده! خواهشا با نظرات خود منو راهنمایی کنید!
----------------------------------------------------
آخ اگه مي دونستي چقد دلم ميخواست شونه هاتو بذاري رو سرم ... اووم عزيزم فکر نميکني شعرش يه جوره ديگه بود.فرق نميکنه آخه من عاشقتم ... واي خسته شدم از اين همه عشق زميني اندکي عشق زير زميني ميخواهم
به خدا شرمنده ام که حلقه ازدواجتونو بجاي تخم مرغ انداختم تو آب جوش.شما ؟ آلبرت نيوتن هستم. واي جه تفاهمي منم   ايزاک انيشتن هستم.منم آسپرين هستم,هي بگيرينش
جناب سروان خودشه  نه بخدا من قاتل نيستم من فقط گشاد کننده عروق کرونر هستم  واي خداي من ميشه يه امضابدين؟
و يک خاطره براي بينندگان ما تعريف مي کنيد ؟  صميمانه از همه شما متنفرم .... 
 آخ برادر اسکيزو کجايي که با اون اسب سيستم دارت منو با خودت ببري . کمکم کن افتادم تو دام عاشقي... فقط يه هزارتومني ميخوام تا با اتوبوس برم خونه...
بيا برات يه 15 سالشو طور زدم فقط مواظب باش که مثله اون 17 ساله نشه، عجب رنگ سرخي داره درصد الکلش چقدره ؟ 22   
من برم  
WC شايد کسي منو اونجا صدا ميکنه ...ِا توام اینجايي عزيزم ميشه فردا با هم بريم ماه عسل ؟ آخه آسپرين جان اول بايد عقد کنيم بعدش بريم
  ِا مگه نميدوني تو آمريکا دخترا اول حامله ميشن بعد ميزان بعدش ميرن ماه عسل بعد ازدواج و بعدش طلاق دروغ ميگي کي گفته ؟حميد گفته ديگه همونیکه جایزه رب تبرک تو قزوین شده ، بابا ولش کن کله خره .يعني بابات با ازدواج من و تو مخالفه ؟ نه آخه من درس مي   خونم  فردا امتحان پايگاه داده ها دارم .ميخواي بجات من برم ؟ نه بابا  کار تو نيست ، اصلا زن مي دوني زندگي يعني چي ؟ آره زندگي منشوريست در حرکت دوار که با رنگهاي دلفريبش .... عذر مي خوام شما ؟ من هانيکو هستم . چه خوب شد ديدمت کارت داشتم .متاسفم من .... هستم منم پدرامم . خوشبختم
 زياد ناراحت نباش بد ترين حالتش اينکه شوهر زنت تو رو با بند ... زنش خفه کنه. آخي نازي تو عاشق بودي ؟
 چرا منو اينقدر کشتي ؟ بهت قول ميدم که وقتي مردي ديگه فراموشت نکنم
 من عشق را در وجود خاک حس ميکنم که با عطش زيادي مرا بسوي خويش ميکشد
 هل من ناصر ينصروني؟ باز که ديونه شدي عزيزم  . منم خيلي دوستت دارم راستي به پدر بچمون سلام برسون,حتما عزيزترينم
 خيلي بي ادب شدي آخ آخ ناراحت شدي ؟ خب معلومه  مهم نسيت مرسي
 جايزه سيفون طلائي بخاطر يک عمر فعاليت هنري و بازي در فيلم کازابلانکا در نقش همفري بوگارت به آسپرين ميرسه
 آخ چه حالي ميده که هرچي دلت مي خواد بنويسي درست مثله اين ميمونه که خيالت از اين راحت باشه که طرف قرصاي 
hd شو  مرتب خورده باشه
عزيزم راحتي ؟ آره خيلي خوبه . پس خوب بخوابي......... راستی تا یادم نرفته بگم من پسرم ، پس قابل توجه آقایون اینقدر بال بال نزنید.


اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دریکشنبه سی ام مهر 1385 ، ساعت 0:22
لينك ثابت .:.

تبلیغات (مطالب جالب )

تبلیغات در تلویزیون ایران

به مناسبت فرارسیدن روز دوشنبه شرکت ایران خودرو در نظر دارد تا با شرایط ویژه ای که برای پیش فروش خودرو در نظر گرفته بار دیگر گامی در جهت خدمت به شما هموطنان عزیز بردارد.
آخرین مهلت ثبت نام فروردین ماه سال 1427.
تنوع در محصولات، تهوع در خدمات

 

--------------------------------------------------------------------------------


اینجا عطارده، ما بچه های عطارد والیبال رو خیلی دوست داریم. ولی بدون آب معدنی دماوند که نمیشه والیبال بازی کرد.
دماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااوند بنوش.

.

دم به دم، دم به دم، دماوند، دم به دم، زرت و زرت ،تند و تند، مثل اسب
دماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااوند بنوش.

.

میدونی سه چهارم حجم اون هیکلتو آب تشکیل داده؟
میدونی آب لوله کشی با آب فاضلاب قاطی میشه؟
میدونی اگه آب بدنت پر از فاضلاب باشه چی میشه؟

.

زرت و زرت ،تند و تند، مثل اسب
دماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااوند بنوش.

 

--------------------------------------------------------------------------------


-گفتی اسمش چی بود؟
موسسه مالی و اعتباری قوامین.
-نشنیدم
موسسه مالی و اعتباری قوامین
-یه بار دیگه
موسسه مالی و اعتباری قوامین
چی جایزه میده؟
1395 خودروی زامبیا
1395 کمک هزینه سفر به پاریس
1395 کمک هزینه عمل دماغ
و هزاران جایزه دیگر...

موسسه مالی و اعتباری قوامین.

 

--------------------------------------------------------------------------------


خانوم بار نیسان چیه؟
اینا مایع ظرفشویی تاژه
چرا اینهـمه خریدین؟
والا من تاژ رو با تریـلی هم میخرم. یه تریلی تـاژ تو خونه باشه ضرر نداره.

.

مایه ظرفـشـویی تــــاژ بهتـرین در دنـیا.
گفتار صادقانه در تبلیغات تاژ افتخار ماست.

 

--------------------------------------------------------------------------------


مادر : دخترم چاييتون چيه

دختر : نميدونم . مــــــــــــــــــــــــــــــمــــــــــــــــد

ممد : اي كـ?س عمت. به اون ننه ي جـ?ندت بگو چايه گلستانه

 

--------------------------------------------------------------------------------


تبليغات در TV خارجي

كـا نـدوم تلمـبه ‌‌‌‌ 

محكم , با دوام , جادار , چند بار مصرف!!!!!!!!

حتي يك اسـپرم نبايد رد شه .!!!

تلمبه بزنيد . ما شما را از بيماريها حفظ ميكنيم

 

--------------------------------------------------------------------------------


كرم قبل از اصلاح Pussy

مادر : دخترم با چي كـ?ستو زدي اينقدر قشنگ شده (رسول در حال ترتيب دادن دختر است.حمید مرد.)

دختر : نمــيدونم . رســــــــووووووووووول(حمید مرد.)

رسول : ك؟يـرم دهن اون ننت . كرم Pussy



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دردوشنبه بیست و چهارم مهر 1385 ، ساعت 17:4
لينك ثابت .:.

سلام علیکم و رحمه الله
اول: دنبال یه فرصت بودم حال یه سری ها رو بگیرم حالا وقتشه! ~X(

 گفتم مواظب نظرهاتون باشید فکر کردید اگه ایمیلتونو نذارید من نمی تونم پیداتون کنم! IP همه رو دارم اگه تکرار شه واویلا! (البته این موارد برای عطیه خانم@};- صادق نمی باشد:-S)
دویوم: هر کی کتاب آیات شیطانی>:) رو می خواد ایمیلشو بزاره تو نظرا جیک ثانیه واسش می میلم!سیوم: یه سری مطلب راجع به مارشال و حجوانی: -& بهدن بهتون میگم.
چهایم: چیه؟ دنبال چی میگردی؟ می خوای واست تا 597454187یم بنویسم. بسه دیگه حالا چون تویی چند تا جوک واست گذاشتم بخندی! %%-

----------------------------------------------------------------------------------------------------

زندگي كشيدن سيگاريست بين دو همخوابگي

----------------------------------------------------------------------------------------------------

يه روزي يه ترکه ميره خواستگاري بعد
باباهه ميگه مهريه 50 مليون بعد ترکه مبگه: اووو
شبي چند حساب کردين؟!!!

----------------------------------------------------------------------------------------------------

hosolomosorortomchokorodon

.

.

.

.
اين اس ام اس لب هاي شما رو شكل كون مرغ مي كنه و ارزش ديگري ندارد

----------------------------------------------------------------------------------------------------

از جلو دادن براتون راحت تره يا از عقب دادن ؟؟؟؟؟؟؟
.

.

.

.

.

.
سازمان نظر سنجي شركت واحد جهت ارائه بليط

----------------------------------------------------------------------------------------------------

هيچ وقت ارزو نكن ايدز مي گيري(قابل توجه مسعود)

 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دریکشنبه شانزدهم مهر 1385 ، ساعت 16:57
لينك ثابت .:.

پیام هایی برای گوشی های دزدیده شده (مطالب جالب )

به گزارش ايرنا به نقل از پايگاه اينترنتي «آسوشيتدپرس»، اخيرا امكان جديدي به برخي از گوشي‌هاي تلفن همراه داده‌شده است كه صاحبان آنها را قادر مي‌سازد طوري گوش هايشان را تنظيم كنند كه در صورت دزديده‌شدن جيغ بكشند و دزد را رسوا كنند. از آنجاييكه يكي از اهداف ما بومي سازي تكنولوژي غربي مي‌باشد، پيشنهاد مي‌كنيم كه متناسب با شغل و شخصيت دارنده گوشي، پيام‌هايي براي جناب دزد صادر شود.

مثلا:

اگر صاحب گوشي لات بود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: «گوشي منو كش مي‌ري نسناس؟ اخ كن بياد تا شيكمتو سفره نكردم جوجه!»
 

اگر صاحب گوشي روشنفكربود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: «همشهري عزيز! همانگونه كه مي‌دانيد دزدي يك عمل نامتمدنانه است كه حتي سوفسطائيان يوناني نيز آن‌را قبيح مي‌دانسته‌اند. لطفا آنرا مسترد كنيد»

اگر صاحب گوشي ژيگول بود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: «گوشي منو دزديدي ناقلا! الهي موش بخوردت... زود بيار بده كه قرارم دير شد. ناز بشي الهيKiss»
 

اگر صاحب گوشي حزب‌اللهي بود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: « حروم خوري خوشمزه‌س.... حروم خوري خوشمزه‌س.... حروم خوري خوشمزه‌س.... » (همراه با ويبره!)

اگر صاحب گوشي دولتي بود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: «يا زود گوشي رو بيار تا مشمول مهروزي بشي يا ظرف 15 روز افشات مي‌كنم!» (همراه با آلارم!)
 

اگر صاحب گوشي روحاني بود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: «برادر ديني؛ آيا شما نمي‌دانيد دزدي يك گناه كبيره بوده و سارقين به جهنم مي‌روند مگر آنكه توبه كنند و حق‌الناس را ادا نمايند. فلذا تا دير نشده حق‌الناس را ادا و توبه كنيد. والسلام من التبع الهدي»

اگر صاحب گوشي استشهادي بود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: «بسمه تعالي. لازم نيست اين گوشي رو برگردوني چون ظرف مدت 5 ثانيه منفجر مي‌شه. انا لله و انا اليه...» (بـــــوم!)
 

اگر صاحب گوشي عضو حزب اعتماد ملي بود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: «بهت اخطار مي‌كنم، تا آبروي قاليباف رو نبردم و به جنتي نامه ننوشتم زود گوشي رو بيار تحويل بده»

اگر صاحب گوشي روزنامه‌نگار بود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: «ببين... فقط يه دقيقه گوش كن... به خدا موبايل ابزار دستمه... مي‌دوني من بايد چند ماه كار كنم تا يكي مثل اين بخرم؟ (با هق‌هق)... من زن و بچه دارم، خونه‌م اجاره‌ايه، بيمه نيستم هنوز، قسط دارم...تورو جون مادرت بيار بده والا از زندگي سير مي‌شم و يه مقاله تند سياسي مي‌نويسم تا سر به نيست بشم. خونم گردنته ها!»
 

اگر صاحب گوشي همكار بود وقتي گوشي دزديده شد پيام بدهد: «حيف كه اين موبايلي كه بلند كردي مال من نيست... والا حالي ازت مي‌گرفتم كه به الاغ بگي آق دايي، مرتيكه شاه‌دزد!»
منبع: دابلیو دابلیو دابلیو دات دوربرگردان دات کوم


اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درشنبه پانزدهم مهر 1385 ، ساعت 13:5
لينك ثابت .:.

کتاب های درسی (مطالب جالب )

 

چندی پیش در وزارات اموزش و پرورش بحثی به وجود امد که برای درک بهتر دانش اموزان،کتاب های درسی باید مطابق شرایط شهری دانش اموز باشد.برای مثال کتاب های دانش اموزان تهرانی این گونه تالیف شد:

1.ادبیات
ان دختر خوشگل با پراید سفید امد.او به من امار نمی دهد.من مخ او را خواهم زد...
باران می بارد.ان دختر و پسر زیر باران چه غلطی می کنند من نمی دانم.پلیس 110 می اید و انها را خفت می کند.


2.انشا
موضوع های انشا به این صورت تغییر می کند:
-علم بهتر است یا دوست دختر؟
-تعطیلات نوروز را کجا دختر بازی کردید؟
-تایتانیک بیشتر صحنه دارد یا من ترانه 15 سال دارم؟


3.ریاضیات
-حسن 3 دوست دختر دارد احمد بنده خدا ندارد،حسن یکی از دوست دختر های خر خود را به حسن ترانسفر می کند،حسن در کل چند دوست دختر دارد؟
-8 دختر روی نیمکت پارک ساعی نشسته اند.اگر هر پسر بتواند فقط 2 دختر را مخ کند برای مخ کردن تمام دختران چند پسر لازم داریم؟


4.علوم
درس علوم به علت عدم نیاز بچه های تهران به اون حذف شده.چون بچه های مهد کودک در تهران به اندازه کافی و در بعضی نقاط بیشتر از کافی اطلاعات دارند.اون هم به علت زیاد شدن ماهواره و نگاه کردن اطفال به کانال های XXL...GLX...ELX...پیکان جوانان وشبکه 7 است.


5.ورزش
می ترسم با گفتن این پراتون بریزه و امار مهاجرت به تهران 1000%افزایش پیدا کنه...



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درجمعه هفتم مهر 1385 ، ساعت 23:17
لينك ثابت .:.

کنکور نرگس (مطالب جالب )

۱- در نمای پایانی که بهروز و نسرین در برف راه می رفتندبهار کجا بود؟؟؟؟؟
الف)خانه ی بخت
ب) خانه ی سالمندان
ج)از فرط بزرگی ترکیده بود
د)چون زمستان بود.بهار نبود.
۲-عاقبت منصور چه شد ؟؟؟؟؟؟
الف)به اتهام جاسوسی دستگیر شد
ب)مسئول ستاد بپا خیزی شرق شد
ج)جایزه ی A برچسب انرژی را می گیرد
د) به دار کشیده می شود.
۳-چه بلایی سر ۱۲ قسمت حذف شده ی نرگس آمد؟؟؟؟؟؟
الف)داده اند سگ خورده
ب)داخل جوی آب است
ج)از آن فیلم سینمایی ساخته اند
د)اگر نظری دارید بنویسید.
۳۵۲س۶۳ـ تهران ۱۱ چیست؟؟؟؟؟؟؟؟
الف) پرشیای شوکت
ب)پراید همیشه در صحنه
ج)شماره حساب شوکت
د)هیچی نیست.
۵-سرنوشت بچه ی دوم سمانه و هدایت چه شد ؟؟؟؟؟؟؟
الف)به سرنوشت بچه ی اول دوچار شد.
ب)پیش مادر بزرگش هست
ج)هلاک شد
د)مگه سمانه بچه دار هم شد ؟؟؟؟
۶-مو های بهروز چرا سفید شد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
الف)گذشت ۳ سال
ب)دوری از خانواده
ج)استفاده از شامپو های فاسد
د)ترس از بچه ی غول نسرین
۷-خانه ی عموی نرگس چه سرنوشتی؟؟؟؟؟؟؟؟
الف)گذاشت رفت ایتالیا
ب)افتاد تو طرح
ج) در آثار فرهنگی ثبت شد
د)به سریال ۹۰ قسمتی ((نرگس ۲)) اجاره داده شد
۸-سرنوشت زن دوم شوکت چه شد ؟؟؟؟؟؟؟
الف) با رستم ازدواج کرد
ب)اعظم سرش را زیر آب کرد
ج)از ناراحتی خود کشی کرد
د)مرده شور ریخته شو ببرن...!!!!!!
۹-سرگرد ایمانی الان مشغول چه کاری ست ؟؟؟؟؟؟
الف)وکالت خانواده ی نرگس را بر عهده می گیرد
ب)در حال جمع آوری مدارک علیه شوکت است
ج)با هدایت دفتر کار آگاه خصوصی زدن
د)اخراج شده است
10-نقش دوست شقایق در این سریال چه بود؟
الف)نقش در ماشین آقای شوکت را بازی می کردند
ب)نقشی نداشت ولی فامیل کارگردان بود
ج)مگه شقایق دوست داشت؟
د)شقایق؟نمنه؟

اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درسه شنبه چهارم مهر 1385 ، ساعت 0:5
لينك ثابت .:.

سوالات امتحانی سینمایی (مطالب جالب )

سوالات امتحانی
ـ کدام‌يک، نام فيلمی از بهرام بيضايی است؟
1) مرگ اصفهان مربع ۲) مرگ شيراز مثلث
۳) مرگ يزدگرد ۴) مرگ بر آمريکا

ـ کدام گزينه نام فيلمی است از روبرتو روسيلينی فيلم‌ساز مکتب نئورئاليست ايتاليا؟
۱) رم، شهر بی‌دفاع ۲) رم، شهر بی‌هافبک
۳) یونتوس، تيم بی‌فوروارد ۴) چه‌می‌کنه اين دروازه‌بان

ـ در فيلم گنج قارون، شخصيت علی‌ بی‌غم که نقش وی را مرحوم فردين بازی می‌کرده است، در جايی از فيلم آواز می‌خواند:‌ «اومدم از هند اومدم با ... اومدم» گزينه‌ی مناسب برای پر کردن جای خالی کدام است؟
۱) پژو ۲۰۶ ۲) ماشين بنز
۳) اورانيوم غنی‌شده ۴) گاو مش‌ حسن

ـ کدام گزينه نام فيلمی است از ابراهيم گلستان؟
۱) خشت و آينه ۲) پيک و آينه
۳) خاج و آينه ۴) دو پر آس



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درشنبه یکم مهر 1385 ، ساعت 23:38
لينك ثابت .:.

A/S/L Please ! (مطالب جالب )

پسر : سلام.خوبي؟مزاحم نيستم؟
دختر: سلام. خواهش مي کنم.?asl pls
پسر : تهران/وحيد/۲۶ و شما؟
دختر‌: تهران/نازنين/۲۲
پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگي!اسم مادر بزرگ منم نازنينه.
دختر: مرسي!شما مجردين؟
پسر: بله. شما چي؟ازدواج کردين؟
دختر: نه. منم مجردم. راستي تحصيلاتتون چيه؟
پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT اَمِريکا دارم. شما چي؟
دختر : من فارغ التحصيل رشته گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر: wow چه عالي!واقعا از آشناييتون خوشحالم.
دختر : مرسي. منم همين طور. راستي شما کجاي تهران هستين؟
پسر: من بچه تجريشم. شما چي؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجاي تجريش مي شينين؟
پسر: خيابون دربند. شما چي؟
دختر : خيابون دربند؟ کجاي خيابون دربند؟
پسر : خيابون دربند. خيابون...... کوچه......پلاک....شما چي؟
دختر: اسم فاميلي شما چيه؟
پسر: من؟ حسيني! چطور؟
دختر: چي؟وحيد تويي؟ خجالت نمي کشي چت مي کني؟تو که گفتي امروز با زنت مي خواي بري قسطاي عقب مونده خونه رو بدي.!مکانيکي رو ول کردي نشستي چت مي کني؟
پسر : اِ عمه ملوک شمائين؟چرا از اول نگفتين؟راستش! راستش!ديشب مي خواستم بهتون بگم امروز با فريده.... آخه مي دونين...........
دختر : راستش چي؟ حالا آدرس خونه منو به آدماي توي چت ميدي؟مي دونم به فريده چي بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزي نگين!اگه بفهمه پوستمو ميکّنه!عوضش منم به عمو فريبرز چيزي نمي گم!
دختر:‌ او و و و م خب! باشه چيزي بهش نميگم.ديگه اسم فريبرزو نياريا!راستي من بايد برم عمو فريبرزت اومد. باي
پسر: باشه عمه ملوک! باي......



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درشنبه یکم مهر 1385 ، ساعت 1:5
لينك ثابت .:.

احکام گوزیدن: (مطالب جالب )

 سوال : آیا گوزیدن با صدای بلند اشکال دارد؟
جواب: اگر گوزنده قصد اعلام مطلبی به شنونده را داشته باشد شرعا اشکال ندارد ولی مستحب است که با صدای آهسته و در خفا بگوزد تا محلی برای ریا نباشد
سوال: آیا شنیدن صدای گوز دیگران اشکال دارد؟
جواب: شنیدن صدای گوز مرد برای مرد و شنیدن صدای گوز زن برای زن اگر به قصد غنا نباشد جایز است اما احوط آن است که بطور غیر مستقیم شنیده شود شنیدن صدای گوز زن توسط شوهر و یا تمام انواع محارمش اشکال ندارد اما بهتر است که هنگام گوزش دست خود را طوری میان باسن بگذارد که صدای آن کلفت و شبیه صدای گوز مردانه بنظر برسد تا جلب توجه نکند
سوال: آیا گوزیدن در میان رهنمودهای مقام عظمی رهبری اشکال ندارد؟
جواب: در صورتی که برای تصدیق فرمایشات معظم اله باشد ثواب اخروی نیز دارد
سوال: ارتباط گوز با شقیقه چیست؟
جواب: ارتباط از نوع ثبوتی است پس کسانی که کمتر میگوزند کمتر به عارضه سردرد دچار میشوند و این مسئله به شدت صدای آن نیز بستگی دارد که نباید بیشتر از 120 دسی بل باشد
سوال: حکم افرادی که در توالتهای عمومی با صدای بلند میگوزند چیست؟
جواب: اگر بقصد ارعاب دیگران باشد باید دیه بدهد که در این مورد باید به احکام دیه مراجعه شود اما اگر بی اختیار باشد باید شدت آنرا سنجید که اگر بیش از 120 دسیبل بود مستوجب قصاص نفس است وگرنه باید دو شب در کنار رئیس جمهور محبوب بخوابد
سوال: اخیرا عده ای همراه با گوزیدن ، می چسند . چه حکمی متوجه این افراد است؟
جواب: جایز نیست موجب آلودگی هوا میشود
سوال: اگر گوزنده هنگام گوزیدن متوجه شود که اسهال بوده است چه باید بکند؟
جواب: شورت خود را تعویض کند
سوال: گوزیدن عروس در مراسم خواستگاری چه حکمی دارد؟
جواب: اگر به قصد خودنمائی باشد حرام است اما اگر میخواهد با این عمل خواسته ای را به گوش مادر خویش برساند اشکال ندارد اما احوط آن است که آهسته بگوزد
سوال: بنده در زمان تماشای سخنان رهبر عظیم الشان دائما می گوزم آیا شرعا مرتکب خلافی شده ام
جواب:همانگونه که قبلا گفته شد اگر بقصد تایید فرمایشات معظم اله باشد ثواب بسیار دارد بنده تاکنون بیش از شصت میلیون بار به این سوال پاسخ داده ام . نخوردن نخود باعث ترک این عارضه میشود
سوال: پدر بنده کارمند بانک بوده اندکه متاسفانه براثر شنیدن گوز دار فانی را وداع گفته اند (هنگامی که یک خانم جوان جهت انجام امور بانکی به ایشان مراجعه میکند دفترچه حساب آن خانم به زمین می افتد و وقتی برای برداشتن دفترچه دولا میشود میگوزد و چون پدر اینجانب در آن لحظه در حال نوشیدن چای بوده اند بر اثر شنیدن صدای گوز می خندند و قند در گلویشان گیر کرده بر اثر خفگی می میرند) میخواستم ببینم آیا دیه ای متوجه بازماندگان آن مرحوم هست یا خیر؟
جواب: خواهر محترم، این سوال به روئیت حضرت آیه الله ملا هادی توسی سبزواری رسید فرمودند خندیدن به صدای گوز دیگران از بدترین اعمال است و ضمنا پدر حضرتعالی بر اثر اصابت گوز دارفانی را وداع نکرده اند بلکه علت وفات خفگی است که جزو پیامدهای خنده ی ناشی از شنیدن صدای گوز است . پس هیچ دیه ای متوجه شما نمی شود و بلکه اگر گوزنده محترمه شاکی می شدند اولیای دم میبایست رضایت ایشان را جلب می کردند
سوال: عده ای گوز خود را حبس و جهت بی اثر کردن شدت صوت آن ، آنرا به چس تبدیل میکنند. این عده چه حکمی دارند؟
جواب: جایز نیست موجب آلودگی محیط می شود
سوال: آیا گوزیدن در استخر جایز است؟
جواب: اگر قلپ های آن روی آب بیاید حرام است . مستحب آن است که در کنار دیواره های استخر بگوزد.



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درجمعه سی و یکم شهریور 1385 ، ساعت 0:27
لينك ثابت .:.

ديدگاه ستاره هاي هاليوود درباره جنگهاي اخير (مطالب جالب )

 تام كروز
عرب مصدر تروريسم هستند، هيچكسي از هجومشان در امان نمانده اميدوارم اسرائيل عرب را از ميان بردارد

أنتوني هوبكينز
من از اينكه امريكائي هستم شرم ميكنم. اسرائيل مسوول اغاز اين جنگ است وتمام اين ويراني و خرابي از او و امريكاست
ويل سميث
هر دو طرف خطا كارند و لازم است اين كشتار تمام شود و شهروندان از اين سختي در امان باشند
أنجلينا جولي
عرب و مسلمانان تروريست نيستند بر جهانيان لازم است كه ضد اسرائيل متحد شوند
جورج كلوني
بر نامهايي چون بوش و رايس و بلر و اولمرت و شارون ، تاريخ لعن خواهد فرستاد
شون كونري
اينك با منطق قدرت سخن ميرانيم واي از آن روزي كه ضعيفتر باشيم
ميل گيبسون
يهوديان منشا جنگ در جهان هستند و ارزو دارم كه روزي نابود شوند
رالف فينس
گويا ما در جنگل زندگي ميكنيم. قوي ضعيف را مي درد ما برتر از عرب نيستم كه تحقيرشان كنيم
آل باتچينو
به تاريخ اسرائيل نگاهي بياندازيد تا مصدر ترور را در يابيد
داستن هوفمن
با وجود اسرائيل ديگر اثري از انسانيت باقي نمانده
كيانو ريفز
اگر عرب قويتر بود جهان را نابود مي كرد پس بايد نابودشان كرد
ريتشارد گير
عرب زشت ترين مخلوقات هستند واز حيوانات پست تر . ما ويهود اساس عالم هستيم پس مقارنه بين ما و انها جايز نيست
أرنولد شوارزينيگر
عرب همان تروريستها هستند و سعي اسرائيل بر اين است كه عالم را امنتر كند . اسرائيل به پيش
ساندرا بولوك
چيز زيادي از اين جنگ نميدانم ، تنها چيزي كه ميدانم اين است كه اين كشتارها نبايد استمرار پيدا كند و شهروندان دو طرف انسان هستند و نبايد به اين صورت كشته شوند



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درشنبه بیست و پنجم شهریور 1385 ، ساعت 13:9
لينك ثابت .:.

آقای هلالی! (مطالب جالب )

تصاوير جنجالي يكي از مداحان مشهور تهران روي برخي سايت‌هاي اينترنتي و برخي پاساژهاي تهران منتشر و مورد توجه ويژه اپوزيسون خارج از كشور قرارگرفته است .

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، مداحي فرد مذكور كه از مداحان مشهور تهران است، به تازگي از سوي صداوسيماي جمهوري اسلامي نيز پخش مي‌شده است.

پرونده اين مداح كه برخي از مقامات نيز در جلسات وي شركت كرده‌اند، چندي پيش، از سوي برخي مراجع نظارتي پيگيري شده بود.
گفته مي‌شود، يكي از نهادهاي امنيتي، پيش از اين به مديريت سازمان صداوسيما درباره ترويج بي‌رويه عوام‌گرايي در مذهب هشدار داده بود.

مراجع تقليد نيز بارها نارضايتي خود را از عملكرد تعدادي از مداحان اعلام كرده و خواستار جلوگيري از انحراف فرهنگ ديني توسط آنان شده بودند.
برخي از مداحان مشهور، از جمله حاج منصور ارضي نيز به تازگي اين مداح متخلف را طرد کرده‌اند.

وي در واکنش به تکثير CD مذکور اظهار داشته که اين تصاوير مربوط به همسر دوم و قانوني و شرعي وي بوده و به دليل اختلافات خانوادگي منتشر شده است بد نيست بدانيد كه هلالي در ماه محرم سال گذشته در حسينيه امام خميني و درجوار رهبر علي خامنه اي اذن جهاد مي خواست تا تمامي بدحجابانرا در مملكت امام زمان از دم تيغ بگذراند  از لینک زیر فیلم کوتاه این شخص را ببینید که پخش شده

VIDEO

 
 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درپنجشنبه دوم شهریور 1385 ، ساعت 12:27
لينك ثابت .:.

آخر سریال نرگس چه می شود؟ (مطالب جالب )

سلام اگه میخواید بدونید آخر سریال نرگس چی میشه روی ادامه مطلب کلیک کنید

راسته بعدا خودتون میبینید



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درپنجشنبه دوم شهریور 1385 ، ساعت 1:26
لينك ثابت .:.

كاربران ايراني از اينترنت چه خواسته‌اند؟! (مطالب جالب )


پژوهش‌هايي كه درباره موارد استفاده از اينترنت ايرانيان و به طور كلي مسلمانان صورت گرفته، بسيار شرم‌آور است. نام كشورهاي پاكستان، مصر، ويتنام، ايران، هند، مراكش، عربستان، تركيه، فيليپين و لهستان نسبت به ديگر كشورها كه به نوعي مهد پورنو هستند، در جايگاه نخست آمارها به چشم می خورد.

 

هم‌زمان با فراگير شدن پديده اينترنت در جهان، آمار و ارقام، حكايت خوشي از جهان سوم و شيوه‌هاي استفاده از شبكه اينترنت ندارد.

 بنا بر آمارهاي موجود سرانه استفاده از اينترنت، ايران در خاورميانه، رتبه دوم را از آخر جدول دارد و عربستان پس از ايران؛ يعني در آخر جدول است. از طرفي با در نظر داشتن اين‌كه سرعت دانلود در ايران به سختي از مرز 8 كيلوبايت در ثانيه مي‌گذرد و نيز با توجه به سياست‌هاي فرهنگي كه در قلمرو اينترنت با فيلتر كردن بسياري از سايت‌هاي غيراخلاقي نمود پيدا كرده است، پژوهش‌هايي كه درباره موارد استفاده از اينترنت ايرانيان و به طور كلي مسلمانان صورت گرفته، بسيار شرم‌آور است.

بنا بر اين گزارش، از چندي بيش جستجوگر Google نسخه آزمايشي Google trends را روي شبكه قرار داده كه با آن، مي‌توان دريافت كدام كلمه در كدام نقطه دنيا در كدام بازده زماني و چند بار جستجو شده است.

براي مثال؛ وقتي كلمه «Sex» براي سنجش ميزان مراجعان به اين واژه، سرچ مي‌شود، نتيجه، بسيار حيرت‌آور و ناراحت كننده است: نام كشورهاي پاكستان، مصر، ويتنام، ايران، هند، مراكش، عربستان، تركيه، فيليپين و لهستان به ترتيب نمايش داده مي‌شود. ايران در اين رتبه‌بندي كشور چهارم شده است و جالب آن‌كه شش كشور از اين ده كشور مسلمان هستند و هنگامي كه كلمات ديگر كه بر قلم جاري كردن آنها موجب شرم است، امتحان مي‌شود، مي‌بينيم كه ايران در كمال غرور و روسفيدي در مقام نخست است و پس از آن،‌ كشورهاي مسلمان نسبت به ديگر كشورها كه به نوعي مهد پورنو هستند، طلايه‌دار اين مسابقه‌ هستند.

گفتني است، كشورهاي مسلمان و از جمله ايران، بسيار ديرتر از كشورهاي بلوك شرق و غرب به اينترنت دست پيدا كرده‌اند و چنين لجام‌گسيختگي فرهنگي بزرگي كه در كشورهاي اسلامي به چشم مي‌خورد، هيچ تفسير و توجيهي نخواهد داشت، جز مقدمات پديد آمدن آندلسي ديگر.

 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درچهارشنبه یکم شهریور 1385 ، ساعت 19:17
لينك ثابت .:.

نگاه زنانه و نگاه مردانه (مطالب جالب )

 تارهاي صوتی خانم‌ها از تارهای صوتی آقايان کوتاهتر است، تن صدای آقايان بم تر است و خونشان غليظ تر! تعداد نفس‌های خانم‌ها در واحد زمان بيشتر است اما تنفس آقايان عميق‌‌‌تر است، استخوان‌های مردها بلندتر است و ماهيچه‌هايشان آمادگی بيشتری برای چاق شدن دارد، در عوض در زير پوست خانم‌ها ذخيره چربی بيشتری وجود دارد در نتيجه طاقت آنها نسبت به مردها بيشتر است!
 اين روزها در هر گوشه و کنار با نوشته‌هايی رو به رو می ‌شويم که به تفاوت ميان زن و مرد اشاره دارند، اما بطور کلی گرچه تفاوت‌های فيزيکی جالبند اما دانستن تفاوت‌های روانی زن و مرد، بيشتر می ‌تواند به ما کمک کند تا ارتباط مؤثری با يكديگر برقرار کنيم و توقعات يکسان و مشابهی از يکديگر نداشته باشيم. يکی از جالب‌ترين تفاوت‌های ميان زن و مرد که بر ساير رفتارهايشان هم اثر می ‌گذارد نگرش آنها به دنياست.
 مردان دنيا را از ديدگاه متمرکز نگاه می ‌کنند در حالی که زنان دنيا را از ديدگاه منبسط می ‌بينند. آگاهی جنس مذکر به تدريج يک جزء را به جزء ديگر مربوط می ‌سازد تا به کل برسد که اين با جزء يا کل‌نگری تفاوت دارد، اما آگاهی جنس مؤنث که منبسط است تصوير کلی را می ‌گيرد و به تدريج اجزای درون آن را کشف می ‌کند.
همين آگاهی جنس مؤنث باعث می ‌شود زنان علاقه بيشتری به عشق، ايجاد ارتباط، مشارکت، همکاری و هماهنگی و سازش داشته باشند در حالی که آگاهی متمرکز مردها، آنها را بيشتر به سمت ايجاد نتايج، رسيدن به اهداف، رقابت، کار، منطق و تأثيرگذاری سوق می ‌دهد. حالا به برخی رفتارهای خانم‌ها و آقايان اشاره می ‌کنيم که تا حد زيادی از اين نگرش نشأت می ‌گيرد:

ورود به اتاق!

 وقتی مردی وارد اتاق جديدی می ‌شود نقطه‌ای را انتخاب می ‌کند، به طرف آن می ‌رود به چيزی نگاه می ‌کند و بعد به چيز ديگر و بعدش باز به چيزی ديگر. اين کار را ادامه می ‌دهد تا به تدريج تصويری از محيط بسازد. برعکس وقتی يک زن وارد همان اتاق می ‌شود در يک نگاه سريع، تقريباً خود به خود به خيلی چيزها نگاه می ‌کند و تمام اتاق را به يکباره می‌بيند
. او به رنگ ديوارها، عکس‌ها و اين که اتاق چگونه تزيين شده دقت میکند سپس وقتی تصويری از کل محيط دارد، يک نقطه را برای نشستن انتخاب میکند. وقتی زن و مردی وارد يک نمايشگاه میشوند شما می‌توانيد تمرکز مردانه را هنگامی که يک مرد بسيار سريع و هدفمند از يک غرفه به غرفه ديگری می‌رود ببينيد، در عوض زن انگار همه چيز را در درون خود جای می ‌دهد و سپس به اکتشاف و تجسس جزئيات می ‌پردازد.

کيف‌های زنانه؛ کيف‌های مردانه!


زنان اغلب از کيف‌های بزرگ و سنگين با روکش‌های زيبا استفاده می‌کنند و در عوض کيف مردان سياه يا قهوه‌ای و مخصوص حمل وسايل کاملاً ضروری مانند: گواهينامه رانندگی، کارت ماشين، اسکناس و... است.
در کيف خانم‌ها هر چيزی را که احتمالاً خودش يا ديگران ممکن است به آن احتياج داشته باشند، ميی‌توان پيدا کرد. قرص سرماخوردگی، قرص‌های مسکن يا ويتامين، سنجاق سر، آئينه، ناخن‌گير، مداد، خودکار، کاغذ، دستمال کاغذی، دسته کليد، مسواک، خميردندان، يک آلبوم کوچک، چای کيسه‌ای، کتاب جيبی مورد علاقه، عينک آفتابی، سوهان ناخن و ده‌ها وسيله ريز و درشت ديگر. کمتر مردی می ‌تواند يک روز با چنين کيفی سر کند!

 مکالمه با تلفن!

 مردها در حين صحبت با تلفن دوست ندارند با کس ديگری صحبت کنند، انرژی مردانه خواهان آن است که در يک لحظه بر روی يک موضوع متمرکز شود، در حالی که يک زن قادر است با تلفن صحبت کند، از سوختن شام جلوگيری کند، بچه‌اش را آرام کند، متوجه شود شوهرش به او چه می ‌گويد و... هوشياری منبسط او اجازه می ‌دهد تا مراقب چيزهای زيادی باشد.

 

 رانندگی !

رانندگی اتومبيل وضعيت ديگری است که اين تفاوت‌ها را آشکار می ‌سازد. هرگز سعی نکنيد با مردی که در حال رانندگی است گفت و گوی خصوصی داشته باشيد.
تمرکز يک مرد در رسيدن به هدفش در مؤثرترين شيوه ممکن است اما متأسفانه زن‌ها گوش ندادن مردها را بد تعبير می ‌کنند يا خيال می ‌کنند توجهی به آنها ندارند! اما کداميک از اين ديدگاه‌ها بهتر است؟ بديهی است هر دو طرز تلقی می ‌تواند صحيح و درست باشد. ديدگاه‌های همديگر را بشناسيم و ارتباط مؤثرتری برقرار کنيم.

 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دردوشنبه سی ام مرداد 1385 ، ساعت 17:50
لينك ثابت .:.

ورنی یا صندل مسعله این است ؟! (مطالب جالب )

سام علیک ....
اولندش که همه رقمه مخلص بروبچز هستیم !
یک مجموعه سوالاتی داشتیم از حضور اَنبرتون ..
دیُمندش راستیاتشو بخواین هاشم دایناسور که یکی از برو بچز با حالمونه داره دوماد میشه ... اونم با کی؟ با اقدس طلایی که سرور و سالار تیکه های چاله میدون باشه ...
مام دیدیم که بابا خیطه دیه با کافشن چرم قهوه ای و شلوار 13 ساسونمون پاشیم بریم دومادی هاشم ... یه جورایی خیلی تکرار میزنه. واسه همین یک مقادیری پول از ننمون گرفتیم و با پولای زیر فرش گذاشتیم رو هم و رفتیم یک دست کت شلوار تریپ زرشکی زدیم تو رگ... البته یه نمه شلوارش تنگ هستا !! چون خیاط باشی گفت که 8 تا ساسون بیشتر نمی تونه بزنه ولی خوب خداییش شدیم یه پارچه آقا واسه خودمون... به مولا قسم اگه کبری بلنده با این تریپ ما ر ببینه همونجا بعله رو بالا می یاره !!!
حالا موندم معطل که این کت شلوار زرشکی ر با کفش ورنیای سفیدم بپوشم یا با صندل کرمیا ؟
صندلا با رنگ کت شلوار یک نمه به هم ست نمیان اما با جوراب مشکی نایلونی که بپوشم رنگاش با هم قاطی می شن و ست درست ...
از اون ور ورنی واسه مراسم دومادی تریپ تره و سفیدیش هم تو چشم تره ، اما علی قالپاق میگه که ورنی ور افتاده !! ... جون شما موندم معطل ... یک راهنمایی چیزی واسه ما پیاده سازی کنین دیگه ....
زت همتون زیاد
 

اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دریکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 ، ساعت 19:25
لينك ثابت .:.

احکام چت در اسلام (مطالب جالب )

 
سلام مطلب امروز یه کم قدیمیه ولی خیلی باحاله!

------------------------------------------------------------- 
اگر مردي و زني به قصد چت خصوصي وارد مسنجر شوند ، واجب است كه قبل از شروع چت ، صيغهء حلاليت مجازي بين آن دو جاري شود . اين صيغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار مي گيرد تا با كليك به روي آن به صورت خودكار جاري گردد . كليك كردن هر دو نفر مستحب است .
 
بديهي ايست كه اين صيغه ، تنها تا باز بودن پنجرهء چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره ، چه سهون و چه عمدن ، صيغه خود به خود فسخ مي گردد. اين نوع صيغه فقط مختص زنان بيوه مي باشد .
 
زنان بيوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجرهء چت يا بيشتر از آن نيستند .
دختران و زنان متاهل فقط مي توانند از صيغهء مجازي محرميت استفاده كنند و حق استفاده از صيغهء مجازي حلاليت را ندارند ( چت در حد سلام و احوالپرسي و با درصد اروتيك كمتر ) .
 
صيغهء مجازي محرميت ، همچون صيغهء مجازي حلاليت ، به صورت لوگو در محل مناسب قرار خواهد گرفت . تمام احكام جاري شدن و فسخ اين دو نوع صيغه يكسان مي باشد .
 
مردان متاهل حق باز كردن بيش از چهار و مردان مجرد پنج پنجرهء توامان چت را ندارند . فرستادن هر نوع ايكون بعد از جاري شدن صيغه حلال مي باشد .  چنانچه ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، اين ايكون حرام زاده بوده و احكام ايكون هاي حرمزاده در مورد آن مصداق دارد .
 
اگر به هر علت غير ارادي ، مثل وقوع زلزله ، تسك كردن ناگهاني سيستم ، قطع شدن كانكشن يكي از دو طرف و قس الي الهذا ، ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، احكام ايكون هاي حرامزادهء مشبهه بر آن صادق است .
 
بستن پنجرهء چت به اختيار مردان مي باشد . چنانچه زني قبل از مرد اقدام به بستن آن بكند ، واجب است تا 4 روز عدهء پنچرهء بسته شده را به جا بياورد . قبل از پايان عده ، حق چت با هيچ ذكور ديگري را ندارد .
 
چنانچه زن متاهلي با يا بدون جاري شدن صيغهء مجازي حلاليت اقدام به چت با مردي بكند ، اين چت به منزلهء زناي محصنهء مجازي بوده و حد سنگسار مجازي بر او لازم مي گردد .
 
اگر مردي اقدام به چت با زني متاهل بنمايد ، با علم به متاهل بودن زن ، حتي در صورت جاري شدن صيغهءمجازي حلاليت حد تعزيري شلاق اينترنتي بر او لازم مي گردد .
 
زنان و مردان مشمول صيغهء مجازي حلاليت ، در صورت چت كردن بدون جاري نمودن صيغه ، در بار اول و دوم و سوم به حد تعزيري شلاق اينترني محكوم شده و در صورت تكرار در بار چهارم مصداق مفسد ( ه ) في النت بوده و اجراي حكم اعدام اينترنتي بر آنان لازم است .



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درشنبه بیست و هشتم مرداد 1385 ، ساعت 12:58
لينك ثابت .:.

سکس و فحشا چین را به زانو در آورد! (مطالب جالب )

سلام از محبت بعضی دوستان بسیار متشکرم امیدوارم بتونم همچنان راضی نگهشون دارم 

در راستای اطلاع رسانی به جوانان عزیز مطالبی را در مورد مسایل جنسی در وبلاگ میذارم

به امید آنروز که مسایل جنسی رو همه جوانان بدانند!

 

 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درپنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385 ، ساعت 1:33
لينك ثابت .:.

سریال نرگس (مطالب جالب )

چند وقتیه که از صدا و سیما شاهد پخش سریال بسیار ضعیفی به نام نرگس هستیم .سریالی که حداقل 20 میلیون نفر بیننده داره...!!!و بیشتر به یه افسانه شباهت داره!آخه کجای دنیا یه پسر مایه دار عاشق یه دختر فقیر میشه؟تازه اگرم بشه عاشق یه دختر فقیر ولی خوشگل میشه!اما بهروز قصه ما عاشق یه وزغ شده! راستیاتش تصمیم گرفتم جهت ارج نهادن به همه کارگردان ها و نویسنده ها و بازیگران سریال های ایرانی ? آبگوشتی وسایل و بازیگران لازم جهت ساخت یه سریال ایرانی را اعلام کنم.واسه همین نیازمند چند تا شخصیت بودم که اون دوستانی که فکر میکنن توانایی بازی در نقش های زیر را دارند میتونند تا پایان وقت اداری روز سه شنبه به تلفن همراه بنده مراجعه کرده!!! و اعلام آمادگی کنند تا من یه روزه معروفشون کنم!بدین وسیله بازیگران مورد نیاز به شرح زیر اعلام میگردند:
 
 
 
1-یک عدد بچه سوسول و مایه دار و نازنازی در نقش بهروز(رومئوی سابق).از ویژگی های این شخصیت باید:
-موها اتمی
-توانایی کشیدن آب دماغ به سمت بالا ودرون دماغ را دارا نباشد!
-تعدادی دوست سوسول در حد تیم ملی داشته باشد
-با کوچیکترین اتفاق بدی گریه کنه تا ما به این نکته واقف شویم که همه بچه مایه دار ها لوسند!
-در ضمن باید خیلی خوشگل باشه
-باید این پسره مغز خر خورده باشه و خیلی احمق باشه تا بتونه عاشق یه وزغ از اقشار کم درآمد جامعه بشه!
- ضمناً دست پسره باید کج باشه!
پس پسران عزیز و مایه و دار و خوشگل و احمقی که در خودشون توانایی این رو میبینند که عاشق یه دختر بداخلاق و زشت و بدترکیب و لگد پران بشند برای این نقش اعلام آمادگی کنندتا باشون تماس بگیریم ...
 
 
 
 
 
 
2-یک عدد دختر بسیار زشت و ترشیده در نقش نسرین که فقط توی افسانه ها و سریال های ایرونی ممکنه براشون خواستگار پیدا بشه.از ویژگی های دختر مورد نظر عبارتند از:
-بسیار زشت و بد اخلاق و بدهیبت و بد صدا و بد لباس خلاصه تمام صفت هایی رو که با بد شروع میشه رو داشته باشه تا بیننده متوجه نشه پسره به خاطر کدوم خصوصیت دختره عاشقش شده!
-دختره تا حالا یک هزار تومنی رو از نزدیک ندیده باشه!
-حتی الامکان با کلمات عزیزم ?قربونت برم-و با کلیه ظرافت های زنانه غریبه باشد...
- بسیار حسود باشد
بدین وسیله تمام دختران عزیزی که با یه کامیون عسل و شکر(و یا هر وسیله شیرین کننده دیگری)قادر به نوشیدن و میل نمودن آنها نباشیم و به عبارتی عزرائیل و شب اول قبر رو به یاد آدم می آورند میتوانند نسبت به ایفای این نقش آمادگی خودشون رو اعلام کنند!(نکته :دختران کانون اصلاح و تربیت در اولویت قرار دارند)
 
 
 
 
 
 
 
3-آقا از اونجایی که توی همه سریال های ایرانی باید نفر بیماری قلبی داشته باشه و این شخص هم ترجیحاً باید یه مادر باشه پس یه خانوم بالای 40 سال در نقش مادر نسرین نیاز داریم.اما علت انتخاب چنین نقشی:
الف-توی همه سریال های ایرانی و هندی آدم خوبه باید آخر فیلم بمیره ولی به خاطر تأثیر پست مدرنیسم این آدم خوبه باید یه جای آخر فیلم ، وسط فیلم بمیره!
ب-سریال ایرانی که توش عزاداری و گریه و زاری و چادر سیاه و شیون نباشه که بش نمیگن سریال ایرانی(به عبارت دیگه ما ایرانی ها که عزاداری رو خیلی دوست داریم باید توی سریال هامون هم به این نکته توجه ویژه داشته باشیم)
ج-حتی الامکان باید یه شخصیت دلسوز و فداکار بمیره تا بیننده هم پای تلویزیون گریه اش بگیره و متوجه مسخره بودن مراسم ختم داخل تلویزیون نشه!
د-بیماری شخص حتماً باید قلبی باشه چون نویسنده فیلمنامه قبلاً یه جایی خونده که برای سقط شدن بیماران قلبی استرس چیز خوبیه و از اونجایی که شخصیت های خوب همیشه حرص دیگران رو میخورند پس حتماً باید بیماری قلبی داشته باشند تا یه بهونه ای واسه مردنشون باشه(در ضمن بیماری قلبی که تو این سریال ها به ایفای نقش میپردازد باید لاعلاج و بسیار پیشرفته باشه و به عبارتی طرف رو پودر کنه!)
ه-از اونجایی که بازیگران ایرانی تنها کاری که بلدند گریه کردن وآبغوره گرفتنه و توی ایفای نقش های شاد درجا میزنن پس بهتره یه جای فیلم  هم گریه و زاری باشه تا ما تو دلمون بگیم:وای عجب کارگردانی!ببین چه بازی قوی از بازیگراش گرفته!
با توجه به عبارات فوق کسانی که میخواهند برای نقش مادر نسرین ایفای نقش کنند باید .یژگی های  زیر رو داشته باشند:
1- دارای چهره ای که زیر فشار زندگی پوکیده باشه و حتی یه روز خوش هم تو زندگیش ندیده باشه!
2-یه جورایی ما رو یاد راهبه های مسیحی بندازند!
3-حسابی مهربون و فداکار و از خودگذشته و خونسرد باشند تا ما متوجه بشیم با یه فرشته مواجه هستیم نه یک انسان!
4-توانایی بازی کردن در نقش بیماران قلبی و سرطانی(بیماری های مورد علاقه سازندگان مجموعه های تلویزیونی) را داشته باشند
5-چهره ای بسیار افسرده داشته باشند!
بدین وسیله از تمام مادران بالای 45 سال که احیاناً بیوه هم میباشند درخواست همکاری داریم!
 
 
 
 
 
4-یه مرد سیبیلو و مایه دار و لات و لوت و حاجی بازاری در نقش یزید!
این مرد باید ویژگی های زیر رو داشته باشه:
1-به معنای واقعی کلمه ظالم باشه!یعنی اگر کسی بدون اجازش آب بخوره بزنه دهن طرف رو سرویس کنه!
2-باید در آن واحد3- 4  تا زن به صورت همزمان داشته باشه تا فرمان قتلش توسط علمای فمنیست جامعه حلال اعلام بشه!
3-باید اونقدر بد باشه تا در مواجهه با نسرین ما دلمون واسه نسرین بسوزه!
4-باید خیلی خیلی مایه دار باشه!یعنی باید ماشینش پژو باشه!
 پس تمام اصغر آدمکش ها-حسن قاتل ها-صفر چاقوکش ها  و تمام دزد های گردنه بگیر عزیز و تمام کسانی که یک شبه و از راه دزدی پولدار شده اند میتوانند برای نقش منفی فیلم داوطلب بشوند!
 
 
 
 
 
5-شخصیت اصلی فیلم که باید آنقدر خوب باشه که ائمه اطهار و شخص پیامبر را در ذهن ما تداعی کنه!
از جمله ویژگی های این شخص:
1-یه چیزی تو مایه های حضرت مریم باشه یعنی همه مردا جولوش کم بیارند!
2-تمام  صفت های خوب رو داشته باشه:شخصیتی کاملاً منطقی ?مهربان-وفادار-مدافع حقوق خانواده و در عین حال بسیار آتش پاره که بدون اینکه هیچ حرفی برنه حال یه لات و لوت رو بگیره!
3-سنش 30 سال باشه اما تجربه یه آدم 90 ساله رو داشته بشه!
4-اون هم باید مثل مامانش یه انسان پکیده از درد و رنج باشه!
5-هر کس بش فحش بده باید به جاش به طرف مقابل بگه عزیزم قربونت برم و ماچش کنه!
6-ار نظر جوانمردی باید روی فردین رو کم کنه!!!
بدین وسیله تمام دختران عزیزی که رفتارشون مثل پیرزن هاست و تا حالا تو عمرشون حتی مورچه ای رو زیر پا له نکردند و هیچ کاری جز برای رضای خدا و خلق او انچام نمیدند میتونند قدم رنجه کنند و ایفا گر این نقش بشند!
 
 
 
 
***در نهایت هم نیاز به تعدادی آدم دارید که آنقدر سطح انتظارات و تفکرشون پایین باشه که به سریال شما به به و چه چه بگند و هر شب به خاطرش  میخ بشند تو تلویزیون!
 


اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درسه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 ، ساعت 12:6
لينك ثابت .:.

فوق العاده!! (مطالب جالب )

مژده *                                                                     * مژده

 

آژانس و تاکسی تلفنی "نکبت"

 

(با مجوز رسمی از مؤسسه نکبت)

 

با کادری شوت و خودروهای از رده خارج آماده ی راه رفتن روی اعصاب شما مشتریان عزیز است!!!

 

با مدیریت نکبت زاده            ***            هم الکلی و هم معتاده

رانندگان : هوشنگ و مهرتاش***           برادران اراذل و اوباش!

 

Rتخفیف ویژه و تسهیلات *** برای معتادین و الوات!

 

تلفن (') : سیصدو سی و چار *** کوفت و زهرمار!

 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دریکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 ، ساعت 12:36
لينك ثابت .:.

حرفه ها را بهتر بشناسیم (مطالب جالب )

حسابدار : کسي است که قيمت هر چيز را ميداند ولي ارزش هيچ چيز را نمي داند.

بانکدار: کسي است هنگامي که هوا آفتابي است چترش را به شما قرض مي دهد و درست تا باران شروع مي شود آن را ميخواهد.

مشاور: کسي است که ساعت شما را از دستتان باز مي کند و بعد به شما مي گويد ساعت چند است.

سياستمدار: کسي است که مي تواند به شما بگويد به جهنم برويد منتها به نحوي که شما براي اين سفر لحظه شماري کنيد.

قتصاددان: کسي است که فردا خواهد فهميد چرا چيزهايي که ديروز پيش بيني کرده بود امروز اتفاق نيفتاد.

روزنامه نگار: کسي است  که 50% از وقتش به نگفتن چيزهايي که مي داند مي گذرد و 50% بقيه وقتش به صحبت کردن د ر مورد چيزهايي که نمي داند.

رياضيدان : مرد کوري است که در يک اتاق تاريک بدنبال گربه سياهي مي گردد که آنجا نيست.

هنرمند مدرن: کسي است که رنگ را بر روي بوم مي پاشد و با پارچه اي آن را بهم مي زند و سپس پارچه را مي فروشد.

فيلسوف : کسي است که براي عده اي که خوابند حرف مي زند.

استاد : کسي است که کاري ندارد ولي حداقل مي داند چرا.

روانشناس : کسي است که از شما پول مي گيرد تا سوالاتي را بپرسد که همسرتان مجاني از شما مي پرسد.

معلم مدرسه : کسي است که عادت کرده فکر کند که بچه ها را دوست دارد.

جامعه شناس : کسي است که وقتي ماشين خوشگلي از خيابان رد مي شود و همه مردم به آن نگاه مي کنند ، او به مردم نگاه مي کند.

برنامه نويس: کسي است که مشکلي که از وجودش بي خبر بوديد را به روشي که نمي فهميد حل مي کند.



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درشنبه بیست و یکم مرداد 1385 ، ساعت 18:16
لينك ثابت .:.

سکس خیابانی پاریس (مطالب جالب )

روزنامه انگليسي «اينديپندنت» در گزارشي با نام «آخرين تانگو در پاريس»، از تنگ شدن عرصه بر صنعت فحشاي اين كشور خبر داده كه زماني به اين كار مشهور بوده است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، نويسنده اشاره مي‌كند كه خانه‌هاي فحشا، يكي از آرزو‌هاي ليبرال‌هاي افراطي پس از انقلاب فرانسه بوده، اما اكنون مردم و مديران شهري پاريس به اين نتيجه رسيده‌اند كه به دلايلي، از جمله جلوگيري از گسترش ايدز، عرصه را بر فعالان اين تجارت كثيف تنگ كنند، به ويژه كه چندي پيش، هنگام برخورد با برخي از اين مراكز، تعداد زيادي جاسوس آلماني به دام افتادند!

در اين گزارش آمده است: پاريس زماني پايتخت سكس دنيا بود، اما مبارزه‌اي همه‌جانبه با فاحشه‌گري و ظهور مكان‌هاي بزرگ پورنو، اين مسئله را از بين برده است.

خيابان «سنت دنيس» در مركز پاريس، هنوز هم مركز اين كارهاست. اين بخش از شهر، شهرت خود را از قرون وسطي تاكنون حفظ كرده است. در دهه 70 يك مركز بزرگ فحشا در اين خيابان وجود داشت كه پس از تعطيلي و تبديل آن به يك مركز خريد، تقريبا رونق اين خيابان هم از بين رفت. مردم بومي پاريس و توريست‌ها ديگر به آنجا رفت‌وآمد نمي‌كردند و آنجا تنها محل حضور جوان‌هايي شده بود كه از حومه‌هاي پاريس با يك ترن سريع‌السير به اين مكان آمده و بازمي‌گشتند.
در اين جنگ فرهنگي، خانه‌هاي بزرگ سكس به آخرين ميدان نبرد تبديل شده‌اند. در يك طرف قضيه، افرادي هستند، كه با توجه به فلسفه ليبراليستي خود به شدت طرفدار اين مكان‌ها هستند.

نگاهي به درون اين خانه‌ها، رواج فلسفه اين گروه را به راحتي نشان مي‌دهد. دختراني از نژادهاي گوناگون كه به چند زبان منظور خود را به شما مي‌رسانند. شبكه تلويزيوني داخلي خانه‌ها نيز به شما امكان ديدن چهارصد فيلم در يك ساعت را مي‌دهد.
ظهور اين خانه‌هاي بزرگ، دقيقا هم‌زمان با مأموريت همه‌جانبه «نيكلاس ساركوزي» در پاكسازي شهر بود؛ حركتي كه از تابستان 2002 آغاز شد و سپس وزير كشور فرانسه، جرايم سنگيني را بر زنان خياباني خيابان «سنت دنيس» اعمال كرد. اصلي‌ترين گروهي كه مورد هدف بودند، زنان طبقه كارگري پاريس بودند كه مستقل كار مي‌كردند.

قوانين سخت دولت، باعث رانده شدن اين قشر از شهر پاريس شد. روزنامه «لوپاريزيرن» نوشت: پس از رانده شدن اين قشر، نيروهاي جديدي از صحراي آفريقا، «كوزوو» و «روماني» كه به صورت قاچاقي وارد شده‌‌اند جانشين آنان شده‌اند.
حضور اين قشر در پاريس، ناشي از اعتقادات سياسي موجود در قرن 18 فرانسه بود. ظهور عده‌اي از ليبرال‌ها كه به شدت داراي افكار الحادي بوده و باور داشتن هيچ اعتقادي را نمي‌پذيرفتند. اين امر باعث بروز موجي از فساد رسانه‌اي در آن زمان شد كه بيشتر نيروهاي پليس را صرف تعقيب و پيگيري مطالب منتشره‌اي مي‌كرد كه داراي محتوايي ضدمسيحيت و ضداجتماعي بود.

در زمان انقلاب 1789 «پالاقويال»، مركز نمايش‌‌هاي شبانه شده بود و پيشنهادهايي كه آشكارا به سران رده بالاي مملكتي هم مي‌شد، نشانه‌اي از رواج فلسفه‌هاي ليبرال افراطي در مورد آزادي و تساوي در كشور بود.
با تركيب ايده‌آليسم رده‌بالاي سياسي با اين لذت‌هاي پست كه بناي اين زمينه در سال‌هاي دهه‌هاي 1920 و 1930 بود، پاريس به اوج شهرت خود در اين زمينه در اروپا رسيد.

در سال 1946 يك بار به علت روابط صاحبان اين خانه‌ها با آلماني‌ها، شهر به طور كامل پاكسازي شد كه طي آن، بسياري از جاسوس‌هاي آلماني نيز از بين رفتند. پس از اين برهه، بار ديگر اين مكان‌ها به گونه‌اي متمركز در خيابان سنت‌دنيس ايجاد شدند.
اين پاكسازي تا سال‌هاي دهه 90 كه «ميشل بار زاچ»، وزير بهداشت محافظه‌كار، بار ديگر چنين روندي را اعمال كرد، هنوز هم يكي از بحث‌هاي مهم رسانه‌هاست؛ «بارزاچ» به عنوان راهي براي مبارزه با ايدز به كنترل شديد اين مراكز پرداخت كه با مخالفت شديد قشري روبه‌رو شد كه هنوز هم سال‌هاي گذشته پاريس را به ياد دارند. اين اقدام، باعث مخفي شدن اين حركت در پاريس شد و به آرامي به زير پوست شهر پاريس خزيد.

افراد فعال در اين صنعت، مشكل اصلي را سياستي مي‌دانند كه متمركز بر خشونت‌هاي رو به افزايش حومه پاريس، اقتصاد تجزيه‌شده و نبود راه‌حل‌هاي سياسي براي آنهاست.
تغيير نام‌هاي قديمي بيشتر اين خيابان‌ها، از جمله «سنت دنيس» از اقدامات سياسي در نابودي آن است.
بيشتر سينماهاي مربوط به اين حرفه در پاريس در سال‌هاي دهه 80 از بين رفت. پاريس ديگر شهرت و لقب سابق خود را يدك نمي‌كشد، بلكه به پارك بين‌المللي براي اين كار تبديل شده است.



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درجمعه بیستم مرداد 1385 ، ساعت 19:38
لينك ثابت .:.

صدای مظفر الدین شاه (مطالب جالب )

این صدا مربوط به برهه ای از زمان ماست که  سرنوشت کشور به طریق دیگری رقم خورد .آغاز تحول  اجتماعی بزرگ روزگار ما  چند ماه پس از ضبط این صدا صورت گرفت . هرچند دوران ستم پادشاهان پس از گذشت سالها  سپری شد ، اما شنیدن صدای  واقعی نخستین پادشاهی که صدا و تصویر آن بدست نسل فعلی رسیده حتما منحصر به فرد است.
مظفر جان!
 
 امیدوارم  نسل جوان ما به تاریخ  سرزمینمان بیشتر توجه کنند وبا شنیدن صداهای مستند شخصیتهای روزگار دور و نزدیک قدری بیاندیشد و با جستاری بجا و سزا  گذشته خود را باز شناسد وبا سربلندی به آبادانی ایران سبز بپردازد . صداها باخود پیامهای متفا وتی دارند و هر کس به قدر خود از آن بهره می برد .شما چقدر از شنیدن صداها بهره می برید ؟!!!!
 
بگذریم ... این صدا مربوط به پنجمین شاه دوره قاجارـ مظفرالدین شاه قاجار است. این صدا با حضور اتابک اعظم و وزیر امور خارجه گفته شده است . همينطوربرای آشنايی بیشتر شما با مظفرالدین شاه مطلبی را برای شما در نظر گرفتم  که در قسمت زیر ميتوانيد بخوانيد.
 
برای درک بهترسخنان شاه قاجار و يا اينكه شايد براى بعضى از دوستان واضح نباشد، متن آن بصورت مکتوب در زیر درج شده است .
 
 
سخنان مظفر الدین شاه
جناب.... و اتابک اعظم از خدمات صادق ولایق شما.... که تا به حال چهل سال است که خدمت می کنید ، از همه خدمات شما راضی هستیم بخصوص از خدمات این سه ، چهار ساله ای که در وزارت خودتان کار می کنید وانشالله عوض اینها را ، همه را به شما مرحمت خواهیم فرمود و شما هم ابدا ذره ای در خدمات خودتون انشالله قصور نخواهید کرد و مرحمت ما را به اعلای درجه نسبت به خودتان بدانید.
انشالله الرحمن بعد از چهار صد سال که خدمت می کنید امیدوار هستم که همیشه خوب باشید واین خدماتی که به من میکنید ،واسه مملکت ایران می کنید البته خداوند او را ........بی ...... بی عوض نخواهد گذاشت.
انشالله عوض او را هم خدا وهم سایه خدا که خودمان باشیم ( !!! ) به شما خواهم داد واز خدمات همه وزرا هم راضی هستيم و شما خدمات همه را حقیقتا خوب عرض می کنید وهمه را به موقع عرض می کنید


اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درسه شنبه هفدهم مرداد 1385 ، ساعت 19:30
لينك ثابت .:.

شخصیت امروز قهرمانان کتابها (مطالب جالب )

گاو ما ما مي كرد
گوسفند بع بع مي كرد
سگ واق واق مي كرد
 
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي
 
 

شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آمد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
 
موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
 
ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.
 
براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله  درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.
 
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.
 
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
 
او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.
           



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دردوشنبه شانزدهم مرداد 1385 ، ساعت 18:34
لينك ثابت .:.

قوانین مورفی (مطالب جالب )

هر چيزي راكه ميخواهيد، نميتوانيد داشته باشيد و آنچه را كه داريد نمي خـواهيـد!" قــوانين مــورفي مــجموعه اي از قوانين حاكم بر زندگي هستند كـه اكثر آنها از بدبيني نـشات گـرفتـه و جـنـبـه شوخي دارند امـا بسياري از آنها نيز واقعيت هستند.
قوانين مورفي توسط شخصي بنام كاپيـتـان ادوارد مورفي مهندس نيروي هوايي، در سـال 1949 پـا بـه عـرصه حضور گذاشت. وي هنگامي كه روي پروژه اي در نيـروي هـوايـي مشغول بررسي روند كار بود متوجه شد كه تراسفورماتوربه صـورت نـادرسـتي سيم پيچي شده در مـورد تكنسين مربوطه چنين گفت:"اگر اين تكنسين راهي باشه تا بتونه كـارشـو درسـت انـجـام نده، اون راهو پيدا ميكنه." قـوانين
مورفي اكنون افزون بر هـزاران قانون مي بـاشد كـه توسط افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مـجـموعـه اي ازقـوانـيـن حـاكـم بر زنـدگي هسـتند كـه اكثر آنها از بدبيني نشات گرفته و جنبه شوخي دارند امـا بسـياري از آنها نيزعينيت و واقعيت دارند. اكنون به برخي از اين قوانين توجه كنيد:


1- اگـر قـرار بـاشه كاري خراب بشه و درست پيش نره، حتما خراب مي شـه آن هـم در نامناسبترين زمان!
2- اگر احتمال داشته باشه چندين كار خراب بشه، آن كـاري كه بيشترين ضرر را خواهد زد درست پيش نخواهد رفت!
3- همه چيز در حال بدتر شدن است!
4- لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر و وخيمتر خواهد شد.
5- احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن!
6- همه كارها بيشتر از آنچه تصور ميكنيد بطول خواهد انجاميد!
7- اگر شما تصميم به انجام كاري ميگيريد پيش ازآن لازم است ابتدا كار ديگري را انجام دهيد!
8- هر راه حلي مشكل جديدي پديد مي آورد!
9- شما هنگام صبحانه خوردن هيچگاه نميتوانيد تعيين كنيد كدام طرف نان را بايد كره بزنيد!
10- هرگاه جسم بـا ارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان ميرود (حلقه برليان يا داخل سطل زباله مي افتد و يا در چاه فاضلاب)!
11- شما هر موقع دنبال چيزي مي گرديد هـميشه در آخـرين مـكاني كه آن را جستجو ميكنيد مي يابيدش!
12- هيچ اهميتـي ندارد كه شما به چه اندازه دنبال جنسي بگرديد به محض آنكه آن را خريديد آن را در مغازه اي ديگر ارزانتر خواهيد يافت!
13- همواره در خيابان در هنگام رانندگي ماشينها در لاين ديگر سريعتر حركت ميكنند!
14- زماني كه دستگاه معيوب خود را نزد تعميركار مي بريد كاملا بي عيب و درست كار خواهد كرد!
15- هر فردي راهي براي ثروتمند شدن در ذهنش دارد كه عملي نميباشد!
16- هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي و يا چاق كننده!!
17- هر كسي پول بيشتري دارد حكمراني ميكند!!
18- هيچ عمل نيكي بدون مجازات نخواهد ماند!!
19- هرگاه شما چيزي را در جاي امني قرار ميدهيد تا گم نشود ديگر هيچگاه نميتوانيد پيدايش كنيد!
20- در ورزش گلف بهترين ضربه ها هميشه زماني زده ميشود كه تنها باشيد و بدترين آن هنگامي كه در جمعي بازي مي كنيد و يا با فردي بازي ميكنــيد كه ميخواهيد او را با بازي خود تحت تاثير قرار دهيد!!
21- هر چيزي را كه مي خواهيد، نميتوانيد داشته باشيد و آنچه را كه داريد نميخواهيد!
22- احتمال آنكه كاري را كه انجام ميدهيد ديگران ببـينند نـسب مسـتقيم دارد با ميزان احمقانه بودن كار شما!
23- سنگين بودن ترافيك نسبت مستقيم دارد با ميزان عجله شما براي زود رسيدن به مقصد!
24- هنگام ورود به پمپ بنزيـن جـايگاهـي را كه انتخاب مي كنيد هميشه طولاني تر از جايگاه هاي ديگر خواهد بود.
25- هيچ اهميتي ندارد من كجا ميروم، من آنجا هستم!
26- هر كسي ميتواند مدرك دانشگاهي بگيرد اما صاحب عقل نخواهد شد!
27- زباله از خلاء بيزار است آنقدر انباشته ميگردد تا فضاي موجود را پر كند!
28- هرگاه كفش نو را براي اولين بار به پا كنيد همه پايشان را روي آن خواهد گذاشت!
29- زماني كه مي خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك كنيد هميشه لكه سمت ديگر شيشه ميباشد!
30- قانون بقاء كثيفي: براي تميز كردن هر چيزي چيز ديگري بايد كثيف گردد!!
31- اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد و خيلي هم خوشايند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد!
32- اگر حق با شما باشد هيچكس حرف شما را باور نخواهد كرد!
33- قوانين مانند تار عنكبوت مي باشند تنها افراد ضعيف و فقيران به دام آن ميافتند در صورتي كه ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره كرده و ميگريزند!!
34- دو عنصر در طبيعت فراوان ميباشند: يكي هيدروژن و ديگري حماقت!!
35- جاده رسيدن به موفقيت همواره در دست ساختمان است!
36- هرگاه چيـزي را دور بياندازيد به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا خواهيد كرد!
37- كار تيمي همواره ضروري مي باشد چون به شما اجازه مي دهـد تـا در صورت بروز مشكل فرد ديگري را نكوهش كنيد!
38- احتـمـال آنـكه طـرف ناني كه به آن كره ماليده شده است بروي فرش بيافتد نسبت مستقيم دارد به قيمت فرش!
39- شما هيچگاه نمي توانيد با نگاه كردن به خطـوط راه آهـن، بـگويـيد كه قطار از كدام سمت خواهد آمد!
40- 0 = ثابت = عقل*زيبايي*در دسترش بودن
(معادله يـافتـن همسر بـه ايـن مفـهوم كـه هيـچ دختـر و زني وجود ندارد كه هر سه اين خصوصيات را دارا باشد)!!
41- ماشيني كه روبروي شما در حركت است هميشه سرعتش از شما كمتر است!
42- هر چه عقيده اي مسخره تر باشد احتمال موفقيت آن بيشتر مي باشد!!
43- افرادي كه مي توانند بهترين نصيحت ها را بكنند، نصيحت نمي كنند!!
44- دود سيگار هـمواره به سمت افراد غيـر سيـگاري حـركت خواهد كرد، بدون توجه به سمت وزش باد!
45- جاي پارك مناسب ماشين هميشه سمت ديگر خيابان ميباشد!
46- براي هر عملي يك انتقاد برابر و مخالف آن وجود دارد!!
47- دوستان مي آيند و مي روند اما دشمنان انباشته ميگردند!
48- هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد كه علت تاخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد!
49- تقريبا داخل شدن به كاري از خارج شدن از آن آسانتر است!
50- هيچ چيز هيچگاه بهتر نشده و نخواهد شد!



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دردوشنبه شانزدهم مرداد 1385 ، ساعت 1:48
لينك ثابت .:.

آقای جک (مطالب جالب )

 
1- چرا آقاي جک استخدام شد؟!!!!

آقاى جک، رفته بود استخدام بشود . صورتش را شش تيغه کرده بود و کراوات تازه اش را به گردنش بسته بود و لباس پلو خورى اش را پوشيده بود و حاضر شده بود تا به پرسش هاى مدير شرکت جواب بدهد .
 آقاى مدير شرکت، بجاى اينکه مثل نکير و منکر از آقاى جک سين جيم بکند، يک ورقه کاغذ گذاشت جلوش و از او خواست تنها به يک سئوال پاسخ بدهد . سئوال اين بود :
 "شما در يک شب بسيار سرد و طوفانى، در جاده اى خلوت رانندگى ميکنيد، ناگهان متوجه ميشويد که سه نفر در ايستگاه اتوبوس، به انتظار رسيدن اتوبوس، اين پا و آن پا ميکنند و در آن باد و باران و طوفان چشم براه معجزه اى هستند .يکى از آنها پير زن بيمارى است که اگر هر چه زود تر کمکى به او نشود ممکن است همانجا در ايستگاه اتوبوس غزل خداحافظى را بخواند . دومين نفر، صميمى ترين و قديمى ترين دوست شماست که حتى يک بار شما را از مرگ نجات داده است . و نفر سوم، دختر خانم بسيار زيبايى است که زن رويايى شماست و شما همواره آرزو داشته ايد او را در کنار خود داشته باشيد . اگر اتومبيل شما فقط يک جاى خالى داشته باشد، شما از ميان اين سه نفر کداميک را سوار ماشين تان مى کنيد؟؟ پيرزن بيمار؟؟ دوست قديمى؟؟ يا آن دختر زيبا را؟؟ جوابى که آقاى جک به مدير شرکت داد، سبب شد تا از ميان دويست نفر متقاضى، برنده شود و به استخدام شرکت در آيد.
 راستى، ميدانيد آقاى جک چه جوابى داد ؟؟ اگر شما جاى او بوديد چه کار ميکرديد ؟؟

 

و اما پاسخ آقاي جک:

آقاى جک گفت : من سويچ ماشينم را ميدهم به آن دوست قديمى ام تا پير زن بيمار را به بيمارستان برساند، و خود من با آن دختر خانم زيبا در ايستگاه اتوبوس ميمانم تا اتوبوس از راه برسد و ما را سوار کند.
 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درچهارشنبه یازدهم مرداد 1385 ، ساعت 13:10
لينك ثابت .:.

انجمن تنبلان: (مطالب جالب )


 تنبلهاي عزيز توجه فرمايند دستورالعملهاي جديد رسيد:

۱.سعي كنيد روزها استراحت كنيد تا شبها راحت بتوانید بخوابيد

۲.در نزديكي تخت خوابتان صندلي بگذاريد تا اگر از خواب بيدار شديد روي آن
نشته و استراحت كنيد

۳.ايستادن به رفتن، نشستن به ايستادن وخوابيدن به نشستن اولويت دارد

۴.جايي كه ميتوانيد بنشينيد چرا مي ايستيد؟

۵.كار امروز را به فردا موكول كنيد و كار فردا را به پس فردا

۶.اگر حس كار كردن به شما دست داد كمي صبر كنيد تا اين حس از شما بگذرد

۷.از همه دير تر سر سفره رفته و زودتر بلند شويد تا زحمت چيدن و جمع كردن
سفره به شما تحميل نشود

۸.براي كار هميشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشويد

۹.در ميهماني ها حتما با خود بالش ببريد شايد فرصتي براي استراحت بدست
آورديد

۱۰.به خواب نگوييد كار دارم به كار بگوييد خواب دارم



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درچهارشنبه یازدهم مرداد 1385 ، ساعت 1:3
لينك ثابت .:.

طنز سیاسی (مطالب جالب )

كيفرخواست همسر الهام
اين سركار خانم فاطمه رجبي (همان عيال آقاي الهام خودمان!) يكي از آن هواداران سرسخت آقاي احمدي‌نژاد است و آن‌قدر در اين كار ثابت‌قدم كه احتمالا تا شعاع يك كيلومتري ايشان، كسي جرأت نمي‌كند بگويد كه بالا چشم آقاي احمدي‌نژاد ابروست. (بدبختي ما را مي‌بينيد؟ حالا اگر بگوييم بالاي چشم آقاي احمدي‌نژاد ابرو نيست يا ابروهاي كم‌پشتي است، يك عده ديگر به دل مي‌گيرند و مي‌گويند ما با شكل و شمايل رئيس‌جمهور شوخي كرده‌ايم!).

گويا اين حاج خانم محترمه، بعد از نوشتن كتاب و مقالات متعدد در باب كرامات آقاي احمدي‌نژاد و دولت كريمه‌اش، در جديدترين تئوري خود، پيشنهاد داده‌اند، قاضي پرونده اخلال در سخنراني هاشمي در قم، به جاي محاكمه چهار نفر متهم پرونده، به پرونده چهار نفر ديگر رسيدگي كند. چهار نفري هم كه به مدعي‌العمومي فاطمه خانم رجبي، قرار است به اتهام خيانت به كشور محاكمه شوند اينها هستند: هاشمي، خاتمي، كروبي و روحاني!

توضيح واضحات: بديهي است كه هرگونه تشابه اسمي ميان اين هاشمي، خاتمي، كروبي و روحاني با آن هاشمي، خاتمي، كروبي و روحاني كه پست‌هاي مهمي در جمهوري اسلامي داشته و دارند، اتفاقي است.
شعار هفته: فائزه، فائزه، خدا نگهدار تو!

دستمالِ چند كاره
بزرگ عدالت گستر زميني، با سوابق استانداري آنچناني و خاراندن پاچه‌هاي اينچنيني، مولانا و مقتدانا رحيمي، رئيس ديوان محاسبات كشور اعلام كرد كه چون با دستمال كثيف نمي‌توان شيشه‌ها را پاك كرد؛ بنابراين، ديوان محاسبات كشور همه ارتباطات خود با وزارتخانه‌ها را قطع كرده است تا يك وقت خداي ناكرده، دستمال تنظيف اين ديوان كثيف نشود.

ما ضمن ارسال يك احـــــــــســـــــــــنـــــــــت خيلي بلند و تميز به خاطر اين تصميم خردمندانه، مي‌خواستيم بپرسيم اين دستمال فقط از ارتباط با وزارتخانه‌ها و دولت كثيف مي‌شود، يا تماس دايم آن با احزاب و گروه‌‌ها (رويم به ديوار، فرض كنيد شوراي هماهنگي...!) هم ممكن است آن را آلوده كند؟
استغفرالله مما جري بالقلم!

شكايت نداشتيم
واقعا حيف است، آدم چيزي از آقاي رحيمي بخواند و از آقاي جاسبي نخواند، چراكه از قديم گفته‌اند: «چون كه صد آمد نود هم پيش ماست» (اين 100 و 90 كه گفته شد، هيچ ربطي به آمار و اقتصاد و پول و اين چيزها نداشت!)

عبدالله جاسبي اعلام كرد: ما در كنكور دانشگاه آزاد شاكي نداشتيم. اين در حالي است كه هر كس يك بار از جلوي دانشگاه آزاد هم رد شده باشد، نسبت به نحوه مديريت آن شاكي است، چه رسد به نحوه برگزاري آزمون. از سوي ديگر، از آنجا كه اين «پيرمدير» جمهوري اسلامي امكان ندارد كه سخن نادرست و كذب بگويد، تحليل اين گزاره‌ها بغرنج مي‌شود.

بگذريم. در «وقايع اتفاقيه»، خفيفه‌نويس دوران قاجار نقل مي‌كند كه گروهي از مردم شيراز با هزار مشقت و بدبختي مي‌روند، پيش ناصرالدين شاه به تظلم‌خواهي از دست حاكم فارس. شاه دستور مي‌دهد كه يك صندوق شكايت در مسجد جامع شهر بگذارند تا از آن به‌بعد مردم عريضه‌هايشان از دست حاكم را بيندازند آن تو و هر از چندي يك فرستاده مخصوص نامه‌ها را ببرد طهران، دارالحكومه. مدتها مي‌گذرد و هيچ عريضه‌اي داخل صندوق نمي‌افتد. چون حاكم هم يك فراش قلچماق با تازيانه نصب كرده بوده كنار صندوق!

Catch me if you can
من از اين برادرهاي گمنام تقاضا دارم يك لطفي بكنند و برخي از فعالان(!) سياسي را پيش از اين‌كه بيشتر از اين خودشان را انگشت‌نماي خلق كنند، چند روزي بازداشت كنند. به خدا ثواب دارد، راه دوري نمي‌رود. مثلا همين برادر سحرخيز خودمان! اين بنده‌خدا خودش را هلاك كرد و به زمين و زمان، بد و بيراه گفت تا بلكه چند روز بازداشت شود و بعد ـ اگر خدا قبول كند! ـ برود ممالك خارجه، بخشي از رهبري اپوزيسيون را رسما عهده‌دار شود، ولي انگار هيچ‌كس متوجه نيست.

انصاف هم خوب چيزي است والله! حالا درست است كه امثال اين بابا، همچين درشت نيستند؛ ولي از اميرعباس فخرآور كه كوتوله‌تر نيستند. حالا آمديم پس‌فردا در انتخابات انجمن صنفي هم رأي نياوردند، نمي‌شود كه خداي ناكرده از گرسنگي تلف شوند؛ يعني خدا را خوش مي‌آيد؟

نامه‌اي براي چمران
مهدي چمران، رئيس شوراي شهر تهران، اعلام كرد: «انتخاب شهردار توسط وزارت كشور، با قوانين و مقررات فعلي، بازگشت به عهد دقيانوس است».
در پي انتشار اين خبر، پيام زير براي آقاي چمران ارسال شد.

از: امپراطور بزرگ، دقيانوس
به: شواليه مهديوس چمرانوس
آقاي مهديوس چمرانوس
به اطلاع مي‌رساند، در دوران امپراطوري اينجانب هرچند متاسفانه ظلم و تعدي‌هايي در حق مردم اعمال مي‌شد اما هرگز شهردار از طرف حكومت منصوب نمي‌شد. براي آگاهي بيشتر به استحضار مي‌رساند در دوره امپراطوري ما، مردم شوراي شهر را انتخاب مي‌كردند و آنها هم شهردار را منصوب مي‌كردند و بعد از مدتي وي را معزول كرده و در قفس شير مي‌انداختند. دخالت حكومت در اين فرآيند صرفا در حد تهيه قفس و شيرهاي گرسنه بود و لاغير.

خواهشمند است از اين پس در دعواهاي بين شوراي شهر و مجلس و وزارت كشورتان، پاي اينجانب را وسط نكشيد و هي ما را در گور نلرزانيد. خدا را خوش نمي‌آيد!
مويد باشيد!
اسدوس قفسوس دقيانوس

معدن سنگ‌پا
رئيس اتحاديه فروشندگان گوشي همراه و سيم‌كارت اعلام كرد كه باعث و باني افزايش قيمت اخير گوشي‌هاي تلفن همراه، مطبوعات و خبرگزاري‌ها هستند! وي توضيح داد كه چون تاريخ واردات بسياري از اجناسي كه هم‌اكنون در بازار موجودند، مربوط به قبل از افزايش تعرفه واردات گوشي تلفن همراه هستند، در نتيجه كسبه محترم مي‌خواستند آنها را بر همان مبنا بفروشند، ولي اين خبرگزاي‌ها و مطبوعات فلان فلان شده (فلان فلان شده از من است!) با انتشار و دامن زدن به خبر افزايش تعرفه، باعث شدند كه قيمت‌ها بالا برود! ضمن اظهار خورسندي از اين همه اخلاق‌مداري در بين بازاريان و كسبه شاغل در حوزه موبايل و گوشي، در همين رابطه برخي مقصرهاي ديگر هم در آشفته‌بازار موبايل معرفي مي‌شوند:

1ـ مسئول وجود بيش از پنجاه نوع گارانتي بي‌اعتبار در بازار، چاپخانه‌ها هستند، چون آنها برگه‌‌هاي گارانتي را چاپ و تكثير كرده‌اند!
2ـ مسئول عوض كردن قطعه‌هاي نو با كاركرده از طرف برخي تعميرگاه‌ها و يا حتي شركت‌هاي خدمات پس از فروش گوشي تلفن همراه، پيچ‌گوشتي‌ها هستند، چون آنها باعث باز شدن گوشي‌ها شده‌اند!
3ـ مسئول قالب كردن گوشي‌هاي كاركرده به جاي گوشي‌هاي نو از سوي برخي از كسبه، عينك‌ها هستند چون اگر آنها كارشان را درست انجام مي‌دادند، خريدارها مي‌فهميدند كه به رغم قسم حضرت عباس فروشندگان، جنس دست دوم است... .

دست‌انداز
تو را به خدا نبوغ و اخلاق حرفه‌اي را مي‌بينيد؟ از يك طرف قرار است، ما اين سه قاتل را از روي عكس‌هايشان شناسايي كنيم و به پليس خبر بدهيم و از سوي ديگر، اخلاق رسانه‌اي بروبچه‌هاي فارس اجازه نمي‌دهد، تصوير آنان منتشر شود. آه اي همكاران فارس... درود بر شما و اين هم تقديم به شما «ميان دو دلبر و دو دلم... !»

بابا تو دیگه کی هستی!
 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درسه شنبه دهم مرداد 1385 ، ساعت 1:47
لينك ثابت .:.

چند بهانه ي دخترا (مطالب جالب )

سلام علیکم میخوام واستون بهانه هایی که دخترا تو دوستی میارن رو بهتون بگم:


1. فاصله سنيمون خيلي زياده(يعني خيلي از مرحله پرتي)

2. من به تو علاقه به اون صورت ندارم(يعني خيلي بد هيکلي)

 3. من الان تو موقعيت بدي هستم(يعني دلم يه جا ديگه گيره)

 4. تقصير تو نيست تقصير منه (يعني عجب غلطي کردم با تو دوست شدم)

 5. من تو دوستيمون از هيچ کاري دريغ نکردم(يعني هر غلطي خواستم کردم)

 6. ديروز يه خواستگار دکتر داشتم (يعني زودتر بيا منو بگير)

 7. من هميشه نماز مي خونم تو هم نماز بخون(يعني مثلا من خيلي دختر پاک و خوبيم بيا من دوست شو!)



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دریکشنبه هشتم مرداد 1385 ، ساعت 12:6
لينك ثابت .:.

طرز ترک دادن شوهر سیگاری 100 درصد عملی : (مطالب جالب )

از زبان خانومی که شوهرشو ترک داده : من بعد از خوندن صحبتهاي معاون سلامت تصميم به وادار كردن شوهرم به ترك سيگار كردم و بسرعت برگه اي برداشتم و مطالب زير رو در اون نوشتم و به در يخچال چسبوندم.
از امروز تصميم گرفتم تو رو به ترك سيگار وادار كنم و به همين خاطر قوانين زير از همين الآن در خانه لازم الاجرا مي باشد:


- قانون شماره 1: هر روزي كه لباسهات بوي سيگار بده به يكي از مجازاتهاي زير (البته به انتخاب خودت) محكوم مي شوي:
1- شستن ظرفهاي ناهار و شام
2- خوردن هفت هشت ضربه ملاقه به سرت
3- دعوت مامانم اينا و داداشم اينا براي صرف ناهار(كه به احتمال 99 درصد براي صرف شام هم مي مونند!)
تبصره: البته مورد شماره 1 انحرافيه و نمي توني اون رو انتخاب كني، چون تو اين كار رو نه به عنوان مجازات بلكه به اين خاطر كه وظيفه ات است هر روز انجام مي دي!!


- قانون شماره 2: اگه توي جيبت كبريت يا سيگار پيدا كنم، يكي از چهار عمل زير رو باز هم به انتخاب خودت عملي مي كنم:
1- قهر مي كنم مي رم خونه مامانم اينا و بعد ده روز و پس از يه عالمه منت كشي برمي گردم خونه.
2- يك گردنبند، دستبند، النگو و يا يك مورد مشابه اينا به انتخاب خودم بايد برام بخري!!
3- خودت بگو با ملاقه بزنم يا كفگير؟!
4- با همون كبريت و به كمك مقداري مواد آتش زا تنبيهت مي كنم.
تبصره: خودت مي دوني من از اين سوسول بازيها خوشم نمي آد پس گزينه اول منتفيه، ديگه هم حوصله زدن با ملاقه تو سرت رو ندارم، چون همه ملاقه ها و كفگيرام كج و كنجول شدن و ديگه حيفم مي آد وسايل آشپزخونه رو خراب كنم، گزينه آخري هم وجداني خيلي خشونت داره و به علت اين كه بچه مون هفت سالشه و ديدن اين صحنه ها براي بچه هاي زير 12 سال مناسب نيست اين گزينه رو هم نمي توني انتخاب كني، پس فقط مي مونه گزينه دوم ...!!


- قانون شماره 3: در صورتي كه يقين حاصل كنم سيگار رو ترك كردي، مي توني يكي از موارد زير رو به عنوان جايزه انتخاب كني:
1- به مدت 24 ساعت از شستن ظرف، لباس و... هرگونه انجام كار در خانه معاف باشي.
2- به عنوان تلافي اين چند سال و چند هزار ضربه ملاقه، تو هم يك بار با ملاقه بزني تو سرم!
تبصره: گزينه اول الكيه و نمي توني انتخابش كني، چون مي ترسم بد عادت بشي و تنبل و تن پرور بار بيآي!!
اگه هم جرأت داري گزينه دوم رو انتخاب كن!!

"با تشكر، همسر مهربان و دلسوزت!!"

- بازم همون خانومه: شوهرم بعد يك هفته به اين نتيجه رسيد به نفعشه سيگار رو ترك كنه! (چون با سر بانداژ شده باید از خونه بیرون می رفت و جیبش شده بود پر چک برگشتی)

يك كلمه حرف جدي: جالبه بدونيد طي اين چند دقيقه اي كه شما اين مطلب رو مي خونديد ۱ نفر در كشورمون به خاطر مصرف سيگار و عوارضش فوت كردند... چون بنا به گفته معاون سلامت وزارت بهداشت متأسفانه در هر دو دقيقه و نيم، يك ايراني بر اثر مصرف سيگار و عوارضش فوت مي كند... آقایون زن دار نکشید ضرر داره حتی مجردها هم نباید بکشند چه برسه به شماها من که خودم نمیکشم تا حالا هم لب نزدم نمیدونم چه لذتی داره این لا مصب...  تا قاطی نکردم فعلا خدا حافظ!



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درسه شنبه سوم مرداد 1385 ، ساعت 19:57
لينك ثابت .:.

شنیدنی (مطالب جالب )

اخبار اسرائيل و ترجمه به زبان انتلكتوئلي
اين ماجراي اخير ميان فلسطيني‌ها و لبناني‌ها و اسرائيلي‌ها خيلي جالب است. البته در حقيقت جالب كه نيست، كشته شدن مردم بي‌گناه خيلي هم تلخ است، اما پس از اين‌كه به بهانه گروگان (اسير) گرفتن يك «سرباز» اسرائيلي، ارتش اسرائيل، صدها نفر از مردم فلسطين و لبنان را به خاك و خون كشيد و بسياري از تأسيسات زيربنايي شهرهاي مسلمان‌نشين را نابود كرد، ديدن واكنش اشخاص و نهادهاي حامي حقوق بشر واقعا جالب بود. واكنش سازمان ملل و شوراي امنيت كه مثل هميشه اگر از نمد «حقوق بشر»، كلاهي براي آمريكا دوخته نشود، در حد حرف باقي مي‌ماند و شگفت آن‌كه به جاي اسرائيل، حزب‌الله را محكوم مي‌كند!

بوش مي‌‌گويد: «اسرائيلي‌ها حق دارند از خودشان دفاع كنند» و بلر هم حرف‌هايي مي‌زند كه حتي از دهان بوش هم احمقانه به نظر مي‌رسد، چه رسد به بلر كه در ظاهر به سفاهت بوش نبود!
از همه اينها جالب‌تر، مواضع منفعلانه و يا حتي متمايل به اسرائيل جامعه روشنفكري ايران است. اين بندگان منور خدا، آنچنان با ايدئولوژي حاكم بر جمهوري اسلامي و رسانه ملي دشمن هستند كه انگار جدي جدي اگر جمهوري اسلامي اعلام كند، ماست سفيد است، آنان بيانيه مي‌دهند كه نخير، سياه است! البته شايد گناهي هم در اين مسئله نداشته باشند و آن قدر در اين سال‌ها عادت كرده باشند، زبان ايدئولوژيك جمهوري اسلامي را به زبان خودشان ترجمه كنند كه ناخودآگاه اخبار جديد را هم «ترجمه» كرده باشند. مثلا اين ‌طوري:
«مبارزان فلسطيني يك سرباز اسرائيلي را به اسارت گرفتند»؛ ترجمه مي‌شود به «ستيزه‌جويان فلسطيني يك جوان اسرائيلي را به گروگان گرفتند».

«آنان اعلام كردند، سرباز اسرائيلي را در صورتي آزاد خواهند كرد كه كودكان زير هجده سال فلسطيني، كه در اسارت اسرائيلي‌ها هستند، آزاد شوند»؛ ترجمه مي‌شود به «آنان اعلام كردند، اگر اسرائيل، تروريست‌هاي فلسطيني جواني را كه در بازداشت دارند، فورا آزاد نكنند، سر جوان اسرائيلي را خواهند بريد».

«ارتش اسرائيل به مناطق مسكوني فلسطين و لبنان حمله كرد و تا به حال 120 نفر از مردم به قتل رسيده‌اند»؛ ترجمه مي‌شود به «ارتش اسرائيل در نبردي تن به تن با تروريست‌هاي عرب، تلفاتي را به آنان وارد كرد».
«حزب‌الله لبنان به تلافي حملات اسرائيل به يك ناوچه جنگي اسرائيلي حمله برد و آن را غرق كرد»؛ ترجمه مي‌شود به «حزب‌الله به يك كشتي اسرائيلي حمله كرد و تمام سرنشينان و خدمه آن را به قتل رساند».

دارمت زيدان، برو دارمت!
هر وقت ما از يكي خوشمان آمد، اين برادرهاي ارزشي و اصولگرا يك كاري مي‌كنند كه روزي صد بار بگوييم... !
مثلا سر جريان همين زين‌الدين زيدان كه ده دقيقه مانده به پايان جام جهاني 2006 آلمان با سر به سينه بازيكن بي‌ادب ايتاليايي زد و كارت قرمز گرفت، آن قدر بعضي روزنامه‌ها و نماينده‌هاي مجلس و ديگران، به‌به و چه‌چه راه انداخته‌اند كه جدي جدي باورشان شده كه با همين ضربه سر، آقاي زيدان قهرمان جهان اسلام است و از حيثيت يك ميليارد مسلمان دفاع كرده و... (چه بسا فردا پس فردا مجسمه‌اش را هم در ميدان توپخانه نصب كنند!) يك روز رئيس فلان كميسيون مجلس برايش نامه فدايت شوم مي‌‌نويسد و يك شب سردبير بهمان روزنامه دولتي در باب حماسه زيدان قلم مي‌زند.

البته عزيزان آزادند كه در اين وانفساي بحران «توجه» و كمبود «قهرمان» از اين كارها بكنند، ولي لطفا ماجراي مشابهي كه در مجلس پنجم اتفاق افتاد از يادشان نرود. همان موقعي را مي‌گوييم كه براي يك نماينده زن محجبه در پارلمان تركيه مشكلاتي ايجاد شده بود و نمايندگان ما كار و زندگي خود را ول كرده و افتاده بودند، دنبال وكيله تركيه (عبارتي شد اين «وكيله تركيه»ها!) تا آنجا كه تظاهراتي هم در تهران به همين خاطر به راه افتاد و اگر نبود نطق اهانت‌آميزي كه آن بانوي محجبه كرده بود و فاتحه اين عزيزان را خوانده بود، بعيد نبود گروهي استحجابي(!) راه بيفتند بروند تركيه و... .
يادتان كه آمد؟

تونل رسالت
سرانجام تونل رسالت پس از هفت، هشت، ده سال گشوده شد و علاوه بر حل يكي از معضلات ترافيكي تهران، از اين به بعد عروس و دامادهاي تهراني هم از بلاتكليفي براي اجراي مراسم شيرين «عروس‌كشان» رها مي‌شوند.
در مراسم گشايش، رئيس‌جمهور، نماينده رهبري، شهردار تهران و بسياري از مقامات كشوري و لشكري و شهركي حضور داشتند كه همين، نشان از اهميت اجراي اين پروژه براي مسئولان داشت. به نظر خيلي‌ها، اين پروژه بسيار مهم بود و افراد نادري هم هستند كه تونل رسالت را نادره دوران و قابل قياس با تونل «مانش» مي‌دانند كه البته گروه دوم، پول و قدرت تبليغي بيشتري دارند و به دلايلي كه روشن است، من هم قاعدتا دوست دارم كه در گروه دوم باشم! با اين حال به جز يك عدد خودكار بيك و يك كاغذ كاهي، الان وسيله ديگري براي تبليغ و ارج نهادن به تونل سازان و شهرداران حامي اين پروژه (از كرباسچي تا قاليباف) ندارم و نهايتا مي‌توانم مطلب زير را محض «قربت» تقديم كنم:

*دعاي ورود به تونل رسالت
نحمدك الله بنعمت افتتاح هذه التونل و نشهد ان هذا الافتتاح بعد من تسعه سنين ، هو معجزة وقع بيد الابيضاء عبدك الكار درست المحمد الباقر القاليباف (دامة‌قاليه) من البلد المشهد المقدس. اللهم نريد ان لا ريز سقفه اقلا بعد ثلاثه سنين و نميل ان لا نقف في اوله و وسطه و آخره. اللهم اغفر ذنوبنا و ذنوب طراح هذه التونل. و بحق هذه، اللهم عجل في الاتمام البرج الميلاد فهو كما مثل الميخ في عين شهرنا و مثل السيخ في حلق شهرنا. آمين يا رب العالمين.
ترجمه: خداوندا، تو را حمد و سپاس مي‌گوييم به خاطر افتتاح اين تونل و شهادت مي‌دهيم كه اين گشايش بعد از نه سال، معجزه‌اي است كه به دستان سپيد بنده كاردرستي از بندگان تو، به نام محمدباقر قاليباف از اهالي طرقبه شهر مقدس مشهد انجام يافت. خدايا از تو مي‌خواهيم كه اين سقف دست كم تا سه سال نريزد و آرزومند آنيم كه نمانيم در اول و وسط و آخر آن نمانيم. خداوندا، گناهان ما را بيامرز و گناهان كرباچسي را كه طراح اين كانال بود و تمام شهرداراني كه بعد از او آمدند و تمام عوامل و كارگران اين تونل را و به حق آن، در افتتاح برج ميلاد تعجيل فرما كه اين پروژه ناتمام مثل ميخي در چشم و سيخي در حلق شهر ما مانده است. آمين يا رب العالمين.

حل مسئله بنزين به ‌روش نوين
«اين داستان كاملا تخيلي است و هرگونه تشابه اعمال و رفتار شخصيت‌هاي اين ماجرا، با آن ماجرا اتفاقي مي‌باشد».
اول كلي داد و بيداد به راه مي‌اندازيم كه «يعني چي هر سال بنزين را گران مي‌كنيد؟ خدا را خوش نمي‌آيد اين قدر به محرومان و مستضعفان ظلم مي‌كنيد... اي طاغوتي‌ها! اي مرفهان بي‌درد! اي خدانشناس‌ها! اي مستضعف‌نشناس‌ها! اي بنزين‌نشناس‌ها!» بعد كم‌كم محبوبيت به دست مي‌آوريم و مي‌رويم مجلس.

آنجا بلافاصله با گران شدن بنزين مخالفت مي‌كنيم و حتي اعلام مي‌كنيم كه اگر به ما بود، بنزين را مفت مفت مي‌ريختيم تو باك ماشين مردم و يك چيزي هم بابت حق‌الزحمه به صاحبان باك‌ها تقديم مي‌كرديم. بعد داد و هوار دولت درمي‌آيد كه اي بابا، با اين كار ما بيچاره مي‌شويم و در اينجا ما دولت را عامل گراني و به عنوان دشمن مردم معرفي مي‌كنيم. دوباره محبوبيتمان مي‌رود بالا و دولت را در دست مي‌گيريم و در اينجا متوجه مي‌شويم كه ارائه بنزين با اين قيمت ارزان چه دماري از دولت و به طور غيرمستقيم از ملت درمي‌آورد. كمي وجدان‌درد مي گيريم، اما حاضر به كوتاه آمدن هم نيستيم.

بعد تصميم مي‌گيريم به عنوان راه‌حل، بنزين را جيره‌بندي كنيم و در عين حال به طور جدي شايعه كوپني شدن بنزين را رد و «كارت هوشمند» را جايگزينش مي‌كنيم. پروژه كارت هوشمند خيلي طول مي‌كشد و بنزين همچنان به يك‌سوم قيمت آب خوردن مي‌رود به باك‌ها و قاچاق مي‌شود به آن سوي مرزها.
بعد اعلام مي‌كنيم كه تا رسيدن كارت هوشمند، كوپن خواهد آمد و يك جيره‌اي تعيين مي‌كنيم كه با آن هيچ صاحاب ماشيني تا خانه باجناقش هم نمي‌تواند برود و ضمنا شايعه فروش بنزين مازاد به قيمت آزاد را تكذيب مي‌كنيم. بعد مي‌بينيم اينجوري نمي‌شود و اعلام مي‌كنيم، كساني كه بنزين بيشتر مي‌خواهند، مي‌توانند به قيمت آزاد بخرند، بعد... .
خدا بزرگ است!

معاون اول و نانو
با ابلاغ آقاي احمدي‌نژاد، دكتر پرويز داودي، معاون اول رئيس‌جمهور، مسئول توسعه فناوري نانو در كشور شد. اين مطلب نشان مي‌دهد كه آقاي رئيس‌جمهور، حواسش به مسائل خيلي ريز، حتي در حد نانو هم هست و ضمنا در مورد اوقات فراغت معاونان خودش هم احساس مسئوليت مي‌كند.

دست‌انداز
به مناسبت روز زن، مسئول صفحه حوادث روزنامه «اعتماد ملي» سنگ تمام گذاشت.
تيتر بعضي از مطالبي كه در اين روز بسته شده بود:
«مرد جوان پس از نزاع با همسرش، خودكشي كرد».
«دستگيري زني در كرمانشاه كه در پوشش متكدي سرقت مي‌كرد».
و اين يكي كه جدا شاهكار است: «80 درصد زنان معاون در قتل هستند»!



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دردوشنبه دوم مرداد 1385 ، ساعت 13:20
لينك ثابت .:.

آموزش خودکشی (مطالب جالب )

اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. يعنی در اين عمل فرد اونقدر خودشو می‌کشه که ميميره و اين خود کشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنج‌های فراوان يا بالعکس صورت مي‌گيره.
به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نيست ولی بسيار هيجان انگيزه و به يه بار امتحانش مي‌ارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اينکه چند بارش هم مردم ولی همچين بگی نگی بدم نيومد.
و اما...
برخلاف نظر خيليها که می‌گن خودکشی خيلی راحت و سهله بايد بگم نخيييييييير... اونجوريام نيست. هر کاری قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشي هم جدا از اين مطلب نيست .
اول از همه اون کسايي که می خوان خودکشی کنن رو دسته‌بندي مي‌كنيم:
1- کسی که در عشقش شکست خورده
2- کسی که ور شکست شده
3- کسی که قاط زده.
4- کسی که از زندگی خير نديده.
5- کسی که بدجوری روش فشار اومده.
6- کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببينه.
7- ...و خلاصه هر کسی که يه جورايي به آخر خط رسيده.
افراد بالا، به هرحال مستقيم به جهنم می‌رن، ولی خدا همشون رو رحمت کنه.
شما جزو كداميك از دسته‌هاي بالا هستيد؟
اگه هستيد ادامه مطلب رو بخونيد و گرنه يه دسته جديد برای خودتون ببازيد و بعد بقيه شو بخونيد.
حالا فرض می‌کنيم: طرف تنها مياد توی يه اتاق و در رو قفل مي‌كنه و عزمشو برای خودکش جزم مي‌كنه. به دور برش نگاه مي‌كنه و اين وسايل رو مي‌بينه:
1- طناب.
2- سيخ کباب.
3- کبريت آغشته به بنزين .
4- قرض دياز پام.
5- آمپول هوای تهران.
6- دندون مصنوعی حاج خانمشون.
7- لوله گاز.
8- پاکت نايلون.
9- چاقوی ميوه بری.
10- نخ کاموايي.
11- سوزن لحاف دوزی.
12- تيغ ريش تراشی مصرف شده.
13- مرگ موش.
خب... براي شروع بد نيست.
ولی نظرتون رو به يه موضوع مهم ولي پيش پا افتاده، جلب مي‌كنم: «تصوير و قيافه و ديسيپلين شما بعد از مردن خيلی مهمه»!
فرض کنيد درب اتاق شما رو می‌شکنن و شما رو در حالتی پيدا می‌کنن که از يه طناب از سقف آويزونيد و داريد مثل پاندول ساعت تاب می‌خوريد و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتيول از دهنتون آويزونه و صورتتون سياه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شيميايی شلوارتون هم خيسه.
نه... خودتون جای تماشاگرا باشين، حالتون بهم نمی‌خوره؟ احساس انزجار بهتون دست نمی‌ده؟
قيافه شما بعد از خودکشی بايد از هميشه معصومانه تر... از هميشه زيباتر و از هميشه دوست داشتنی‌تر باشه تا دل همه حسابی بسوزه.
با اين حساب، دور حلق آويز کردن... خودسوزی... و خفه‌گی با گاز رو خط بگيريد.
يه بنده خدايي از دوستان، خيلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش يه ابتکاره.
ايشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای ديگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد!
فقط بدی کارش اين بود که هيچکس بعد از مرگش انگشتای شصتشو از توی دماغش بيرون نکشيد... چون به هر حال کار کثيفيه. حالا خودتون قضاوت کنيد. اين خودکشی ترحم کسی رو بر می انگيزه؟
يا اونايي که روی سرشون نايلون می‌کشن و دور گردنشون روی نايلون رو با طناب می‌بندن و يا اونايي که خودشون رو جلوی ماشين ميندازن و له می‌شن... اينا همشون ديوونه‌ان.
خودکشی ايده‌آل خودکشي است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثيرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و... باشه .
ژاپونی‌ها يه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به اين صورت که يه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سينه فرو می‌کنن توی قلبشون. البته اين کار يه کم درد داره. يه جورايي حس می کنيد که توی سينه تون آب جوش داره قل مي‌زنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بديش اينه که حتما می‌ميريد.
در صورتی که خودکشی وقتی خوبه که شما نميريد.
يه جور خودکشی که بيشتر بين شکمو‌ها رواج داره استفاده از خوراکی برای مردنه. اين نوع خودکشی خيلی حال داره... چون حداقل گشنه نميميری! و خوبی مهم ترش اينه که به سر منزل مقصود هم نمی‌رسی و معمولا زنده می‌مونی. نمونه‌اش اينكه: يه بنده خدايي که با سی‌تا قرص ديازپام خودکشی کرد و دور و بری‌ها به هوای اينکه مرده خاکش كردند و يارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز کرد و ديد: ای دل غافل... همه جا سياهه و يه موش هم داره انگشت پاشو می‌جوه. زنده بگوری خداييش وحشتناکه....
اول خوب فکراتونو بکنين بعد خودتونو بکشيد:
يه موضوع مهم توی خودکشي، پشيمونی ديرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسايي که خودشون رو مي‌کشن، وسط يا آخر کار پشيمون می‌شن و اين در حاليه که هيچ راهی برای برگشت نيست. يه يارويي برای خودکشی يه تيکه پارچه رو گلوله می‌کنه و فرو می‌کنه توی حلقش و با ته گوشکوب ميده بره پايين ولی همون لحظه پشيمون مي‌شه و اين درحاليه که داره خفه می‌شه... يارو می‌دوه بيرون و از شدت عجله از روی پله‌های آپارتمان پرت می‌شه پايين و می‌ميره... و جالب اينکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگي!
نکته مهم ديگه اينه که مدت خود کشي نبايد زياد طولانی باشه:
مثلا فرض کنيد در نوع رگ زدن خيلی طول می‌کشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمين و لباساتون رو هم در نظر بگيريد.
يا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بميريد بلکه خونه و بقيه رو هم بفرستيد روی هوا !
پس عاقلانه تر رفتار کنيد.
تا حالا به چند نتيجه مهم رسيديم كه سعي كنيد در خودكشي حتما اين نكات را مدنظر قرار دهيد:
1- زمان خودکشی رو درست انتخاب کنيد. (بهترين موقع بعد از ظهر ساعت شش)
2- مبادا بعد از خودکشی از ريخت و قيافه بيفتيد.
3- بهترين لباستونو تنتون کنيد.
4- حتما يه يادداشت بذاريد و علت خودکشی رو شرح بديد و انگشت هم بزنيد.
5- خواهشا زياد کثيف کاری نکنيد.
6- موقع خودکشی لبخند بزنيد تا لبخند روی لبتون باقی بمونه.
7- لطفا چشاتونو باز نذاريد چون خيلی وحشتناکه.
8- يه بسته دستمال کاغذی حتما روی ميزتون باشه.
9- اتاقتونو قبل از خودکشی مرتب کنيد. (پليسا ببينن خوب نيست.)
10- رد انگشتتونو همه جا بماليد تا بفهمن خودتون، خودتونو کشتيد.
11- يه جوری خودکشی کنيد که دوباره بشه زنده تون کرد.
12- دليلتون برای خودکشی قانع کننده باشه.
13- برای مسايل عشقی خودکشی کردن کار الاغاست... بلانسبت شما.
14- قبل از خودکشی حتما يه فال حافظ بگيريد.
15- قبل از خودکشی استفاده از ادکلن و دئودرانت و زدن مسواک يادتون نره.
16- بهتره بعد از مرگ... مثلا مرگ... در حالت دراز کش باشيد.
17- اگه توی دستتون يه گل سرخ باشه صحنه خيلی رمانتيکتر و رويايي‌تر به نظر مياد و اشک آور تره.
18- در اتاق رو حتما قفل کنيد که جريان هيجان انگيزتر باشه.
19- قبل از خودکشی حتما گريه کنيد . صورتتون اشک آلود باشه.
20- خودتونو براي رفتن به جهنم رفتن آماده کنيد.
حالا جديد ترين و راحت ترين روشهای خودکشی:
برای جنس نرينه:
«استفاده از جوراب»
تخت خواب رو آماده کنيد.
تمام تن و سرتونو ببريد زير پتو .
خيلي آروم نوک انگشتاتونو از زير پتو بيرون بياريد و جوراباتونو ببريد زير پتو .
هيچ راه نفوذی برای هوا نذاريد.
يک ساعت بعد... شما مرديد.
خدا رحمتتون کنه.

برای جنس مادينه:
« سوء استفاده از موش»
تخت خواب رو مرتب کنيد.
بريد زير پتو.
اتاق حتما کاملا تاريک و ساکت باشه.
حالا چشماتونو ببنديد و فرض کنيد يه موش خوشگل داره روی تنتون راه ميره.
خواهش می‌کنم جيغ نزنيد و بدون سر و صدا از وحشت زياد بميريد.
مرسی...
توی جهنم می‌بينمتون.

 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درسه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 ، ساعت 13:22
لينك ثابت .:.

وقتي 4.5 نفر با هم يجا جمع ميشن چيکار ميکنن؟ (مطالب جالب )

توي آمريكا ، با هم مسابقه ميدن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي فرانسه ، همه همزمان شروع به حرف زدن مي كنن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي ايتاليا ، در مورد مد عينك و لباس جديدشون بحث مي كنن!

-------------------------------------------------------------------------------

توي آلمان ، درباره ي سياستهاي دولت حرف مي زنن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي پاكستان ، يه باند قاچاق ترياك تشكيل ميدن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي عراق ، براي حمله به سربازهاي آمريكايي نقشه مي كشن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي افغانستان ، اگه پول نداشته باشن كار مي كنن و اگه پول داشته باشن مي خوابن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي آذربايجان ، يه بطري آب پرتقال مي خرن و با هم مي خورن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي مصر ، ميرن يه جا مي شينن قليون مي كشن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي امارات متحده ي عربي ، ۴ نفرشون دست مي زنن و يه نفرشون مي رقصه! یا میرن دنبال خانوم!!

--------------------------------------------------------------------------------

توي روسيه ، از همديگه رشوه مي گيرن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي ژاپن ، هيچوقت ۵ نفر دور هم جمع نميشن! چون هميشه حداقل ۳ نفرشون كار دارن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي هند ، يا با همديگه مي رقصن و يا ميرن سينما و رقص تماشا مي كنن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي كوبا ، هر وقت ۲ نفر يا بيشتر يه جا جمع بشن از كاسترو تعريف مي كنن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي كره جنوبي ، با هم يه شركت راه ميندازن و يه كالاي ژاپني رو كپي مي كنن!

--------------------------------------------------------------------------------


توی چین ، اینها که دیگه روی هر چی متقلبه کم کردن کافی یه چیزی یه جای دنیا ساخته شه 3 سوت نزده کپی میکنن

--------------------------------------------------------------------------------

توي مكزيك ، دو نفرشون دوئل مي كنن و يه نفرشون ناظر دوئل ميشه و دو نفر ديگه هم گيتار مي زنن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي ايران ، يا پشت سر بقيه غيبت مي كنن يا روزنامه راه ميندازن يا يه جلسه ي سخنراني ترتيب ميدن  يا از حرف زدن و سوتي هاي همديگه ايراد مي گيرن يا يه نفرشون رو ميذارن وسط و ۴ نفرشون متلك بارونش مي كنن يا الكي مي خندن يا يه پيتزا فروشي باز مي كنن يا بدون هيچ صحبتي مي ايستن و چشم و سرشون رو مي چرخونن و مردم رو مي چرن يا يه شركت كامپيوتر و اينترنت راه ميندازن يا ميرن يه چت روم توي ياهو مسنجر مي سازن يا يه وبلاگ مثل کیوان بلاگ  مي سازن يا گروه اينترنتي راه ميندازن

اگه می خواهید کیوان بلاگ زود به زود آپ بشه نظر بدید



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دردوشنبه بیست و ششم تیر 1385 ، ساعت 13:6
لينك ثابت .:.

چند تا خبر توپ (مطالب جالب )

چرا عراق پليس ندارد؟
من بالاخره پس از تفكر و تأمل و مراقبه و به ويژه محاسبه زياد، توانستم كشف كنم كه چرا ارتش و پليس عراق آن قدر ضعيف و نحيف است كه براي حفظ امنيت كشورش، ده‌ها هزار نيروي خارجي، بهانه پيدا كنند تا در اين كشور حضور داشته باشند (حفظ استقلال را كه چه عرض كنم!).
همان طور كه در خبرهاي چند روز اخير آمده بود، يكي از معاونان وزير برق عراق، با نوزده محافظش به اسارت گروگان‌گيرها درآمده بود، و اين درست چند روز بعد از آني بود كه يك نماينده زن مجلس عراق، با هفت محافظ خود به گروگان گرفته شد.

خب حالا اجازه بدهيد يك حساب سرانگشتي داشته باشيم: فرض كنيم در عراق، بيست وزير وجود داشته باشند كه هر كدام، پنج معاون و سه مشاور داشته باشند. اينها را جمع مي‌زنيم با معاونان و مشاوران رئيس‌جمهور و نخست‌وزير كه مي‌كند، دست‌كم پانزده معاون و دوازده تا مشاور. بعد اينها را اضافه مي‌كنيم به نماينده‌هاي مجلس، كه دويست نفر مي‌گيرمشان.

حالا شروع مي‌كنيم به محاسبه محافظان و اول از نماينده‌ها شروع مي‌كنيم و براي هر كدامشان هفت محافظ در نظر مي‌گيريم: 1400=7*200.
صد نفر هم اضافه مي‌گيريم براي حراست از رئيس مجلس و هيأت رئيسه كه مجموعا مي‌شوند، 1500 نفر محافظ براي مجلسيون.
حال مي‌رسيم، سروقت معاون وزيرها. با احتساب اين‌كه وزير برق يك كشور مقام امنيتي به شمار نمي‌رود و معاونش هم بهكذا، اما از خبري كه آمد، در‌مي‌يابيم كه معاون وزير برق عراق، نوزده محافظ داشته. در نتيجه ما بايد به طور متوسط، حداقل بيست محافظ براي هر معاون وزير و ده معاون براي هر مشاور وزير و 35 محافظ براي هر وزير داشته باشيم:

تعداد محافظان وزرا: 700=20×35
تعداد محافظان معاونان وزرا: 2000=20×5×20
تعداد محافظان مشاوران وزرا: 600=10×3×20
حاصل جمع اين قسمت: 3300=600+700+2000

خلاصه آن‌كه اگر بخواهيم به همين صورت تعداد محافظان را براي دولت و مجلس و قوه قضائيه عراق حساب كنيم، دست‌كم ده، پانزده هزار نفري از پرسنل نظامي و امنيتي عراقي را مي‌بينيم كه مشغول محافظت از شخصيت‌ها هستند. حال شما فكر مي‌كنيد، چقدر از اين نيروها باقي مي‌مانند كه به امنيت كشور و مردم عراق رسيدگي كنند؟!
نكته: ادعاهاي بالا مخدوش است. خدا خير همين مقامات عراقي را بدهد كه يك كاري براي اين پرسنل، دست و پا كرده‌اند، وگرنه محافظان مسلحي كه نوزده نفري به گروگان گرفته شوند، به چه درد ملت عراق مي‌خورند؟!

سينماي سه بعدي پايتخت
شهرداري تهران اعلام كرده است كه به زودي اولين سينماي سه‌بعدي پايتخت را به راه خواهد انداخت. اين طور كه از اظهارات آقايان و قيد «اولين» برمي‌آيد، گويا گمان شده كه تهران تا پيش از اين، فاقد سينماي سه‌بعدي بوده است. اين مطلب از سوي كارشناسان سينماي سه بعدي «دوربرگردان»، تكذيب و به اطلاع رسانده مي‌شود كه تاكنون، فيلم‌هاي سه‌بعدي زيادي در پايتخت اجرا شده و صدها هزار بيننده هم داشته‌اند. از جمله: فيلم سه بعدي «سرعت» با هنرنمايي نسل سومي‌هاي پايتخت، محل نمايش: اتوبان‌هاي تهران.
فيلم سينمايي سه بعدي «شهر بي‌قانون» با كارگرداني كسبه محل، محل اجرا: خيابان جمهوري.

فيلم سينمايي «شوتايم» (16-) با درخشش برخي بانوان تهراني، محل اجرا: بلوار جردن.
فيلم سينمايي «بي تو هرگز» با كارگرداني مشترك زريبافان و هاشمي ثمره، محل اجرا: هيأت دولت.
فيلم سينمايي «پيشنهاد بي‌شرمانه»، محصول مشترك آمريكا و اروپا، محل اجرا: كاخ سعدآباد.

فشار از كجا؟
چند سال پس از تئوري «فشار از پايين، چانه‌زني از بالا» كه توسط سعيد حجاريان، تئوريسين اصلاح‌طلب، مطرح شده بود، يكي ديگر از تئوريسين‌هاي اصلاح‌طلبان (اصولا در جناح اصلاح‌طلبان چيزي كه زياد است، تئوريسين است) حميدرضا جلايي‌پور، گفت: فشار از پايين جواب نمي‌دهد. من فكر مي‌كنم، يك تئوريسين باهوش، بايد يا پيش از فشار و يا اندكي بعد از فشار، زود متوجه شود كه فشار از پايين جواب مي‌دهد يا نه، وگرنه پس از پنج سال فشار دادن از پايين و عدم توانايي چانه‌زني در بالا، حالا ديگر خاله قمر بنده هم به اين كشف بزرگ رسيده است.

با اين حال، در راستاي كمك به حل مشكلات جناح اصلاح‌طلب، آسيب‌شناسي اين معضل مختصرا تقديم مي‌شود:
چرا «فشار از پايين، چانه‌زني از بالا»ي اصلاح‌طلبان نتيجه نداد؟
1ـ شايد فشار از پايين به قدر كافي و مورد انتظار بالايي‌ها نبوده!
2ـ شايد ارتباط بين قسمت‌‌هاي تحتاني و مياني جناح اصلاح‌طلب با قسمت‌هاي فوقاني (كه چانه در آنجا قرار دارد) قطع بوده.
3ـ شايد چانه اصلاح‌طلبان، فقط به كار حرافي و فك زدن گرم بوده.
4ـ شايد از اصطلاح «چانه‌زني»، زدن توي چانه و پك و پوز حريف برداشت شده و به مجرد شروع به اين كار، حريف كه خودش، اوستاي بزن بهادري بوده، زده و چك و چانه اصلاح‌طلبان را خاكشير كرده.
5ـ شايد فشار از پايين آن قدر زياد و ناگهاني بوده كه چانه قفل شده!

تايتانيك در درياي خزر
يكي از مسئولان هلال احمر اعلام كرده است كه براي حفظ جان و تأمين امنيت مسافران و مردمي كه هوس شنا در درياي خزر را دارند، به ازاي هر 40 كيلومتر، يك قايق نجات غريق در ساحل درياي خزر مستقر مي‌شود. ما ضمن تشكر و شادماني فراوان به خاطر اين‌كه مسئولان، سرانجام قبول كرده‌اند كه دولت به جز گرفتن عوارض و وروديه از خلق‌الله، به خاطر ورود به جنگل و نزديك شدن به دريا و اطراق در دشت و نفس كشيدن در بيشه‌زار... وظيفه‌هاي ديگري هم دارد. خواهش مي‌كنيم، چند تا كشتي تايتانيك و بلكه بزرگ‌تر هم براي كرايه دادن به مسافراني كه قصد شنا در دريا را دارند، وارد كند، چراكه با احتساب فواصل 40 كيلومتري اين قايق‌ها، هر قايق بايد دست‌كم بيست كيلومتر را پوشش دهد و در فاصله 20 كيلومتري، تنها چيزي كه غرق شدنش ديده مي‌شود، موجودي است، دست‌كم به اندازه تايتانيك.

اعدام بايد گردد
حكم زندان يك ساله قطعي + پنجاه ضربه شلاق تعليقي + دو سال اخراج از شهر قم + منع تردد در قم + دو سال محروميت از تصدي مشاغل دولتي و دانشگاهي و حوزوي ... .
اينهايي كه خوانديد، مجازات‌هايي است كه دادگاه ويژه روحانيت براي يكي از عوامل برهم‌زننده سخنراني آقاي هاشمي در قم صادر كرده است (براي چند نفر ديگر هم احكام مشابهي صادر شده است).
«كارشناس حقوقي بخش بر هم زدن تجمعات» ستون «دوربرگردان»، ضمن اعتراض به اين حكم، آن را ناعادلانه خواند و از قوه قضائيه خواست، ضمن تجديدنظر در اين حكم، حكم عادلانه‌اي صادر كند؛ حكم عادلانه‌اي كه كارشناس حقوقي ما پيشنهاد مي‌دهد، به شرح زير است:

حكم عادلانه براي متهم رديف اول؛ يك قرن زندان قطعي به خاطر بلند كردن صدا در هنگام سخنراني آيت‌الله هاشمي رفسنجاني+ 54368 ضربه شلاق به علت بلند كردن دست و مشت نمودن انگشت‌هاي دست راست به مدت 45 ثانيه+74 سال محروميت از كليه حقوق اجتماعي، شهروندي، ده‌وندي و عشيره‌وندي به خاطر زل زدن در چشم‌هاي سخنران+ نفي بلد و تبعيد به لاس‌وگاس به خاطر جريحه‌دار كردن عواطف طرفداران ايشان.

دست‌انداز
1ـ يك سايت پرخواننده‌اي كه انگار زبانم لال، وابسته به يكي از نزديكان رئيس‌جمهور هم هست، معتقد است كه چون در چند روز اخير، استقبال شديدي از اين سايت شده، بعضي‌ها (مثل همين بازتاب) حسودي‌شان مي‌شود و قس علي هذا... ما چون يك تعهد اخلاقي داريم كه در اين وبلاگ اجازه بدهيم كه همه به افتخار خودشان، كوكا باز كنند، تصوير اين خبر را هم مي‌آوريم كه به تعهد خودمان عمل كرده باشيم. شما هم لطف كنيد به شمارنده اين خبر بعد از سه روز توجه نكنيد!


2ـ و اين هم ماجراي كلنگ خوشبخت، كه محمد حسن كهدنارويي برايمان فرستاده: فقط قبلش بايد يك مطلب كاملا بي‌طرفانه‌اي بگويم كه اگر نگويم، منفجر مي‌شوم:
«دو دو دو دورود فرانسه، درود درود فرانسه... ايتاليا حقش نبود قهرمان شود... زنده باد فرانسه... خيلي دلم خنك شد كه زيدان به عنوان بهترين بازيكن انتخاب شد».
آخيش، راحت شدم!

كلنگ خوشبخت

من يك كلنگ خوشبختم. كلنگ لوكس و تر و تميزي كه از ابتداي تولد تا بحال، سالي سه چهار بار تيغه نازنينش با سختي زمين آشنا گرديده. من بر عكس همه همجنسها و خويشاوندانم كه آشناي هميشگي شان دستهاي پر خاك و گل و پينه بسته كارگران است، جز دستان لطيف و كرم خورده بزرگان را احساس نكرده ام ! سالي به ماهي با عزت و احترام از بايگاني اجناس شيك بيرون مي آيم .با وسواس و دنگ و فنگ و زير نظر چندين متخصص از مزونهاي مد سازمان، سراسر ،روبان پهن مي پوشم و پاپيون زده و مجلسي! بعد از صلاحديد جميع عشاق مشاركت در امر كلنگ زني در صندلي عقب پاترول چهار در جلوس مي كنم .
پس تا اينجا اذعان مي نماييد كه بنده واقعا خوشبختم .
پس از طي مسير كه چون برق و باد مي گذرد ،يكهو در يك بيابان برهوت از مركب تيز رو فرود مي آيم .دستهاي مشتاق جلوي دوربينها با كلي «مواظب باشيد» و «مبادا خراب شود» تا جايگاه كلنگ زني حملم مي كنند. بعد يك آدمي كه حتما آدم مهمي است، نطق غرايي در خصوص سازندگي و بالندگي و بارندگي
مي خواند و من مي فهمم كه چقدر وجودم براي اين همه رشد و تحول ضروري است و اگر نباشم، نمي دانم همه اين آقايان بايد توي اين برهوت بدنبال چه بگردند؟
بعد از اين فهم عميق كه كلنگ چقدر براي حيات اين گردان كلنگ زني مهم است و اصلا اصل كار كلنگ است، همان آدم مهم با لب پر خنده و با احتياط زائدالوصف يكي دو بار تيغه گران سنگم را بر زمين مي كوبد و تمام.
حالا اين كوبيدن براي چه بود،الله اعلم.
ما كه فقط تا همين جا رفته ايم و باقي اش را نديده ايم .بهر حال اميد وارم يك روز كلنگ كار گري كه بدنبال اين عمل (و عملهاي مشابه) ذي قيمت بنده، ساختماني و عمارتي را به ياري تيغه خويش صفايي داده، به آرشيو ما بخورد و بدانم عاقبت از اين كار شيك ما، خلايق راضي هستند يا برويم و كشكمان را بسابيم


 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دریکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 ، ساعت 13:26
لينك ثابت .:.

طرز تهيه پيژامه (مطالب جالب )

(اینو با میل برام فرستادن منبع ناشناسه ولی دستش درد نکنه هرکی هست)
پارچه‌ مي‌خريم ‌(تترون‌ راه‌ راه)، به‌ خانه‌ مي‌بريم‌.
پيژامه‌قبلي‌ را كه‌ مادرتان‌ دوخته‌ روي‌ پارچه‌ گذاشته‌ آنرا مي‌بريد. به‌ خاط‌ر داشته‌ باشيد كه‌ پارچه‌ را دو لايه‌ كرده‌ باشيد. قبل‌ از اينكه‌ قسمت‌ كشدار را ببري‌، سه‌ چار انگشت‌ جا بذار، چون‌ بعد بايد خم‌ شود تا كش‌ رد شود. اين‌ را براي‌ همه‌ لبه‌ها بكن‌.
پيژامه‌ قبلي‌ را برداشته‌ در كمد قرار بدهيد تا مادر آشفته‌ نشود. نخ‌ سوزن‌ آورده‌ پارچه‌را كوك‌ بزنيد. (كوك‌ زدن‌ يعني‌ رد كردن‌ موقت‌ نخ‌ از لاي‌ پارچه‌) از لاي‌ در سرك‌ بكشيد تا مادر بزرگتان‌ از راه‌ سر نرسد (چرخ‌ خياطي‌ مال‌ مادر بزرگ‌ است‌).
بعد از دوختن‌، نوبت‌ كش‌‌اندازي‌ است‌. كش‌ را مي‌اندازيم‌، به‌ اين‌ صورت‌ كه‌ سنجاق‌ قفلي‌ را به‌ سر آن‌ گره‌ زده‌، كشان‌ كشان‌ از سوراخ‌ كمر پيژامه‌ عبور بدهيد. يادتان‌ باشد سنجاق‌ قفلي‌ را پس‌ از خاتمه‌ كار به‌ چارقد مادربزرگ‌ ارجاع‌ دهيم‌.

نكات‌ مهم
1- براي‌ جلوگيري‌ از عدم‌ سايش‌ سرزانوها، از چهار دست‌ و پا رفتن‌ بپرهيزيد.
2- در صورت‌ پاره‌ شدن‌ كش‌، پيژامه‌ سقوط‌ خواهد كرد.
3- حضور در اماكن‌ عمومي‌ با پيژامه‌ خلاف‌ شئونات‌ اجتماعي‌ است‌.
4- پيژامه‌ نيز مانند مسواك‌ و عينك‌، از لوازم‌ شخصي‌ شماست‌، از تعارف‌ آن‌ بپرهيزيد.
5- قبل‌ از اينكه‌ پيژامه‌ قبلي را روي‌ پارچه‌ بگذاريد، كش‌ آنرا خارج‌ كنيد تا كمرش‌ تنگ‌ نشود.

 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درشنبه بیست و چهارم تیر 1385 ، ساعت 13:21
لينك ثابت .:.

مسافر بی حیا (مطالب جالب )

سلام امروز واستون یه طنز مشهدی گذاشتم عالیه حتما بخونید یه کم لهجه اش سخته ولی باحاله!

مسافر بی حیا
پیریروز داشتم هموجو تو خط خودمان مسافر میکیشیدم که یگ دفه به فکرم رسید برم طرفای بالاشهر که یک کم تنوع بره. خلاصه سرتانه درد ندم مسیره عوض کردم و رفتم طرف ای محله های سوسولی. هموجو که داشتم تو یکی از خیابونای سوسولی مرفتم یگ دفه دیدم یکی از ای دخترای خوشکل که همچی که نگا مکنی دلات وا مره واستاده کنار خیابون. مویم تیز جلوش ترمز کردم و سوارش کردم. خداویکیل تیکه حقی بود. فقط لباساش یک کم سوسولی بود. یگ مانتوی سبز برش کرده بود که همچی تنگ بود که همه پستی بلندیای بدنش دیده مرفت . شلوارشم فک کنم مال مامانش بود بره که یگ عالم تا زده بود. فک کنم دو سایز براش بزرگ بود. او نمدنست که مو درم نگاش مکنم. زل زده بود به پش موهام. فک کنم عظمت پش موهام گیریفته بودش. هموجور که داشتم مرفتم و هی از آینه نگاش مکردم دیدم یکی از ای بچه سوسولا واستاده کنار خیابون. نگه داشتم و اویم سوار رفت و باز راه افتادم. هموجو که داشتم مرفتم دیدم ای بچگه هی دره به دختره نگا مکنه. با خودم گفتم عجب بچه سوسول بی حیاییه. یک کم که رفتم دیدم هی دره خودشه یواش یواش میکیشه طرف دختره تا ایکه رسید چفت دختره. بعد دیدم دختره ره یگ نگاهی کرد و یک خنده ایم بهش کرد. اعصابام داشت خورد مرفت. ولی باز با خودم گفتم ولش کن ای بچه سوسوله ره. یگ دفعه دیدم یک کاغذ از جیبش در کرد و روش شمارشه نوشت و گرفت جلو دختره. دختره خودشه زد به او راه و بیرونه نگاه کرد. باز گفتم بیخیال باش ممد. گفتم اصلا آینه ره نگا نکن. بره همی دیگه نگاه نکردم که یک دفعه پسره گفت: ببخشید خانوم اسم شما چیه؟ ای ره که گفت دیگه تحملم تموم رفت. یک ترمز میخی زدم که نزدیک بود دختر و پسره از عقب پرت برن جلو. سریع پیاده رفتم و در طرف پسره ره وا کردم و گفتم دداش چی فک کردی؟ تو ماشین ممد تاکسی و ای کارا؟ گردنشه گیریفتم و کیشیدم لای در و بعدم دره بستم و فشار مدادم. بچگه عین یک توله سگ یتیم ترسیده بود. گفتم: یره قمبل تو فک کردی اینجه خارجه که هر کار مخی بکی؟ همجو که کلش لای در بود که داد و بیداد مکرد یگ دفعه دستشه بلند کرد و صورتمه ناخون کیشید و مویم دیونه رفتم. بهش گفتم: تو چوچک مو ره ناخون میکیشی؟ مو چاقویم برام فنتی ندره او وخت تو ناخون میکیشی؟ در وا کردم و کیشیدمش لب جوب و چاقومه از جیبم در کردم و گرفتم دم گردنش و گفتم: مخی همینجی سلاخیت کنم؟ موره ناخون میکیشی؟ بوگو غلط کردم. زود باش یره. بچگه که همچی مثل سگ ترسیده بود گفت: بخدا غلط کردم، ... خوردم، جون مادرت ولم کن. همی که موره به مادرم قسم داد دیگه ولش کردم. بره که مو رو مادرم خیلی حساسم. مادرم سه سال پیش عمرشه داد به شما. اشک تو چشمام جمع رفت و ولش کردم و گفتم خدا بیامرزش. بچگه ره ول کردم و رفتم سوار ماشین برم که دیدم یگ عالم آدم جمع رفتن ولی هیچ کودوم جرات نمکنن بیان جلو. رفتم و گازه گیریفتم و رفتم. یگ دفعه یاد دختره افتادم و نگا کردم دیدم نیست ولی یک کاغذ عقب گذاشته. نگا کردم دیدم توش نوشته اینروزا آدمای باغیرتی مثل شما کم پیدا میشن. خوشحال میشم اگه بازم شما رو ببینم. زیرشم شماره همراشه نوشته بود.
حالا موندم چیکار کنم؟ بره ایکه خجالت میکیشم زنگ بزنم. اصلا نمدنم چی بگم؟ شما موره راهنمایی کنن.



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درجمعه بیست و سوم تیر 1385 ، ساعت 14:3
لينك ثابت .:.

12 تيپ خانم هايي كه از آنها دوري كنيد (مطالب جالب )


۱- خانم های فمینیست
این دست از خانم ها تصور می کنند که تمام ناخوشی های زندگی از مردها نشئت می گیرد و تنها کاری که که یک مرد می تواند انجام دهد این است که آلت تناسلی خود را قطع کرده و یک جفت تخمدان به خود پیوند بزند. آنها تصور می کنند که وجود خانم ها، فرشته وار است و می توانند تمام دنیا را عوض کنند، البته فقط در صورتیکه معضل "مردسالاری" از جلوی پای آنها برداشته شود. رفتار این مدل خانم ها با آقایون اصلا مناسب و قابل قبول نمی باشد. شما می توانید آنها را به راحتی از شعار معروفشان تشخیص بدهید، چرا که همیشه زیر لب زمزمه می کنند : "تمام مردها با آلت خود فکر می کنند." بهتر است در هر شرایطی از آنها دوری کنید.
2- خانم های پولکی
خیلی ساده و راحت: او تنها به خاطر پول با شما رابطه برقرار می کند. او خیلی زود با شما صمیمی می شود. آنها از آقایون انتظار دارند که تمام هزینه های زندگی آنها را برآورده سازند، تنها به این دلیل که آنها از نظر زیست شناختی مونث هستند. آنها تصور می کنند که یک مرد باید هزینه نوشیدنی، شام، مسافرت، گل، جواهر و .. را بپردازند بدون اینکه هیچ گونه وظیفه جبران و یا تلافی بر گردنشان بیفتد. او هیچ چیز نیست جز یک انسان مادی. فکر می کنند که زنانگی شان از طلا درست شده است و میلیون ها دلار می ارزد. او یک طماع دغل باز است. او فقط به فکر بر آورده کردن نیازهای خودش است و برای دیگران هیچ اهمیتی قائل نیست. و بهتر است که حواس خود را جمع کنید، چراکه عده بسیاری از دخترهای جوان جزء این گروه قرار دارند.
3- خانم های رمانتیک
این نوع خانم ها زندگی خود را بر طبق فیلم های عاشقانه و کتاب های رمان سپری می کنند. او هر شب به تنهایی به خانه می آید و مجله های مربوط به عروسی را ورق می زند و در عین حال در انتظار شاهزاده ای است که با اسب سفیدش از میان آسمان به زمین فرود آید و او را سوار بر اسب سفیدش کرده ، به جایی ببرد که هیچ مشکلی وجود نداشته باشد، تا بتوانند به خوبی زندگی کنند. آنها دخترهایی هستند که توسط پدر و مادرها و خانواده هایشان نازپرورده بار آمده اند و چیزی از واقعیات زندگی، نظیر پرداخت صورتحساب ها و تمیز کردن دستشویی ها نمی دانند. او انتظار دارد کسی تمام مدت از او مراقبت و نگهداری کند، شب ها ملافه را بر رویش بکشد و تمام شب بر بالینش بیدار بماند تا مبادا او خواب بدی ببیند و بترسد. فرار کنید!
4- خانم های بدگمان
این خانم تمام خصوصیات منفی افراد رمانتیک را با خود به همراه دارد. او همیشه جزء "زخم خوردگان" اجتماع است. کسی که در روابط گذشته خود شکست خورده و به طور ناخودآگاه از برقراری ارتباط مجدد واهمه دارد. ارتباط شما با این افراد به جایی راه نمی برد، چرا که آنها در ابتدا علاقه فراوانی از خود نسبت به شما نشان می دهند، اما پس از چندی اثری از آن باقی نخواهد ماند. و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند. شما همیشه در رابطه خود با او سردر گم هستید. با شما قرار ملاقات می گذارد و معاشقه راه می اندازد، اما رابطه شما فراتر از یک دوستی ساده نمی رود. تنها چیزی که تحویل شما می دهد یک مشت معذرت خواهی بیهوده است. هیچ وقت به اندازه کافی برای شما زمان ندارد؛ شما هم که به اندازه کافی غم و غصه برای خودتان دارید، پس بهتر است با چنین زنی ارتباط برقرار نکنید.
5- خانم های عصبانی
مثل خانم های فمینیست خانم ها عصبانی نیز دل خوشی از مردها ندارند. آنها به مردها اهانت می کنند، و می توانند بدی ها و خطاهای تمام مردانی را که از ابتدای زندگی با آنها ملاقات کرده اند را به سادگی به خاطر بیاورند. برای خانم عصبانی چیزی به عنوان "مرد خوب" وجود ندارد و تمام مردها "احمق" و "عوضی" و "کثیف" هستند. خون آنها از دست مردها به جوش می آید و در هر لحظه می توانند مانند یک کوه آتشفشان منفجر شوند. برقرای ارتباط با این نوع خانم ها مساوی است با ورود به تراژدی و داد و فریاد ، پس بهتر است عقب بایستید.
6- خانم های نامطمئن
در نگاه اول چنین خانم هایی خیلی خوب جلوه می کنند؛ با شما به مهربانی رفتار می کنند و خوش مشرب هستند. اماچیزی نمی گذرد که ترس های درونی اش پدیدار می شوند. روزی 10 مرتبه به شما تلفن میزند تا بپرسد "رابطه در چه حالی است؟" یا اینکه "تنها می خواهد صدای شما را بشنود." او می خواهد مطمئن شود که به اندازه کافی جذاب است؛ دائما نگران آرایش صورت و موها و همینطور لباس هایش می باشد. او محتاج و نیازمند است و همواره با این ترس زندگی می کند که مبادا آقا او را به خاطر "خانم بهتری" ترک کند. این دسته از افراد خیلی زود خود را آویزان شما می کنند.
7- خانم های هرزه
اخلاق این خانم ها واقعا عجیب و غریب است. آنها افراد نا مطبوعی هستند که به دیگران با چشم حقارت نگاه می کنند و فقط به خودشان اهمیت می دهند و اصلا مهم نیست که قلب دیگران را بشکنند و آنها را آزرده خاطر سازند. بیشتر خانم های هرزه به فکر پول و مال و منال نیز هستند درست مثل خانم های پولکی. آنها معمولا خوش قیافه و خوش لباس هستند و به راحتی با اخمی که در چهره دارند قابل شناسایی می باشند.
8- خانم های منم منم
مثل خانم هرزه، خانم منم منم نیز فقط برای خودش ارزش قائل است. او می خواهد که همیشه مرکز توجه قرار گیرد و هر کاری که می خواهد انجام دهد و هر کجا که می خواهد برود. او خود خواه و خود محور است. شیفته خودش می باشد و به عنوان "دختر کوچولوی بابایی" بزرگ شده، و انتظار همان توجهات را از شما دارد. هر چند این امکان وجود دارد که شما از مصاحبت دخترهای لوس و مامانی لذت ببرید، اما باید تا آنجا که می توانید خود را از آنها دور نگاه دارید.
9- خانم های نا امید
شرایط هر طوری که می خواهد باشد این خانم فقط به ازدواج فکر می کند – آن هم همین حالا – برای او مهم نیست که شخص مورد نظر چه کسی است و شغل او چیست. تا زمانی که مردانگی داشته باشد، می تواند او را راضی نگه دارد. مراقب این یکی هم باشید!
10- خانم های دمدمی
او در ابتدا از خیلی چیزها چشم پوشی می کند که همین امر باعث جذب شدن مردها به سمتشان می باشد. او به شما چیزی را تحویل می دهد که دقیقا توقع شنیدش را دارید؛ اما زمانیکه رابطه عمیق تر شده (یا به ازدواج کشیده می شود) شما تازه با چهره حقیقی او آشنا می شوید. بانوی عزیز شما یک شبه، تبدیل به یک آدم حریص، طماع، پولکی، و حیوان صفت می شود که اگر به خواست هایش نرسد شما را عذاب خواهد کرد.
11- خانم آزار دهنده
معمولا این مدل خانم ها از یک کیلومتری قابل تشخیص هستند. آنها با شما معاشقه می کنند و جاذبه های جنسی شان را به نمایش می گذارند. گاهی اوقات به دنبال مردهای پر سن و سال تر هستند. آنها اغلب مردها را از نظر جنسی تحریک می کنند و بعد راه خود را می گیرند و می روند. آنها مردها را مانند زنبورهایی که به سمت عسل کشیده می شوند به سوی خود جلب می کنند. هر طوری که با شما رفتار کنند، هیچ گاه نباید به آنها اعتماد کنید زیرا اگر مرد بهتری را پیدا کنند به سادگی آب خوردن از شما دل کنده و به سمت او می روند.
12- خانم قدرت طلب
آنها انسان های پستی هستند که می خواهند قدرت کنترل تمام امور زندگی شما را به دست گیرند. آنها به شما می گویند چه لباسی بپوشید، کجا بروید، با چه کسی صحبت کنید، با چه کسانی می توانید دوست باشید، چه چیزی می توانید بخورید... و خلاصه همه چیز. و اگر بخواهید در مقابل عقاید آنها از خود مقاومت نشان دهید، اخم هایشان در هم فرو می رود، شما را از سکس محروم می کنند، گریه و زاری راه می اندازند و از هر سلاح و تاکتیک دیگری که بلد هستند کمک می گیرند، تا شما را از پای در آورند و چاره دیگری جز سر فرود آوردن در مقابل خواست هایشان را برایتان باقی نخواهند گذاشت.
ما به شما اخطار دادیم!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اینها بدترین نمونه ها بودند. مطمئنا خانم های خوبی هم هستند که تنها قسمت کمی از این بدی ها را دارا هستند. اما بهتر است که همیشه مراقب خانم هایی که در لیست بالا به شما معرفی کردیم باشید.
حالا که از خصوصیات آنها آگاهی لازم را پیدا کردید، اگر با آنها ارتباط برقرار کردید، تنها کسی که باید سرزنش شود، شخص شماست.


اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درچهارشنبه بیست و یکم تیر 1385 ، ساعت 19:13
لينك ثابت .:.

فرهنگ خواستگاري رفتن! (مطالب جالب )

 

مواد لازم : يك عدد شازده پسر عاشخ! يك عدد گل دختر نجيب ... يك عدد مادر اكتيو ... (در خواستگاري هاي سنتي عاشخيت پسر جاي بحث دارد !!!)
ابتدا مواد لازم را تهيه مي كنيم... اين بحث در اين مقوله يا مقاله يا مقال مجال نمي دهد.
ابتدا مادر اكتيو تلفن را برداشته و به خانه گل دختر نجيب تيليف ميزند . (اين در صورتي است كه مادر اكتيو همسايه گل دختر نباشد ، كه در اين صورت مي تواند زر زر صداي زنگ خانه گل دختر رابه صدا در بياورد . يا اينكه قيژ قيژ پاشنه در را)
زررر... (يا قيييژژژژ)

الو بله... خانه يك عدد گل دختر... بفرماييد:
سلام عليكن!! شنيديم (يا ديديم) كه شما يك دختر تپل مپل سفيد مفيد... مثل هلو... مثل پنجه آفتاب دم بخت با شرايط مناسب داريد. كي مي تونيم بياييم يه عالمه مزاحم بشيم؟
توجه نكته مهم ××
اين تيليف اول بسيار مهم است. شما مادر شازده پسري كه احيانا نشريه موازي را مي خواني... لطفا خوب گوش كن... كمال ادب را به خرج بده از روده درازي زيادي بپرهيز. اطلاعات جامع و كامل بده. سعي كن در كمال ادب اطلاعات بگيري. از چاخان پاخان و خالي بندي جدا ً بپرهيز... مدت مكالمه بيشتر از ده دقيقه نشود. مادر جان دقت كن آخر مكالمه زمان تلفن بعدي با روز و ساعت و ثانيه، براي شرفياب شدن يا نشدن را مشخص كني... و بهتر است همين فردا باشد نه شصت صد سال بعد...
فردا just on time مادر شازده پسر ...> زررر...

الو بله... خونه همون گل دختر نجيب و سفيد مفيد تپلي كه احيانا دوست پسر نداشته و قبول كرده بياييد دستش رو ببوسيد... بفرماييد:
مادر شازده پسر: پس قبول كرده كه ببوسيم... كي ببوسيم؟
مادر شازده پسر سعي كند ظرف سه روز آينده وقت بگيرد و به ناز كردن مادر گل دختر توجه نكند...
زرررر....
صداي زنگ در خانه گل دختر نجيب كه حالا كمي سرخ شده... بفرماييد:
(فرهنگ گل و شيريني: 1_آدم هاي پررو دفعه اول كه خانه كسي براي امر خير مي روند... چيزي نمي برند و اين امر از طرف باقي آدم هاي پرروتر توجيه شده است... نگارنده چون پررو نيستم اظهار نظري نمي كنم. 2_ گل آوردن به منزله اين است كه خانواده گل پسر با ادبند و قشنگي گل با سليقه طرف ارتباط مستقيم دارد (در ابتدا و انتهاي امر ازدواج از خسيس بازي بپرهيزيد) همچنين اوردن گل اين معنا را هم مي تواند داشته باشد كه خانواده شازده پسر همچين بگويي نگويي بوسيدن دست گل دختر زير دندانشان مزه كرده است و تمايل دارند براي آشنايي بيشتر باز جلسه ديگري تشريف بياورند 3_شيريني آوردن اصولا در مراحل انتهايي خواستگاري صورت مي گيرد و به منزله آن است كه شازده پسر همش از دست بوسيدن خالي خسته شده و گل دختر همه جوره مورد پسند واقع شده ... پسنديده ديگه... چرا متوجه نيستيد... پسنديده ... همين جا پرانتز فرهنگ گل و شيريني را مي ينديم و وارد خانه گل دختر مي شويم ..بعدا با پرانتز فرهنگ چايي خدمت مي رسيم ...)
زرررر....
بفرماييد: شازده پسر سعي كند كاكل هايش را آب و روغن بزند. حتي الامكان كت و شلواري از در و همسايه. دوست و رفيق جور كرده، بپوشد كه نشان بدهد عرضه كت و شلوار پوشيدن دارد همچنين خودش دسته گل را به دست بگيرد كه در غير اينصورت نبايد از عروس خانم توقع چايي آوردن داشته باشد و ما تحتش نسوزد زماني كه به جاي عروس خانم مادر يا خواهر يا عمه و خاله اش چايي اوردند و شازده پسر عرق ريزان سرش را بالا آورد و به جاي گل دختر پنجه آفتاب پيرزني را ديد كه لبخند جگر سوز مي زند! پس براي جلوگيري از كنف شدن بهتر است از اول دسته گل را خود شازده دستش بگيرد كه چيزي كه عوض دارد گله ندارد!
مادر شازده پسر سعي كند موقعيت استراتژيكي را براي نشستن انتخاب كند به طوري كه اگر خواست وسط مجلس براي پسرش چشم و ابرو بيايد و نظر شازده پسر را جويا شود... خانواده گل دختر وي را نبينند... يا اگر پسر خواست سوالي فرمايشي تقلبي از وي بستاند مشكلي پيش نيايد. پس نتيجه مي گيريم مادر و پسر قند عسل نبايد از هم زياد دور بنشينند. زياد هم ور دل هم نباشند كه مبادا شازده انگ بچه ننه اي بخورد!
بعد از ده الي پانزده دقيقه صحبت درباره وضعيت اب و هوا و گراني و بيكاري جوانان و نوه هاي طرفين و احيانا زلزله (اين قسمت براي نشان دادن به روز بودن مطلب در اين قسمت اضافه شده است) بايد مادر شازده پسر با هر ترفندي كه شده از نظر شازده مطلع شود و تصميم بگيرد كه بحث پيرامون امر خير را شروع كند يا نكند در غير اينصورت ممكن است حوصله دختر خانم سر برود و مجلس را به نشانه اعتراض ترك كند (فرهنگ چايي: شازده پسر كاكلي ميتواند در اين قسمت از فرهنگ چايي استفاده كند و بر مبناي قرار داد از پيش تصويب شده اگر دختر مورد پسند واقع نشده بود چايي را نصفه بنوشد و اگر پسنديده بود اشكالي ندارد كه استكان را هم قورت دهد... البته هر خانواده مي توانند از قبل براي خودشان ترفند هاي ديگري هم طراحي كنند) فرض مي گيريم كه بحث شروع ميشود
مادر شازده پسر چهار تا سوال حسابي بپرسد و بحث داغي را راه بياندازد. نگارنده پيشنهاد ميكنم كه اين جلسه همه با هم و در حضور يكديگر به تبادل انديشه و ابراز عقيده بپردازند تا مشخص شود كه گل دختر و شازده پسر توانايي اظهار عقيده در يك جمع خانوادگي را دارند يا نه! ( نه كه دختره و پسره را در يك اتاق كرده و خودتان فال گوش بايستيد...) بعد از حدود 45 دقيقه الي يك ساعت... ديگر گل پسر بسش است و بايد بداند كه ياتاق انداختن كافي است... و توجه داشته باشد كه با كت و زير شلواري كه نيامده است... دست والده مكرمه را بگيرد و به خانه اشان برود كه كلي فك و فاميل منتظر اظهار نظرشان هستند!
نكته اساسي مهم > خانواده شازده پسر اگر مايل باشند براي ماچ ماليزاسيون مشرف شوند يا مايل نباشند، بايد اين نكته را به خاطر داشته باشند كه بعد از سه چهار روز... زررر... صداي گوشي خانه گل دختر را به صدا در بياورند و دوباره وقت بگيرند يا اينكه از بابت پذيرايي تشكر كنند و ديگران طرف ها پيدا نشوند... يعني شما خانواده شازده پسر! لطفا به مثابه... رفتار نكنيد، كه برويد و پشت سرتان را هم نگاه نكرده و گل دختر سفيد مفيد كه حالا غمگين است و زردمبو شده و زير چشم هايش گود افتاده را بلاتكليف بگذاريد!
اين تشكر كوچك نشان دهنده ادب خودتان است. اگر هم خواستيد دوباره بياييد كه در قسمت هاي بعدي برايتان مي گويم چه كنيد... آباريكلا شازده پسر ها و گل دختر هاي تپلي!



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درسه شنبه بیستم تیر 1385 ، ساعت 19:38
لينك ثابت .:.

قوانین جدید راهنمایی رانندگی (مطالب جالب )

تک ‌سرنشين‌هاي جهان متحد شويد!!!!!!

------------------------------------------------------------------------------

از اين به بعد در بزرگراه‌ها مسير ويژه‌اي براي خودرو‌هاي سه سرنشين در نظر گرفته مي‌شود و اين خودروها مي‌توانند در آن با سرعت بالا حرکت کنند. اين مسير با علامت لوزي مشخص خواهد شد.

ايني که خوانديد ما هم قبلا خوانده بوديم. به هر حال خبر است. اما من نمي‌دانم چرا هر خبري را که مي‌خوانم يک جوريم مي‌شود! در مورد اين خبرهم اين جوريم شد!

مطمئن باشيد اين قانون وقتي اجرا شود، اين اتفاقات مي‌افتد:

1- هر کس عجله داشته باشد و البته تنها باشد و علاوه بر احساس عجله، احساس دلتنگي هم داشته باشد و به احساست بعدي‌اش هم علاقه‌مند باشد، سريع فرمان مي‌گيرد کنار خيابان و از "تک سرنشين" بدل به "سه سرنشين" يا بيشتر مي‌شود.منتها چون حداقل بايد از تک سرنشين بدل به سه سرنشين شود، احتمالا تنها ورزشکاران در اين دسته مي‌گنجد.

2- وقتي يک نفر محل کارش را ترک مي‌کند، سعي مي‌کند دوستان هم‌مسيرش را هم برساند،‌بدين ترتيب بعد از يک مدت کساني که در شوش، جردن و ميدان آزادي ساکن هستند احساس هم‌مسير بودن مي‌کنند.

3- خط ويژه سه‌سرنشينه طبق خبر، با لوزي مشخص مي‌شود. ساير خطوط احتمالا به اين شکل معين خواهند شد: چهار سرنشين ذوزنقه، دو سرنشين مکعب‌مستطيل، تک سرنشين علامت پيروزي.

4- ماموران پليس که مي‌خواهند سارقي را تعقيب کنند، اول بايد حداقل سه‌ چهار نفر يار جمع کنند، بعد بتوانند به تعقيب و گريز بپردازند!

5- هيچي، ‌وقتي قانون مي‌گذاريم، به تبعات آن هم فکر کنيم.

 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دردوشنبه نوزدهم تیر 1385 ، ساعت 12:47
لينك ثابت .:.

عوامل گرونی!!! (مطالب جالب )

از آنجايي که يکي از وظايف مهم ما در این وبلاگ، رسيدگي توأمان به مشکلات ملت و دولت بوده و هست و يکي از بزرگ‌ترين مشکلات مردم و مسئولان، مشکل گراني است، تصميم گرفتيم در راستاي حل اين مشکل، يک اقدام اساسي انجام دهيم. همان‌طور که مي‌دانيد، مسئولان بلندمرتبه گوناگوني از دولت تا به حال بحث گراني را يا شايعه دانسته‌اند و يا دخالت دولت در گراني اجناس را تکذيب و آن را توطئه گروه‌هاي مافيايي اقتصادي ـ سياسي معرفي کرده‌اند.

در همين راستا در ساعت 23 و 14 دقيقه و 28 ثانيه يک روزي و در اتاق نشيمن طبقه پنجم يک ساختماني، «کميته ضد گراني» دوربرگردان تحت نظارت و فرماندهي اينجانب، تأسيس و عملياتِ کشفِ عوامل و محافل گراني چند ثانيه بعد، با گروهي از زبده‌ترين مأموران، کار خود را آغاز کرد.

هدف عمليات، رسيدن به سرشاخه‌هاي گراني‌زايي و کشف محفل اصلي بود که خوشبختانه پس از 2.536.001 نفر ساعت کار مداوم ـ که شرح تمامي آنها موجود است ـ سرانجام مأمور ويژه 9/006 توانست، مهم‌ترين و آخرين عمليات مربوط به اين كميته را انجام دهد. گزارش كامل اين عمليات كه بين مأمور 9/006 و حاجي «م.ف»، فرمانده ارشد عمليات و از طريق بي‌سيم انجام يافته، به شرح زير است (اين گزارش، جزو اسناد طبقه‌بندي شده است و نقل يا بازانتشار آن به هر نحوي، ممنوع و متخلف تحت پيگرد غيرقانوني قرار خواهد گرفت، مگر آن‌که منبع، ذکر شده باشد!).

مأمور 9/006 [آرام و زيرلبي صحبت مي‌کند] ش ش ش(1) حاجي منم... الو... صدامو داري؟... ش ش ش.
فرمانده م.ف: ش ش ش به جا نمي‌آرم، تمام.

9/006: بابا منم حاجي.... چطور به جا نمي‌آري... اون روز تو دکون رمضون، يادت نيست؟
م.ف: دکون رمضون و زهرمار... تو مثلا مأمور امنيت ما هستي؟ اسم رمز نداري؟ تمام.

9/006: آها... خب از اول بگو، اين هم اسم رمز «محسن 110 سبزوار» تمام.
م.ف: «باقر 69 طرقبه» خب بگو، الان کجايي؟ تمام.

9/006: من الان تو موقعيت هستم، همه سرشاخه‌هاي عوامل گراني که قبلا توسط برادرا و خواهراي گمنام شناسايي شده بودن، توي يک اتاق جلسه دارن. تمام.
م.ف: 9/006 وضعيت خودت رو دقيقا توصيف کن. تمام.

9/006: 102 کيلو وزن، نسبتا طاس، متأهل، ... .
م.ف: IQ! وضعيت خودت رو در موقعيت مورد نظر توصيف کن. تمام.

9/006: آها... من الان پشت پرده در يکي از ورودي‌هايي هستم که اونها جلسه دارن. تمام
م.ف: مي‌توني صداها رو بشنوي؟ تمام

9/006: بله... الان همه با هم دارن حرف مي‌زنن و بيشتر اونا هم دارن smsهايي که راجع به رئيس جلسه براشون رسيده رو مي‌خونن و قاه قاه مي‌خندن. مثل اين‌که هنوز رئيس نيومده. تمام.
م.ف: بعضي از اونها رو براي ثبت در گزارش، مخابره کن. تمام.

9/006: نمي‌تونم، خيلي خيط هستن حاجي! البته يکي راجع به «خوشگلا بايد برقصن» هست که ... ش ش ش [وقفه]
م.ف: چي شد مأمور 9/006؟ تمام.

9/006: جلسه ساکت شد، گويا رئيسشون اومد. تمام.
م.ف: حرفاشون رو خوب گوش کن و در وقت مقتضي گزارش کنين 9/006، تمام. [سکوت]

9/006: ش ش ش رئيسشون يه چيزايي ميگه در مورد مردم و گراني و از اين حرف‌ها.. خيلي عجيبه حاجي.. انگاري رئيسه از گروني خيلي بدش مياد... همه حاضران هم دارن به باعث و بانيش لعنت مي‌فرستن. تمام.
م.ف: مطمئني موقعيت رو درست رفتي؟ شايد اشتباهي رفتي يه جاي ديگه! تمام.

9/006: نه، آدرس و مشخصات دقيقا، همونه که از طرف همکاران ديگه تأييد شده... به هر حال، همچنان رئيس جلسه داره در مورد مردم و لزوم مبارزه با گروني حرف ميزنه و همه هم تأييد مي‌کنن... من که پاک گيج شدم حاجي. تمام.
م.ف: حاضرين چي مي‌گن؟ تمام

9/006: خيلي ابراز تأسف مي‌کنن از اين‌که دشمنان به مردم تلقين مي‌کنن که گراني وجود داره و يکي از کله‌گنده‌هاي جلسه که اسمش «فرزاد» يا «فرشاد» يا «فرهاد» يا همچين چيزيه، مي‌گه که من روزي صد بار گروني رو تکذيب مي‌کنم، ولي چندان افاقه نمي‌کند. تمام.
م.ف: خُب بقيه چي ميگن؟ تمام.

9/006: بقيه خيلي ناراحتن و مي‌‌گن، کسايي که اون شايعات رو مطرح مي‌کنن، حتما عامل و مزدور بيگانه‌هان و بايد بديمشون دستِ غلام... ش ش ش(2) تا آدمشون کنه. تمام.
م.ف: بقيه چي مي‌گن؟ تمام.

9/006: فعلا همه تأييد مي‌کنن... ولي گويا قراره چند نفر حرف بزنن تمام.

[چند دقيقه بعد]

9/006: اولين نفر حرف زد. حاجي... ميگه گرون کردن 60 درصدي تعرفه يه چيزي، خيلي کار خوبي بوده و به نفع مستضعفين بوده و گروني اون چيز توي بازار، هيچ ربطي به تعرفه‌ها نداره. تمام.
م.ف: حتما اشتباهي شنيدي. مرغ پخته هم مي‌دونه که اگه تعرفه يک کالايي بره بالا، قيمت اون کالا هم گرون ميشه. تمام.

9/006: به خدا همينجوري گفت. ش ش ش . حالا نفر بعدي داره حرف ميزنه ش ش ش، اين يکي يه چيزايي راجع به سبد و سيمان و حمايت ميگه. تمام.
م.ف: دقيق گوش کن و گزارش بده. تمام

9/006: خوب نمي‌شنوم چي ميگه. نمي‌دونم سبد رو از حمايت سيمان خارج کردن يا سيمان رو با سبد از خارج حمايت کردن يا از خارج يکي اومده با سبد حمايت رو از سيمان ... .
م.ف: اي حنّاق بگيري با اين گزارشت... حتما دارن در مورد خارج کردن سيمان از سبد حمايتي حرف مي‌زنن. تمام

9/006: خلاصه اين بابا ميگه اون کار، هيچ ربطي به گروني سيمان و مصالح ساختماني و مسکن نداره. تمام
م.ف: خيلي عجيبه! يا تو بد مخابره مي‌کني حرف‌هاي اونا رو و يا اگه همين حرف‌ها رو زده باشن، خيلي آدماي پرتي هستن... خب ديگه چي مي‌‌گن؟ تمام.

9/006: الان همه دارن از زحمات رئيسشون در مبارزه با گراني تعريف و تمجيد مي‌کنن، رئيسه هم داره از زحمات شبانه‌روزي اونها براي خدمت به بندگان خدا و قشر مستضعف قدرداني مي‌کنه. تمام.
م.ف: ديگه چي مي‌شنوي؟ تمام.

9/006: ديگه يه صداي خرت خرتي که شبيه خاروندن پاچه‌اس مي‌شنوم. ش ش ش. حالا يکي ديگه داره حرف ميزنه ش ش ش ميگه، شير رو بايد گرون‌تر کنيم، از يه دختري هم به اسم «پگاه» حرف مي‌زنن... رئيسه هم گفت، عيبي نداره. حالا ميگه اگه بنزين... .
م.ف: بسيار خوب. متشکرم 9/006. تمام.

9/006: حاجي... حالا مي‌تونم پرده رو بزنم بالا و اسم آدماي پشت پرده رو افشا کنم؟ تمام.
م.ف: لازم نيست، 9/006. مأموريت شما تموم شده. مي‌توني برگردي. تمام.

9/006: چي ميگي حاجي؟ حالا که ستادشون رو کشف کرديم، افشاشون نکنيم؟! تمام.
م.ف: اولا اسمش ستاد نيست و شوراست. ثانيا اعضاش هم براي همه شناخته شده هستند. ثالثا مطابق دستور عمل کن و مثل بچه آدم، بگو چشم. تمام.

9/006: امکان نداره. من به خودتم مشکوکم حاجي... من در مقابل مردم، مسئولم. من به وظيفه‌ام عمل مي‌کنم. من تا آخرين قطره خون براي اين مردم مظلوم و مستضعف... .
م.ف: بيشين بينيم بابا، مگه موقع انتخاباته که اينقدر شعار مي‌دي؟ پشت شهرداري يادت رفته؟! تمام.

9/006: حالا چرا مسائل خصوصي رو قاطي مي‌كني حاجي؟ نوكرتم... حالا بذار ما پرده رو بالا بزنيم چار قرون حق مأموريت گيرمون بياد. تمام.
م.ف: قبل از اين‌که کار دست خودت بدي، يه نيگاه از سوراخ پرده بنداز به قسمت رئيس جلسه. تمام.

9/006: باشه. دارم مي‌بينمش. تمام.
م.ف: يه آدم حدودا 45 ساله، ريزنقش، با کاپشن ارزون‌قيمت و ريش تُنُک.. خيلي هم تو دل برو!

9/006: آره آره ... خودشه، تو از کجا مي‌دوني حاجي؟ تمام.
م.ف: حالا ديگه هم‌شون رو مي‌شناسم...؛ يعني همه، همشون رو مي‌شناسن... تو هم لازم نيست، ديگه پشت پرده عوامل گراني رو فاش کني. زدي به کاهدون 9/006. مأموريت تمومه. تمام.

9/006: باشه. پس من يه کاري دارم ميرم طرف توپخونه، بعدا ميام سايت. تمام.
م.ف: باشه، ولي اگر اين دفعه بري پشت شهرداري، گوشي بيسمت رو بفروشي، اين گوشي ديگه رو...!

9/006: افتاد حاجي! اوکي. نمي‌رم. تمام.

پي‌نوشت:
1ـ اين «ش ش ش» همان صداي خش خش بي‌سيم است كه طور ديگري بلد نيستيم مكتوبش كنيم.
2ـ به 1 مراجعه شود.



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درجمعه شانزدهم تیر 1385 ، ساعت 12:18
لينك ثابت .:.

شوهر شناسی قدیمی (مطالب جالب )

  بعد از انتشار شوهر شناسی مدرن حالا نوبت شوهر شناسی قدیمی است:


اگر آقایتان شبها دیر به منزل می آید، لابد کار دارد که دیر می آید! اگر شما بیرون کار می کردید که ممکن بود اصلاً همان آخر شب هم به منزل نیائید!!
- اگر آقایتان انتظار دارد وقتی به منزل می آید برای او چای بیاورید، بدون حرف اضافی این کار را انجام دهید، وگرنه ممکن است اگر آقایتان اجازه نمی دهد هر کجا که می خواهید بروید، خدا را شکر کنید که اجازه می دهد نفس بکشید!! -
اگر آقایتان به شما خرجی نمی دهد، لابد خرجهای مهمتر از منزل دارد، جیکتان هم در نیاید!!
- اگر آقایتان اجازه نمی دهد سر کار بروید، سپاسگزارش باشید -
اگر آقایتان اجازه می دهد که بیرون از منزل هم کار کنید، از اینکه شما را قابل دانسته تا هم در منزل و هم بیرون از منزل کار کنید، از او تشکر کنید!!! -
اگر آقایتان به کوچکترین حقوق زنان بی توجه است، حقتان است اگر تحویلتان هم بگیرد شما به او می گوئید زن ذلیل!!! -
 - اگر آقایتان شلوارش چند تا شد و به تبع آن چند تا زن دیگر هم گرفت، خوشحال باشید که می تواند يک تنه از پس چند زن بر بیاید!!! مگر اوایل ازدواج همین مردانگی را دوست نداشتید؟!!
- اگر آقایتان برای شما هدیه نمی خرد، رویتان را زیاد نکنید! او خودش برای شما بزرگترین هدیه است! و یا لااقل بزرگترین هدیه که شما را همیشه تحمل می کند!!!!



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درجمعه شانزدهم تیر 1385 ، ساعت 0:27
لينك ثابت .:.

ماجرای علی دایی در جام جهانی (مطالب جالب )

سلام امروز براتون ماجرای عجیب علی دایی توی جام جهانی رو گذاشتم

حتما بخونید جالبه روی ادامه مطلب کلیک کنید:



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درپنجشنبه پانزدهم تیر 1385 ، ساعت 21:1
لينك ثابت .:.

2 راه برای یا فتن زن خوب (مطالب جالب )


براي اينكه شما يه زن خوب براي زندگي پيدا كني به دو چيز احتياج داري پول و زمان پس:
Woman=Time * Money
تو اين دوره زمونه با زمان مناسب پول بدست مياري پس:
Time = Money
بنابراين:   
   Woman=Money * Money   è  Woman= (Money) 2
هركس پول داشته باشه مشكلاتش هم نصف ميشه :   
Money= 1/2 Problem
پس
 2(Woman= (1/2 Problem
حالا جواب بدست مياد:
Woman=Problem
خانما ناراحت نشن واقعيت نداره.
همه خانوما انقدر مقتصدن كه نگو اصلا بخاطر چشم و هم چشمي جنساي گرون قيمت و بي مصرف نمي خرن.
پول قبضاي تلفن هرگز بصورت تراول چك پرداخت نمي كنن.
پول آرايشگاه و لوازم آرايشي شون خيلي كمه و لازم نيست كه نصف حقوق شوهراشون و خرج كنن.

اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درپنجشنبه پانزدهم تیر 1385 ، ساعت 12:24
لينك ثابت .:.

بازار سکس جام جهانی (مطالب جالب )

برخلاف پيش‌بيني بيشتر تحليلگران درباره انفجار تجارت سكس در جام جهاني 2006 آلمان، فعالان اين تجارت كثيف و به ويژه آنان كه از ديگر كشورها به آلمان آمده بودند، بازار بي‌رونقي را تجربه كرده‌اند.
گفته مي‌شود، علت اصلي اين كسادي، حضور اكثر مهمانان جام جهاني با اعضاي خانواده و دوستانشان بوده است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «نيويورك‌تايمز»، يك شب پيش از مسابقه آلمان و آرژانتين، در حالي كه ده‌ها هزار طرفدار فوتبال براي بازي روز جمعه به برلين هجوم آورده بودند، موقعيت خوبي براي آخرين شانس‌هاي فاحشه‌‌ها در آلمان به وجود آمد.

اكنون بايد به ليست اعمال زيان‌آوري كه در اين جام جهاني اتفاق نيفتاد، يكي ديگر را هم اضافه كرد: انفجار در تجارت جهاني سكس. برخلاف پيش‌بيني كارشناسان، اين رقابت‌ها در تغيير تقاضا براي فاحشه‌گري تأثير چنداني نداشت؛ چه براي افراد مقيم و چه زنان خياباني كه از اروپاي شرقي و آسيا آمده بودند.

فاحشگي در آلمان، جايي كه حدود چهارصد هزار نفر در اين صنعت فعال هستند، قانوني است. از سال 2002 اين قانون به وجود آمد.
سخنگوي اداره تحقيقات جنايي آلمان گفت: تاكنون هيچ گزارشي مربوط به فاحشگي اجباري به ما نرسيده است. به گفته وزارت كشور آلمان، به رغم ترس از افزايش اين اعمال خلاف در جام جهاني، خوشبختانه تاكنون گزارشي در اين‌باره نرسيده است.

البته بيشتر مهمانان جام جهاني با خانواده يا دوستانشان آمده‌اند كه اين نيز باعث كسادي بيشتر كار شده است و . .
______
اگه جام جهانی ایران بود پولدار می شدن !!!


اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درپنجشنبه پانزدهم تیر 1385 ، ساعت 1:7
لينك ثابت .:.

فراری دادن موش از خوابگاه (مطالب جالب )

 
 با توجه به اينكه اخيرا در برخي از خانه ‏هاي دانشجويي موش مشاهده شده است و موجبات سلب آسايش و آرامش و گاها رعب و وحشت دانشجويان عزيز را فراهم كرده است ، بدينوسيله نتيجه مطالعات و تحقيقات انجام شده جهت مقابله با موش به شرح زير اعلام مي‏گردد. به محض مشاهده موش در اتاق ، يكي از اقدامات زير را انجام دهيد :
بند 1- روش كاملا دانشجويي : پس از هماهنگي با هم اتاقي‏هايتان با كشيدن يك جيغ بلند ، دسته جمعي در را بازكرده از اتاق خارج شويد و ديگر هرگز به آن اتاق بازنگرديد ................
بند 2- روش سرخپوستي : مقداري وسايل قابل اشتعال وسط اتاق جمع كرده ، آتش بزنيد تا موش با دود آن خفه شود . سپس موارد بند (1) را انجام دهيد ................................
 بند 3- روش معرفتي : به موش بگوييد در صورت عدم خروج وي خودكشي خواهيد كرد . اگر با معرفت باشد از اتاق خارج خواهدشد . در غير اين صورت موارد بند (1) را انجام دهيد ............................... .
بند 4- روش تعارفي : به موش تعارف كنيد كه امشب را پيش شما بماند . احتمالا شرمنده شده و تعارف شما را نمي‏پذيرد . دزصورتيكه تعارف را پذيرفت بند (1) را اجرا كنيد................................ .
 بند 5- روش قبيله گامبالا : تعدادي سلاح سرد تهيه كرده و به موش اعلان جنگ كنيد . در صورتيكه موش نامبرده حرفه‏اي بوده و اين حرف را جدي نگرفت بند (1) را انجام دهيد................................... .
بند 6- روش دموكراتيك : پس از شرح فوايد گفتمان براي موش ، از او خواهش كنيد اتاق را ترك كند . اگر موش قبول نكرد بند (1) را انجام دهيد .........................
 بند 7- روش نه چندان دانشجويي : يكي از گربه ‏هايي كه دركوچه دنبال غذا مي‏گردند را براي شام به منزل خوددعوت كنيد . در صورت موفقيت گربه در خوردن موش ، از او بخواهيد از اتاق خارج شود . در صورت عدم موافقت گربه بدنبال راهي براي خارج كردن گربه باشيد ( مطلب نحوه خروج گربه به زودي منتشر مي‏گردد (...................................
 بند 8- روش كمپينگ : در ميان دوستانتان هر كدام كه خانه ‏شان بهتر است را انتخاب كرده و به صورت دسته جمعي تا آخر ترم به خانه آنها برويد . در صورتيكه در خانه آنها هم موش مشاهده شد به بند (1) مراجعه كنيد.......................... . .
 بند 9- روش روانشناسي : به كارهاي روزانه خود پرداخته و به موش بي ‏محلي كنيد . او احتمالا ناراحت شده و خارج خواهد شد. در صورتيكه اين هم جواب نداد راهي جز مراجعه به بند (10) براي شما باقي نمانده است...................................... بند 10- روش فاشيستي : مقداري از كباب سلف دانشگاه را در مسير او قرار دهيد تا از آن بخورد . اين روش احتمال خطا ندارد . موش حتما خواهد مرد و اصلا نيازي به مراجعه به بند (1) نداريد
 
 

اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درچهارشنبه چهاردهم تیر 1385 ، ساعت 18:33
لينك ثابت .:.

علی دایی در چهل سال بعد !! (مطالب جالب )

1.علي دايي به احتمال زياد در بازي فردا مقابل ژاپن به بازي خواهد رفت. او که خود را براي بازي روز 5 مرداد 1425 آماده مي‌کند، گفت: به لطف خدا و دعاي خير مردم مصدوميتم چندان مهم نيست و با عصاي هميشگي در زمين حضور خواهم يافت و در پست تخصصي‌ام به مانند سنوات نزديک به صورت تک مهاجم بازي مي‌کنم و عصا را هم براي مصدوميت مي‌برم، نه براي کهولت سن. وي اضافه کرد، عواملي مانند تغذيه و ... در آمادگي وي بسيار موثر است.
 

2. فيفا فاش کرد که راز خداحافظي نكردن دايي را کشف کرده است. سخنگوي فيفا گفت: ما هر چه ديديم کدام افتخار است که دايي آن را به دست نياورده و به بهانه آن خداحافظي نمي‌کند، نتوانستيم چيزي بفهميم تا آن که نوه آلکس فرگوسن گفت: در ديدار فينال ليگ قهرمانان 1999 علي دايي در دقايق آخر نتوانست همراه بايرن مونيخ قهرمان شود و پدر بزرگم همراه منچستر قهرمان شد. به دنبال اين کشف، فيفا قول داد، کاپ ليگ قهرمانان را به دايي بدهد تا وي خداحافظي کند. فيفا مدعي شد که مي‌خواهد در تاريخ دست برده و نام علي دايي را در ليست تيم منچستر 1999 قرار دهد و يا بايرن را قهرمان 1999 اعلام کند.
 

 

3. زلاندو کراتوويچ، سرمربي ايران، گفت: من به توانايي‌هاي دايي ايمان دارم و وي ستون تيم من است. وي همچنين هرگونه شايعه در خصوص دست داشتن وي در ارنج تيم ملي را به شدت رد کرد.

4. فرزند کليزمن که اکنون در تيم ملي آلمان بازي مي‌کند، در ديدار تدارکاتي چند شب پيش ايران مقابل آلمان به هنگام دست دادن با علي دايي در ابتداي بازي گفت: چهره شما براي من آشناست و گمان مي‌کنم، شما را هنگام تماشاي بازي ايران ـ آلمان 1998 که پدرم گل زد و از تور دروازه شما خوشش آمده بود و مي‌خواست آن را ببرد، شما را پشت سر او ديدم، اما علي دايي (اين بار زودتر از آصفي) همه چيز را تکذيب کرد و گفت: من تازه از تيم ملي اميد آمدم و در آن زمان جاي ديگري بازي مي‌کردم
 


5. علي دايي اظهار اميدواري کرد که در بازي مقابل لائوس، مثل ادوار گذشته، بتواند پنج تا شش بار هت تريک کند.
گفتني است، فدراسيون فوتبال ايران از فدراسيون فوتبال آسيا خواسته بود تا ايران را با لائوس هم‌گروه کند تا بلکه دايي پس از ده سال پايش به گل باز شود تا نوار موفقيت‌هايش پاره نشود. هم‌اکنون دايي با 2195 گل ملي در صدر گلزنان تاريخ فوتبال دنياست و فرانس پوشکاش، با بيش از 2000 گل اختلاف در رتبه دوم است، اما دايي هنوز موفق نشده در جام جهاني گل بزند.

وي ادامه داد: شايد اگر در جام جهاني اخير، هت تريک کند، حاضر شود موضوع خداحافظي خود را کمي جلو بيندازد. وي همچنين گفت: من تا آخر عمر مديون لائوسي‌ها هستم
 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درچهارشنبه چهاردهم تیر 1385 ، ساعت 12:48
لينك ثابت .:.

سوتی بزرگ رئیس جمهور محبوب (مطالب جالب )

(به نقل از صبحانه)
درگذشت دوباره پدر احمدي نژاد!
احمدي نژاد در مصاحبه با خبرگزاري مهر، منتشر شده در تاريخ ۱۳/۰۴/۱۳۸۴ گفته : " پدرش آهنگري داشت و براي او بسيار زحمت کشيد تا در رشته مهندسي عمران وارد دانشگاه علم و صنعت شود و کارشناسي ارشد مهندسي عمران، راه و ترابري و دکتراي عمران، راه و برنامه ريزي حمل و نقل را کسب نمايد، اما پدر در سال ۷۲ بر اثر حادثه تصادف فوت کرده است ".(و البته حتما همه مي‌دونيد که در واقع پدر احمدي‌نژاد چند هفته پيش فوت کرد!!!)
 البته خبرگزاري متعهد مهر اين قسمت " اما پدر در سال ۷۲ بر اثر حادثه تصادف فوت کرده است "، را اکنون سانسور کرده، ولي لينک (cache) گوگل که از دسترس اين برادران متعهد به " امانت داري و اخلاق مداري " خارج بوده ونتوانسته اند آنرا "پاک" کنند هنوز موجود مي باشد!
براي خواندن اصل متن، ‌پاراگراف چهارم اينجا را بخوانيد...



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درچهارشنبه چهاردهم تیر 1385 ، ساعت 1:20
لينك ثابت .:.

چگونه از مرحله اول جام جهانی حذف نشویم؟ (مطالب جالب )

كارشناسان غيرورزشي وبلاگ به مانند هميشه بدون مطالعات علمي و پس از هيچ گونه تحقيق و بررسي، راهكارهايي را براي عدم حذف تيم فوتبال كشورمان در مرحله اول جام‌هاي جهاني بعدي پيشنهاد كرده‌اند:

1- ميزبان جام جهاني شويم: زيرا در طول اين 18 دوره جام جهاني هيچ دفعه نشده كه تيم ميزبان همون مرحله اول حذف بشه. (البته از اونجا كه تيم ما همواره دوست داره شگفتي‌هاي بزرگ خلق كنه، اين احتمال وجود داره اگه ميزبان بشيم بالاخره يك شگفتي بزرگ خلق كنيم و همون مرحله اول حذف بشيم!)

2- پول، حلال مشكلات: قبل جام جهاني نفري شونصد ميليون به هر كدوم از ملي پوشها بدهيم و بهشون بگيم اگه هر بازي رو ببرن يه هواپيماي شخصي، چهار تا برج و شونزده تا بنز آخرين مدل و ... به هر كدومشون مي دهيم (آخه پنجاه ميليون هم پوله كه آدم به خاطرش تو زمين فوتبال يك ساعت و نيم بدوه و خودش رو خسته كنه؟!)

3- غيرت و تعصب: طبق برخي نظريه‌ها، تكنيك و تاكتيك و مربي حرفه‌اي و داشتن برنامه‌ريزي صحيح و بازي تداركاتي و ... همه‌اش سوسول بازيه و ما اگه با غيرت و تعصب فوتبال بازي كنيم، عمراً قهرمان جهان مي‌شيم! مگه حادثه ملبورن يادتون رفته؟! پس لازم به هيچ كاري نيست، فقط قبل هر بازي بايد كاري كنيم كه رگ غيرت فوتباليست‌ها بالا بزنه، اون وقت تموم بازي‌ها رو مثل آب خوردن مي‌بريم!

4- دعوت‌هادي ساعي به تيم ملي: از آنجا كه كعبي نتوانست در جام جهاني 2006 فك فيگو را پايين بياورد و اين يكي از مهمترين دلايل عدم راهيابي به مرحله دوم بود، بهتر است در جام‌هاي بعدي از افراد ديگري همچون هادي ساعي در تيم فوتبال استفاده كنيم و با ناقص كردن بازيكنان تكنيكي حريف از آنها امتياز بگيريم.

5- اصلاً به جام جهاني نرويم: در اين صورت ديگه در مرحله اول جام جهاني حضور نخواهيم داشت. پس در نتيجه در مرحله اول جام جهاني حذف نمي‌شويم، طرفداران فوتبال دپرس نمي‌شوند و مشكلي هم پيش نمياد!

6- كنار گذاشتن دادكان، برانكو و دايي: مطمئناً با كنار گذاشتن اين سه نفر از فوتبال، نه تنها تمام مشكلات ورزش ما به طور ريشه‌اي و زيربنايي از پايه و اساس حل مي‌شود و ما فيناليست جام جهاني خواهيم شد، بلكه هزار و يك مشكل ديگر از جمله مشكل بيكاري، ازدواج و مسكن جوانان نيز حل خواهد شد!

7- خريد پلي استيشن: البته ساده‌ترين و مطمئن‌ترين راه براي راهيابي به دور دوم بازي‌هاي جام جهاني اين است كه برويم و يك پلي استيشن به اضافه يك سي دي بازي «فيفا 2006» بخريم تا بدين وسيله ضمن سوسك كردن مكزيكي‌ها، به مرحله دوم جام جهاني صعود كرده و حتي جام طلا را هم ببريم!»



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درسه شنبه سیزدهم تیر 1385 ، ساعت 1:17
لينك ثابت .:.

زی زی لوژی !!!(شوهرشناسی مدرن) (مطالب جالب )


- اگر شوهرتان شبها دیر به منزل می آید، درب را به رویش باز نکنید!! مبلغ مهریه را هم به او یادآوری کنید تا کامروا شوید!!
- آگر شوهرتان از شما انتظار پذیرائی دارد، یک هفته او را ترک کنید!!! از هفته آینده خودش هر شب برایتان کاپوچینو درست خواهد کرد!!!
- اگر شوهرتان موافق نیست که شماهر جایی می خواهید بروید، مگر شما منتظر اجازه او بودید؟!! خوب بروید!! تازه بعد هم غر بزنید که از این زندگی خسته شدین
- اگر شوهرتان به شما پول نمی دهد، شما هم به او روندین!!! دو سه روز کم محلی هم بی اثر نیست!!!
- اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بیرون از منزل نیست، خانه را به گند بکشید بی حوصلگی به را بیندازید افسرده باشید تا شما را به کار بیرون از منزل تشویق کند!!!
- اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بیرون از منزل هست،از زیر کار کردن در برید وانمود کنید که دوست ندارید نحوه جارو کردن و ظرف شستن و..... را به او آموزش دهید!! هرجند اقایون همه بلد هستن
- اگر شوهر شما فمینیست نیست،زن ذلیل که هست
- اگر شوهرتان به مسائل شما بی اعتناست شما بی اعتنا تر باشی ازصبح تا امدن او با دوستان گپ بزنید تا چشمتون به او افتاد قیافه بگیزرید که ناراحت هستید
اگر شوهرتان هوس تجدید فراش کرد، بدانید که بیچاره حق دارههههههههههههههههه


نتیجه گیری اخلاقی:
۱- زنان سنتی هر چه سرشان بیاید حقشان است!! لیاقت شوهر مهربان و به قول خودشان زی زی را ندارند!!
۲- زنان مدرن لیاقت هیچ چیز را ندارند!! چون از زی زی بودن شوهرانشان سوء استفاده می کنند!!
۳- هر چه به سر مردا میاد از زی زی بودنشونه با با بسه دیگه



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دردوشنبه دوازدهم تیر 1385 ، ساعت 13:25
لينك ثابت .:.

ازدواجواسه خانمها خوبه یا بد؟ (مطالب جالب )

Brideخواص ازدواج براي خانمها

قبل از ازدواج وزن ايده ال با چهره اي بشاش، بعد از ازدواج چاق و افسرده ومنزوي نتيجه گيري اخلاقي:***** آمادگي بدن درمقابله با روزهاي سخت

قبل از ازدواج ايستادن در صف سينما و استخر، بعد از ازدواج ايستادن در صف شير وگوشت نتيجه گيري اخلاقي :*****آموزش ايستادگي

قبل از ازدواج تعطيلات رفتن به ديزين واسكي، بعد از ازدواج در تعطيلات شست وشوي خانه ولباس نتيجه گيري اخلاقي:***** پر شدن اوقات فراغت

قبل از ازدواج نوشتن كتاب شعر و رمان ، بعد از ازدواج نوشتن داستان پرنده در قفس نتيجه گيري اخلاقي:***** شهرت باد آورده

قبل از ازدواج صحبت
تلفني بي محاسبه زمان، بعد از ازدواج اتهام به پر حرفي حتي براي 10 دقيقه نتيجه گيري اخلاقي:***** حفظ عضلات صورت

قبل از ازدواج رفتن به سفرهاي هفتگي، بعد از ازدواج درحسرت رفتن به پارك سر كوچه نتيجه گيري اخلاقي :*****درامنيت كا مل به سر بردن  


اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دردوشنبه دوازدهم تیر 1385 ، ساعت 1:40
لينك ثابت .:.

نی نی معترض (مطالب جالب )

اعتراضات رسمی یک نی نی چهارده ماهه! با تکیه بر ضرب المثل مشهور؛ فلفل نبین چه ریزه، بشکن بریز تو آبگوشت!!!
 
آقای پدر! در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی پیاز خورده ی غیر پاستوریزهsick، و سار و سیبیل سیخ سیخی آهار نشده ات را به سر و صورت حساس من نمالید! plz 
 
خانوم مادر! جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من، نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه، بلکه برای دبی شیر شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم یکی از اجسام داخل خانه محسوب می شود! silly
 
پدر محترم! هنگام دستچین کردن میوه، از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید. چشمهای تلسکوپیnerd، گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد!rolling on the floor
 
مخصوصاً وقتی که چشمهای خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهایش " بول بول بول بول" می کند!  زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهی کف شامپو تو چشت! شب بخوابی خواب بد ببینی! جیش کنی تو شلوارت! crying
 
مادر محترم! شصت پا وسیله ای است شخصی، که اختیارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم، گیر بدهید! not talking
 
آقای پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جای پرت کردن قابلمه و ماهی تابه به روی زمین، از چینی های توی کابینت استفاده نمایید! اکشن بودن دعوا به همین چیزاست! devil
 
خانوم مادر! از مصرف هله هوله ی زیاد پرهیز نمایید! این عمل نه تنها برای سلامتی شما خوب نیست، بلکه موجب می شود که شیرتان بوی" بچه سوسک مرده" بدهد. sick
 
آقای پدر! کودکان توانایی کافی برای حفظ جیش خود ندارند و این توانایی هنگامی که شما شکم مرا "پووووووف" می کنید به حداقل می رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم! big grin
 


اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دریکشنبه یازدهم تیر 1385 ، ساعت 13:45
لينك ثابت .:.

خلقیات ایرانیان (مطالب جالب )

خلقيات ما ايرانيان

برگرفته از نقطه ته خط (ناطر خالديان)

 

 

با دوستاني مشغول بحث در مورد بعضي رفتارهاي طنزآميز بوديم. شايد شما هم اين نكات را در جاهايي خوانده باشيد كه مثلاً بعضي بعد از باز كردن درب بستني ليواني آن را مي‌ليسند يا بعد از هر قلپ نوشابه به شيشه آن نگاه مي‌كنند! يا اگر در خانه‌اي باز است حتماً سعي مي‌كنند در حال عبور آنجا را نگاه كنند! بعضي از اين رفتارها صرفاً چيز آزاردهنده‌اي نيست و بيشتر حالت فكاهه‌اي دارد اما گاهي اوقات اين رفتارهاي ريز هم مي‌تواند موجب آزار ديگران شود كه البته بسته به شرايط و محيط‌هاي خانوادگي شهرها و و روستاهاي مختلف فرق مي‌كند و با مسائلي نظير خرافه و «نيرنگستان» نيز متفاوت است. و صد البته ايرانيان نكات مثبت بسياري دارند كه كمتر جاي دنيا مي‌توان اين نوع خاص از اخلاق را ديد و بحث اينجا برخي ناهنجاري‌ها و اعمال فكاهه‌ي برخي‌هاست و نه كليت جامعه ايرانيان. شايد بسياري از اينها در خيلي از مناطق ايران چيز مشتركي باشد و شايد هم با آن برخورد نكرده باشيد به هر حال محيط و نوع فرهنگ‌ها يكسان نيست اما گاهي اين «خرده فرهنگ»ها و رفتارهاي كوچك به طور بامزه‌اي مشترك مي‌شود. مثلاً:


هيچي نخوردين!
مهمان جايي هستي كه با صاحبخانه تعارف داري. آب و گل ايراني هم كه با تعارف سرشته شده است. نهار يا شام مي‌آورند. صاحبخانه سر سفره مرتب «بفرما» مي‌زند و تو رو خدا تعارف نكنين... تورو خدا بكشين... و آن‌قدر به مهمان بيچاره فشار مي‌آورند كه او هم مجبور است با دهان پر و چهره‌اي شرمگين مرتب بگويد: نه به خدا تعارف نمي‌كنم... دست‌تون درد نكنه... زحمت كشيدين... و خلاصه از اين تعارفات مرسوم.
رسم مهمان‌نوازي و ادب خوب است ولي گاهي بعضي كاري مي‌كنند كه نمي‌گذارند مهمان بيچاره غذايش را باب طبع و ميل و اندازه‌ي خودش بخورد و احساس اين كه به لقمه‌ات نگاه مي‌كنند و در حال سنجش كميت غذايي كه مي‌خوري هستند، خودش به اندازه كافي ناخوشايند است!

................................................................................................................................

نخير اول شما بفرماييد!
يك نفر آمارگر بيكار بايد ميزان وقتي را كه سالانه ايرانيان در چهارچوب درها براي تعارف به يكديگر تلف مي‌كنند محاسبه كند. افرادي كه دسته‌جمعي در چهارچوب درها مي‌ايستند و مرتب مشغول تعارف به يكديگر هستند و اصرار و انكار از دو طرف كه: نخير اول شما بفرماييد... امكان نداره... استدعا مي‌كنم... نخير... تمنا مي‌كنم.. شما بفرماييد... دست راست سنته... بعد همان‌ها را بايد هنگام سوار شدن به تاكسي يا اتوبوس ديد كه چه سبقتي از همديگر مي‌گيرند! پيش از اين مطلبي در اين مورد همين‌جا آمده بود.

................................................................................................................................

■ در پناه تو!
بعضي‌ها هنگام عبور همزمان با ديگران از عرض خيابان، خودشان را در پناه آنها قرار مي‌دهند و عبورشان هنگام نزديك شدن ماشين را با آنها تنظيم مي‌كنند!

................................................................................................................................

تصرف
بعضي‌ ديگر وقتي به طور دسته‌جمعي يا چند نفري به همديگر در خيابان مي‌رسند بدون توجه به محل عبور ديگران همان وسط پياده‌رو بناي گپ و گفتگو را مي‌گذارند.

................................................................................................................................

سنگ مفت!
برخي‌ها وقتي مهماني يا جاي عمومي نظير هتل و سمينار و اماكني از اين قبيل هستند، در مصرف آب و برق و غذا خودشان را مي‌كشند! وقتي در مورد صرفه‌جويي و اسراف بحث مي‌شود صرفه‌جويي را در مورد خودشان و خانه‌ي خودشان روا مي‌دانند ولي پايشان جايي برسد كه مهمان آنجا باشند از رها كردن شير آب و دوش گرفتن هر ساعته و اسراف در همه‌ي چيزهايي كه «مفت» به نظر مي‌رسد و براي آنان ضرري ندارد، ابايي ندارند.

................................................................................................................................

خيلي خوش اومدين
مهمان‌هاي آخر شب كه مي‌روند جيغ و داد بچه‌ها و فريادهاي بلند صاحبخانه كه رسم ادب را در بدرقه مهمان به جا مي‌آورد و صداي به هم خوردن درها و و سر و صداي ماشين‌ها و بوق و ونگ بچه‌ي خانواده مهمان كه خوابش مي‌آيد و نصف حرف‌هايي كه مانده و دم درها باز هم گفتمان اين مهماني پايان نيافته و قهقهه بلند طرفين و قرار و مدارهايي كه هنوز تمام نشده و تازه يادشان مي‌افتد و...

................................................................................................................................

از فرط مسلماني!
گوشخراش‌ترين و ضددين‌ترين مراسم عبادي كه آدم‌ها را از اسلام بيزار مي‌كند صداي نخراشيده مؤذني بدصداست كه رونق مسلماني مي‌برد و انگار نكير و منكر مجبورش كرده‌اند كه اذان بدين نمط بخواند و نوحه‌خوانان و دسته‌هايي كه به يكباره مثل لشكر ياجوج و ماجوج چند شبانه روز در ايام خاصي در محلات خيمه مي‌زنند و صداي سنج و طبل و فرياد و نعره‌هايي كه به مدد تكنولوژي باندها و آمپلي‌فايرها بيشتر سوهان روح و زائل كننده ايمان است تا ثواب و اجر اخروي و سيدالشهدا را هم شرمنده‌ي اين آزار خلايق به نام او مي‌كند و بلندگوهاي بزرگ مساجد داخل محلات كه مستقيماً با گوشخراش‌ترين صوت ممكن در مواقع سخنراني و فاتحه‌خواني به طرف خانه‌ي همسايه‌هاي بيچاره و سلول‌هاي عصبي آنان نشانه رفته و موجب زوال ايمان‌شان مي‌شود و كسي هم جرأت ندارد از فرط مسلماني تذكر دهد كه مبادا...

................................................................................................................................

زندگي بوقي

اول از هر چيز كه معرفي كردن خود بعد از تلفن زدن نزد بسياري از ما ايرانيان چيز بعيدي است و كسي كه به او تلفن زده‌اند بايد مرتب بپرسد: شما!؟ شايد به دليل روحيه‌ي عمومي مخفي‌كاري ما باشد. يا برايت پيغام گذاشته‌اند كه يك نفر زنگ زد. كي بود؟... گفت خودش مي‌دونه! خب مرد حسابي من فلاني هستم و با فلان‌كس كار دارم و اين پيغام را داشتم.

................................................................................................................................

زندگي بوقي
مي‌گويند اگر دست ايتاليايي‌ها را ببندي ديگر نمي‌توانند صحبت كنند. بعضي‌ نيز اگر بوق ماشين‌شان را برداري نمي‌توانند رانندگي كنند. با بوق سلام مي‌كنند، با بوق خداحافظي مي‌كنند، با بوق عروسي مي‌گيرند، با بوق فحش مي‌دهند، با بوق صدا مي‌زنند، و خلاصه يك زندگي بوقي دارند براي خودشان. برخي از اينها اگرچه در مواقعي ضرورت است اما اينجا منظور آنهايي است كه انگار پلاتين بوق‌شان چسبيده و در بدترين حالت‌ها يعني ترافيك مركز شهر كه زمان اوج عصبيت آدم‌هاست به جاي حفظ آرامش، اين دست لاكردارشان را از روي آن بوق لعنتي برنمي‌دارند! شهرهاي ما مملو از آلودگي صوتي است كه عصبيت و بيماري‌هاي رواني بسياري ايجاد مي‌كند و متاسفانه فرهنگ بعضي‌ها نيز در حدي نيست كه بشود دوستانه به او تذكر داد.

باز هم هست، خيلي خيلي بيشتر از اينها. فعلاً اينها كافي است.



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دریکشنبه یازدهم تیر 1385 ، ساعت 1:21
لينك ثابت .:.

ایراد پسرها (مطالب جالب )

ایرادهای پسرها رو تو ادامه مطلب بخونید

حتما بخونید در ضمن ایراد دخترا رو نمیذارم  چون انقدر زیاده مخ سرور بلاگفا هنگ میکنه


  99% پسرها به اين درد مبتلا هستند. دائم دارن در مورد خودشون و شاهکارهاشون حرف ميزنن. طوري که آدم فکرميکنه پسرها به جاي شکم مادر, احتمالاً از دماغ فيل به دنيا اومدن. بيماري خودستايي در پسرها کاملاً ريشه تاريخي و اسطوره اي داره و هميشه هم دخترها رو آزار داده (افسانه معروف نارسيس). پسرها وقتي به يه دختر ميرسن هميشه درحال حماسه سرايي در مورد خودشون هستن و خودشون رو موجودات بي عيب و نقصي جلوه ميدن که بايد روي سر گذاشت و حلوا حلوا کرد. آقايون! برادران! داداش من! بس کن! باور کن هرچقدر خودتو پائين تر بياري و سعي کني خاکي تر و خودموني تر و در دسترس تر باشي, براي همه, چه دختر و چه پسر جذاب تر و محبوب تري. هيچ دختري دوست نداره که با پسري دوست باشه که دائم در مورد خودش, استعدادش, گيتارش, ماشينش, سگش, وبلاگش و هزار و يک چيز ديگه رجز ميخونه! باور کن که اگه يه خورده هم از اون برج عاجت بياي پائين و واقعي تر و خودموني تر باشي, خيلي راحت تر ميتوني اعتماد و دوستي دخترها رو بدست بياري...



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درشنبه دهم تیر 1385 ، ساعت 13:50
لينك ثابت .:.

نامه فیگو (مطالب جالب )

فيگو
 كاپيتان تيم ملي پرتغال، بعد از برد شيرين پرتغال برابر هلند
 تلگرافي را براي حسين كعبي فرستاد كه عينا در زير مي‌آيد:

(ترجمه از مورس)

از: لوئيز مديرا فيگو
به: حسين كعبي

آقاي كعبي عزيز، به نمايندگي از اعضاي تيم ملي فوتبال پرتغال، از جناب‌عالي
 و تمام بازيكنان تيم ملي ايران متشكرم. ما مطمئن هستيم اگر اردوي رزمي
ـ دفاعي نود دقيقه‌اي كه با شما داشتيم، نبود، ما به هيچ وجه از پس هلندي‌ها
 برنمي‌آمديم. شما و دوستانتان با اعمال برخي از حركات رزمي، به ما فهمانديد
 كه فوتبال يعني چه و آن بازي براي ما به منزله يك مانور نظامي بود كه هرچند
سخت بود، ولي باعث پيروزي ما در جنگ واقعي در مقابل هلندي‌ها شد.
 متشكرم و تا آخر عمر، ردِ لگد شما روي صورتم را به
  نشانه دوستي و سپاسگزاري، حفظ خواهم كرد
لویس  ـ فيگو
***



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درجمعه نهم تیر 1385 ، ساعت 11:47
لينك ثابت .:.

دروغ (مطالب جالب )

همينطوري الكي كه نميشه دروغ گفت
امروز كه داشتيم با همكلاسي هام از مدرسه بر مي گشتيم ، يكدفعه نمي دونم از كجا پيدات شد ، از پشت سر يه بچه گربه رو انداختي رو كوله پشتي ام و با دوستت فرار كردين . خيلي ترسيده بودم . كم مونده بود سكته كنم . اگه بچه ها نمي بردنم مغازه مش لطف الله و بهم آب قند نمي دادن حتما" سكته مي كردم . اينقدر دلم مي خواست به بابام بگم كه بگيره يه فصل كتكت بزنه ولي دلم نيومد . آخه چرا اينكار رو كردي ؟ مگه نمي دونستي من از گربه مي ترسم . نگفتي يه وقت سكته مي كنم مي ميرم ؟ آخه آدم كه با عشقش اينكار رو نمي كنه . من كه مي دونم اينا همه ش زير سر اون دوست بي ريختت است . همون كه امروز باهات بود وقت انداختن بچه گربه . همون كه موقع فرار سعيد صداش كردي . همون كه تازگي ها همه ش موقع رد شدنم از كوچه نگاهم مي كنه . فكر كرده من ازش خوشم مي آد . نمي دونه كه من عاشق توام . اسمم رو هم بلده . اصلا" نمي دونم از كجا اسمم رو فهميده . نكنه تو بهش گفته باشي ، ولي نه... آدم كه اسم عشقش رو به كسي نمي گه . فقط تو دل خودش نگه مي داره . يادت باشه يه وقت از دهنت نپره اسمم رو به پسراي محل بگي ، آبروم مي ره ها ... اصلا" دوست ندارم كسي اسمم رو بدونه . تو هم چون عاشقم شدي ، منم دوستت دارم ناراحت نمي شم كه اسم كوچكم رو صدا كني . داشتم چي مي گفتم ؟ آها ... من كه فكر مي كنم همه ش زير سر اون دوستته . حتما" فهميده من عاشق تو شدم و از اون خوشم نمي آد خواسته تو رو از چشم من بندازه كه عاشق اون بشم . آخه اون مي دونه من چقدر از گربه مي ترسم . ديروز كه داشتيم با مامان از خونه خاله اينا برمي گشتيم يهو يه گربه از تو جوب پريد جلو پام . همچين جيغ كشيدم كه به قول مامان هفت تا كوچه اونورتر هم شنيدن . همون موقع هم اون دوستت كه امروز باهات بود داشت از تو كوچه رد مي شد . ولي من مطمئنم كه بهت نگفته من اينقدر از گربه مي ترسم . اگه گفته بود كه تو اينكار رو نمي كردي . شايدم اينكار رو كردي كه روسري من بيفته وبتوني موهام رو ببيني . خب اگه اينجوري باشه اشكال نداره . ولي فكر نكردي روسري ام كه بيفته بجز خودت همه پسراي محل هم موهام رو مي بينن . اونوقت خدا منو مي فرسته جهنم . ديگه از اين كارها نكني ها ... حالا اين دفعه چون عاشقم هستي ، منم دوستت دارم اشكال نداره . راستي ندا مي گفت ديروز ديده كه اون دختره ماندانا رو كلي ضايع كردي . مي گفت موهاشو كه از روسري اومده بوده بيرون محكم كشيدي . خوب كاري كردي ، حقش بود . آخه مش لطف الله مي گفت اونروز تو مغازه با تو خيلي با خشونت حرف زده . مي دوني كه كدوم روز رو مي گم ؟ همون روز ك همش لطف الله به خاطر انداختن بچه گربه رو كوله پشتي ام تو رو دعوا كرده بود . درسته كه من از اينكه دعوات كرده بود ناراحت شدم ولي بالاخره يكي بايد بهت مي گفت كه كارت زشت بوده . مش لطف الله مي گفت تو مي خواستي براش آدامس بخري . ولي من باور نكردم ، اصلا" اگرم مي خواستي بخري حتما" اتفاقي بوده يا شايد داشتي براي خودت مي خريدي دو تا برداشتي . دختره گنده خجالت نمي كشه . همه ش مي خواد يه جوري جلب توجه كنه . حتما " با تو با خشونت حرف زده كه تو فكر كني خيلي بزرگ و خانومه و بيشتر عاشقش بشي . ولي تو هم خوب حالشو گرفتي . ديگه نبينم تو مغازه بخواي براش آدامس بخري ها ... يه وقت فكر مي كنه تو عاشقش شدي . اگرم خواستي آدامس بخري فقط بايد براي من بخري فهميدي ؟ از اين به بعد هم ديگه منو نترسون ، باشه ؟؟
 
 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دردوشنبه پنجم تیر 1385 ، ساعت 12:58
لينك ثابت .:.

چند واقعیت پنهان در مورد مردها (مطالب جالب )

 

- چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند

2- چرا مردها همیشه خوشحالند؟
چون آدم های بي خيال فقط می خندند

3- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند

4- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم، چرا که آقا راه را گم می کند

5- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد

6- ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند

7- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد

8- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند

9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم

10- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند
1- فکري ندارند   2- کاری ندارند

11- در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست

12- اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد

13- آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد

14- یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
144 مرد در یک اتاق

15- برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
3 تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد

16- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن"

17- تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و
یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند

18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند "تو خیلی نازی عزیزم"

19- یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟
به قرار گذاشتن با بچه ها

20- شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند

21- چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟
به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند

22- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند

23- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد

24- رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟
در سیرک كسي صحبت نمی کند

25- چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند

26- شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟
او را مبادله می کنیم

27- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند

28- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند

29- نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درجمعه دوم تیر 1385 ، ساعت 2:36
لينك ثابت .:.

عشق انسان را کور می کند (مطالب جالب )

 



همه ما از روی تجربه به این باور رسیده ایم که عشق انسان را کور می کند، اما نکته بسیار جالب اینست که این مطلب حقیقت داشته و تحقیقات دانشمندان، دلایل آنرا اثبات کرده است.
دانشمندان دریافته اند که احساسات عاشقانه باعث توقف فعالیت ناحیه ای از مغز که افکار انتقاد آمیز انسان را کنترل می کند، می شود.
به نظر می رسد این احساسات نیاز مغز به شناسایی شخصیت و خصوصیات طرف مقابل را کاهش می دهند.
محققین بر این باورند که عشق مرد و زن و یا عشق مادرانه تاثیر یکسانی بر مغز دارند. یک تیم تحقیقاتی مغز 20 مادر را به هنگام مشاهده عکس فرزندانشان اسکن کردند و به این نتیجه رسیدند که فعالیت مغزی این مادران بسیار شبیه به افرادی بود که درگیر احساسات عاشقانه بودند.
مطالعات نشان می دهد که فعالیت بخشی از مغز این افراد که سیستم ارزش گذاری و پاداش (reward system) نام دارد افزایش یافته است

هنگامیکه اینگونه از قسمت های مغز به علت ایجاد احساسات عاشقانه تحریک می شوند - مثلا مانند زمان غذا خوردن، نوشیدن و یا بدست آوردن پول - احساس نشاط و رضایتمندی در انسان افزایش یافته و فعالیت سیستم قضاوت های منطقی و منفی در مغز کاهش می یابد.
براساس این تحقیقات تنها تفاوت عشق زن و مرد و عشق مادرانه اینست که در عشق بین زن و مرد فعالیت هیپاتالاموس مغز به شدت افزایش یافته و چندین برابر بیشتر از دیگران می شود.



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درجمعه دوم تیر 1385 ، ساعت 1:28
لينك ثابت .:.

انواع دروغ (مطالب جالب )

تمامي مطالب نوشته شده در اين پست صد درصد دروغ و كذب محض است.
لازم به ذكر است : دروغ‌هاي اين پست به ترتيب بزرگي و كوچكي (شاخداري)، تك‌شاخ، جفت‌شاخ، سه‌شاخ و چهارشاخ نام گرفته و هر از چند گاهي نيز چند دروغ شاخدار تاريخي تحت عنوان «شاخدارهاي تاريخ» در پي خواهد آمد.

تک شاخ:
بنگاه دروغ‌پراكني Kalaghnews اعلام كرد: آقازاده‌اي كه در دانشگاه گيلان بر روي نگهبان و برخي دانشجويان اسلحه كشيده بود، براي عبرت سايرين به اشد مجازات محكوم و به دار آويخته شد.

جفت‌شاخ:
يكي از مسئولان آموزش‌وپرورش گفت: با توجه به اينكه سال قبل هزينه‌هاي بسياري براي مصاحبه‌ها و بخشنامه‌هاي اين سازمان درباره پول نگرفتن مدارس از دانش‌آموزان انجام شده و هيچ نتيجه‌اي نيز عايد مسئولان سازمان نگرديده است ، با برنامه ريزي هاي انجام شده ، قرار بر اين شد كه امسال تمامي مدارس از اولياي دانش‌آموزان پول بگيرند و آموزش‌وپرورش نيز اين هزينه مازاد را در قالب هديه هاي انسان دوستانه به افغانستان، عراق و ساير كشورهاي نيازمند كتاب و لوازم التحرير ارسال كند.

سه‌شاخ:
فدراسيون جهاني فيفا نتيجه آخرين رده‌بندي فوتباليست هاي رزمي كار را به اين ترتيب اعلام كرد:

ـ حسين كعبي به خاطر ضربه خوش‌استيلي كه بر فك «لوئيس فيگو» مهاجم پرتغال وارد آورده است، شايسته دريافت مدال طلاي جهاني تكواندو مي گردد.

ـ علي كريمي، مهاجم ناكام تيم ملي ايران، مفتخر به دريافت نشان درجه يك رشته كيوكوشين كاراته به خاطر شوت كردن كيف پزشك تيم ملي گرديد.

ـ عادل فردوسي‌پور، به خاطر كتك خوردن از دست يك ملي‌پوش، به عنوان بهترين بدلكار و كتك خور سينماي هاليوود شناخته و جايزه‌اي نيز به او تعلق گرفت.

ـ محمد نصرتي، مدافع پرقدرت تيم ملي فوتبال هم به خاطر درو كردن قلم پاي «كريستين رونالدو» خود را شايسته دريافت نشان گرانقيمت «داس طلايي» نمود.

ـ و در آخرين بخش و در قسمت مربوط به مسئولان فدراسيون‌ها، رئيس كميته فرهنگي فدراسيون فوتبال نيز به دليل كتك زدن هواداران تيم ايران پس از پايان بازي ، مدال افتخار پليس ضدشورش آلمان را از آن خود كرد.

چهارشاخ:
رئيس شركت كشتي‌سازي «صدرا» در مصاحبه با تلويزيون «قالتاق» اعلام كرد: با توجه به اين‌كه اين شركت به تمامي تعهدات خود در قبال شركت‌‌هاي ايراني زودتر از موعد مقرر و بدون دريافت پيش‌قرارداد عمل كرده است، طي چند روز گذشته قراردادي را با شركت كشتيراني چين منعقد كرده و طي آن متعهد به تحويل 100 ناو هواپيمابر غول‌پيكر در مدت سه ماه آينده شده است.

شايان ذكر است، اين شركت شش ماه تا چهار سال زودتر از موعد مقرر، كشتي مشتريان را تحويل آنان داده است.

شاخدارهاي تاريخ:
مرحوم محمد حسن خان معتكف‌الدوله، فرزند ارشد مرحوم محتضرالدوله در كتاب مستطاب «الحباب في توصيف احوالات الكباب» چنين آورده است: در اين ايام، وزير مختار سفارت فخيمه دولت جليله روس مدتي است كه خور و خواب و طريقت معاش را بر حضرت ظل الله مضيق كرده و مصرٌ بر اينست كه آن جناب التفاتي نموده و حدود و ثغور حوض الصغير و يا همان خزر دريا را مشخص كنند و پس از تامل و شوري كه آن وجود نازنين در اين باره با بسياري از اهل حل و عقد به عمل آوردند، قرار بر اين شد تا سفينه اي(کشتي) بر آب انداخته و تا آنجا كه چشم ها قدرت داشته و توان رويت باشد، از اراضي مملوكه شاهنشاهي محسوب گرديده و از آن نقطه مرزي حادث شود و المنه لله كه با اين درايت موشكافانه اعليحضرت همايوني، شاهنشاه ناصرالدين ميرزا فرزند محمدعلي، جز ذره‌اي از آستان اين بحر با عظمت بر روس‌ها نرسيد و در عوض سهم کثير از مناطق اين بحر مواج نصيب ما ايرانيان گشت

 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درپنجشنبه یکم تیر 1385 ، ساعت 1:55
لينك ثابت .:.

جایگاه زنان در ایران باستان (مطالب جالب )

ببینید زنها قدیما چه کاره بودن!!

در ايران باستان زنان به عنوان يكي از متمدن ترين اقوام جهان داراي جايگاه بسيار بلند و مقامي بس ارجمند بوده اند.
ايرانيان همچون اعراب زن را ننگ نمی دانستند بلكه او را موجودي مقدس و پاك كه لازمه حيات است دانسته و مقام او را ارج نهاده اند....



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درپنجشنبه یکم تیر 1385 ، ساعت 1:33
لينك ثابت .:.

در مورد عشق و عاشقی (مطالب جالب )

این مطلب هم در مورد عشقه اگه نخونی ضرر کردی:

عشق درجایی پا می گیرد که محرومیت ها و محدودیت دسترسی به جنس مخالف وجود دارد.در داستان "لیلی و مجنون" جدایی بین "لیلی" و "قیس" عشقی آتشین را بین آن دو به وجود می آورد این داستان عشقی از جدایی و محرومیت آنها نشات می گیرد. در غرب به دلیل آزادی های جنسی ، عشقی که در ایران رایج است، وجود ندارد و معمولا روابط عاطفی ، آگاهانه و بر اساس منافع مشترک شکل می گیرد. جامعه شناسان معتقدند بیشتر عشق های دوره نوجوانی از محدودیت های روابط دو جنس نشات می گیرد و...



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درچهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 ، ساعت 1:54
لينك ثابت .:.

دختران فراری (مطالب جالب )

امروز یه مطلب خیلی جالب در مورد دخترای فراری دارن حتما بخونید:

اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درچهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 ، ساعت 1:27
لينك ثابت .:.

حرف های زیبا از آدم های بزرگ (مطالب جالب )

 بعضی وقتها، هنگامی که به فرزندانم نگاه می‌کنم به خودم می‌گويم: «ليليان، تو بايد باکره باقی می‌ماندی.»

ليليان کارتر

------------------------------------------------------------------------------- 

هنگام خواندن کتابهای بهداشتی خيلی دقت کنيد. اگر اشتباه چاپی داشته باشد ممکن است باعث مرگتان شود
 

مارک تواين

-------------------------------------------------------------------------------

برای ازدواج کردن لحظه‌ای درنگ نکنيد. اگر زن خوبی نصيبتان شود، خوشبخت می‌گرديد و اگر زن بدی گيرتان آمد فيلسوف می‌شويد


سقراط

-------------------------------------------------------------------------------
 
زن من در حرف زدن مشکل دارد. به همين خاطر هر از گاهی مجبور است حرف زدنش را متوقف کند تا نفس بکشد.

جيمی دورانت

-------------------------------------------------------------------------------
 
مردان مثل حيوانات خانگی هستند: اگر با آنها با قاطعيت و در عين حال ملاطفت برخورد کنيد می توانند ياد بگيرند که هر کاری را انجام دهند.

جيلی کوپر

-------------------------------------------------------------------------------


من هرگز از مردی آنقدر متنفر نشده‌ام که جواهراتش را پس بدهم.

زازا گابور

-------------------------------------------------------------------------------



فقط قهوه ايرلندی است که در يک فنجان، هر چهار ماده اساسی غذايی را دارا می‌باشد: الکل، کافئين، شکر و چربی.

الکس لوين

-------------------------------------------------------------------------------


من آنقدر بدشانسم که اگر گورستان بخرم، مردم ديگر نمی ميرند.

اد فورگل

-------------------------------------------------------------------------------


پول خوشبختی نمی‌آورد .... اما شکل دلپذيرتری از بدبختی را برايتان فراهم می‌سازد.

اسپايک ميليگان

-------------------------------------------------------------------------------


فايده خوشبختی چيست؟ خوشبختی که شما را پولدار نمی‌کند.

هنی يانگ من

-------------------------------------------------------------------------------


جوانی دوران ايده‌الی در زندگی خواهد بود، اگر کمی ديرتر برسد.

هربرت هنری

-------------------------------------------------------------------------------


نگران دوری جستن از وسوسه‌ها نباشيد. به مرور که سن‌تان بيشتر می‌شود، خود آنها از شما دوری می‌جويند.

وينستون چرچيل

-------------------------------------------------------------------------------


زمانی که يک مرد به قدر کافی عاقل می‌شود که مواظب باشد پايش را هرجائی نگذارد، موقعی است که آنقدر پير شده که ديگر نمی‌تواند هيچ جايی برود.

بيلی کريستال

-------------------------------------------------------------------------------

رابطه جنسی بدون عشق، کاری بی‌معنی است. اما در بين کارهای بی‌معنی، يکی از بهتريناشه!!!

وودی آلن



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درجمعه بیست و ششم خرداد 1385 ، ساعت 0:52
لينك ثابت .:.

دانشجو در ملل مختلف (مطالب جالب )

 
 
ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!nerd
 

مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!
 

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!love struck
 

عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!hiro
 

چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!not worthy
 

اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید! (مرگ بر  ا س ر ا ئـ ى ل angry)
 

گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه  بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!silly
 

کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!time out - New!
 

پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!hypnotized
 

اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!devil
 

انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!d'oh
 

ایران: عاشق تخم مرغ استapplause! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کندparty!  عاشق عبارت « خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاسbig grin! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گویدdon't tell anyone! او سه سوته عاشق می شودdrooling! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند ودر یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است!broken heart
منبع:jaraghe.net
 


اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درچهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 ، ساعت 1:23
لينك ثابت .:.

اطلاعیه مردانه! (مطالب جالب )

 
بدينوســيله ما مردان محــترم كره زمين و حومه كه از قوانين و مقـررات و آيين‌ها و اين كارو بكن، اين كارو نكن‌هائي كه نامردانه از سوي جامعه نامرد زنان بر ما تحميل گرديده و بدجوري حالمان را گرفــته به تنگ آمده‌ايم،‌ بر آن شــديم كه از سوي هيئت مردان كره زمين و حومه، حرفها و نظــرات خود را توسط اين اعلانيه به گوش زناني كه حقوق ما مردان را پايمال ميكنند برسانيم. و از آنجا كه كليه موارد زير در يك درجه اولويت قــرار دارند، شماره موارد، همه «1» خواهد بود:

1- درست است كه ما بعضي مواقع به شما فكر نميكنيم، ولي دنيا كه به آخر نميرسه؟ چرا اينو درك نميكنين بابا؟

1- وقـتي جايي داريم ميريم، به پير، به پيغمبر، هرچي ميپوشين قشنگه و بهتون مياد! اينقــدر سئوال نكنيد!

1- چپ ميريم‌، راست ميريم،‌ آبغوره ميگيري، به جون خودم وخودت يه كارخونه آبغوره‌گيري بزن پول توشـه!

1- بابا هرچي ميخواين رو راست بگين! چرا طفـــره ميرين؟ به ما چه كه شوهرخواهرت براي خواهرت گردنبند مرواريد خريده؟ منظورتون چيه؟!

1- حواس ندارم خب! چرا قهر ميكني؟! خب آدميزاد يادش ميره تولدت و سالگرد ازدواجمون كي بوده! دو روز قبلش بهم يادآوري كني ميميري؟

1- بابا ! من نوكرتم! شما فقط هم با «آره» و «نــه»‌ جوابمو بدي كافــيه! دليل و برهان و اين چيزا نميخواد ديگه!

1- وقـتي مشـكلي داري كه ميتونم حلش كنم، بيا نوكرتم هسـتم. ولي اگه فـقط ميخواي درد دل كني و خودتو لوس كني، من نوكرتم! دست از سر ما ور دار! برو به دوســتات تلفن كن!‌

1- اگه ميگي 17 ماهه كه سردردي داري و نميشـه بهت نزديك شد،‌ پس قضــيه جديه! برو پيش دكـتر خب!

1- بابا! بنزين زدن كه كاري نداره!! جون مادرت خودت بزن!‌

1- اگه يه چيزي گفـتيم كه ازش دو جور برداشت كرد، به خدا منظـور ما اون برداشـت خوبه بوده!‌ آتيش به پا نكن!

1- حسودي نكن نوكرتم! بهـت هم بر نخوره! خدا چشم داده براي ديدن و لذت بردن از زيبائي‌ها!

1- آخه من نوكرتم! تمام زندگيمون كه نميتونه مثل اون سه چهار هـفـته اول باشـه! چرا نميفهــمي؟

1- بابا! من كه علم غيب ندارم، از اونچه كه تو كله سركار خانوم هم ميگذره خبر ندارم! از روي چشمات هم نميفـهمم چــته! زبون كه داري ماشــالله! خودت بگو دردت چيه!


اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درسه شنبه بیست و سوم خرداد 1385 ، ساعت 2:9
لينك ثابت .:.

کلیپ توپ (مطالب جالب )

یک کلیپ با مزه و باحال

کلیک کن وگرنه ضرر می کنی ها!

سکینه



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درسه شنبه بیست و سوم خرداد 1385 ، ساعت 1:28
لينك ثابت .:.

ازدواج آهو و الاغ (مطالب جالب )

اهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟
آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.

 شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسيد : علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حماله.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله است.


حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.