|
|
|
وبلاگ من |
|
|
|
نويسنده |
|
|
|
موضوعات |
|
|
| لوگوي وبلاگ | |
|
|
|
| لينکدوني |
| دوستان |
| لوگوي دوستان |
| آمار وبلاگ .. |
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها: |
|
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع و يا لينک دادن به وبلاگ مجاز مي باشد . |
ترجمه قالب به بلاگفا
irwebnet.tk
![]()
طرز ترک دادن شوهر سیگاری 100 درصد عملی :
(مطالب جالب
)
- قانون شماره 1: هر روزي كه لباسهات بوي سيگار بده به يكي از مجازاتهاي زير (البته به انتخاب خودت) محكوم مي شوي:
1- شستن ظرفهاي ناهار و شام
2- خوردن هفت هشت ضربه ملاقه به سرت
3- دعوت مامانم اينا و داداشم اينا براي صرف ناهار(كه به احتمال 99 درصد براي صرف شام هم مي مونند!)
تبصره: البته مورد شماره 1 انحرافيه و نمي توني اون رو انتخاب كني، چون تو اين كار رو نه به عنوان مجازات بلكه به اين خاطر كه وظيفه ات است هر روز انجام مي دي!!
- قانون شماره 2: اگه توي جيبت كبريت يا سيگار پيدا كنم، يكي از چهار عمل زير رو باز هم به انتخاب خودت عملي مي كنم:
1- قهر مي كنم مي رم خونه مامانم اينا و بعد ده روز و پس از يه عالمه منت كشي برمي گردم خونه.
2- يك گردنبند، دستبند، النگو و يا يك مورد مشابه اينا به انتخاب خودم بايد برام بخري!!
3- خودت بگو با ملاقه بزنم يا كفگير؟!
4- با همون كبريت و به كمك مقداري مواد آتش زا تنبيهت مي كنم.
تبصره: خودت مي دوني من از اين سوسول بازيها خوشم نمي آد پس گزينه اول منتفيه، ديگه هم حوصله زدن با ملاقه تو سرت رو ندارم، چون همه ملاقه ها و كفگيرام كج و كنجول شدن و ديگه حيفم مي آد وسايل آشپزخونه رو خراب كنم، گزينه آخري هم وجداني خيلي خشونت داره و به علت اين كه بچه مون هفت سالشه و ديدن اين صحنه ها براي بچه هاي زير 12 سال مناسب نيست اين گزينه رو هم نمي توني انتخاب كني، پس فقط مي مونه گزينه دوم ...!!
- قانون شماره 3: در صورتي كه يقين حاصل كنم سيگار رو ترك كردي، مي توني يكي از موارد زير رو به عنوان جايزه انتخاب كني:
1- به مدت 24 ساعت از شستن ظرف، لباس و... هرگونه انجام كار در خانه معاف باشي.
2- به عنوان تلافي اين چند سال و چند هزار ضربه ملاقه، تو هم يك بار با ملاقه بزني تو سرم!
تبصره: گزينه اول الكيه و نمي توني انتخابش كني، چون مي ترسم بد عادت بشي و تنبل و تن پرور بار بيآي!!
اگه هم جرأت داري گزينه دوم رو انتخاب كن!!
"با تشكر، همسر مهربان و دلسوزت!!"
- بازم همون خانومه: شوهرم بعد يك هفته به اين نتيجه رسيد به نفعشه سيگار رو ترك كنه! (چون با سر بانداژ شده باید از خونه بیرون می رفت و جیبش شده بود پر چک برگشتی)
يك كلمه حرف جدي: جالبه بدونيد طي اين چند دقيقه اي كه شما اين مطلب رو مي خونديد ۱ نفر در كشورمون به خاطر مصرف سيگار و عوارضش فوت كردند... چون بنا به گفته معاون سلامت وزارت بهداشت متأسفانه در هر دو دقيقه و نيم، يك ايراني بر اثر مصرف سيگار و عوارضش فوت مي كند... آقایون زن دار نکشید ضرر داره حتی مجردها هم نباید بکشند چه برسه به شماها من که خودم نمیکشم تا حالا هم لب نزدم نمیدونم چه لذتی داره این لا مصب... تا قاطی نکردم فعلا خدا حافظ!
شنیدنی
(مطالب جالب
)
بوش ميگويد: «اسرائيليها حق دارند از خودشان دفاع كنند» و بلر هم حرفهايي ميزند كه حتي از دهان بوش هم احمقانه به نظر ميرسد، چه رسد به بلر كه در ظاهر به سفاهت بوش نبود!
از همه اينها جالبتر، مواضع منفعلانه و يا حتي متمايل به اسرائيل جامعه روشنفكري ايران است. اين بندگان منور خدا، آنچنان با ايدئولوژي حاكم بر جمهوري اسلامي و رسانه ملي دشمن هستند كه انگار جدي جدي اگر جمهوري اسلامي اعلام كند، ماست سفيد است، آنان بيانيه ميدهند كه نخير، سياه است! البته شايد گناهي هم در اين مسئله نداشته باشند و آن قدر در اين سالها عادت كرده باشند، زبان ايدئولوژيك جمهوري اسلامي را به زبان خودشان ترجمه كنند كه ناخودآگاه اخبار جديد را هم «ترجمه» كرده باشند. مثلا اين طوري:
«مبارزان فلسطيني يك سرباز اسرائيلي را به اسارت گرفتند»؛ ترجمه ميشود به «ستيزهجويان فلسطيني يك جوان اسرائيلي را به گروگان گرفتند».
«آنان اعلام كردند، سرباز اسرائيلي را در صورتي آزاد خواهند كرد كه كودكان زير هجده سال فلسطيني، كه در اسارت اسرائيليها هستند، آزاد شوند»؛ ترجمه ميشود به «آنان اعلام كردند، اگر اسرائيل، تروريستهاي فلسطيني جواني را كه در بازداشت دارند، فورا آزاد نكنند، سر جوان اسرائيلي را خواهند بريد».
«ارتش اسرائيل به مناطق مسكوني فلسطين و لبنان حمله كرد و تا به حال 120 نفر از مردم به قتل رسيدهاند»؛ ترجمه ميشود به «ارتش اسرائيل در نبردي تن به تن با تروريستهاي عرب، تلفاتي را به آنان وارد كرد».
«حزبالله لبنان به تلافي حملات اسرائيل به يك ناوچه جنگي اسرائيلي حمله برد و آن را غرق كرد»؛ ترجمه ميشود به «حزبالله به يك كشتي اسرائيلي حمله كرد و تمام سرنشينان و خدمه آن را به قتل رساند».
دارمت زيدان، برو دارمت!
هر وقت ما از يكي خوشمان آمد، اين برادرهاي ارزشي و اصولگرا يك كاري ميكنند كه روزي صد بار بگوييم... !
مثلا سر جريان همين زينالدين زيدان كه ده دقيقه مانده به پايان جام جهاني 2006 آلمان با سر به سينه بازيكن بيادب ايتاليايي زد و كارت قرمز گرفت، آن قدر بعضي روزنامهها و نمايندههاي مجلس و ديگران، بهبه و چهچه راه انداختهاند كه جدي جدي باورشان شده كه با همين ضربه سر، آقاي زيدان قهرمان جهان اسلام است و از حيثيت يك ميليارد مسلمان دفاع كرده و... (چه بسا فردا پس فردا مجسمهاش را هم در ميدان توپخانه نصب كنند!) يك روز رئيس فلان كميسيون مجلس برايش نامه فدايت شوم مينويسد و يك شب سردبير بهمان روزنامه دولتي در باب حماسه زيدان قلم ميزند.
البته عزيزان آزادند كه در اين وانفساي بحران «توجه» و كمبود «قهرمان» از اين كارها بكنند، ولي لطفا ماجراي مشابهي كه در مجلس پنجم اتفاق افتاد از يادشان نرود. همان موقعي را ميگوييم كه براي يك نماينده زن محجبه در پارلمان تركيه مشكلاتي ايجاد شده بود و نمايندگان ما كار و زندگي خود را ول كرده و افتاده بودند، دنبال وكيله تركيه (عبارتي شد اين «وكيله تركيه»ها!) تا آنجا كه تظاهراتي هم در تهران به همين خاطر به راه افتاد و اگر نبود نطق اهانتآميزي كه آن بانوي محجبه كرده بود و فاتحه اين عزيزان را خوانده بود، بعيد نبود گروهي استحجابي(!) راه بيفتند بروند تركيه و... .
يادتان كه آمد؟
تونل رسالت
سرانجام تونل رسالت پس از هفت، هشت، ده سال گشوده شد و علاوه بر حل يكي از معضلات ترافيكي تهران، از اين به بعد عروس و دامادهاي تهراني هم از بلاتكليفي براي اجراي مراسم شيرين «عروسكشان» رها ميشوند.
در مراسم گشايش، رئيسجمهور، نماينده رهبري، شهردار تهران و بسياري از مقامات كشوري و لشكري و شهركي حضور داشتند كه همين، نشان از اهميت اجراي اين پروژه براي مسئولان داشت. به نظر خيليها، اين پروژه بسيار مهم بود و افراد نادري هم هستند كه تونل رسالت را نادره دوران و قابل قياس با تونل «مانش» ميدانند كه البته گروه دوم، پول و قدرت تبليغي بيشتري دارند و به دلايلي كه روشن است، من هم قاعدتا دوست دارم كه در گروه دوم باشم! با اين حال به جز يك عدد خودكار بيك و يك كاغذ كاهي، الان وسيله ديگري براي تبليغ و ارج نهادن به تونل سازان و شهرداران حامي اين پروژه (از كرباسچي تا قاليباف) ندارم و نهايتا ميتوانم مطلب زير را محض «قربت» تقديم كنم:
*دعاي ورود به تونل رسالت
نحمدك الله بنعمت افتتاح هذه التونل و نشهد ان هذا الافتتاح بعد من تسعه سنين ، هو معجزة وقع بيد الابيضاء عبدك الكار درست المحمد الباقر القاليباف (دامةقاليه) من البلد المشهد المقدس. اللهم نريد ان لا ريز سقفه اقلا بعد ثلاثه سنين و نميل ان لا نقف في اوله و وسطه و آخره. اللهم اغفر ذنوبنا و ذنوب طراح هذه التونل. و بحق هذه، اللهم عجل في الاتمام البرج الميلاد فهو كما مثل الميخ في عين شهرنا و مثل السيخ في حلق شهرنا. آمين يا رب العالمين.
ترجمه: خداوندا، تو را حمد و سپاس ميگوييم به خاطر افتتاح اين تونل و شهادت ميدهيم كه اين گشايش بعد از نه سال، معجزهاي است كه به دستان سپيد بنده كاردرستي از بندگان تو، به نام محمدباقر قاليباف از اهالي طرقبه شهر مقدس مشهد انجام يافت. خدايا از تو ميخواهيم كه اين سقف دست كم تا سه سال نريزد و آرزومند آنيم كه نمانيم در اول و وسط و آخر آن نمانيم. خداوندا، گناهان ما را بيامرز و گناهان كرباچسي را كه طراح اين كانال بود و تمام شهرداراني كه بعد از او آمدند و تمام عوامل و كارگران اين تونل را و به حق آن، در افتتاح برج ميلاد تعجيل فرما كه اين پروژه ناتمام مثل ميخي در چشم و سيخي در حلق شهر ما مانده است. آمين يا رب العالمين.
حل مسئله بنزين به روش نوين
«اين داستان كاملا تخيلي است و هرگونه تشابه اعمال و رفتار شخصيتهاي اين ماجرا، با آن ماجرا اتفاقي ميباشد».
اول كلي داد و بيداد به راه مياندازيم كه «يعني چي هر سال بنزين را گران ميكنيد؟ خدا را خوش نميآيد اين قدر به محرومان و مستضعفان ظلم ميكنيد... اي طاغوتيها! اي مرفهان بيدرد! اي خدانشناسها! اي مستضعفنشناسها! اي بنزيننشناسها!» بعد كمكم محبوبيت به دست ميآوريم و ميرويم مجلس.
آنجا بلافاصله با گران شدن بنزين مخالفت ميكنيم و حتي اعلام ميكنيم كه اگر به ما بود، بنزين را مفت مفت ميريختيم تو باك ماشين مردم و يك چيزي هم بابت حقالزحمه به صاحبان باكها تقديم ميكرديم. بعد داد و هوار دولت درميآيد كه اي بابا، با اين كار ما بيچاره ميشويم و در اينجا ما دولت را عامل گراني و به عنوان دشمن مردم معرفي ميكنيم. دوباره محبوبيتمان ميرود بالا و دولت را در دست ميگيريم و در اينجا متوجه ميشويم كه ارائه بنزين با اين قيمت ارزان چه دماري از دولت و به طور غيرمستقيم از ملت درميآورد. كمي وجداندرد مي گيريم، اما حاضر به كوتاه آمدن هم نيستيم.
بعد تصميم ميگيريم به عنوان راهحل، بنزين را جيرهبندي كنيم و در عين حال به طور جدي شايعه كوپني شدن بنزين را رد و «كارت هوشمند» را جايگزينش ميكنيم. پروژه كارت هوشمند خيلي طول ميكشد و بنزين همچنان به يكسوم قيمت آب خوردن ميرود به باكها و قاچاق ميشود به آن سوي مرزها.
بعد اعلام ميكنيم كه تا رسيدن كارت هوشمند، كوپن خواهد آمد و يك جيرهاي تعيين ميكنيم كه با آن هيچ صاحاب ماشيني تا خانه باجناقش هم نميتواند برود و ضمنا شايعه فروش بنزين مازاد به قيمت آزاد را تكذيب ميكنيم. بعد ميبينيم اينجوري نميشود و اعلام ميكنيم، كساني كه بنزين بيشتر ميخواهند، ميتوانند به قيمت آزاد بخرند، بعد... .
خدا بزرگ است!
معاون اول و نانو
با ابلاغ آقاي احمدينژاد، دكتر پرويز داودي، معاون اول رئيسجمهور، مسئول توسعه فناوري نانو در كشور شد. اين مطلب نشان ميدهد كه آقاي رئيسجمهور، حواسش به مسائل خيلي ريز، حتي در حد نانو هم هست و ضمنا در مورد اوقات فراغت معاونان خودش هم احساس مسئوليت ميكند.
دستانداز
به مناسبت روز زن، مسئول صفحه حوادث روزنامه «اعتماد ملي» سنگ تمام گذاشت.
تيتر بعضي از مطالبي كه در اين روز بسته شده بود:
«مرد جوان پس از نزاع با همسرش، خودكشي كرد».
«دستگيري زني در كرمانشاه كه در پوشش متكدي سرقت ميكرد».
و اين يكي كه جدا شاهكار است: «80 درصد زنان معاون در قتل هستند»!
انقلاب ایران
(عکس و کاریکاتور
)
