این مطلب هم در مورد عشقه اگه نخونی ضرر کردی:
عشق درجایی پا می گیرد که محرومیت ها و محدودیت دسترسی به جنس مخالف وجود دارد.در داستان "لیلی و مجنون" جدایی بین "لیلی" و "قیس" عشقی آتشین را بین آن دو به وجود می آورد این داستان عشقی از جدایی و محرومیت آنها نشات می گیرد. در غرب به دلیل آزادی های جنسی ، عشقی که در ایران رایج است، وجود ندارد و معمولا روابط عاطفی ، آگاهانه و بر اساس منافع مشترک شکل می گیرد. جامعه شناسان معتقدند بیشتر عشق های دوره نوجوانی از محدودیت های روابط دو جنس نشات می گیرد و...
اگه ادامه داره اینجا بخون
نوشته شده توسطk1 درچهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 ،
ساعت 1:54
امروز یه مطلب خیلی جالب در مورد دخترای فراری دارن حتما بخونید:
اگه ادامه داره اینجا بخون
نوشته شده توسطk1 درچهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 ،
ساعت 1:27
اینم تماشاچی های کشورای مختلف توی ادامه مطلب
بعدا هم بقیه عکس ها رو می ذارم.
اگه ادامه داره اینجا بخون
نوشته شده توسطk1 درجمعه بیست و ششم خرداد 1385 ،
ساعت 1:20
شرایط ورود زنان به ورزشگاهها اعلام شد
بر طبق آخرین اخبار منتشر شده شرایط ورود زنان به ورزشگاهها به شرح زیر است:
1- همراه داشتن یک عدد سیبل (ترجیحاً کُلفت و دراز)
2- داشتن یک عدد عینکِ ته استکانی
3- داشتن صورت پر مو
4- داشتن دماغ بزرگ و بد ریخت
همچنین چند مورد دیگر هم وجود دارد که به صورت خصوصی و طی مصاحبهای که قبل از ورود خواهران به ورزشگاه از آنها گرفته میشود، به آنها گفته خواهد شد
اگه ادامه داره اینجا بخون
نوشته شده توسطk1 درجمعه بیست و ششم خرداد 1385 ،
ساعت 1:10
بعضی وقتها، هنگامی که به فرزندانم نگاه میکنم به خودم میگويم: «ليليان، تو بايد باکره باقی میماندی.»
ليليان کارتر
-------------------------------------------------------------------------------
هنگام خواندن کتابهای بهداشتی خيلی دقت کنيد. اگر اشتباه چاپی داشته باشد ممکن است باعث مرگتان شود
مارک تواين
-------------------------------------------------------------------------------
برای ازدواج کردن لحظهای درنگ نکنيد. اگر زن خوبی نصيبتان شود، خوشبخت میگرديد و اگر زن بدی گيرتان آمد فيلسوف میشويد
سقراط
-------------------------------------------------------------------------------
زن من در حرف زدن مشکل دارد. به همين خاطر هر از گاهی مجبور است حرف زدنش را متوقف کند تا نفس بکشد.
جيمی دورانت
-------------------------------------------------------------------------------
مردان مثل حيوانات خانگی هستند: اگر با آنها با قاطعيت و در عين حال ملاطفت برخورد کنيد می توانند ياد بگيرند که هر کاری را انجام دهند.
جيلی کوپر
-------------------------------------------------------------------------------
من هرگز از مردی آنقدر متنفر نشدهام که جواهراتش را پس بدهم.
زازا گابور
-------------------------------------------------------------------------------
فقط قهوه ايرلندی است که در يک فنجان، هر چهار ماده اساسی غذايی را دارا میباشد: الکل، کافئين، شکر و چربی.
الکس لوين
-------------------------------------------------------------------------------
من آنقدر بدشانسم که اگر گورستان بخرم، مردم ديگر نمی ميرند.
اد فورگل
-------------------------------------------------------------------------------
پول خوشبختی نمیآورد .... اما شکل دلپذيرتری از بدبختی را برايتان فراهم میسازد.
اسپايک ميليگان
-------------------------------------------------------------------------------
فايده خوشبختی چيست؟ خوشبختی که شما را پولدار نمیکند.
هنی يانگ من
-------------------------------------------------------------------------------
جوانی دوران ايدهالی در زندگی خواهد بود، اگر کمی ديرتر برسد.
هربرت هنری
-------------------------------------------------------------------------------
نگران دوری جستن از وسوسهها نباشيد. به مرور که سنتان بيشتر میشود، خود آنها از شما دوری میجويند.
وينستون چرچيل
-------------------------------------------------------------------------------
زمانی که يک مرد به قدر کافی عاقل میشود که مواظب باشد پايش را هرجائی نگذارد، موقعی است که آنقدر پير شده که ديگر نمیتواند هيچ جايی برود.
بيلی کريستال
-------------------------------------------------------------------------------
رابطه جنسی بدون عشق، کاری بیمعنی است. اما در بين کارهای بیمعنی، يکی از بهتريناشه!!!
وودی آلن
اگه ادامه داره اینجا بخون
نوشته شده توسطk1 درجمعه بیست و ششم خرداد 1385 ،
ساعت 0:52
ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!
چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!
اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید! (مرگ بر ا س ر ا ئـ ى ل
)
گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!
پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!
ایران: عاشق تخم مرغ است
! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند
! عاشق عبارت « خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس
! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید
! او سه سوته عاشق می شود
! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند ودر یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است!
منبع:jaraghe.net
اگه ادامه داره اینجا بخون
نوشته شده توسطk1 درچهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 ،
ساعت 1:23
اینم عکس بچگی های بازیگرای بالیوود تو ادامه مطلب:
اگه ادامه داره اینجا بخون
نوشته شده توسطk1 درچهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 ،
ساعت 1:8
بدينوســيله ما مردان محــترم كره زمين و حومه كه از قوانين و مقـررات و آيينها و اين كارو بكن، اين كارو نكنهائي كه نامردانه از سوي جامعه نامرد زنان بر ما تحميل گرديده و بدجوري حالمان را گرفــته به تنگ آمدهايم، بر آن شــديم كه از سوي هيئت مردان كره زمين و حومه، حرفها و نظــرات خود را توسط اين اعلانيه به گوش زناني كه حقوق ما مردان را پايمال ميكنند برسانيم. و از آنجا كه كليه موارد زير در يك درجه اولويت قــرار دارند، شماره موارد، همه «1» خواهد بود:
1- درست است كه ما بعضي مواقع به شما فكر نميكنيم، ولي دنيا كه به آخر نميرسه؟ چرا اينو درك نميكنين بابا؟
1- وقـتي جايي داريم ميريم، به پير، به پيغمبر، هرچي ميپوشين قشنگه و بهتون مياد! اينقــدر سئوال نكنيد!
1- چپ ميريم، راست ميريم، آبغوره ميگيري، به جون خودم وخودت يه كارخونه آبغورهگيري بزن پول توشـه!
1- بابا هرچي ميخواين رو راست بگين! چرا طفـــره ميرين؟ به ما چه كه شوهرخواهرت براي خواهرت گردنبند مرواريد خريده؟ منظورتون چيه؟!
1- حواس ندارم خب! چرا قهر ميكني؟! خب آدميزاد يادش ميره تولدت و سالگرد ازدواجمون كي بوده! دو روز قبلش بهم يادآوري كني ميميري؟
1- بابا ! من نوكرتم! شما فقط هم با «آره» و «نــه» جوابمو بدي كافــيه! دليل و برهان و اين چيزا نميخواد ديگه!
1- وقـتي مشـكلي داري كه ميتونم حلش كنم، بيا نوكرتم هسـتم. ولي اگه فـقط ميخواي درد دل كني و خودتو لوس كني، من نوكرتم! دست از سر ما ور دار! برو به دوســتات تلفن كن!
1- اگه ميگي 17 ماهه كه سردردي داري و نميشـه بهت نزديك شد، پس قضــيه جديه! برو پيش دكـتر خب!
1- بابا! بنزين زدن كه كاري نداره!! جون مادرت خودت بزن!
1- اگه يه چيزي گفـتيم كه ازش دو جور برداشت كرد، به خدا منظـور ما اون برداشـت خوبه بوده! آتيش به پا نكن!
1- حسودي نكن نوكرتم! بهـت هم بر نخوره! خدا چشم داده براي ديدن و لذت بردن از زيبائيها!
1- آخه من نوكرتم! تمام زندگيمون كه نميتونه مثل اون سه چهار هـفـته اول باشـه! چرا نميفهــمي؟
1- بابا! من كه علم غيب ندارم، از اونچه كه تو كله سركار خانوم هم ميگذره خبر ندارم! از روي چشمات هم نميفـهمم چــته! زبون كه داري ماشــالله! خودت بگو دردت چيه!
اگه ادامه داره اینجا بخون
نوشته شده توسطk1 درسه شنبه بیست و سوم خرداد 1385 ،
ساعت 2:9
|
اهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟ آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش. پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.
شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند. حاکم پرسيد : علت طلاق؟ آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟ آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟ آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حماله.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟ آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله است.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟ آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟ آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟ آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني , تو مثل مانکن ها مي موني.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟ الاغ گفت: آره.
حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟ الاغ گفت: واسه اينکه من خرم. حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.
نتيجه گيري اخلاقي: در انتخاب همسر دقت کنيد. نتيجه گيري عاشقانه : مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد عشق چشم هايتان را کور نکند
|
اگه ادامه داره اینجا بخون
نوشته شده توسطk1 دردوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 ،
ساعت 1:42
سلام
یک ضد فیلتر توپ که واسه همیشه از دست فیلتر ها راحت بشید
واسه این که ببینید چیه ادامه مطلب رو کلیک کنید:
اگه ادامه داره اینجا بخون
نوشته شده توسطk1 دردوشنبه بیست و دوم خرداد 1385 ،
ساعت 1:37