|
|
|
وبلاگ من |
|
|
|
نويسنده |
|
|
|
موضوعات |
|
|
| لوگوي وبلاگ | |
|
|
|
| لينکدوني |
| دوستان |
| لوگوي دوستان |
| آمار وبلاگ .. |
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها: |
|
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع و يا لينک دادن به وبلاگ مجاز مي باشد . |
ترجمه قالب به بلاگفا
irwebnet.tk
![]()
12 تيپ خانم هايي كه از آنها دوري كنيد
(مطالب جالب
)
فرهنگ خواستگاري رفتن!
(مطالب جالب
)
مواد لازم : يك عدد شازده پسر عاشخ! يك عدد گل دختر نجيب ... يك عدد مادر اكتيو ... (در خواستگاري هاي سنتي عاشخيت پسر جاي بحث دارد !!!)
ابتدا مواد لازم را تهيه مي كنيم... اين بحث در اين مقوله يا مقاله يا مقال مجال نمي دهد.
ابتدا مادر اكتيو تلفن را برداشته و به خانه گل دختر نجيب تيليف ميزند . (اين در صورتي است كه مادر اكتيو همسايه گل دختر نباشد ، كه در اين صورت مي تواند زر زر صداي زنگ خانه گل دختر رابه صدا در بياورد . يا اينكه قيژ قيژ پاشنه در را)
زررر... (يا قيييژژژژ)
الو بله... خانه يك عدد گل دختر... بفرماييد:
سلام عليكن!! شنيديم (يا ديديم) كه شما يك دختر تپل مپل سفيد مفيد... مثل هلو... مثل پنجه آفتاب دم بخت با شرايط مناسب داريد. كي مي تونيم بياييم يه عالمه مزاحم بشيم؟
توجه نكته مهم ××
اين تيليف اول بسيار مهم است. شما مادر شازده پسري كه احيانا نشريه موازي را مي خواني... لطفا خوب گوش كن... كمال ادب را به خرج بده از روده درازي زيادي بپرهيز. اطلاعات جامع و كامل بده. سعي كن در كمال ادب اطلاعات بگيري. از چاخان پاخان و خالي بندي جدا ً بپرهيز... مدت مكالمه بيشتر از ده دقيقه نشود. مادر جان دقت كن آخر مكالمه زمان تلفن بعدي با روز و ساعت و ثانيه، براي شرفياب شدن يا نشدن را مشخص كني... و بهتر است همين فردا باشد نه شصت صد سال بعد...
فردا just on time مادر شازده پسر ...> زررر...
الو بله... خونه همون گل دختر نجيب و سفيد مفيد تپلي كه احيانا دوست پسر نداشته و قبول كرده بياييد دستش رو ببوسيد... بفرماييد:
مادر شازده پسر: پس قبول كرده كه ببوسيم... كي ببوسيم؟
مادر شازده پسر سعي كند ظرف سه روز آينده وقت بگيرد و به ناز كردن مادر گل دختر توجه نكند...
زرررر....
صداي زنگ در خانه گل دختر نجيب كه حالا كمي سرخ شده... بفرماييد:
(فرهنگ گل و شيريني: 1_آدم هاي پررو دفعه اول كه خانه كسي براي امر خير مي روند... چيزي نمي برند و اين امر از طرف باقي آدم هاي پرروتر توجيه شده است... نگارنده چون پررو نيستم اظهار نظري نمي كنم. 2_ گل آوردن به منزله اين است كه خانواده گل پسر با ادبند و قشنگي گل با سليقه طرف ارتباط مستقيم دارد (در ابتدا و انتهاي امر ازدواج از خسيس بازي بپرهيزيد) همچنين اوردن گل اين معنا را هم مي تواند داشته باشد كه خانواده شازده پسر همچين بگويي نگويي بوسيدن دست گل دختر زير دندانشان مزه كرده است و تمايل دارند براي آشنايي بيشتر باز جلسه ديگري تشريف بياورند 3_شيريني آوردن اصولا در مراحل انتهايي خواستگاري صورت مي گيرد و به منزله آن است كه شازده پسر همش از دست بوسيدن خالي خسته شده و گل دختر همه جوره مورد پسند واقع شده ... پسنديده ديگه... چرا متوجه نيستيد... پسنديده ... همين جا پرانتز فرهنگ گل و شيريني را مي ينديم و وارد خانه گل دختر مي شويم ..بعدا با پرانتز فرهنگ چايي خدمت مي رسيم ...)
زرررر....
بفرماييد: شازده پسر سعي كند كاكل هايش را آب و روغن بزند. حتي الامكان كت و شلواري از در و همسايه. دوست و رفيق جور كرده، بپوشد كه نشان بدهد عرضه كت و شلوار پوشيدن دارد همچنين خودش دسته گل را به دست بگيرد كه در غير اينصورت نبايد از عروس خانم توقع چايي آوردن داشته باشد و ما تحتش نسوزد زماني كه به جاي عروس خانم مادر يا خواهر يا عمه و خاله اش چايي اوردند و شازده پسر عرق ريزان سرش را بالا آورد و به جاي گل دختر پنجه آفتاب پيرزني را ديد كه لبخند جگر سوز مي زند! پس براي جلوگيري از كنف شدن بهتر است از اول دسته گل را خود شازده دستش بگيرد كه چيزي كه عوض دارد گله ندارد!
مادر شازده پسر سعي كند موقعيت استراتژيكي را براي نشستن انتخاب كند به طوري كه اگر خواست وسط مجلس براي پسرش چشم و ابرو بيايد و نظر شازده پسر را جويا شود... خانواده گل دختر وي را نبينند... يا اگر پسر خواست سوالي فرمايشي تقلبي از وي بستاند مشكلي پيش نيايد. پس نتيجه مي گيريم مادر و پسر قند عسل نبايد از هم زياد دور بنشينند. زياد هم ور دل هم نباشند كه مبادا شازده انگ بچه ننه اي بخورد!
بعد از ده الي پانزده دقيقه صحبت درباره وضعيت اب و هوا و گراني و بيكاري جوانان و نوه هاي طرفين و احيانا زلزله (اين قسمت براي نشان دادن به روز بودن مطلب در اين قسمت اضافه شده است) بايد مادر شازده پسر با هر ترفندي كه شده از نظر شازده مطلع شود و تصميم بگيرد كه بحث پيرامون امر خير را شروع كند يا نكند در غير اينصورت ممكن است حوصله دختر خانم سر برود و مجلس را به نشانه اعتراض ترك كند (فرهنگ چايي: شازده پسر كاكلي ميتواند در اين قسمت از فرهنگ چايي استفاده كند و بر مبناي قرار داد از پيش تصويب شده اگر دختر مورد پسند واقع نشده بود چايي را نصفه بنوشد و اگر پسنديده بود اشكالي ندارد كه استكان را هم قورت دهد... البته هر خانواده مي توانند از قبل براي خودشان ترفند هاي ديگري هم طراحي كنند) فرض مي گيريم كه بحث شروع ميشود
مادر شازده پسر چهار تا سوال حسابي بپرسد و بحث داغي را راه بياندازد. نگارنده پيشنهاد ميكنم كه اين جلسه همه با هم و در حضور يكديگر به تبادل انديشه و ابراز عقيده بپردازند تا مشخص شود كه گل دختر و شازده پسر توانايي اظهار عقيده در يك جمع خانوادگي را دارند يا نه! ( نه كه دختره و پسره را در يك اتاق كرده و خودتان فال گوش بايستيد...) بعد از حدود 45 دقيقه الي يك ساعت... ديگر گل پسر بسش است و بايد بداند كه ياتاق انداختن كافي است... و توجه داشته باشد كه با كت و زير شلواري كه نيامده است... دست والده مكرمه را بگيرد و به خانه اشان برود كه كلي فك و فاميل منتظر اظهار نظرشان هستند!
نكته اساسي مهم > خانواده شازده پسر اگر مايل باشند براي ماچ ماليزاسيون مشرف شوند يا مايل نباشند، بايد اين نكته را به خاطر داشته باشند كه بعد از سه چهار روز... زررر... صداي گوشي خانه گل دختر را به صدا در بياورند و دوباره وقت بگيرند يا اينكه از بابت پذيرايي تشكر كنند و ديگران طرف ها پيدا نشوند... يعني شما خانواده شازده پسر! لطفا به مثابه... رفتار نكنيد، كه برويد و پشت سرتان را هم نگاه نكرده و گل دختر سفيد مفيد كه حالا غمگين است و زردمبو شده و زير چشم هايش گود افتاده را بلاتكليف بگذاريد!
اين تشكر كوچك نشان دهنده ادب خودتان است. اگر هم خواستيد دوباره بياييد كه در قسمت هاي بعدي برايتان مي گويم چه كنيد... آباريكلا شازده پسر ها و گل دختر هاي تپلي!
قوانین جدید راهنمایی رانندگی
(مطالب جالب
)

تک سرنشينهاي جهان متحد شويد!!!!!!
------------------------------------------------------------------------------
از اين به بعد در بزرگراهها مسير ويژهاي براي خودروهاي سه سرنشين در نظر گرفته ميشود و اين خودروها ميتوانند در آن با سرعت بالا حرکت کنند. اين مسير با علامت لوزي مشخص خواهد شد.
ايني که خوانديد ما هم قبلا خوانده بوديم. به هر حال خبر است. اما من نميدانم چرا هر خبري را که ميخوانم يک جوريم ميشود! در مورد اين خبرهم اين جوريم شد!
مطمئن باشيد اين قانون وقتي اجرا شود، اين اتفاقات ميافتد:
1- هر کس عجله داشته باشد و البته تنها باشد و علاوه بر احساس عجله، احساس دلتنگي هم داشته باشد و به احساست بعدياش هم علاقهمند باشد، سريع فرمان ميگيرد کنار خيابان و از "تک سرنشين" بدل به "سه سرنشين" يا بيشتر ميشود.منتها چون حداقل بايد از تک سرنشين بدل به سه سرنشين شود، احتمالا تنها ورزشکاران در اين دسته ميگنجد.
2- وقتي يک نفر محل کارش را ترک ميکند، سعي ميکند دوستان هممسيرش را هم برساند،بدين ترتيب بعد از يک مدت کساني که در شوش، جردن و ميدان آزادي ساکن هستند احساس هممسير بودن ميکنند.
3- خط ويژه سهسرنشينه طبق خبر، با لوزي مشخص ميشود. ساير خطوط احتمالا به اين شکل معين خواهند شد: چهار سرنشين ذوزنقه، دو سرنشين مکعبمستطيل، تک سرنشين علامت پيروزي.
4- ماموران پليس که ميخواهند سارقي را تعقيب کنند، اول بايد حداقل سه چهار نفر يار جمع کنند، بعد بتوانند به تعقيب و گريز بپردازند!
5- هيچي، وقتي قانون ميگذاريم، به تبعات آن هم فکر کنيم.
مسابقه 5000 دلاری گوگل
(کامپیوتر و هک
)
کمپانی گوگل به تازگی، اقدام به راه اندازی مسابقه ای درباره ی Google Desktop نموده است، که جایزه ی نفر اول آن 5000 دلار، نفر دوم 2000 دلار و نفر سوم 1000 دلار خواهد بود.
هدف از اجرای این مسابقه آن است که کاربران Gadget هایی جهت نصب بر روی نرم افزار Google Desktop بسازند.
در این مسابقه تا آخر این ماه یعنی روز 31م July مهلت دارد، هر شرکت کننده ای که یک Gadget قابل قبول بسازد، یک ویرایش تعیین شده از تی شرت های Google Desktop Developer دریافت خواهد کرد و همچنین Gadget او در بین چند میلیون Gadget دیگر در سراسر دنیا قرار خواهد گرفت.
همچنین جایزه های ذکر شده در بالا برای برترین Gadgetها اختصاص یافته اند، شرکت در این مسابقه میتواند نمره ی مثبتی برای استخدام در گوگل نیز باشد.
برندگان در تاریخ 21 آگوست در وبلاگ Google Desktop اعلام خواهند شد. گسترش دهندگان برای ساخت Gadgetها میتوانند از نسخه ی جدید Google Desktop Gadget Designer استفاده کنند، همچنین قسمت "گسترش دهندگان" Google Desktop نیز میتواند منبعی برای شرکت کنندگان باشد.
شرکت کنندگان در این مسابقه باید، بالای 18 سال سن بوده و نباید از ساکنین کشورهای ایران، کوبا، Syrna ، کره شمالی و Burma باشند
عوامل گرونی!!!
(مطالب جالب
)
در همين راستا در ساعت 23 و 14 دقيقه و 28 ثانيه يک روزي و در اتاق نشيمن طبقه پنجم يک ساختماني، «کميته ضد گراني» دوربرگردان تحت نظارت و فرماندهي اينجانب، تأسيس و عملياتِ کشفِ عوامل و محافل گراني چند ثانيه بعد، با گروهي از زبدهترين مأموران، کار خود را آغاز کرد.
هدف عمليات، رسيدن به سرشاخههاي گرانيزايي و کشف محفل اصلي بود که خوشبختانه پس از 2.536.001 نفر ساعت کار مداوم ـ که شرح تمامي آنها موجود است ـ سرانجام مأمور ويژه 9/006 توانست، مهمترين و آخرين عمليات مربوط به اين كميته را انجام دهد. گزارش كامل اين عمليات كه بين مأمور 9/006 و حاجي «م.ف»، فرمانده ارشد عمليات و از طريق بيسيم انجام يافته، به شرح زير است (اين گزارش، جزو اسناد طبقهبندي شده است و نقل يا بازانتشار آن به هر نحوي، ممنوع و متخلف تحت پيگرد غيرقانوني قرار خواهد گرفت، مگر آنکه منبع، ذکر شده باشد!).
مأمور 9/006 [آرام و زيرلبي صحبت ميکند] ش ش ش(1) حاجي منم... الو... صدامو داري؟... ش ش ش.
فرمانده م.ف: ش ش ش به جا نميآرم، تمام.
9/006: بابا منم حاجي.... چطور به جا نميآري... اون روز تو دکون رمضون، يادت نيست؟
م.ف: دکون رمضون و زهرمار... تو مثلا مأمور امنيت ما هستي؟ اسم رمز نداري؟ تمام.
9/006: آها... خب از اول بگو، اين هم اسم رمز «محسن 110 سبزوار» تمام.
م.ف: «باقر 69 طرقبه» خب بگو، الان کجايي؟ تمام.
9/006: من الان تو موقعيت هستم، همه سرشاخههاي عوامل گراني که قبلا توسط برادرا و خواهراي گمنام شناسايي شده بودن، توي يک اتاق جلسه دارن. تمام.
م.ف: 9/006 وضعيت خودت رو دقيقا توصيف کن. تمام.
9/006: 102 کيلو وزن، نسبتا طاس، متأهل، ... .
م.ف: IQ! وضعيت خودت رو در موقعيت مورد نظر توصيف کن. تمام.
9/006: آها... من الان پشت پرده در يکي از وروديهايي هستم که اونها جلسه دارن. تمام
م.ف: ميتوني صداها رو بشنوي؟ تمام
9/006: بله... الان همه با هم دارن حرف ميزنن و بيشتر اونا هم دارن smsهايي که راجع به رئيس جلسه براشون رسيده رو ميخونن و قاه قاه ميخندن. مثل اينکه هنوز رئيس نيومده. تمام.
م.ف: بعضي از اونها رو براي ثبت در گزارش، مخابره کن. تمام.
9/006: نميتونم، خيلي خيط هستن حاجي! البته يکي راجع به «خوشگلا بايد برقصن» هست که ... ش ش ش [وقفه]
م.ف: چي شد مأمور 9/006؟ تمام.
9/006: جلسه ساکت شد، گويا رئيسشون اومد. تمام.
م.ف: حرفاشون رو خوب گوش کن و در وقت مقتضي گزارش کنين 9/006، تمام. [سکوت]
9/006: ش ش ش رئيسشون يه چيزايي ميگه در مورد مردم و گراني و از اين حرفها.. خيلي عجيبه حاجي.. انگاري رئيسه از گروني خيلي بدش مياد... همه حاضران هم دارن به باعث و بانيش لعنت ميفرستن. تمام.
م.ف: مطمئني موقعيت رو درست رفتي؟ شايد اشتباهي رفتي يه جاي ديگه! تمام.
9/006: نه، آدرس و مشخصات دقيقا، همونه که از طرف همکاران ديگه تأييد شده... به هر حال، همچنان رئيس جلسه داره در مورد مردم و لزوم مبارزه با گروني حرف ميزنه و همه هم تأييد ميکنن... من که پاک گيج شدم حاجي. تمام.
م.ف: حاضرين چي ميگن؟ تمام
9/006: خيلي ابراز تأسف ميکنن از اينکه دشمنان به مردم تلقين ميکنن که گراني وجود داره و يکي از کلهگندههاي جلسه که اسمش «فرزاد» يا «فرشاد» يا «فرهاد» يا همچين چيزيه، ميگه که من روزي صد بار گروني رو تکذيب ميکنم، ولي چندان افاقه نميکند. تمام.
م.ف: خُب بقيه چي ميگن؟ تمام.
9/006: بقيه خيلي ناراحتن و ميگن، کسايي که اون شايعات رو مطرح ميکنن، حتما عامل و مزدور بيگانههان و بايد بديمشون دستِ غلام... ش ش ش(2) تا آدمشون کنه. تمام.
م.ف: بقيه چي ميگن؟ تمام.
9/006: فعلا همه تأييد ميکنن... ولي گويا قراره چند نفر حرف بزنن تمام.
[چند دقيقه بعد]
9/006: اولين نفر حرف زد. حاجي... ميگه گرون کردن 60 درصدي تعرفه يه چيزي، خيلي کار خوبي بوده و به نفع مستضعفين بوده و گروني اون چيز توي بازار، هيچ ربطي به تعرفهها نداره. تمام.
م.ف: حتما اشتباهي شنيدي. مرغ پخته هم ميدونه که اگه تعرفه يک کالايي بره بالا، قيمت اون کالا هم گرون ميشه. تمام.
9/006: به خدا همينجوري گفت. ش ش ش . حالا نفر بعدي داره حرف ميزنه ش ش ش، اين يکي يه چيزايي راجع به سبد و سيمان و حمايت ميگه. تمام.
م.ف: دقيق گوش کن و گزارش بده. تمام
9/006: خوب نميشنوم چي ميگه. نميدونم سبد رو از حمايت سيمان خارج کردن يا سيمان رو با سبد از خارج حمايت کردن يا از خارج يکي اومده با سبد حمايت رو از سيمان ... .
م.ف: اي حنّاق بگيري با اين گزارشت... حتما دارن در مورد خارج کردن سيمان از سبد حمايتي حرف ميزنن. تمام
9/006: خلاصه اين بابا ميگه اون کار، هيچ ربطي به گروني سيمان و مصالح ساختماني و مسکن نداره. تمام
م.ف: خيلي عجيبه! يا تو بد مخابره ميکني حرفهاي اونا رو و يا اگه همين حرفها رو زده باشن، خيلي آدماي پرتي هستن... خب ديگه چي ميگن؟ تمام.
9/006: الان همه دارن از زحمات رئيسشون در مبارزه با گراني تعريف و تمجيد ميکنن، رئيسه هم داره از زحمات شبانهروزي اونها براي خدمت به بندگان خدا و قشر مستضعف قدرداني ميکنه. تمام.
م.ف: ديگه چي ميشنوي؟ تمام.
9/006: ديگه يه صداي خرت خرتي که شبيه خاروندن پاچهاس ميشنوم. ش ش ش. حالا يکي ديگه داره حرف ميزنه ش ش ش ميگه، شير رو بايد گرونتر کنيم، از يه دختري هم به اسم «پگاه» حرف ميزنن... رئيسه هم گفت، عيبي نداره. حالا ميگه اگه بنزين... .
م.ف: بسيار خوب. متشکرم 9/006. تمام.
9/006: حاجي... حالا ميتونم پرده رو بزنم بالا و اسم آدماي پشت پرده رو افشا کنم؟ تمام.
م.ف: لازم نيست، 9/006. مأموريت شما تموم شده. ميتوني برگردي. تمام.
9/006: چي ميگي حاجي؟ حالا که ستادشون رو کشف کرديم، افشاشون نکنيم؟! تمام.
م.ف: اولا اسمش ستاد نيست و شوراست. ثانيا اعضاش هم براي همه شناخته شده هستند. ثالثا مطابق دستور عمل کن و مثل بچه آدم، بگو چشم. تمام.
9/006: امکان نداره. من به خودتم مشکوکم حاجي... من در مقابل مردم، مسئولم. من به وظيفهام عمل ميکنم. من تا آخرين قطره خون براي اين مردم مظلوم و مستضعف... .
م.ف: بيشين بينيم بابا، مگه موقع انتخاباته که اينقدر شعار ميدي؟ پشت شهرداري يادت رفته؟! تمام.
9/006: حالا چرا مسائل خصوصي رو قاطي ميكني حاجي؟ نوكرتم... حالا بذار ما پرده رو بالا بزنيم چار قرون حق مأموريت گيرمون بياد. تمام.
م.ف: قبل از اينکه کار دست خودت بدي، يه نيگاه از سوراخ پرده بنداز به قسمت رئيس جلسه. تمام.
9/006: باشه. دارم ميبينمش. تمام.
م.ف: يه آدم حدودا 45 ساله، ريزنقش، با کاپشن ارزونقيمت و ريش تُنُک.. خيلي هم تو دل برو!
9/006: آره آره ... خودشه، تو از کجا ميدوني حاجي؟ تمام.
م.ف: حالا ديگه همشون رو ميشناسم...؛ يعني همه، همشون رو ميشناسن... تو هم لازم نيست، ديگه پشت پرده عوامل گراني رو فاش کني. زدي به کاهدون 9/006. مأموريت تمومه. تمام.
9/006: باشه. پس من يه کاري دارم ميرم طرف توپخونه، بعدا ميام سايت. تمام.
م.ف: باشه، ولي اگر اين دفعه بري پشت شهرداري، گوشي بيسمت رو بفروشي، اين گوشي ديگه رو...!
9/006: افتاد حاجي! اوکي. نميرم. تمام.
پينوشت:
1ـ اين «ش ش ش» همان صداي خش خش بيسيم است كه طور ديگري بلد نيستيم مكتوبش كنيم.
2ـ به 1 مراجعه شود.
شوهر شناسی قدیمی
(مطالب جالب
)
اگر آقایتان شبها دیر به منزل می آید، لابد کار دارد که دیر می آید! اگر شما بیرون کار می کردید که ممکن بود اصلاً همان آخر شب هم به منزل نیائید!!
- اگر آقایتان انتظار دارد وقتی به منزل می آید برای او چای بیاورید، بدون حرف اضافی این کار را انجام دهید، وگرنه ممکن است اگر آقایتان اجازه نمی دهد هر کجا که می خواهید بروید، خدا را شکر کنید که اجازه می دهد نفس بکشید!! -
اگر آقایتان به شما خرجی نمی دهد، لابد خرجهای مهمتر از منزل دارد، جیکتان هم در نیاید!!
- اگر آقایتان اجازه نمی دهد سر کار بروید، سپاسگزارش باشید -
اگر آقایتان اجازه می دهد که بیرون از منزل هم کار کنید، از اینکه شما را قابل دانسته تا هم در منزل و هم بیرون از منزل کار کنید، از او تشکر کنید!!! -
اگر آقایتان به کوچکترین حقوق زنان بی توجه است، حقتان است اگر تحویلتان هم بگیرد شما به او می گوئید زن ذلیل!!! -
- اگر آقایتان شلوارش چند تا شد و به تبع آن چند تا زن دیگر هم گرفت، خوشحال باشید که می تواند يک تنه از پس چند زن بر بیاید!!! مگر اوایل ازدواج همین مردانگی را دوست نداشتید؟!!
- اگر آقایتان برای شما هدیه نمی خرد، رویتان را زیاد نکنید! او خودش برای شما بزرگترین هدیه است! و یا لااقل بزرگترین هدیه که شما را همیشه تحمل می کند!!!!
ماجرای علی دایی در جام جهانی
(مطالب جالب
)
حتما بخونید جالبه روی ادامه مطلب کلیک کنید:
2 راه برای یا فتن زن خوب
(مطالب جالب
)
بازار سکس جام جهانی
(مطالب جالب
)

دوباره لینکهای قشنگ قشنگ
(عکس و کاریکاتور
)
سلام