|
|
|
وبلاگ من |
|
|
|
نويسنده |
|
|
|
موضوعات |
|
|
| لوگوي وبلاگ | |
|
|
|
| لينکدوني |
| دوستان |
| لوگوي دوستان |
| آمار وبلاگ .. |
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها: |
|
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع و يا لينک دادن به وبلاگ مجاز مي باشد . |
ترجمه قالب به بلاگفا
irwebnet.tk
![]()
آقای جک
(مطالب جالب
)
آقاى جک، رفته بود استخدام بشود . صورتش را شش تيغه کرده بود و کراوات تازه اش را به گردنش بسته بود و لباس پلو خورى اش را پوشيده بود و حاضر شده بود تا به پرسش هاى مدير شرکت جواب بدهد .
آقاى مدير شرکت، بجاى اينکه مثل نکير و منکر از آقاى جک سين جيم بکند، يک ورقه کاغذ گذاشت جلوش و از او خواست تنها به يک سئوال پاسخ بدهد . سئوال اين بود :
"شما در يک شب بسيار سرد و طوفانى، در جاده اى خلوت رانندگى ميکنيد، ناگهان متوجه ميشويد که سه نفر در ايستگاه اتوبوس، به انتظار رسيدن اتوبوس، اين پا و آن پا ميکنند و در آن باد و باران و طوفان چشم براه معجزه اى هستند .يکى از آنها پير زن بيمارى است که اگر هر چه زود تر کمکى به او نشود ممکن است همانجا در ايستگاه اتوبوس غزل خداحافظى را بخواند . دومين نفر، صميمى ترين و قديمى ترين دوست شماست که حتى يک بار شما را از مرگ نجات داده است . و نفر سوم، دختر خانم بسيار زيبايى است که زن رويايى شماست و شما همواره آرزو داشته ايد او را در کنار خود داشته باشيد . اگر اتومبيل شما فقط يک جاى خالى داشته باشد، شما از ميان اين سه نفر کداميک را سوار ماشين تان مى کنيد؟؟ پيرزن بيمار؟؟ دوست قديمى؟؟ يا آن دختر زيبا را؟؟ جوابى که آقاى جک به مدير شرکت داد، سبب شد تا از ميان دويست نفر متقاضى، برنده شود و به استخدام شرکت در آيد.
راستى، ميدانيد آقاى جک چه جوابى داد ؟؟ اگر شما جاى او بوديد چه کار ميکرديد ؟؟
و اما پاسخ آقاي جک:
آقاى جک گفت : من سويچ ماشينم را ميدهم به آن دوست قديمى ام تا پير زن بيمار را به بيمارستان برساند، و خود من با آن دختر خانم زيبا در ايستگاه اتوبوس ميمانم تا اتوبوس از راه برسد و ما را سوار کند.
انجمن تنبلان:
(مطالب جالب
)
۱.سعي كنيد روزها استراحت كنيد تا شبها راحت بتوانید بخوابيد
۲.در نزديكي تخت خوابتان صندلي بگذاريد تا اگر از خواب بيدار شديد روي آن
نشته و استراحت كنيد
۳.ايستادن به رفتن، نشستن به ايستادن وخوابيدن به نشستن اولويت دارد
۴.جايي كه ميتوانيد بنشينيد چرا مي ايستيد؟
۵.كار امروز را به فردا موكول كنيد و كار فردا را به پس فردا
۶.اگر حس كار كردن به شما دست داد كمي صبر كنيد تا اين حس از شما بگذرد
۷.از همه دير تر سر سفره رفته و زودتر بلند شويد تا زحمت چيدن و جمع كردن
سفره به شما تحميل نشود
۸.براي كار هميشه فرصت هست پس از استراحت غافل نشويد
۹.در ميهماني ها حتما با خود بالش ببريد شايد فرصتي براي استراحت بدست
آورديد
۱۰.به خواب نگوييد كار دارم به كار بگوييد خواب دارم
طنز سیاسی
(مطالب جالب
)
گويا اين حاج خانم محترمه، بعد از نوشتن كتاب و مقالات متعدد در باب كرامات آقاي احمدينژاد و دولت كريمهاش، در جديدترين تئوري خود، پيشنهاد دادهاند، قاضي پرونده اخلال در سخنراني هاشمي در قم، به جاي محاكمه چهار نفر متهم پرونده، به پرونده چهار نفر ديگر رسيدگي كند. چهار نفري هم كه به مدعيالعمومي فاطمه خانم رجبي، قرار است به اتهام خيانت به كشور محاكمه شوند اينها هستند: هاشمي، خاتمي، كروبي و روحاني!
توضيح واضحات: بديهي است كه هرگونه تشابه اسمي ميان اين هاشمي، خاتمي، كروبي و روحاني با آن هاشمي، خاتمي، كروبي و روحاني كه پستهاي مهمي در جمهوري اسلامي داشته و دارند، اتفاقي است.
شعار هفته: فائزه، فائزه، خدا نگهدار تو!
دستمالِ چند كاره
بزرگ عدالت گستر زميني، با سوابق استانداري آنچناني و خاراندن پاچههاي اينچنيني، مولانا و مقتدانا رحيمي، رئيس ديوان محاسبات كشور اعلام كرد كه چون با دستمال كثيف نميتوان شيشهها را پاك كرد؛ بنابراين، ديوان محاسبات كشور همه ارتباطات خود با وزارتخانهها را قطع كرده است تا يك وقت خداي ناكرده، دستمال تنظيف اين ديوان كثيف نشود.
ما ضمن ارسال يك احـــــــــســـــــــــنـــــــــت خيلي بلند و تميز به خاطر اين تصميم خردمندانه، ميخواستيم بپرسيم اين دستمال فقط از ارتباط با وزارتخانهها و دولت كثيف ميشود، يا تماس دايم آن با احزاب و گروهها (رويم به ديوار، فرض كنيد شوراي هماهنگي...!) هم ممكن است آن را آلوده كند؟
استغفرالله مما جري بالقلم!
شكايت نداشتيم
واقعا حيف است، آدم چيزي از آقاي رحيمي بخواند و از آقاي جاسبي نخواند، چراكه از قديم گفتهاند: «چون كه صد آمد نود هم پيش ماست» (اين 100 و 90 كه گفته شد، هيچ ربطي به آمار و اقتصاد و پول و اين چيزها نداشت!)
عبدالله جاسبي اعلام كرد: ما در كنكور دانشگاه آزاد شاكي نداشتيم. اين در حالي است كه هر كس يك بار از جلوي دانشگاه آزاد هم رد شده باشد، نسبت به نحوه مديريت آن شاكي است، چه رسد به نحوه برگزاري آزمون. از سوي ديگر، از آنجا كه اين «پيرمدير» جمهوري اسلامي امكان ندارد كه سخن نادرست و كذب بگويد، تحليل اين گزارهها بغرنج ميشود.
بگذريم. در «وقايع اتفاقيه»، خفيفهنويس دوران قاجار نقل ميكند كه گروهي از مردم شيراز با هزار مشقت و بدبختي ميروند، پيش ناصرالدين شاه به تظلمخواهي از دست حاكم فارس. شاه دستور ميدهد كه يك صندوق شكايت در مسجد جامع شهر بگذارند تا از آن بهبعد مردم عريضههايشان از دست حاكم را بيندازند آن تو و هر از چندي يك فرستاده مخصوص نامهها را ببرد طهران، دارالحكومه. مدتها ميگذرد و هيچ عريضهاي داخل صندوق نميافتد. چون حاكم هم يك فراش قلچماق با تازيانه نصب كرده بوده كنار صندوق!
Catch me if you can
من از اين برادرهاي گمنام تقاضا دارم يك لطفي بكنند و برخي از فعالان(!) سياسي را پيش از اينكه بيشتر از اين خودشان را انگشتنماي خلق كنند، چند روزي بازداشت كنند. به خدا ثواب دارد، راه دوري نميرود. مثلا همين برادر سحرخيز خودمان! اين بندهخدا خودش را هلاك كرد و به زمين و زمان، بد و بيراه گفت تا بلكه چند روز بازداشت شود و بعد ـ اگر خدا قبول كند! ـ برود ممالك خارجه، بخشي از رهبري اپوزيسيون را رسما عهدهدار شود، ولي انگار هيچكس متوجه نيست.
انصاف هم خوب چيزي است والله! حالا درست است كه امثال اين بابا، همچين درشت نيستند؛ ولي از اميرعباس فخرآور كه كوتولهتر نيستند. حالا آمديم پسفردا در انتخابات انجمن صنفي هم رأي نياوردند، نميشود كه خداي ناكرده از گرسنگي تلف شوند؛ يعني خدا را خوش ميآيد؟
نامهاي براي چمران
مهدي چمران، رئيس شوراي شهر تهران، اعلام كرد: «انتخاب شهردار توسط وزارت كشور، با قوانين و مقررات فعلي، بازگشت به عهد دقيانوس است».
در پي انتشار اين خبر، پيام زير براي آقاي چمران ارسال شد.
از: امپراطور بزرگ، دقيانوس
به: شواليه مهديوس چمرانوس
آقاي مهديوس چمرانوس
به اطلاع ميرساند، در دوران امپراطوري اينجانب هرچند متاسفانه ظلم و تعديهايي در حق مردم اعمال ميشد اما هرگز شهردار از طرف حكومت منصوب نميشد. براي آگاهي بيشتر به استحضار ميرساند در دوره امپراطوري ما، مردم شوراي شهر را انتخاب ميكردند و آنها هم شهردار را منصوب ميكردند و بعد از مدتي وي را معزول كرده و در قفس شير ميانداختند. دخالت حكومت در اين فرآيند صرفا در حد تهيه قفس و شيرهاي گرسنه بود و لاغير.
خواهشمند است از اين پس در دعواهاي بين شوراي شهر و مجلس و وزارت كشورتان، پاي اينجانب را وسط نكشيد و هي ما را در گور نلرزانيد. خدا را خوش نميآيد!
مويد باشيد!
اسدوس قفسوس دقيانوس
معدن سنگپا
رئيس اتحاديه فروشندگان گوشي همراه و سيمكارت اعلام كرد كه باعث و باني افزايش قيمت اخير گوشيهاي تلفن همراه، مطبوعات و خبرگزاريها هستند! وي توضيح داد كه چون تاريخ واردات بسياري از اجناسي كه هماكنون در بازار موجودند، مربوط به قبل از افزايش تعرفه واردات گوشي تلفن همراه هستند، در نتيجه كسبه محترم ميخواستند آنها را بر همان مبنا بفروشند، ولي اين خبرگزايها و مطبوعات فلان فلان شده (فلان فلان شده از من است!) با انتشار و دامن زدن به خبر افزايش تعرفه، باعث شدند كه قيمتها بالا برود! ضمن اظهار خورسندي از اين همه اخلاقمداري در بين بازاريان و كسبه شاغل در حوزه موبايل و گوشي، در همين رابطه برخي مقصرهاي ديگر هم در آشفتهبازار موبايل معرفي ميشوند:
1ـ مسئول وجود بيش از پنجاه نوع گارانتي بياعتبار در بازار، چاپخانهها هستند، چون آنها برگههاي گارانتي را چاپ و تكثير كردهاند!
2ـ مسئول عوض كردن قطعههاي نو با كاركرده از طرف برخي تعميرگاهها و يا حتي شركتهاي خدمات پس از فروش گوشي تلفن همراه، پيچگوشتيها هستند، چون آنها باعث باز شدن گوشيها شدهاند!
3ـ مسئول قالب كردن گوشيهاي كاركرده به جاي گوشيهاي نو از سوي برخي از كسبه، عينكها هستند چون اگر آنها كارشان را درست انجام ميدادند، خريدارها ميفهميدند كه به رغم قسم حضرت عباس فروشندگان، جنس دست دوم است... .
دستانداز
تو را به خدا نبوغ و اخلاق حرفهاي را ميبينيد؟ از يك طرف قرار است، ما اين سه قاتل را از روي عكسهايشان شناسايي كنيم و به پليس خبر بدهيم و از سوي ديگر، اخلاق رسانهاي بروبچههاي فارس اجازه نميدهد، تصوير آنان منتشر شود. آه اي همكاران فارس... درود بر شما و اين هم تقديم به شما «ميان دو دلبر و دو دلم... !»

چند بهانه ي دخترا
(مطالب جالب
)
1. فاصله سنيمون خيلي زياده(يعني خيلي از مرحله پرتي)
2. من به تو علاقه به اون صورت ندارم(يعني خيلي بد هيکلي)
3. من الان تو موقعيت بدي هستم(يعني دلم يه جا ديگه گيره)
4. تقصير تو نيست تقصير منه (يعني عجب غلطي کردم با تو دوست شدم)
5. من تو دوستيمون از هيچ کاري دريغ نکردم(يعني هر غلطي خواستم کردم)
6. ديروز يه خواستگار دکتر داشتم (يعني زودتر بيا منو بگير)
7. من هميشه نماز مي خونم تو هم نماز بخون(يعني مثلا من خيلي دختر پاک و خوبيم بيا من دوست شو!)