تبليغاتX
عکس و کاریکاتور و مطالب جالب
http://keyvanblog.blogfa.com

Keivan70

!اين سايت را به صفحات مورد علاقه تان اضافه کنيد با ما تماس بگيريد اينجا را صفحه خانگي خودتان کنيد

وبلاگ من

صفحه نخست

پست الكترونيك

طراح قالب

.


نويسنده


k1


موضوعات

کامپیوتر و هک
مطالب جالب
عکس و کاریکاتور


مطالب پيشين


هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته سوم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته اوّل خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اسفند 1384
هفته اوّل اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384


لوگوي وبلاگ


لينکدوني
کاملترين قالبها براي شما

دوستان
سايت آموزش ايرانيان
بهترین موزیک
همه چیز درباره تلویزیون
تاسیسات
اخبار ماهواره
مهدی ست
نیکو
شوخی
هر چی بخوای!
اس ام اس
دل شکسته و دل بیقرار
پیاز داغ اینترنت
طراحی لوگو و بنر
زندگی متنوع با خودم و خودت
خط خطی
تارا
سالار
شهاب سامسونگ
all new
طناز
×طوطی خشگله×
×××پارس شاپ×××

لوگوي دوستان
  آگهي خود را اضافه كنيد


آمار وبلاگ ..
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع و يا لينک دادن به وبلاگ مجاز مي باشد .

قالب ميهن بلاگ : لقمان آوند


ترجمه قالب به بلاگفا
irwebnet.tk سايت آموزش ايرانيان




آموزش خودکشی (مطالب جالب )

اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. يعنی در اين عمل فرد اونقدر خودشو می‌کشه که ميميره و اين خود کشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنج‌های فراوان يا بالعکس صورت مي‌گيره.
به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نيست ولی بسيار هيجان انگيزه و به يه بار امتحانش مي‌ارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اينکه چند بارش هم مردم ولی همچين بگی نگی بدم نيومد.
و اما...
برخلاف نظر خيليها که می‌گن خودکشی خيلی راحت و سهله بايد بگم نخيييييييير... اونجوريام نيست. هر کاری قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشي هم جدا از اين مطلب نيست .
اول از همه اون کسايي که می خوان خودکشی کنن رو دسته‌بندي مي‌كنيم:
1- کسی که در عشقش شکست خورده
2- کسی که ور شکست شده
3- کسی که قاط زده.
4- کسی که از زندگی خير نديده.
5- کسی که بدجوری روش فشار اومده.
6- کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببينه.
7- ...و خلاصه هر کسی که يه جورايي به آخر خط رسيده.
افراد بالا، به هرحال مستقيم به جهنم می‌رن، ولی خدا همشون رو رحمت کنه.
شما جزو كداميك از دسته‌هاي بالا هستيد؟
اگه هستيد ادامه مطلب رو بخونيد و گرنه يه دسته جديد برای خودتون ببازيد و بعد بقيه شو بخونيد.
حالا فرض می‌کنيم: طرف تنها مياد توی يه اتاق و در رو قفل مي‌كنه و عزمشو برای خودکش جزم مي‌كنه. به دور برش نگاه مي‌كنه و اين وسايل رو مي‌بينه:
1- طناب.
2- سيخ کباب.
3- کبريت آغشته به بنزين .
4- قرض دياز پام.
5- آمپول هوای تهران.
6- دندون مصنوعی حاج خانمشون.
7- لوله گاز.
8- پاکت نايلون.
9- چاقوی ميوه بری.
10- نخ کاموايي.
11- سوزن لحاف دوزی.
12- تيغ ريش تراشی مصرف شده.
13- مرگ موش.
خب... براي شروع بد نيست.
ولی نظرتون رو به يه موضوع مهم ولي پيش پا افتاده، جلب مي‌كنم: «تصوير و قيافه و ديسيپلين شما بعد از مردن خيلی مهمه»!
فرض کنيد درب اتاق شما رو می‌شکنن و شما رو در حالتی پيدا می‌کنن که از يه طناب از سقف آويزونيد و داريد مثل پاندول ساعت تاب می‌خوريد و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتيول از دهنتون آويزونه و صورتتون سياه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شيميايی شلوارتون هم خيسه.
نه... خودتون جای تماشاگرا باشين، حالتون بهم نمی‌خوره؟ احساس انزجار بهتون دست نمی‌ده؟
قيافه شما بعد از خودکشی بايد از هميشه معصومانه تر... از هميشه زيباتر و از هميشه دوست داشتنی‌تر باشه تا دل همه حسابی بسوزه.
با اين حساب، دور حلق آويز کردن... خودسوزی... و خفه‌گی با گاز رو خط بگيريد.
يه بنده خدايي از دوستان، خيلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش يه ابتکاره.
ايشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای ديگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد!
فقط بدی کارش اين بود که هيچکس بعد از مرگش انگشتای شصتشو از توی دماغش بيرون نکشيد... چون به هر حال کار کثيفيه. حالا خودتون قضاوت کنيد. اين خودکشی ترحم کسی رو بر می انگيزه؟
يا اونايي که روی سرشون نايلون می‌کشن و دور گردنشون روی نايلون رو با طناب می‌بندن و يا اونايي که خودشون رو جلوی ماشين ميندازن و له می‌شن... اينا همشون ديوونه‌ان.
خودکشی ايده‌آل خودکشي است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثيرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و... باشه .
ژاپونی‌ها يه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به اين صورت که يه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سينه فرو می‌کنن توی قلبشون. البته اين کار يه کم درد داره. يه جورايي حس می کنيد که توی سينه تون آب جوش داره قل مي‌زنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بديش اينه که حتما می‌ميريد.
در صورتی که خودکشی وقتی خوبه که شما نميريد.
يه جور خودکشی که بيشتر بين شکمو‌ها رواج داره استفاده از خوراکی برای مردنه. اين نوع خودکشی خيلی حال داره... چون حداقل گشنه نميميری! و خوبی مهم ترش اينه که به سر منزل مقصود هم نمی‌رسی و معمولا زنده می‌مونی. نمونه‌اش اينكه: يه بنده خدايي که با سی‌تا قرص ديازپام خودکشی کرد و دور و بری‌ها به هوای اينکه مرده خاکش كردند و يارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز کرد و ديد: ای دل غافل... همه جا سياهه و يه موش هم داره انگشت پاشو می‌جوه. زنده بگوری خداييش وحشتناکه....
اول خوب فکراتونو بکنين بعد خودتونو بکشيد:
يه موضوع مهم توی خودکشي، پشيمونی ديرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسايي که خودشون رو مي‌کشن، وسط يا آخر کار پشيمون می‌شن و اين در حاليه که هيچ راهی برای برگشت نيست. يه يارويي برای خودکشی يه تيکه پارچه رو گلوله می‌کنه و فرو می‌کنه توی حلقش و با ته گوشکوب ميده بره پايين ولی همون لحظه پشيمون مي‌شه و اين درحاليه که داره خفه می‌شه... يارو می‌دوه بيرون و از شدت عجله از روی پله‌های آپارتمان پرت می‌شه پايين و می‌ميره... و جالب اينکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگي!
نکته مهم ديگه اينه که مدت خود کشي نبايد زياد طولانی باشه:
مثلا فرض کنيد در نوع رگ زدن خيلی طول می‌کشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمين و لباساتون رو هم در نظر بگيريد.
يا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بميريد بلکه خونه و بقيه رو هم بفرستيد روی هوا !
پس عاقلانه تر رفتار کنيد.
تا حالا به چند نتيجه مهم رسيديم كه سعي كنيد در خودكشي حتما اين نكات را مدنظر قرار دهيد:
1- زمان خودکشی رو درست انتخاب کنيد. (بهترين موقع بعد از ظهر ساعت شش)
2- مبادا بعد از خودکشی از ريخت و قيافه بيفتيد.
3- بهترين لباستونو تنتون کنيد.
4- حتما يه يادداشت بذاريد و علت خودکشی رو شرح بديد و انگشت هم بزنيد.
5- خواهشا زياد کثيف کاری نکنيد.
6- موقع خودکشی لبخند بزنيد تا لبخند روی لبتون باقی بمونه.
7- لطفا چشاتونو باز نذاريد چون خيلی وحشتناکه.
8- يه بسته دستمال کاغذی حتما روی ميزتون باشه.
9- اتاقتونو قبل از خودکشی مرتب کنيد. (پليسا ببينن خوب نيست.)
10- رد انگشتتونو همه جا بماليد تا بفهمن خودتون، خودتونو کشتيد.
11- يه جوری خودکشی کنيد که دوباره بشه زنده تون کرد.
12- دليلتون برای خودکشی قانع کننده باشه.
13- برای مسايل عشقی خودکشی کردن کار الاغاست... بلانسبت شما.
14- قبل از خودکشی حتما يه فال حافظ بگيريد.
15- قبل از خودکشی استفاده از ادکلن و دئودرانت و زدن مسواک يادتون نره.
16- بهتره بعد از مرگ... مثلا مرگ... در حالت دراز کش باشيد.
17- اگه توی دستتون يه گل سرخ باشه صحنه خيلی رمانتيکتر و رويايي‌تر به نظر مياد و اشک آور تره.
18- در اتاق رو حتما قفل کنيد که جريان هيجان انگيزتر باشه.
19- قبل از خودکشی حتما گريه کنيد . صورتتون اشک آلود باشه.
20- خودتونو براي رفتن به جهنم رفتن آماده کنيد.
حالا جديد ترين و راحت ترين روشهای خودکشی:
برای جنس نرينه:
«استفاده از جوراب»
تخت خواب رو آماده کنيد.
تمام تن و سرتونو ببريد زير پتو .
خيلي آروم نوک انگشتاتونو از زير پتو بيرون بياريد و جوراباتونو ببريد زير پتو .
هيچ راه نفوذی برای هوا نذاريد.
يک ساعت بعد... شما مرديد.
خدا رحمتتون کنه.

برای جنس مادينه:
« سوء استفاده از موش»
تخت خواب رو مرتب کنيد.
بريد زير پتو.
اتاق حتما کاملا تاريک و ساکت باشه.
حالا چشماتونو ببنديد و فرض کنيد يه موش خوشگل داره روی تنتون راه ميره.
خواهش می‌کنم جيغ نزنيد و بدون سر و صدا از وحشت زياد بميريد.
مرسی...
توی جهنم می‌بينمتون.

 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درسه شنبه بیست و هفتم تیر 1385 ، ساعت 13:22
لينك ثابت .:.

وقتي 4.5 نفر با هم يجا جمع ميشن چيکار ميکنن؟ (مطالب جالب )

توي آمريكا ، با هم مسابقه ميدن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي فرانسه ، همه همزمان شروع به حرف زدن مي كنن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي ايتاليا ، در مورد مد عينك و لباس جديدشون بحث مي كنن!

-------------------------------------------------------------------------------

توي آلمان ، درباره ي سياستهاي دولت حرف مي زنن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي پاكستان ، يه باند قاچاق ترياك تشكيل ميدن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي عراق ، براي حمله به سربازهاي آمريكايي نقشه مي كشن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي افغانستان ، اگه پول نداشته باشن كار مي كنن و اگه پول داشته باشن مي خوابن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي آذربايجان ، يه بطري آب پرتقال مي خرن و با هم مي خورن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي مصر ، ميرن يه جا مي شينن قليون مي كشن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي امارات متحده ي عربي ، ۴ نفرشون دست مي زنن و يه نفرشون مي رقصه! یا میرن دنبال خانوم!!

--------------------------------------------------------------------------------

توي روسيه ، از همديگه رشوه مي گيرن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي ژاپن ، هيچوقت ۵ نفر دور هم جمع نميشن! چون هميشه حداقل ۳ نفرشون كار دارن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي هند ، يا با همديگه مي رقصن و يا ميرن سينما و رقص تماشا مي كنن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي كوبا ، هر وقت ۲ نفر يا بيشتر يه جا جمع بشن از كاسترو تعريف مي كنن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي كره جنوبي ، با هم يه شركت راه ميندازن و يه كالاي ژاپني رو كپي مي كنن!

--------------------------------------------------------------------------------


توی چین ، اینها که دیگه روی هر چی متقلبه کم کردن کافی یه چیزی یه جای دنیا ساخته شه 3 سوت نزده کپی میکنن

--------------------------------------------------------------------------------

توي مكزيك ، دو نفرشون دوئل مي كنن و يه نفرشون ناظر دوئل ميشه و دو نفر ديگه هم گيتار مي زنن!

--------------------------------------------------------------------------------

توي ايران ، يا پشت سر بقيه غيبت مي كنن يا روزنامه راه ميندازن يا يه جلسه ي سخنراني ترتيب ميدن  يا از حرف زدن و سوتي هاي همديگه ايراد مي گيرن يا يه نفرشون رو ميذارن وسط و ۴ نفرشون متلك بارونش مي كنن يا الكي مي خندن يا يه پيتزا فروشي باز مي كنن يا بدون هيچ صحبتي مي ايستن و چشم و سرشون رو مي چرخونن و مردم رو مي چرن يا يه شركت كامپيوتر و اينترنت راه ميندازن يا ميرن يه چت روم توي ياهو مسنجر مي سازن يا يه وبلاگ مثل کیوان بلاگ  مي سازن يا گروه اينترنتي راه ميندازن

اگه می خواهید کیوان بلاگ زود به زود آپ بشه نظر بدید



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دردوشنبه بیست و ششم تیر 1385 ، ساعت 13:6
لينك ثابت .:.

چند تا خبر توپ (مطالب جالب )

چرا عراق پليس ندارد؟
من بالاخره پس از تفكر و تأمل و مراقبه و به ويژه محاسبه زياد، توانستم كشف كنم كه چرا ارتش و پليس عراق آن قدر ضعيف و نحيف است كه براي حفظ امنيت كشورش، ده‌ها هزار نيروي خارجي، بهانه پيدا كنند تا در اين كشور حضور داشته باشند (حفظ استقلال را كه چه عرض كنم!).
همان طور كه در خبرهاي چند روز اخير آمده بود، يكي از معاونان وزير برق عراق، با نوزده محافظش به اسارت گروگان‌گيرها درآمده بود، و اين درست چند روز بعد از آني بود كه يك نماينده زن مجلس عراق، با هفت محافظ خود به گروگان گرفته شد.

خب حالا اجازه بدهيد يك حساب سرانگشتي داشته باشيم: فرض كنيم در عراق، بيست وزير وجود داشته باشند كه هر كدام، پنج معاون و سه مشاور داشته باشند. اينها را جمع مي‌زنيم با معاونان و مشاوران رئيس‌جمهور و نخست‌وزير كه مي‌كند، دست‌كم پانزده معاون و دوازده تا مشاور. بعد اينها را اضافه مي‌كنيم به نماينده‌هاي مجلس، كه دويست نفر مي‌گيرمشان.

حالا شروع مي‌كنيم به محاسبه محافظان و اول از نماينده‌ها شروع مي‌كنيم و براي هر كدامشان هفت محافظ در نظر مي‌گيريم: 1400=7*200.
صد نفر هم اضافه مي‌گيريم براي حراست از رئيس مجلس و هيأت رئيسه كه مجموعا مي‌شوند، 1500 نفر محافظ براي مجلسيون.
حال مي‌رسيم، سروقت معاون وزيرها. با احتساب اين‌كه وزير برق يك كشور مقام امنيتي به شمار نمي‌رود و معاونش هم بهكذا، اما از خبري كه آمد، در‌مي‌يابيم كه معاون وزير برق عراق، نوزده محافظ داشته. در نتيجه ما بايد به طور متوسط، حداقل بيست محافظ براي هر معاون وزير و ده معاون براي هر مشاور وزير و 35 محافظ براي هر وزير داشته باشيم:

تعداد محافظان وزرا: 700=20×35
تعداد محافظان معاونان وزرا: 2000=20×5×20
تعداد محافظان مشاوران وزرا: 600=10×3×20
حاصل جمع اين قسمت: 3300=600+700+2000

خلاصه آن‌كه اگر بخواهيم به همين صورت تعداد محافظان را براي دولت و مجلس و قوه قضائيه عراق حساب كنيم، دست‌كم ده، پانزده هزار نفري از پرسنل نظامي و امنيتي عراقي را مي‌بينيم كه مشغول محافظت از شخصيت‌ها هستند. حال شما فكر مي‌كنيد، چقدر از اين نيروها باقي مي‌مانند كه به امنيت كشور و مردم عراق رسيدگي كنند؟!
نكته: ادعاهاي بالا مخدوش است. خدا خير همين مقامات عراقي را بدهد كه يك كاري براي اين پرسنل، دست و پا كرده‌اند، وگرنه محافظان مسلحي كه نوزده نفري به گروگان گرفته شوند، به چه درد ملت عراق مي‌خورند؟!

سينماي سه بعدي پايتخت
شهرداري تهران اعلام كرده است كه به زودي اولين سينماي سه‌بعدي پايتخت را به راه خواهد انداخت. اين طور كه از اظهارات آقايان و قيد «اولين» برمي‌آيد، گويا گمان شده كه تهران تا پيش از اين، فاقد سينماي سه‌بعدي بوده است. اين مطلب از سوي كارشناسان سينماي سه بعدي «دوربرگردان»، تكذيب و به اطلاع رسانده مي‌شود كه تاكنون، فيلم‌هاي سه‌بعدي زيادي در پايتخت اجرا شده و صدها هزار بيننده هم داشته‌اند. از جمله: فيلم سه بعدي «سرعت» با هنرنمايي نسل سومي‌هاي پايتخت، محل نمايش: اتوبان‌هاي تهران.
فيلم سينمايي سه بعدي «شهر بي‌قانون» با كارگرداني كسبه محل، محل اجرا: خيابان جمهوري.

فيلم سينمايي «شوتايم» (16-) با درخشش برخي بانوان تهراني، محل اجرا: بلوار جردن.
فيلم سينمايي «بي تو هرگز» با كارگرداني مشترك زريبافان و هاشمي ثمره، محل اجرا: هيأت دولت.
فيلم سينمايي «پيشنهاد بي‌شرمانه»، محصول مشترك آمريكا و اروپا، محل اجرا: كاخ سعدآباد.

فشار از كجا؟
چند سال پس از تئوري «فشار از پايين، چانه‌زني از بالا» كه توسط سعيد حجاريان، تئوريسين اصلاح‌طلب، مطرح شده بود، يكي ديگر از تئوريسين‌هاي اصلاح‌طلبان (اصولا در جناح اصلاح‌طلبان چيزي كه زياد است، تئوريسين است) حميدرضا جلايي‌پور، گفت: فشار از پايين جواب نمي‌دهد. من فكر مي‌كنم، يك تئوريسين باهوش، بايد يا پيش از فشار و يا اندكي بعد از فشار، زود متوجه شود كه فشار از پايين جواب مي‌دهد يا نه، وگرنه پس از پنج سال فشار دادن از پايين و عدم توانايي چانه‌زني در بالا، حالا ديگر خاله قمر بنده هم به اين كشف بزرگ رسيده است.

با اين حال، در راستاي كمك به حل مشكلات جناح اصلاح‌طلب، آسيب‌شناسي اين معضل مختصرا تقديم مي‌شود:
چرا «فشار از پايين، چانه‌زني از بالا»ي اصلاح‌طلبان نتيجه نداد؟
1ـ شايد فشار از پايين به قدر كافي و مورد انتظار بالايي‌ها نبوده!
2ـ شايد ارتباط بين قسمت‌‌هاي تحتاني و مياني جناح اصلاح‌طلب با قسمت‌هاي فوقاني (كه چانه در آنجا قرار دارد) قطع بوده.
3ـ شايد چانه اصلاح‌طلبان، فقط به كار حرافي و فك زدن گرم بوده.
4ـ شايد از اصطلاح «چانه‌زني»، زدن توي چانه و پك و پوز حريف برداشت شده و به مجرد شروع به اين كار، حريف كه خودش، اوستاي بزن بهادري بوده، زده و چك و چانه اصلاح‌طلبان را خاكشير كرده.
5ـ شايد فشار از پايين آن قدر زياد و ناگهاني بوده كه چانه قفل شده!

تايتانيك در درياي خزر
يكي از مسئولان هلال احمر اعلام كرده است كه براي حفظ جان و تأمين امنيت مسافران و مردمي كه هوس شنا در درياي خزر را دارند، به ازاي هر 40 كيلومتر، يك قايق نجات غريق در ساحل درياي خزر مستقر مي‌شود. ما ضمن تشكر و شادماني فراوان به خاطر اين‌كه مسئولان، سرانجام قبول كرده‌اند كه دولت به جز گرفتن عوارض و وروديه از خلق‌الله، به خاطر ورود به جنگل و نزديك شدن به دريا و اطراق در دشت و نفس كشيدن در بيشه‌زار... وظيفه‌هاي ديگري هم دارد. خواهش مي‌كنيم، چند تا كشتي تايتانيك و بلكه بزرگ‌تر هم براي كرايه دادن به مسافراني كه قصد شنا در دريا را دارند، وارد كند، چراكه با احتساب فواصل 40 كيلومتري اين قايق‌ها، هر قايق بايد دست‌كم بيست كيلومتر را پوشش دهد و در فاصله 20 كيلومتري، تنها چيزي كه غرق شدنش ديده مي‌شود، موجودي است، دست‌كم به اندازه تايتانيك.

اعدام بايد گردد
حكم زندان يك ساله قطعي + پنجاه ضربه شلاق تعليقي + دو سال اخراج از شهر قم + منع تردد در قم + دو سال محروميت از تصدي مشاغل دولتي و دانشگاهي و حوزوي ... .
اينهايي كه خوانديد، مجازات‌هايي است كه دادگاه ويژه روحانيت براي يكي از عوامل برهم‌زننده سخنراني آقاي هاشمي در قم صادر كرده است (براي چند نفر ديگر هم احكام مشابهي صادر شده است).
«كارشناس حقوقي بخش بر هم زدن تجمعات» ستون «دوربرگردان»، ضمن اعتراض به اين حكم، آن را ناعادلانه خواند و از قوه قضائيه خواست، ضمن تجديدنظر در اين حكم، حكم عادلانه‌اي صادر كند؛ حكم عادلانه‌اي كه كارشناس حقوقي ما پيشنهاد مي‌دهد، به شرح زير است:

حكم عادلانه براي متهم رديف اول؛ يك قرن زندان قطعي به خاطر بلند كردن صدا در هنگام سخنراني آيت‌الله هاشمي رفسنجاني+ 54368 ضربه شلاق به علت بلند كردن دست و مشت نمودن انگشت‌هاي دست راست به مدت 45 ثانيه+74 سال محروميت از كليه حقوق اجتماعي، شهروندي، ده‌وندي و عشيره‌وندي به خاطر زل زدن در چشم‌هاي سخنران+ نفي بلد و تبعيد به لاس‌وگاس به خاطر جريحه‌دار كردن عواطف طرفداران ايشان.

دست‌انداز
1ـ يك سايت پرخواننده‌اي كه انگار زبانم لال، وابسته به يكي از نزديكان رئيس‌جمهور هم هست، معتقد است كه چون در چند روز اخير، استقبال شديدي از اين سايت شده، بعضي‌ها (مثل همين بازتاب) حسودي‌شان مي‌شود و قس علي هذا... ما چون يك تعهد اخلاقي داريم كه در اين وبلاگ اجازه بدهيم كه همه به افتخار خودشان، كوكا باز كنند، تصوير اين خبر را هم مي‌آوريم كه به تعهد خودمان عمل كرده باشيم. شما هم لطف كنيد به شمارنده اين خبر بعد از سه روز توجه نكنيد!


2ـ و اين هم ماجراي كلنگ خوشبخت، كه محمد حسن كهدنارويي برايمان فرستاده: فقط قبلش بايد يك مطلب كاملا بي‌طرفانه‌اي بگويم كه اگر نگويم، منفجر مي‌شوم:
«دو دو دو دورود فرانسه، درود درود فرانسه... ايتاليا حقش نبود قهرمان شود... زنده باد فرانسه... خيلي دلم خنك شد كه زيدان به عنوان بهترين بازيكن انتخاب شد».
آخيش، راحت شدم!

كلنگ خوشبخت

من يك كلنگ خوشبختم. كلنگ لوكس و تر و تميزي كه از ابتداي تولد تا بحال، سالي سه چهار بار تيغه نازنينش با سختي زمين آشنا گرديده. من بر عكس همه همجنسها و خويشاوندانم كه آشناي هميشگي شان دستهاي پر خاك و گل و پينه بسته كارگران است، جز دستان لطيف و كرم خورده بزرگان را احساس نكرده ام ! سالي به ماهي با عزت و احترام از بايگاني اجناس شيك بيرون مي آيم .با وسواس و دنگ و فنگ و زير نظر چندين متخصص از مزونهاي مد سازمان، سراسر ،روبان پهن مي پوشم و پاپيون زده و مجلسي! بعد از صلاحديد جميع عشاق مشاركت در امر كلنگ زني در صندلي عقب پاترول چهار در جلوس مي كنم .
پس تا اينجا اذعان مي نماييد كه بنده واقعا خوشبختم .
پس از طي مسير كه چون برق و باد مي گذرد ،يكهو در يك بيابان برهوت از مركب تيز رو فرود مي آيم .دستهاي مشتاق جلوي دوربينها با كلي «مواظب باشيد» و «مبادا خراب شود» تا جايگاه كلنگ زني حملم مي كنند. بعد يك آدمي كه حتما آدم مهمي است، نطق غرايي در خصوص سازندگي و بالندگي و بارندگي
مي خواند و من مي فهمم كه چقدر وجودم براي اين همه رشد و تحول ضروري است و اگر نباشم، نمي دانم همه اين آقايان بايد توي اين برهوت بدنبال چه بگردند؟
بعد از اين فهم عميق كه كلنگ چقدر براي حيات اين گردان كلنگ زني مهم است و اصلا اصل كار كلنگ است، همان آدم مهم با لب پر خنده و با احتياط زائدالوصف يكي دو بار تيغه گران سنگم را بر زمين مي كوبد و تمام.
حالا اين كوبيدن براي چه بود،الله اعلم.
ما كه فقط تا همين جا رفته ايم و باقي اش را نديده ايم .بهر حال اميد وارم يك روز كلنگ كار گري كه بدنبال اين عمل (و عملهاي مشابه) ذي قيمت بنده، ساختماني و عمارتي را به ياري تيغه خويش صفايي داده، به آرشيو ما بخورد و بدانم عاقبت از اين كار شيك ما، خلايق راضي هستند يا برويم و كشكمان را بسابيم


 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 دریکشنبه بیست و پنجم تیر 1385 ، ساعت 13:26
لينك ثابت .:.

طرز تهيه پيژامه (مطالب جالب )

(اینو با میل برام فرستادن منبع ناشناسه ولی دستش درد نکنه هرکی هست)
پارچه‌ مي‌خريم ‌(تترون‌ راه‌ راه)، به‌ خانه‌ مي‌بريم‌.
پيژامه‌قبلي‌ را كه‌ مادرتان‌ دوخته‌ روي‌ پارچه‌ گذاشته‌ آنرا مي‌بريد. به‌ خاط‌ر داشته‌ باشيد كه‌ پارچه‌ را دو لايه‌ كرده‌ باشيد. قبل‌ از اينكه‌ قسمت‌ كشدار را ببري‌، سه‌ چار انگشت‌ جا بذار، چون‌ بعد بايد خم‌ شود تا كش‌ رد شود. اين‌ را براي‌ همه‌ لبه‌ها بكن‌.
پيژامه‌ قبلي‌ را برداشته‌ در كمد قرار بدهيد تا مادر آشفته‌ نشود. نخ‌ سوزن‌ آورده‌ پارچه‌را كوك‌ بزنيد. (كوك‌ زدن‌ يعني‌ رد كردن‌ موقت‌ نخ‌ از لاي‌ پارچه‌) از لاي‌ در سرك‌ بكشيد تا مادر بزرگتان‌ از راه‌ سر نرسد (چرخ‌ خياطي‌ مال‌ مادر بزرگ‌ است‌).
بعد از دوختن‌، نوبت‌ كش‌‌اندازي‌ است‌. كش‌ را مي‌اندازيم‌، به‌ اين‌ صورت‌ كه‌ سنجاق‌ قفلي‌ را به‌ سر آن‌ گره‌ زده‌، كشان‌ كشان‌ از سوراخ‌ كمر پيژامه‌ عبور بدهيد. يادتان‌ باشد سنجاق‌ قفلي‌ را پس‌ از خاتمه‌ كار به‌ چارقد مادربزرگ‌ ارجاع‌ دهيم‌.

نكات‌ مهم
1- براي‌ جلوگيري‌ از عدم‌ سايش‌ سرزانوها، از چهار دست‌ و پا رفتن‌ بپرهيزيد.
2- در صورت‌ پاره‌ شدن‌ كش‌، پيژامه‌ سقوط‌ خواهد كرد.
3- حضور در اماكن‌ عمومي‌ با پيژامه‌ خلاف‌ شئونات‌ اجتماعي‌ است‌.
4- پيژامه‌ نيز مانند مسواك‌ و عينك‌، از لوازم‌ شخصي‌ شماست‌، از تعارف‌ آن‌ بپرهيزيد.
5- قبل‌ از اينكه‌ پيژامه‌ قبلي را روي‌ پارچه‌ بگذاريد، كش‌ آنرا خارج‌ كنيد تا كمرش‌ تنگ‌ نشود.

 



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درشنبه بیست و چهارم تیر 1385 ، ساعت 13:21
لينك ثابت .:.

مسافر بی حیا (مطالب جالب )

سلام امروز واستون یه طنز مشهدی گذاشتم عالیه حتما بخونید یه کم لهجه اش سخته ولی باحاله!

مسافر بی حیا
پیریروز داشتم هموجو تو خط خودمان مسافر میکیشیدم که یگ دفه به فکرم رسید برم طرفای بالاشهر که یک کم تنوع بره. خلاصه سرتانه درد ندم مسیره عوض کردم و رفتم طرف ای محله های سوسولی. هموجو که داشتم تو یکی از خیابونای سوسولی مرفتم یگ دفه دیدم یکی از ای دخترای خوشکل که همچی که نگا مکنی دلات وا مره واستاده کنار خیابون. مویم تیز جلوش ترمز کردم و سوارش کردم. خداویکیل تیکه حقی بود. فقط لباساش یک کم سوسولی بود. یگ مانتوی سبز برش کرده بود که همچی تنگ بود که همه پستی بلندیای بدنش دیده مرفت . شلوارشم فک کنم مال مامانش بود بره که یگ عالم تا زده بود. فک کنم دو سایز براش بزرگ بود. او نمدنست که مو درم نگاش مکنم. زل زده بود به پش موهام. فک کنم عظمت پش موهام گیریفته بودش. هموجور که داشتم مرفتم و هی از آینه نگاش مکردم دیدم یکی از ای بچه سوسولا واستاده کنار خیابون. نگه داشتم و اویم سوار رفت و باز راه افتادم. هموجو که داشتم مرفتم دیدم ای بچگه هی دره به دختره نگا مکنه. با خودم گفتم عجب بچه سوسول بی حیاییه. یک کم که رفتم دیدم هی دره خودشه یواش یواش میکیشه طرف دختره تا ایکه رسید چفت دختره. بعد دیدم دختره ره یگ نگاهی کرد و یک خنده ایم بهش کرد. اعصابام داشت خورد مرفت. ولی باز با خودم گفتم ولش کن ای بچه سوسوله ره. یگ دفعه دیدم یک کاغذ از جیبش در کرد و روش شمارشه نوشت و گرفت جلو دختره. دختره خودشه زد به او راه و بیرونه نگاه کرد. باز گفتم بیخیال باش ممد. گفتم اصلا آینه ره نگا نکن. بره همی دیگه نگاه نکردم که یک دفعه پسره گفت: ببخشید خانوم اسم شما چیه؟ ای ره که گفت دیگه تحملم تموم رفت. یک ترمز میخی زدم که نزدیک بود دختر و پسره از عقب پرت برن جلو. سریع پیاده رفتم و در طرف پسره ره وا کردم و گفتم دداش چی فک کردی؟ تو ماشین ممد تاکسی و ای کارا؟ گردنشه گیریفتم و کیشیدم لای در و بعدم دره بستم و فشار مدادم. بچگه عین یک توله سگ یتیم ترسیده بود. گفتم: یره قمبل تو فک کردی اینجه خارجه که هر کار مخی بکی؟ همجو که کلش لای در بود که داد و بیداد مکرد یگ دفعه دستشه بلند کرد و صورتمه ناخون کیشید و مویم دیونه رفتم. بهش گفتم: تو چوچک مو ره ناخون میکیشی؟ مو چاقویم برام فنتی ندره او وخت تو ناخون میکیشی؟ در وا کردم و کیشیدمش لب جوب و چاقومه از جیبم در کردم و گرفتم دم گردنش و گفتم: مخی همینجی سلاخیت کنم؟ موره ناخون میکیشی؟ بوگو غلط کردم. زود باش یره. بچگه که همچی مثل سگ ترسیده بود گفت: بخدا غلط کردم، ... خوردم، جون مادرت ولم کن. همی که موره به مادرم قسم داد دیگه ولش کردم. بره که مو رو مادرم خیلی حساسم. مادرم سه سال پیش عمرشه داد به شما. اشک تو چشمام جمع رفت و ولش کردم و گفتم خدا بیامرزش. بچگه ره ول کردم و رفتم سوار ماشین برم که دیدم یگ عالم آدم جمع رفتن ولی هیچ کودوم جرات نمکنن بیان جلو. رفتم و گازه گیریفتم و رفتم. یگ دفعه یاد دختره افتادم و نگا کردم دیدم نیست ولی یک کاغذ عقب گذاشته. نگا کردم دیدم توش نوشته اینروزا آدمای باغیرتی مثل شما کم پیدا میشن. خوشحال میشم اگه بازم شما رو ببینم. زیرشم شماره همراشه نوشته بود.
حالا موندم چیکار کنم؟ بره ایکه خجالت میکیشم زنگ بزنم. اصلا نمدنم چی بگم؟ شما موره راهنمایی کنن.



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درجمعه بیست و سوم تیر 1385 ، ساعت 14:3
لينك ثابت .:.

عکس های کمدی (عکس و کاریکاتور )

سلام چند تا عکس فوق العاده از جام جهانی(کمدی) دارم حتما ببینید:



اگه ادامه داره اینجا بخون



نوشته شده توسطk1 درپنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 ، ساعت 17:27
لينك ثابت .:.

Design by: irwebnet.tk