|
|
|
وبلاگ من |
|
|
|
نويسنده |
|
|
|
موضوعات |
|
|
| لوگوي وبلاگ | |
|
|
|
| لينکدوني |
| دوستان |
| لوگوي دوستان |
| آمار وبلاگ .. |
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها: |
|
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع و يا لينک دادن به وبلاگ مجاز مي باشد . |
ترجمه قالب به بلاگفا
irwebnet.tk
![]()
آموزش خودکشی
(مطالب جالب
)
برای جنس مادينه:
« سوء استفاده از موش»
تخت خواب رو مرتب کنيد.
بريد زير پتو.
اتاق حتما کاملا تاريک و ساکت باشه.
حالا چشماتونو ببنديد و فرض کنيد يه موش خوشگل داره روی تنتون راه ميره.
خواهش میکنم جيغ نزنيد و بدون سر و صدا از وحشت زياد بميريد.
مرسی...
توی جهنم میبينمتون.
وقتي 4.5 نفر با هم يجا جمع ميشن چيکار ميکنن؟
(مطالب جالب
)
--------------------------------------------------------------------------------
توي فرانسه ، همه همزمان شروع به حرف زدن مي كنن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي ايتاليا ، در مورد مد عينك و لباس جديدشون بحث مي كنن!
-------------------------------------------------------------------------------
توي آلمان ، درباره ي سياستهاي دولت حرف مي زنن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي پاكستان ، يه باند قاچاق ترياك تشكيل ميدن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي عراق ، براي حمله به سربازهاي آمريكايي نقشه مي كشن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي افغانستان ، اگه پول نداشته باشن كار مي كنن و اگه پول داشته باشن مي خوابن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي آذربايجان ، يه بطري آب پرتقال مي خرن و با هم مي خورن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي مصر ، ميرن يه جا مي شينن قليون مي كشن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي امارات متحده ي عربي ، ۴ نفرشون دست مي زنن و يه نفرشون مي رقصه! یا میرن دنبال خانوم!!
--------------------------------------------------------------------------------
توي روسيه ، از همديگه رشوه مي گيرن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي ژاپن ، هيچوقت ۵ نفر دور هم جمع نميشن! چون هميشه حداقل ۳ نفرشون كار دارن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي هند ، يا با همديگه مي رقصن و يا ميرن سينما و رقص تماشا مي كنن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي كوبا ، هر وقت ۲ نفر يا بيشتر يه جا جمع بشن از كاسترو تعريف مي كنن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي كره جنوبي ، با هم يه شركت راه ميندازن و يه كالاي ژاپني رو كپي مي كنن!
--------------------------------------------------------------------------------
توی چین ، اینها که دیگه روی هر چی متقلبه کم کردن کافی یه چیزی یه جای دنیا ساخته شه 3 سوت نزده کپی میکنن
--------------------------------------------------------------------------------
توي مكزيك ، دو نفرشون دوئل مي كنن و يه نفرشون ناظر دوئل ميشه و دو نفر ديگه هم گيتار مي زنن!
--------------------------------------------------------------------------------
توي ايران ، يا پشت سر بقيه غيبت مي كنن يا روزنامه راه ميندازن يا يه جلسه ي سخنراني ترتيب ميدن يا از حرف زدن و سوتي هاي همديگه ايراد مي گيرن يا يه نفرشون رو ميذارن وسط و ۴ نفرشون متلك بارونش مي كنن يا الكي مي خندن يا يه پيتزا فروشي باز مي كنن يا بدون هيچ صحبتي مي ايستن و چشم و سرشون رو مي چرخونن و مردم رو مي چرن يا يه شركت كامپيوتر و اينترنت راه ميندازن يا ميرن يه چت روم توي ياهو مسنجر مي سازن يا يه وبلاگ مثل کیوان بلاگ مي سازن يا گروه اينترنتي راه ميندازن
اگه می خواهید کیوان بلاگ زود به زود آپ بشه نظر بدید
چند تا خبر توپ
(مطالب جالب
)
خب حالا اجازه بدهيد يك حساب سرانگشتي داشته باشيم: فرض كنيم در عراق، بيست وزير وجود داشته باشند كه هر كدام، پنج معاون و سه مشاور داشته باشند. اينها را جمع ميزنيم با معاونان و مشاوران رئيسجمهور و نخستوزير كه ميكند، دستكم پانزده معاون و دوازده تا مشاور. بعد اينها را اضافه ميكنيم به نمايندههاي مجلس، كه دويست نفر ميگيرمشان.
حالا شروع ميكنيم به محاسبه محافظان و اول از نمايندهها شروع ميكنيم و براي هر كدامشان هفت محافظ در نظر ميگيريم: 1400=7*200.
صد نفر هم اضافه ميگيريم براي حراست از رئيس مجلس و هيأت رئيسه كه مجموعا ميشوند، 1500 نفر محافظ براي مجلسيون.
حال ميرسيم، سروقت معاون وزيرها. با احتساب اينكه وزير برق يك كشور مقام امنيتي به شمار نميرود و معاونش هم بهكذا، اما از خبري كه آمد، درمييابيم كه معاون وزير برق عراق، نوزده محافظ داشته. در نتيجه ما بايد به طور متوسط، حداقل بيست محافظ براي هر معاون وزير و ده معاون براي هر مشاور وزير و 35 محافظ براي هر وزير داشته باشيم:
تعداد محافظان وزرا: 700=20×35
تعداد محافظان معاونان وزرا: 2000=20×5×20
تعداد محافظان مشاوران وزرا: 600=10×3×20
حاصل جمع اين قسمت: 3300=600+700+2000
خلاصه آنكه اگر بخواهيم به همين صورت تعداد محافظان را براي دولت و مجلس و قوه قضائيه عراق حساب كنيم، دستكم ده، پانزده هزار نفري از پرسنل نظامي و امنيتي عراقي را ميبينيم كه مشغول محافظت از شخصيتها هستند. حال شما فكر ميكنيد، چقدر از اين نيروها باقي ميمانند كه به امنيت كشور و مردم عراق رسيدگي كنند؟!
نكته: ادعاهاي بالا مخدوش است. خدا خير همين مقامات عراقي را بدهد كه يك كاري براي اين پرسنل، دست و پا كردهاند، وگرنه محافظان مسلحي كه نوزده نفري به گروگان گرفته شوند، به چه درد ملت عراق ميخورند؟!
سينماي سه بعدي پايتخت
شهرداري تهران اعلام كرده است كه به زودي اولين سينماي سهبعدي پايتخت را به راه خواهد انداخت. اين طور كه از اظهارات آقايان و قيد «اولين» برميآيد، گويا گمان شده كه تهران تا پيش از اين، فاقد سينماي سهبعدي بوده است. اين مطلب از سوي كارشناسان سينماي سه بعدي «دوربرگردان»، تكذيب و به اطلاع رسانده ميشود كه تاكنون، فيلمهاي سهبعدي زيادي در پايتخت اجرا شده و صدها هزار بيننده هم داشتهاند. از جمله: فيلم سه بعدي «سرعت» با هنرنمايي نسل سوميهاي پايتخت، محل نمايش: اتوبانهاي تهران.
فيلم سينمايي سه بعدي «شهر بيقانون» با كارگرداني كسبه محل، محل اجرا: خيابان جمهوري.
فيلم سينمايي «شوتايم» (16-) با درخشش برخي بانوان تهراني، محل اجرا: بلوار جردن.
فيلم سينمايي «بي تو هرگز» با كارگرداني مشترك زريبافان و هاشمي ثمره، محل اجرا: هيأت دولت.
فيلم سينمايي «پيشنهاد بيشرمانه»، محصول مشترك آمريكا و اروپا، محل اجرا: كاخ سعدآباد.
فشار از كجا؟
چند سال پس از تئوري «فشار از پايين، چانهزني از بالا» كه توسط سعيد حجاريان، تئوريسين اصلاحطلب، مطرح شده بود، يكي ديگر از تئوريسينهاي اصلاحطلبان (اصولا در جناح اصلاحطلبان چيزي كه زياد است، تئوريسين است) حميدرضا جلاييپور، گفت: فشار از پايين جواب نميدهد. من فكر ميكنم، يك تئوريسين باهوش، بايد يا پيش از فشار و يا اندكي بعد از فشار، زود متوجه شود كه فشار از پايين جواب ميدهد يا نه، وگرنه پس از پنج سال فشار دادن از پايين و عدم توانايي چانهزني در بالا، حالا ديگر خاله قمر بنده هم به اين كشف بزرگ رسيده است.
با اين حال، در راستاي كمك به حل مشكلات جناح اصلاحطلب، آسيبشناسي اين معضل مختصرا تقديم ميشود:
چرا «فشار از پايين، چانهزني از بالا»ي اصلاحطلبان نتيجه نداد؟
1ـ شايد فشار از پايين به قدر كافي و مورد انتظار بالاييها نبوده!
2ـ شايد ارتباط بين قسمتهاي تحتاني و مياني جناح اصلاحطلب با قسمتهاي فوقاني (كه چانه در آنجا قرار دارد) قطع بوده.
3ـ شايد چانه اصلاحطلبان، فقط به كار حرافي و فك زدن گرم بوده.
4ـ شايد از اصطلاح «چانهزني»، زدن توي چانه و پك و پوز حريف برداشت شده و به مجرد شروع به اين كار، حريف كه خودش، اوستاي بزن بهادري بوده، زده و چك و چانه اصلاحطلبان را خاكشير كرده.
5ـ شايد فشار از پايين آن قدر زياد و ناگهاني بوده كه چانه قفل شده!
تايتانيك در درياي خزر
يكي از مسئولان هلال احمر اعلام كرده است كه براي حفظ جان و تأمين امنيت مسافران و مردمي كه هوس شنا در درياي خزر را دارند، به ازاي هر 40 كيلومتر، يك قايق نجات غريق در ساحل درياي خزر مستقر ميشود. ما ضمن تشكر و شادماني فراوان به خاطر اينكه مسئولان، سرانجام قبول كردهاند كه دولت به جز گرفتن عوارض و وروديه از خلقالله، به خاطر ورود به جنگل و نزديك شدن به دريا و اطراق در دشت و نفس كشيدن در بيشهزار... وظيفههاي ديگري هم دارد. خواهش ميكنيم، چند تا كشتي تايتانيك و بلكه بزرگتر هم براي كرايه دادن به مسافراني كه قصد شنا در دريا را دارند، وارد كند، چراكه با احتساب فواصل 40 كيلومتري اين قايقها، هر قايق بايد دستكم بيست كيلومتر را پوشش دهد و در فاصله 20 كيلومتري، تنها چيزي كه غرق شدنش ديده ميشود، موجودي است، دستكم به اندازه تايتانيك.
اعدام بايد گردد
حكم زندان يك ساله قطعي + پنجاه ضربه شلاق تعليقي + دو سال اخراج از شهر قم + منع تردد در قم + دو سال محروميت از تصدي مشاغل دولتي و دانشگاهي و حوزوي ... .
اينهايي كه خوانديد، مجازاتهايي است كه دادگاه ويژه روحانيت براي يكي از عوامل برهمزننده سخنراني آقاي هاشمي در قم صادر كرده است (براي چند نفر ديگر هم احكام مشابهي صادر شده است).
«كارشناس حقوقي بخش بر هم زدن تجمعات» ستون «دوربرگردان»، ضمن اعتراض به اين حكم، آن را ناعادلانه خواند و از قوه قضائيه خواست، ضمن تجديدنظر در اين حكم، حكم عادلانهاي صادر كند؛ حكم عادلانهاي كه كارشناس حقوقي ما پيشنهاد ميدهد، به شرح زير است:
حكم عادلانه براي متهم رديف اول؛ يك قرن زندان قطعي به خاطر بلند كردن صدا در هنگام سخنراني آيتالله هاشمي رفسنجاني+ 54368 ضربه شلاق به علت بلند كردن دست و مشت نمودن انگشتهاي دست راست به مدت 45 ثانيه+74 سال محروميت از كليه حقوق اجتماعي، شهروندي، دهوندي و عشيرهوندي به خاطر زل زدن در چشمهاي سخنران+ نفي بلد و تبعيد به لاسوگاس به خاطر جريحهدار كردن عواطف طرفداران ايشان.
دستانداز
1ـ يك سايت پرخوانندهاي كه انگار زبانم لال، وابسته به يكي از نزديكان رئيسجمهور هم هست، معتقد است كه چون در چند روز اخير، استقبال شديدي از اين سايت شده، بعضيها (مثل همين بازتاب) حسوديشان ميشود و قس علي هذا... ما چون يك تعهد اخلاقي داريم كه در اين وبلاگ اجازه بدهيم كه همه به افتخار خودشان، كوكا باز كنند، تصوير اين خبر را هم ميآوريم كه به تعهد خودمان عمل كرده باشيم. شما هم لطف كنيد به شمارنده اين خبر بعد از سه روز توجه نكنيد!

2ـ و اين هم ماجراي كلنگ خوشبخت، كه محمد حسن كهدنارويي برايمان فرستاده: فقط قبلش بايد يك مطلب كاملا بيطرفانهاي بگويم كه اگر نگويم، منفجر ميشوم:
«دو دو دو دورود فرانسه، درود درود فرانسه... ايتاليا حقش نبود قهرمان شود... زنده باد فرانسه... خيلي دلم خنك شد كه زيدان به عنوان بهترين بازيكن انتخاب شد».
آخيش، راحت شدم!
كلنگ خوشبخت
من يك كلنگ خوشبختم. كلنگ لوكس و تر و تميزي كه از ابتداي تولد تا بحال، سالي سه چهار بار تيغه نازنينش با سختي زمين آشنا گرديده. من بر عكس همه همجنسها و خويشاوندانم كه آشناي هميشگي شان دستهاي پر خاك و گل و پينه بسته كارگران است، جز دستان لطيف و كرم خورده بزرگان را احساس نكرده ام ! سالي به ماهي با عزت و احترام از بايگاني اجناس شيك بيرون مي آيم .با وسواس و دنگ و فنگ و زير نظر چندين متخصص از مزونهاي مد سازمان، سراسر ،روبان پهن مي پوشم و پاپيون زده و مجلسي! بعد از صلاحديد جميع عشاق مشاركت در امر كلنگ زني در صندلي عقب پاترول چهار در جلوس مي كنم .
پس تا اينجا اذعان مي نماييد كه بنده واقعا خوشبختم .
پس از طي مسير كه چون برق و باد مي گذرد ،يكهو در يك بيابان برهوت از مركب تيز رو فرود مي آيم .دستهاي مشتاق جلوي دوربينها با كلي «مواظب باشيد» و «مبادا خراب شود» تا جايگاه كلنگ زني حملم مي كنند. بعد يك آدمي كه حتما آدم مهمي است، نطق غرايي در خصوص سازندگي و بالندگي و بارندگي
مي خواند و من مي فهمم كه چقدر وجودم براي اين همه رشد و تحول ضروري است و اگر نباشم، نمي دانم همه اين آقايان بايد توي اين برهوت بدنبال چه بگردند؟
بعد از اين فهم عميق كه كلنگ چقدر براي حيات اين گردان كلنگ زني مهم است و اصلا اصل كار كلنگ است، همان آدم مهم با لب پر خنده و با احتياط زائدالوصف يكي دو بار تيغه گران سنگم را بر زمين مي كوبد و تمام.
حالا اين كوبيدن براي چه بود،الله اعلم.
ما كه فقط تا همين جا رفته ايم و باقي اش را نديده ايم .بهر حال اميد وارم يك روز كلنگ كار گري كه بدنبال اين عمل (و عملهاي مشابه) ذي قيمت بنده، ساختماني و عمارتي را به ياري تيغه خويش صفايي داده، به آرشيو ما بخورد و بدانم عاقبت از اين كار شيك ما، خلايق راضي هستند يا برويم و كشكمان را بسابيم
طرز تهيه پيژامه
(مطالب جالب
)
نكات مهم
1- براي جلوگيري از عدم سايش سرزانوها، از چهار دست و پا رفتن بپرهيزيد.
2- در صورت پاره شدن كش، پيژامه سقوط خواهد كرد.
3- حضور در اماكن عمومي با پيژامه خلاف شئونات اجتماعي است.
4- پيژامه نيز مانند مسواك و عينك، از لوازم شخصي شماست، از تعارف آن بپرهيزيد.
5- قبل از اينكه پيژامه قبلي را روي پارچه بگذاريد، كش آنرا خارج كنيد تا كمرش تنگ نشود.
مسافر بی حیا
(مطالب جالب
)
مسافر بی حیا
پیریروز داشتم هموجو تو خط خودمان مسافر میکیشیدم که یگ دفه به فکرم رسید برم طرفای بالاشهر که یک کم تنوع بره. خلاصه سرتانه درد ندم مسیره عوض کردم و رفتم طرف ای محله های سوسولی. هموجو که داشتم تو یکی از خیابونای سوسولی مرفتم یگ دفه دیدم یکی از ای دخترای خوشکل که همچی که نگا مکنی دلات وا مره واستاده کنار خیابون. مویم تیز جلوش ترمز کردم و سوارش کردم. خداویکیل تیکه حقی بود. فقط لباساش یک کم سوسولی بود. یگ مانتوی سبز برش کرده بود که همچی تنگ بود که همه پستی بلندیای بدنش دیده مرفت . شلوارشم فک کنم مال مامانش بود بره که یگ عالم تا زده بود. فک کنم دو سایز براش بزرگ بود. او نمدنست که مو درم نگاش مکنم. زل زده بود به پش موهام. فک کنم عظمت پش موهام گیریفته بودش. هموجور که داشتم مرفتم و هی از آینه نگاش مکردم دیدم یکی از ای بچه سوسولا واستاده کنار خیابون. نگه داشتم و اویم سوار رفت و باز راه افتادم. هموجو که داشتم مرفتم دیدم ای بچگه هی دره به دختره نگا مکنه. با خودم گفتم عجب بچه سوسول بی حیاییه. یک کم که رفتم دیدم هی دره خودشه یواش یواش میکیشه طرف دختره تا ایکه رسید چفت دختره. بعد دیدم دختره ره یگ نگاهی کرد و یک خنده ایم بهش کرد. اعصابام داشت خورد مرفت. ولی باز با خودم گفتم ولش کن ای بچه سوسوله ره. یگ دفعه دیدم یک کاغذ از جیبش در کرد و روش شمارشه نوشت و گرفت جلو دختره. دختره خودشه زد به او راه و بیرونه نگاه کرد. باز گفتم بیخیال باش ممد. گفتم اصلا آینه ره نگا نکن. بره همی دیگه نگاه نکردم که یک دفعه پسره گفت: ببخشید خانوم اسم شما چیه؟ ای ره که گفت دیگه تحملم تموم رفت. یک ترمز میخی زدم که نزدیک بود دختر و پسره از عقب پرت برن جلو. سریع پیاده رفتم و در طرف پسره ره وا کردم و گفتم دداش چی فک کردی؟ تو ماشین ممد تاکسی و ای کارا؟ گردنشه گیریفتم و کیشیدم لای در و بعدم دره بستم و فشار مدادم. بچگه عین یک توله سگ یتیم ترسیده بود. گفتم: یره قمبل تو فک کردی اینجه خارجه که هر کار مخی بکی؟ همجو که کلش لای در بود که داد و بیداد مکرد یگ دفعه دستشه بلند کرد و صورتمه ناخون کیشید و مویم دیونه رفتم. بهش گفتم: تو چوچک مو ره ناخون میکیشی؟ مو چاقویم برام فنتی ندره او وخت تو ناخون میکیشی؟ در وا کردم و کیشیدمش لب جوب و چاقومه از جیبم در کردم و گرفتم دم گردنش و گفتم: مخی همینجی سلاخیت کنم؟ موره ناخون میکیشی؟ بوگو غلط کردم. زود باش یره. بچگه که همچی مثل سگ ترسیده بود گفت: بخدا غلط کردم، ... خوردم، جون مادرت ولم کن. همی که موره به مادرم قسم داد دیگه ولش کردم. بره که مو رو مادرم خیلی حساسم. مادرم سه سال پیش عمرشه داد به شما. اشک تو چشمام جمع رفت و ولش کردم و گفتم خدا بیامرزش. بچگه ره ول کردم و رفتم سوار ماشین برم که دیدم یگ عالم آدم جمع رفتن ولی هیچ کودوم جرات نمکنن بیان جلو. رفتم و گازه گیریفتم و رفتم. یگ دفعه یاد دختره افتادم و نگا کردم دیدم نیست ولی یک کاغذ عقب گذاشته. نگا کردم دیدم توش نوشته اینروزا آدمای باغیرتی مثل شما کم پیدا میشن. خوشحال میشم اگه بازم شما رو ببینم. زیرشم شماره همراشه نوشته بود.
حالا موندم چیکار کنم؟ بره ایکه خجالت میکیشم زنگ بزنم. اصلا نمدنم چی بگم؟ شما موره راهنمایی کنن.
عکس های کمدی
(عکس و کاریکاتور
)


