|
|
|
وبلاگ من |
|
|
|
نويسنده |
|
|
|
موضوعات |
|
|
| لوگوي وبلاگ | |
|
|
|
| لينکدوني |
| دوستان |
| لوگوي دوستان |
| آمار وبلاگ .. |
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها: |
|
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع و يا لينک دادن به وبلاگ مجاز مي باشد . |
ترجمه قالب به بلاگفا
irwebnet.tk
![]()
1. فرشاد : روح غضنفر شاد
2. فرناز : غضنفر ناز نكن
3. ياماها : بالاخره نفهميديم الاغا خرن يا ما ها
4. عذاب : ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازست
5. لوبيا : كوچولو بيا
6. نجيب : اين شلواره نه جيب داره نه زيپ
7. ساختمون : رفتيم پاي بساط حسابي ساختمون
8. جوراب : بدجور آب خوردم پريد تو گلوم
9. لجن : چند ساله بابام با عموم اينا لجن
10. كيبورد : كيف من رو كي برد
11. سينا : ديشب رفتيم خونه عباس اينا
12. فرید و مجيد و حميد : شما۳ نفريد ولی به قرآن مجيد عين هميد
13. حيدر : ديشب آمدم در خونتون هي در زدم
14. آقا حيدر : ديشب اومدم در خونتون آقا هي در زدم هي در زدم
15. ستيز : The mobile set is off
16. توكيو : من غضنفر را دوست دارم تو كيو ؟
17. كوشش : شلوار من كوشش
18. كار و كوشش : شلوار كار من كوشش
19. وطن : من رفتم حمام سر و تنم را شستم
20. ماشين : شنيدم مي خواين بياين همسايه ما شين
21. كيشميش : من دايي غضنفرم تو كيش ميشي ؟
22. كشور : اين قدر با كش ور رفتم خورد تو چشمم
23. مينا و تينا : عمم اينا رفتن خونه عمت اينا
24. مناجات : منا جات رو بنداز دير وقته مي خوايم بخوابيم
25. علي : صندلي
26. صداقت : الو الو صدا قطع شد
27. جاسوس : اينجا سوسك هم داره ؟
28. شمشير : فدات شم شيرتو خوردي ؟
29. خمپاره : شلوار من عيد غدير خم پاره شد
30. ابريشم : هوا ابريش هم خوبه
31. خرچنگ : كره خر چنگ نزن
32. شتر : شو تركي داري ؟ بده ما هم ببينيم
33. عدس : ديگه ا(ز) دست شما خسته شدم چه قدر جمله بسازم !!!؟
تيپشناسي، ضرورت فراموششده
پس از گذشت 27 سال از وقوع انقلاب اسلامي، هنوز هم يكي از داغترين بحثهاي محافل فرهنگي و شخصيتهاي اجرايي، مباحث مربوط به حجاب و برنامههاي فرهنگساز براي پوشش بانوان است.
در اين چند سال، بسياري طرحها و نظريهها با آزمون و خطا پيگيري شدهاند، اما هيچ كدام از آنان پاسخ درستي به متصديان خود ندادهاند. برخورد فيزيكي، يكي از راههايي بوده است كه تاكنون بارها و در مقاطع گوناگون با شدت و ضعف دنبال شده است، اما صحنههاي امروز كوچه و خيابان، نتيجهاي خلاف خواسته طراحان آن را نشان ميدهد.
اين نوشتار درصدد نيست تا با كنايه زدن به «امر به معروف» و «نهي از منكر» ـ كه در برخي اوقات و با شرايط خاص، شامل برخورد فيزيكي هم ميشود ـ اين اصل را زير سؤال ببرد، بلكه بر آن است تا به واكاوي علتهاي بدحجابي و و شخصيتشناسي قشر شلحجاب جامعه، به راهكاري عملي براي اين حل موضوع دست يازد.
اشتباه بزرگي است كه در دستهبندي و برنامهريزي براي معضل بدحجابي و مضرات برهنگي، تمام زنان و دختران را به يك چشم نگريسته، آنان را با يك چوب برانيم. روشن است همانطور كه طيف اجتماعي و تعلقات خانوادگي زنان و دختران در بهرهگيري آنان از امكانات اجتماعي و وسايل زندگي، نقش مؤثر ايفا ميكند، خاستگاه اجتماعي آنان نيز در نوع نگرش و طريقه برخورد و كنار آمدن آنان با مسائل و مشكلات، نكتهاي كليدي است كه بايد به آن توجه داشت.
قشر شلحجاب را در يك طبقهبندي كلي و اجمالي، ميتوان متعلق به چند قشر خاص سواي از هم دانست:
1ـ در وهله اول گروهي بيش از موارد ديگر، جلب توجه كرده و داراي سابقه بيشتري در زمينه سستي در نمادها و شعائر مذهبي است، قشري هستند كه به علت موقعيت خانوادگي و محيط خصوصي خود، از به قشر غيرمتدين به حساب آمده و به خاطر اقتضائات محيطي كه دامنگير آنان شده، نسبت به مسائل و مقيدات مذهبي و اجتماعي لاقيد به حساب ميآيد كه يكي از بروزات اين لاقيدي بدحجابي است.
2ـ قشر دوم بدحجابان، آنهايي هستند كه به علت فقر اقتصادي و كمبود معيشت، مجبور به تنفروشي و عشوهگري ميشوند كه تفاوت محيطها و طرزفكرهاي اين گروه با گروه اول روشن و هويداست.
3ـ قشر سوم كه در جامعه امروز ايران، ميتوان آن را فراگيرترين قشر متأثر از نسيمهاي مخالف فرهنگي دانست، افرادي هستند كه به خاطر تقليد از روند جامعه و به دور از انديشه مستحكمي، به پيروي از افراد پيرامون خويش و يا الگوهاي مطرحشده در رسانههاي غربي و ماهوارهاي ميپردازند و به بدحجابي يا شلحجابي دچار ميشوند.
4ـ دسته چهارم كه وجود آنان تأسفآورتر از دستههاي ذكرشده ميباشد، عدهاي از دختران و زنان پرورشيافته در خانوادههاي مذهبي هستند كه به علت بحران هويت و يا شكاف نسلها كه گاه ناشي از تربيت نادرست و به دور از مبنا و انديشه خانوادهها و گاه سختگيريهاي بيمورد است، در زمره بدحجابان درآمدهاند تا به نوعي بانگ عقايد و احساسات سرخورده خود را برآورده و آن را منعكس كنند.
5ـ قشر پنجمي را نيز ميتوان در ميان اين دستهها نام برد كه با اندكي تأمل، شايد بتوان آن را جزئي از گروه سوم دانست و آن جوانان و دختراني هستند كه به علت عدم توجه و ارزش قائل شدن براي آنان، دچار نوعي بحران روحي و فكري شدهاند و به طريقي در صدد تخليه انزجار دروني خود از وضع موجود هستند و ممكن است هر عملي كه بر خلاف هنجارهاي موجود اجتماعي به حساب آيد و تعجب و خشم اجتماعي را به همراه داشته باشد، از آنان سر زند تا به نوعي اعتراض و سرخوردگي آنان را التيام بخشد.
با تأمل و ژرفانديشي در احوالات و اوضاع افراد و دستههاي مذكور، اين نتيجه به دست ميآيد كه هر برنامه اصلاحي كه بدون در نظر گرفتن تمايزات اخلاقي و خصوصيات محيطي اين زنان براي آنان تدارك ديده شده و به اجرا گذاشته شود، محكوم به شكست بوده و نتيجه عكس به بار خواهد آورد. راهحلهاي بسياري در طي ساليان متمادي براي حل مسئله بدحجابي بيان شده و گروهي از آنان، جزء راهحلهاي كاربردي اصولي نيز بوده است، اما به خاطر غفلت مسئولان و جدي نگرفتن مسئله هر ساله بحث به برخورد فيزيكي، آن هم به طور مقطعي محدود شده و اندكي بعد هم به فراموشي سپرده شده است.
راهكاري كه اين نوشتار درصدد بيان آن است را ميتوان راهحلي زيربنايي، فرهنگي و فيزيكي مسئله دانست كه در آن با بهرهگيري از تكنولوژيهاي پيشرفته صنعت IT
و تجربيات جهاني در امور اجتماعي براي تمام افراد جامعه و از جمله زنان، برنامه شناسايي و هويتشناسي تعريف كرد تا با بهرهگيري از آن بتوان به روحيات فردي، وضعيت خانوادگي و محيط اجتماعي شخص بدحجاب پي برده و با در نظر داشتن پيشينه شخصي، با او برخوردي متناسب شده و با راههايي مانند تذكر لساني، تعهد كتبي، اطلاعرساني به خانواده، محيط تحصيل و يا محل كار و يا جريمه نقدي با آنان برخورد و تنها در موارد بسيار حاد كه بسيار اندك(مانند برخورد با روسپيان) است، با برخورد فيزيكي ميتوان اين معضل را رفع و رجوع كرد.
در اين گستره آماري احتمال خطاي مأموران و ضابطان به شدت پايين آمده و با توجه به نسبت اندك زنان فاسد و دختركان پاك مقلد، عده عظيمي در آتش تخلفات جمع قليلي نخواهند سوخت. ناگفته پيداست كه لازمه اين برنامه در مرحله نخست، بهرهگيري از مأموران آموزشديده و افراد مجرب و زبدهاي است كه بيم آن ميرود كه از رهگذر برخورد و رويارويي با بدحجابان، خود نيز گرفتار فساد شوند و ي آتش بي تجربگي و عدم تخصص آنان در برخورد با بدحجابان مانند گذشته نتيجه عکس به بار آورده معضل مضاعف شود.
اينها البته به غير از وظايف گسترده مسئولان و مراكز و نهادهاي فرهنگي كشور است كه به نظر ميرسد به رغم داشتن بودجههاي كلان و وعدهها و شعارهاي پرطمطراق، چندان به اهداف مورد نظر نرسيدهاند يا اينکه به علت سهلانگاري نخواستهاند برسند که پرداختن به آن نيازمند فرصتي جداگانه است.




























د ارديبهشت ماه : بايد از سياره زهره تشکر نمود که با بازی جدی خود در قسمت احساسي نقشه تولدتان ، اين دوره را برای روابط عشقي و زناشوئي فوق العاده خواهد ساخت . اگر مجرد هستيد ، مطمئنا" گرفتار روابط احساسي چندگانه گشته و ممکن است در ابتدا از اين موضوع احساس غرور نيز بکنيد ولي اگر نتوانيد در انتخاب جدی يکي از آنها مصمم باشيد ، نه تنها برای خود بلکه برای ديگران نيز ناراحتي ايجاد خواهيد نمود . متاهلين نگراني نداشته و بيشتر تمرکزشان روی کار و فعاليت و مسائل مالي خواهد گشت . امکان جدائي با همسر بخاطر يک سفر شغلي وجود دارد . خانمها کادو دريافت خواهند کرد . بيشتر به ورزشهای سبک بپردازيد
د خرداد ماه : موضوع مهم مالي که از مدتها قبل فکرتان را نگران ساخته بود ، در اين دوره کاملا روشن و حل خواهد شد . از طرف ديگر ، دوست و يا يکي از اقوام خانواده گرفتاری قانوني پيدا نموده و سعي خواهد نمود که شما را نيز آلوده سازد . در اين مورد با اعتماد ننمودن بديگران ميتوانيد خودتان را گرفتار نسازيد . به مهماني ها و جشن های متعددی دعوت شده و دوستان جديدی پيدا خواهيد نمود . مجردين همچنان در جستجو خواهند بود و عشاق به توافقهای رضايت بخشي خواهند رسيد و متاهلين در به انجام رساندن مسئوليتهايشان با همديگر شراکت و همکاری آغاز خواهند نمود . گمشده ای را بعد از ساليان طولاني پيدا خواهيد نمود
د تير ماه : عشق نقش بسيار مهمي در اين دوره بازی خواهد نمود . حتي اگر جزو مجردين ماجراجو نيز باشيد ، احساس خواهيد نمود که احتياج به يک رابطه ثابت و همنشين احساسي واقعي داريد . شايد به همين دليل متاهلين نيز سعي خواهند نمود تا بجای سربسر هم گذاشتن ، از وجود همديگر لذت ببرند و بخصوص که با قطع دست مداخلين خواهند توانست بار ديگر همديگر را از نظر احساسي دريابند . اما شغل و رشته فعاليت تعريف چندان زيادی نداشته و احتياج به تمرکز بيشتر خواهد داشت . خريدهای مهمي خواهيد نمود . برای تغيير و يا خريد وسيله نقليه دقت زياد بکنيد
د مرداد ماه : هنگامي که مسئله عشق و عاشقي پيش بيايد ، بهتر است در تصميم گيریهای مهم بجای عقل ، قلبتان را راهنما قرار دهيد . در رابطه با رشته فعاليت نيز اگر تمرکز بيشتری بکار نبريد ، اگر نخواهيد مسئوليت روز را همان روز به پايان برسانيد . اگر وقتتان را بجای فعاليت در تفريح بگذارانيد ، گرفتاری طويل مدتي برای خود ايجاد خواهيد نمود . خريد و فروش ملک و املاک ميتوانيد رشته ای بسيار مثبت برايتان بشمار بيايد . ديدار از مسن ترهای خانواده ، بخصوص آنهايي که بيمار هستند ، نه تنها آنها را خوشحال خواهد نمود بلکه دعای خيرشان را نيز بدرقه آينده تان خواهد ساخت . پشت سر ديگران بدگوئي نکنيد تا ديگران نيز از شما تعريف بد ننمانيد
د شهريور ماه : حرکات سيارات بگونه ای خواهد بود که احساس توان و قدرت فوق العاده ای در خود پيدا خواهيد نمود و به همين دليل نيز یهتر است به زندگي خصوصي خود سروسامان بخشيد و با جرات مسئوليتهای بزرگ را به عهده بگيريد . در روابط احساسي بيصبری خود را کنترل نموده و در برخورد با مشکلات تنها شريک عشقي خود را مقصر به حساب نياوريد . شايد نيز دوره چندان جالبي در اين زمينه در پيش نداريد و بجايش مسائل بسيار مهم خصوصي و اجتماعي است که احتياج به تمرکز و تلاش شما دارند . نامه های مهم و مثبتي در رابطه با موقعيت مالي دريافت خواهيد نمود . دوستان جديد پيدا خواهيد نمود
د مهر ماه : اگر چه دوست داريد که زندگي خودتان را آنچنان که ميخواهيد کنترل نمائيد ولي در دوره ای هستيد که احتياج به تواضع بيشتر خواهيد داشت . قصد ديگران از راهنمائي و اظهار عقيده در مورد زندگي خصوصي شما ، علاقمند بودن آنها بشما ميباشد . سعي کنيد در اين دوره بيشتر با ديگران همکاری کنيد . شايد مجردين دنبال عشق نگردند
د آبان ماه : بار ديگر آرامش خود را بدست آورده و ميتوانيد قضاوت صحيح نموده و در تصميم گيريهايتان از قلب و منطق ، يکسان استفاده ميکنيد . همين باعث ميشود که در عشق بتوانيد روزهای شادی را داشته و در زندگي زناشوئي هماهنگي مطلق با همسر را تجربه نمائيد بشرطي که به افراد ديگر خانواده ، بخصوص خانواده خودتان اجازه دخالت در زندگي خصوصي و زناشوئيتان را ندهيد . خواهيد توانست با همکاران تبادل نظر نموده و مسئوليتهای را زودتر به پايان برسانيد . بسياری از شماها علاقمند به فعاليتهائي خواهيد گشت که رابطه مستقيم به بچه ها و تعليم و تربيت آنها دارد . نامه های شادی دريافت خواهيد نمود
د آذر ماه : هيچ چيز به اندازه تقسيم نمودن خوشبختي و موفقيتهايتان را با کساني که دوستشان داريد ، نميتوانيد خوشحالتان سازد . سعي کنيد وقت بيشتری را با همسرتان بگذرانيد و در زندگي زناشوئي نيز با ايجاد تغييراتي در روش خود ، آرامش بيشتری بوجود خواهيد آورد . عکس العمل ديگران در رابطه با فعاليت جديدی که آغاز نموده ايد ، فوق العاده مثبت خواهد بود . مدارک دولتي بسيار مهمي بدستتان خواهد رسيد که ميتوانيد نقش بسيار مهمي برای رسيدن به موفقيتهای همه جانبه تان بازی کند . روزای تعطيل ، خانه تان پر از مهمانان عزيز خواهد گشت د
د دی ماه : احساس ميکنيد که اعصابتان زير فشار زياد قرار گرفته است ، ممکن است اين موضوع دليل بخصوصي نداشته باشد ولي باعث درگيری زياد با کساني که دوست داريد ، خواهد گشت . اگر جزو مجردين عاشق هستيد ، بخاطر تعصب بيهوده به نيازهای خصوصي خودتان ، در روابط خود به بن بست خواهيد خورد . اگر متاهل هستيد بهتر است سرتان را با مسئوليتهای ديگر گرم نموده و کمتر با همسرتان برخورد نمائيد . اگر مجرد تنها هستيد ، حال و حوصله جستجوی عشق را نخواهيد داشت . در محيط فعاليت نيز مواظب باشيد که بيهود همکاران و همکلاسيها را از خود نرنجانيد . اگر ميتوانيد دو سه روزی را به مسافرت برويد
د بهمن ماه : عشق ميتواند برايتان بيشتر لذت بخش باشد بشرطي که خودخواهي و خودپرستي در روابط احساسي بکلي تخفيف يابد . در هر گرفتاری اين امکان نيز وجود دارد که شايد مقصر شما باشيد . اگر بتوانيد اين موضوع را در نظر بگيريد ، خواهيد توانست هفته را بدئن گرفتاری بزرگ عشقي و زناشوئي به پايان برسانيد . از نظر مالي تا هنگامي که از رفع کامل گرفتاريهای مالي مطمئن نشده ايد ، دست به ولخرجي نزنيد . از سرمايه گذاريها و ريسکهای مالي که نتيجه شان برايتان مبهم است ، خودداری نمائيد . با ديدار دوستان دوران کودکي خوشحاليتان فوق العاده خواهد بود . اگر نميخواهيد از شما بدگويي نشود ، پشت سر ديگران بدگوئي نکنيد
د اسفند ماه : توانائي و استعدادهای شما مورد پرسش قرار خواهد گرفت . ممکن است اين موضوع برايتان خوشايند نباشد ولي باعث خواهد شد که ارزش خودتان را برای هميشه به ديگران ثابت کنيد . ورزش ممکن است يکي از تفريحات مورد علاقه شما باشد ولي در اين دوره بهتر است از برداشتن و استفاده از وسائل بسيار سنگين پرهيز کنيد . فرصت مسافرتهای تفريحي را ار دست ندهيد . در زندگي عشقي با همه پستي و بلندی ، رضايت را تجربه خواهيد نمود . بخودتان بيشتر برسيد و سعي کنيد در ظاهر خود تغييراتي بوجود بياوريد . سفرهای مهم تان را به دوره های بعد بياندازيد مواد لازم برای عاشقی
تلفن: شرط لازم و کافی برای شروع ، ثبوت و گسترش یک رابطه عاشقانه . در گذشته برای تشخیص صداقت طرف هم کاربرد داشت اما با این سیستم مسخره آی دی کالر و افتادن شماره ، دیگر به درد این کار نمی خورد. نوع همراهشم که دیگه معرکه است! آخر حریم خصوصی و آره و اینا! معمولاً تن صدای عشاق در پشت خط کمی خشدار می شود البته این اشکال مربوط به مخابرات است ، این گونه تماس های تلفنی معمولاً طولانی هستند. شما فکرش را بکنید دو نفر دارند آخرته دورنمای آینده خودشان را برای هم ترسیم می کنند!
همکلاسی: یک تصادف تاریخی . در این مورد سازمان کنکوری ها نقش واسطه را ایفا می کند. عشقی چند منظوره که در تقلب ها و ورقه عوض کردن سر جلسه امتحان هم کاربرد بسزایی دارد. می تواند کلی هم بانی خیر شود برای بچه های دیگر !سر کلاس معمولاً عشاق جوری می نشینند که امتداد نگاهشان از هم عبور کند : در این جور مواقع استاد هم آن دورها در یک گراند تصویر مشغول فعل و انفعالی نامعلوم است . حضرت عشق در این جور مواقع ابتدا به صورت جزوه و نمونه سوال و بعد ها در قالب های مختلف مخابراتی و مراسلاتی ظاهر می شود!
هدیه: بروز عینی ماکزیمم عشق دو کبوتر. وسیله ای که با آن عاشق فریاد می زند :" دلم فقط تورو می خواد." نوع آن از عروسک های خرسی و مرغی و اردکی گرفته تا سند آپارتمان متغیر است.
اتومبیل: وسیله ای برای آزاد شدن انرژی جنبشی ، عامل جاری شدن سیل عشق در بزگراه ها ، لای کشیدن در اتوبان برای نشادن داندن دست فرمان به طرف به همراه آهنگ" ما دو بال پرواز مرغ عشقیم پر کشیدیم تا اوج آسمونا" بسیارمؤثر است. نوع ماشین هم بستگی به توانایی مالی پدر مربوطه از پیکان جوانان 57 جوات اسپرت تا پژو 206 ناز بشی الهی متغییر است. سیستم صوتی هم هرچه باحال تر باشد روابط بهتر تر تحکیم می شود!


_______
حالا خنده دسته جمعی رو برو تو کارش ((: !!!!!!!
رسالهء صد پند
بر رأي اصحاب نظر و فراست عرضه ميدارد كه متكلم اين حروف (عبيد زاكاني) بلغه الله غاية الاماني اگر چه در علم مايهاي و در هنر پايهاي ندارد، اما از اوان جواني به مطالعهء كتاب و سخن علما و حكما اهتمام داشت. تا در اين روزگار كه تاريخ هجرت به هفتصد و پنجاه رسيد از گفتار سلطان الحكما (افلاطون) نسخهاي مطالعه افتاد كه براي شاگرد خود ارسطو نوشته بود و يگانه روزگار (خواجه نصيرالدين طوسي) از زبان يوناني به زبان فارسي ترجمه كرده و در اخلاق ثبت نموده، با چندين نامه عليالخصوص پندنامه شاه عادل (انوشيروان) كه بر تاج ربيع فرموده به خواندن آن خاطر را رغبتي عظيم شد و بر آن ترتيب پندنامهاي اتفاق افتاد درويشنامه از شائبه ريا خالي و از تكلفات عاري تا نفع او عموم خلايق را شامل گردد و مؤلف نيز به واسطه آن از صاحب دلي بهرهمند شود . اميد كه همگان را از اين بند كلمات حظي تمام حاصل آيد.
بيت
اگر شربتي بايدت سودمند ز داعي شنو نوشداروي پند
ز پرويـزن* معـرفـت بيـخـتـه بـه شهـد ظرافـت بـر آميـخته
91. شيخزادگان را به هر وسيله كه باشد بگاييد تا حج اكبر كرده باشيد.
92. در شرابخانه و قمارخانه و مجلس كنگان1 و مطربان خود را به جوانمردي مشهور مكنيد تا روي هر چيز به شما نكنند.
93. جاي خود را بر گدازادگان و غلامزادگان و روستازادگان عرض مكنيد.
94.از منت خويشان و سفره خسيسان و گرهِ پيشاني خدمتكاران و ناسازگاري اهل خانه و تقاضاي قرضخواهان گريزان باشيد.
95. به هر حال از مرگ بپرهيزيد كه از قديم مرگ را مكروه داشتهاند.
بيت
نصيحت نيكبختان ياد گيرند بزرگان پند درويشان پذيرند
حق سبحانه و تعالي در خير و سعادت و امن و استقامت به روي همگان گشاده گرداناد.
واژهنامه
*پرويزن: غربال
1- كنگ : امرد
_______
یکی به این دختره بگه انقدر زور میزنی
وسط استادیوم نترکی !!!
پسرا فکرشو کنید دخترهای تماشاگر نما ((=
دخترا شیشه اتوبوسارو بشکنن ((:!!!!!!!!!
مديركل مديريت و پشتيباني فني شبكه در شركت فناوري اطلاعات گفت: قرار نيست اطلاعات كاربران و اينكه به كدام سايتها مراجعه كردهاند، در سيستم ايجاد بانك اطلاعاتي فيلترينگ كشور لحاظ شود، بلكه كار اين سيستم اين است كه سايتهاي غير مجاز را با الگوريتمهايي كه برايش تعريف ميشود، شناسايي و در ديتابيس ذخيره كند؛ تا سيستمهاي فيلترينگ موجود در سطح كشور خود را به واسطهي اطلاعات ذخيره شده در ديتابيس بهروز كنند.
اسماعيل رادكاني در گفتوگو با خبرنگار سرويس ارتباطات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در پي انعكاس گزارش روز گذشته مبني بر آغاز فعاليت آزمايشي پايگاه مركزي فيلترينگ ايران با قابليت شناسايي كاربران اينترنت و ذخيرهي تمام مراجعات آنها به سايتها، با بيان اين كه اين پايگاه با عنوان سيستم ايجاد بانك اطلاعاتي فيلترينگ كشور فعاليت خواهد كرد، اظهار داشت: در مقولهي فيلترينگ، بحث نرمافزاري، پايگاه داده و بانك اطلاعاتي مطرح است كه سيستمهاي فيلترينگ بايد از روي آن نسبت به بهروز كردن سيستمهاي خود براي فيلتر كردن اقدام كنند.
او افزود: اين امر باعث خواهد شد تا كل سيستمهاي فيلترينگ در سطح كشور به يك شكل عمل كنند، تا اگر به فرض قرار باشد سايتي ازسوي يك ICP فيلتر شود، ICP ديگر نيز نسبت به مسدود كردن آن اقدام كند.
رادكاني خاطرنشان كرد: در حال حاضر قابليتهاي شناسايي كاربران از روي IP آدرس، با استفاده از برخي نرمافزارهاي ديگر هم وجود دارد كه فرد ميتواند با كاربرد آن بر روي LAN خود، از اين بحث كه كاربرانش به كجا مراجعه ميكنند، مطلع شود. اين نرمافزار ممكن است ازسوي شركتهاي خصوصي و دولتي هم مورد استفاده قرار گيرد، اما تاكيد ميكنم كه در اين پروژه به دنبال اين بحث نيستيم.
او افزود: اين مركز همان طور كه در گزارش هم ذكر شده، بهمنظور يكسانسازي فيلترينگ سايتهاي غير مجاز در سراسر كشور و بوميسازي نرمافزار آن ايجاد شده است و هدف كاملا شفاف در اين پروژه، تشخيص سايتهاي غيرمجاز متناسب با الگوريتمهايي است كه براي سيستم تعريف ميشود.
وي در پايان تاكيد كرد: در پروژهي سيستم ايجاد بانك اطلاعاتي فيلترينگ كشور، بهدنبال ثبت اطلاعات مراجعهي كاربران به سايتها نيستيم؛ بلكه در مجموع اينكه چه سايتهايي غيرمجاز هستند، مهم است.
گفتني است: يكي از مهمترين ويژگيهاي پايگاه مركزي فيلترينگ كشور كه تا دو هفتهي ديگر فعاليت آزمايشي خود را آغاز ميكند، شناسايي كاربران اينترنت از روي IP آدرس و ذخيره تمام مراجعات آنها به سايتهاي غيرمجاز و معمولي در ديتابيس خود عنوان شده كه ازسوي مديريت شبكه و اپراتورهاي آن قابل استخراج است.
اول در شهرهاي تهران و مشهد و تبريز و اهواز و دو icp پر ظرفيت و هشت مركز كم ظرفيت فعاليت خود را شروع خواهد كرد و سپس در كل كشور در عرض دو ماه به طور رسمي ايجاد خواهد شد و كليه سايتها غير مجاز فقط توسط اين مركز فيلتر خواهد شد

عکس آدمای معروف
(عکس و کاریکاتور
)
درود بر پیشوا
حدود 5 سال از واقعه تروریستی 11 سمپتامبر می گذرد و خوب هنوز هم پیرامون آن بحث زیاد است. واقعه ای که فرصتی شد برای متفقین مخصوصا ایالات متحده تا بتواند طرح های خود را عملی کند. در ابتدا تیغ تهاجمات به سمت مسلمانان بود و خوب مسجد های زیادی هم به آتش کشیده شد ولی بعد شایعه شد که طرح این عملیات از باز ماندگان فاشیست ها بوده . بعد از این واقعه کاخ سفید گروه تروریستی القاعده را مسئول این عملیات معرفی کرد و به همین بهانه به افغانستان لشکر کشید. بعد بحث سلاح های کشتار جمعی و اینکه شخص صدام حسین از واقعه 11 سمپتامبر خوشحال شده بوده و احتمالا او هم با القاعده دستش در یک کاسه است را پیش کشید و عراق را اشغال کرد.
اما حالا بعد از 5 سال تازه خاکسترهای 11 سمپتامبر در حال درست کردن آتش دیگری هستند و خوب حقایق از میان خاکستر ها در حال خود نمایی است. آخر چطور می شود کاری به این منظمی و دقیقی و برنامه ریزی شده را عده ای عرب احمق و سوسمار خور انجام داده باشند یا چطور ممکن است در یک روز معین 4000 یهودی با هم یکباره سر کار نروند یا نا اصلا چطور پدافند هوایی قوی آمریکا قبل از اصابت هواپیما ها حرکتی انجام نداد. ما با دلایل محکم می گوییم که این عملیات کار اسرائیل و منحصرا موساد(سازمان جاسوسی و اطلاعات اسرائیل) بوده است و دست جرج بوش خائن هم در این کشتار سهیم بوده. نه ما بلکه آنهایی که وقایع دنیا و جهان را کامل و مو به مو دنبال می کنند. وقتی پلیس فدرال آمریکا(
FBI) لاشه هواپیماهای برخورد کرده را بررسی می کرد اعلام کرد که بر روی بدنه همه آنها عبارت Q33NY نوشته شده است. این خیلی بی معنی بود تا اینکه محققان به نتیجه جالبی رسیدند. این نوشته بی معنی بالا را در محیط Word ببرید و فونتش را به فونت Wingdings تبدیل کنید بعد ببینید که آن نوشته بی معنی به چه چیزی تبدیل می شود . حالا ما برای راحتی این را انجام می دهیم تا شما ببینید که یهود چه موجود نفرت انگیزی است.ِYN33Q
خوب می بینید که آن نوشته چه معنایی داشته و یهود چگونه بهانه را به دست نوکر خود داد تا در جهت منافع آنها بجنگد. افغانستان کشوری که هیچ نشانه ای از تمدن و پیشرفت ندارد ولی دارای ذخایر عظیم معادن صنعتی
, به دست آمریکا افتاد . نفت با ارزش عراق به دستان سران آمریکا افتاد و آنها آنقدر برای خدمت به یهود عجله داشتند که حتی دوست همیشه همراه خود یهنی انگلستان را هم کنار زدند و از عراق فقط یک بصره را به آنها دادند. حالا به چشم خود می بینید که این یهودیان پست برای منافع خود چگونه دیگران را جلو می اندازند و خوب جوانان آمریکا و انگلیس مجبورند بروند عراق و افغانستان و بمیرند یا سرشان بریده شود تا نفت عراق و معادن افغانستان مال اسرائیل شود. این نتیجه مار در آستین پرورش دادن ایا
لات متحده است. همان هایی که ۶۴ سال پیش برای این حرام زاده ها جلوی هیتلر سینه سپر کردند حالا باید به آتش خود آنها بسوزند. این خصوصیت همه یهودیان است که در هر جا باشند به آن کشور خیانت می کنند همین ایران عزیز ما. سریال وفا که در ایام نوروز از شبکه 3 سیما پخش شد داستانی واقعی از 3 تاجر یهودی در شیراز بود که 2 سال پیش توسط موساد کشته شدند. می بینید همه این حرام زاده ها جاسوسان اسرائیل هستند نباید به آنها حق زندگی داد. هر وقت که سند جدیدی از جنایات و خیانت های یهود چاپ می شود یاد حرف پیشوای خود می افتم . " یهودی کسی نیست که آشتی پذیر باشد همه را باید از بین برد."
پیشوا آدولف هیتلر سال ها به مردم خطر این موجودات اهریمنی را متذکر شد ولی این قانون این جهان است که انسان های وارسته و خوب تا وقتی که زنده هستند کسی آنها را قبول ندارد و به حرف حق آنها گوش نمی دهد اما همین که از این دنیا می روند همه به حرف آنها ایمان می آورند ولی چه فایده که دیگر دیر می شود. اما از نظر ما باز هم دیر نشده هنوز هم اگر آریایی ها متحد شوند ودیگر مردم نقاب نفهمی را کنار بزنند و از آریایی اطاعت کنند امیدی هست تا بشود نجاست یهود را برای همیشه از زمین پاک کرد.
HEIL HITLER
مطلبي است در مورد چگونگي از بين رفتن جامعه اي كه قرار بود در ان برابري انسانها باشد
اين جامعه را اتو ميل(OTTO MÜHL ) بر اساس نظريات فرويد بنيان نهاد
================================================== ===
در دهه 60 و 70 کلونی ها و کمون های مختلفی شکل گرفت. جوانانی که اندیشه انقلابی داشتند و از روابط جوامع سرمایه داری بیزار بودند در صدد بر آمدند که جامعه دلخواه خود را در کنار این جامعه تشکیل دهند و محلی برای زیست انسان آزاد به وجود آورند. این کلنی ها اکثرا با اندیشه چپ و اندیشه برابری انسان و مخالفت با استثمار و بهره کشی از انسان ، مخافت با مالکیت شخصی و دیگر آرمانهای انقلابی شکل می گرفت . در آن دوران بعضی از این گروه ها را هیپی نیز می خواندند.
ماجرایی که در زیر می خوانید آنچه است که بر سر یکی از کلونی ها که با عقاید بسیار خاصی در مورد سکسوالیته و روابط جنسی تشکیل شد ، رفته بود. ماجرای کمون فریدس هوف که نسبتا بیشتر از دیگر کمون ها بر پا باقی ماند و حدود 30 سال عمر کرد.
در سال 1970 گروهی، نزدیک به 30 نفر از جوانان انقلابی در آلمان و اتریش تصمیم گرفتند که از جامعه جدا شوند و اجتماع ایده آل خود را به وجود آورند. از سرکرده گان عمده این گروه اتو میل OTTO MÜHL بود که روانشناس بود ، او به همراه دیگرافراد گروه در سال 1972 در گوشه ای ، درون طبیعت و دور از اجتماع ، در محلی به نام فریدس هوف در اتریش ، کلنی خود را بنیاد گذاشتند. این گروه که تا آن سال به چیزی حدود 300 نفر رسیده بود تصمیم بر آن داشت که این تجربه انسانی را لحظه به لحظه ثبت کند. این آزمایشگاه بزرگ انسانی با فیلم برداری از لحظه به لحظه اعمال و رفتار و فعالیت های خود ، با برداشتن عکس و نوشتن روزنگار ، آرشیو مفصلی در اختیار آیندگان قرار داد که امروز نیز در دسترس است و مورد تحقیق و بررسی بسیاری از محققان و جامعه شناسان از سراسر دنیا قرار می گیرد. تجربه فریدس هوف تجربه ای نسبتا منحصر به فرد است که در تقریبا دو نسل را در بر گرفت و اطلاعات بسیار جامعی در مورد این نوع زندگی در اختیار می گذارد.
افراد کلنی انسانهایی روشنفکر بودند که ساختار های اجتماعی را زیر سوال می بردند. مانیفست کلنی که در سال 1973 تدوین شد تلفیقی بود از مارکسیسم ِ آنتی ماتریالسم و نظریات فروید و بیش از هر چیز آزادی جنسی.
افرادی که به کلنی ملحق شده بودند از جامعه ، شغل ، پدر و مادر ، و آینده ای که در انتظارشان بود دست کشیدند و خود را و تمام امکانات مالی خود را به کمون سپردند. کمونی که به رهبری اتو اداره می شد.
کلنی قوانین را زیر سوال می برد. از هیرارکی های اجتماعی متنفر بود و آنها را مانع رشد انسان می دانست . کلنی خانواده و قوانین مربوط به خانواده را ناشی از قوانین جامعه انسانی بر مبنای مالکیت خصوصی می دانست و قصد نفی خانواده کرد.
در کلونی هیچ کس پولدار و هیچ کس فقیر نبود. همه ، همه چیز داشتند، و یا نداشتند.همه همه چیز را ، منجمله خودشان را با هم قسمت می کردند
کلونی قوانین اجتماعی را نفی می کرد و باید های اجتماع را زیر سوال می برد. بنابراین قوانین جدیدی تولید کرد. سکسوالیته آزاد. هیچ کس مالک دیگری نبود و هر کسی باید با هر کس که دلش می خواست همبستر شود. در کلنی کار زیادی وجودی نداشت . چند ساعتی به سبزی کاری و نظافت و تهیه غذا صرف می شد و بقیه ساعات صرف سکس می شد. همه روزانه چندین بار سکس داشتند. با افراد مختلف. هیچ مرد و زنی حق نداشتند بیش از یک بار در طول یکی دو روز با هم سکس داشته باشند، چرا که در آن صورت امکان به وجود آمدن رابطهً پایدار وجود داشت. همه حق داشتند از همه درخواست هم خوابگی کنند و هیچ کس حق نداشت درخواست دیگری را رد کند. مسلما کسانی که زیباتر بودند یا اتوریته بیشتری داشتند در صدر قرار می گرفتند و برنامه شان تا دو سه هفته رزرو شده بود. دیگر افراد تا دو سه روزی رزرو بودند. در ابتدا مردان جایی نداشتند. زنان خانه داشتند و مردانی که با زنی هم خواب نبودند حتی تخت خواب هم از آن خود نداشتند. اما چنین چیزی پیش نمی آمد که مردی بی جایگاه بماند. نسبت زن به مرد ، نسبتا برابر بود و سکس گروهی هم رواج داشت.گروه جوان و پر انرژی بودند، جوانان 17ـ تا 25 ساله ، قرار بر این بود که همه با هم یکسان باشند تنها سر دسته گروه ، اتو بود که نسبتا 30 سال بزرگتر از بقیه بود. او شامل این قوانین نمی شد. اتو کاریسماتیک و بسیار محبوب بود . او معتقد بود که سکس باید آسان و قابل دسترس همه گان باشد. او معتقد بود که خانواده از پیشرفت های انسانی جلوگیری می کند و موجب مالکیت و حسادت می شود. او معتقد بود که سکس برای درمان نابسامانی های انسانی مهم است و داشتن سکس بین پزشک و بیمار را ( که امروزه کاملا ممنوع است چرا که بین پزشک و بیمار ، در روانشناسی ، اتوریته نسبتا قوی حاکم است ) لازم می دانست. جلسات تراپی عمومی که عموما همه گان در آن برهنه بودند برای تخلیه خشم و غضب و حسادت و دیگر غرائض انسانی هر شب تشکیل می شد. این گروه تنها گروهی بود که سکس آزاد را امتحان می کرد. در اصل سکس آزاد تنها تئوری سیاسی این گروه را در بر می گرفت و به معنای نفی مالکیت خصوصی محسوب می شد. کلونی در میان شهرهای دور و بر محبوب نبود و مردم با شک و تردید به کلونی و افراد مقیم آن می نگریستند.
قرار بر نفی تمام قرارداد های انسانی بود. نامش سکس آزاد بود ولی این سکس چندان آزاد هم نبود. هموسکسوالیته به طور کلی قدغن بود. سکس فقط بین دو جنس آزاد بود ، و به دلیل هموفوبیای شدیدی که در جمع رواج داشت ، همجنسان حتی از لمس بدن همدیگر نیز اجتناب می کردند. داشتن رابطه جنسی چندین بار در روز اما با افراد مختلف نسبتا اجباری بود. و از همه مهمتر ، عشق از میان برداشته شده بود. این از سکس یک عمل مکانیکی می ساخت. لمس ، نگاه ، و هر آنچه موجب به وجود آوردن عاطفه بود اجتناب می شد. سکس برای سکس، و نه برای عشق.
بیماری های مقاربتی در میان افراد کلونی شایع شد. سوزاک و سیفلیس و هرپسو هپاتیت و هر بیماری که در اثر شلختگی جنسی امکانش وجود دارد در میان مردم این گروه شایع شد.این مسئله ترسی را هم در اجتماع بیرون به وجود آورد. کلونی بیش از پیش خود را بست. درهای خود را به روی اجتماع بیرون بست و راه تماس خود را با اجتماع قطع کرد.
قرار بود این اجتماع با قوانین اجتماعی مقابله کند. و قدرت را نفی کند اما شکل جدیدی از هیرارکی در کمون به وجود آمد. کمون اکنون حدود 600 نفر ساکن داشت، ساکنان این کمون شماره گذاری شدند. از یک تا 600 و شماره یک خود اتو بود. هر کسی برای رسیدن به شماره ای نزدیک تر به اتو دست و پا می زد. زنان سعی می کردند محبوب اتو باشند و در زمره زنانی که اتو با آنان همخوابه می شد قرار گیرند هیچ کسی بجز اتو حق این را نداشت که تقاضای همخوابگی را از کسی رد کند. اتو محیط محبوب خود را داشت. هر جا که می رفت بیست سی نفر را به دنبال داشت و همه سعی می کردند نزدیکتر به او قرار گیرند و راه بروند. زنان مایل بودند بیشتر با اتو همخوابه شوند که از این طریق به راس هیرارکی نزدیک تر شوند و محبوبیت بیشتری پیدا کنند. مردان نیز سعی می کردند بیشتر با زنان بالای هرم همخواب شوند تا از قدرت بیشتری برخوردار شوند. به این ترتیب کمونی که در صدد بود قوانین اجتماعی را بر هم ریزد ، قوانینی به مراتب وحشتناک تر ایجاد کرد.مخلوطی از سکس و قدرت شکل هیرارکی جدید در کلونی فریدس هوف را تشکیل داد.
اتو تصمیم به تولید فرهنگ جنسی گرفت. او معتقد بود که می داند یک رابطه جنسی خوب باید چگونه باشد و این را به زنانی که با او همبستر می شدند می آموخت. به جای خود این زنان این فرهنگ جنسی را به مردان دیگر انتقال می داند و این فرهنگ در سطح هرم، از بالا به پایین ، به عنوان فرهنگ جنسی خوب انتقال پیدا می کرد.
به طور متوسط سالانه 20 کودک در کلونی به دنیا می آمد. این که پدر این کودکان کیست مشخص نبود . اینان کودکان کمون محسوب می شدند و موشهای آزمایشی برای تجربه رشد کودکان در محیطی با سکس آزاد. کمون به امکانات مالی نیاز داشت و به همین دلیل تعدادی از افراد کمون به جامعه فرستاده شدند تا کار کنند و پول بدست آورند.
افراد این کلونی از افراد تحصیل کرده و اینتلکتوال اجتماع بودند. افرادی که باهوش بودند در روابط اجتماعی بسیار می توانستند موفق باشند . در مدت کوتاهی توانستند کاری برای خود دست و پا کنند و پول زیادی به سمت کلونی سرازیر شد. این افراد در جامعه زندگی می کردند و تنها بعضی از آخر هفته ها به کلونی می آمدند و با استقبال شدید روبرو می شدند. این افراد به سرعت در هرم بالا می رفتند. این ترس وجود داشت که اگر این افراد سر خورده شوند ، اکنون که توانسته اند موقعیت خوبی در اجتماع فراهم کنند ، کمون را برای همیشه ترک کنند.
کمون به خرید و بازسازی پرداخت.کمون دیگر قابل شناسایی نبود. خانه هایی لوکس با استاندارد های نوین ساخته شد. کمون در تمام اروپا دارای سهام و املاک و سرمایه شد. همه آنچه افراد کمون به عنوان لوکس و ماتریالیسم جامعه سرمایه داری و استثمار انسان می شناختند خریداری شد و استفاده شد. و صد البته اتو در صدر این استفاده ها قرار داشت. مشروب و مواد مخدر به وفور یافت می شد. کارها در کمون تقسیم شده بود اما اتو خانه دار مخصوص به خود را داشت که از خانه او نگه داری می کرد و به هوایج او رسیدگی می کرد و حتی لیست همخوابگی های او را به روز می کرد.
در نیمه دهه 80 کودکان کمون به بلوغ رسیدند. و بحث سکسوالیته نوجوانان به میان آمد. مشخصا از اهداف کمون آن بود که نوجوانان بتوانند غرائض جنسی خود را پرورش دهند.و اکنون کودکان به سن نوجوانی رسیده بودند. سنین 13 /14 برای داشتن رابطه جنسی آزاد برای نوجوانان به رسمیت شناخته شد. و نوجوان حق داشت با هر کسی که مایل است، حتی با بزرگسالان همبستر شود. اتو تولید کننده فرهنگ جنسی بود ، این او بود که فرهنگ خوب جنسی را رواج می داد و سکس خوب را تولید می کرد.و برای دختران نو جوان ضروری بود که شخصی اینچنین اولین تجربه جنسی دختران را در اختیارشان بگذارد. اتو این را به عنوان حق شب اول به خود اختصاص داد. در این زمان اتو بیش از 60 سال داشت و دختران 12، 13 تا 14 ساله بودند
مادران دختران جوان خود را ترقیب می کردند که با اتو همخوابه شوند تا چگونگی رابطه جنسی را یاد بگیرند. با ورود دختران جوان به روابط جنسی ، فرهنگ جدیدی به وجود آمد. قدرت جنسی جوان. دختران جوان محبوب اتو بودند و برای محبوبتر شدن مایل به همبستری با اتو، زنان دیگر که مادران این دختران محسوب می شدند از پیرامون اتو پراکنده شدند. اتو از همخوابگی با زنان 35 ساله امتناع می کرد و آنان پیر می خواند. این حق شب اول برای اتو باقی ماند. به گفته اعضای کمون ، بسیاری از دختران مایل به شروع رابطه جنسی در آن سن کم نبودند و یا توسط اتو متقاعد می شدند و یا مورد تجاوز قرار می گرفتند. زنی که خانه دار اتو بود شهادت می دهد که خود شاهد مورد تجاوز قرار گرفتن چندین تن از دختران بوده است.
مسائل جدید کمون موجب شد که بسیاری گروه را ترک کنند و یا روابط موجود را مورد پرسش قرار دهند و در انتها پای پلیس و قانون به میان کشیده شود. اتو در سال 1991 دستگیر شد. او به دلیل سوء استفاده از قدرت و مصرف مواد مخدر و پخش آن در میان نوجوانان و سوء استفاده جنسی از نوجوانان به 7 سال زندان محکوم شد. او در تمام دوران زندانش خود را زندانی سیاسی می خواند و معتقد بود به دلیل عقاید سیاسی اش است که در زندان به سر می برد.
پس از زندانی شدن اتو بسیاری کمون را ترک کردند. اما ترک این شیوه زندگی برای همه گان آسان نبود. بخصوص برای زنان که اکنون میان سال بودند و تمام جوانی خود را در کمون گذرانده بودند زندگی دیگری را خارج از کمون نمی شناختند.
گروه کوچکی حدود 60،70 نفر در فریدس هوف باقی ماندند و مشغول کار شدند. روابط قبلی وجود نداشت اما پذیرفتن روابط جدید نیز تقریبا غیر ممکن شده بود . زندگی با یک پارتنر برای افرادی که روزانه با چند نفر متفاوت همخوابه می شدند کار آسانی نبود. انجام تمام کارهای شخصی از قبیل شست و شو و پخت و پز و رفت و روب و کار کارمزدی نیز. اما افراد به طریقی با مسئله کنار آمدند
سال 1997 اتو از زندان آزاد شد در این تاریخ او 72 ساله بود و به گروه مراجعه کرد. و با تعداد کمی که مایل بودند به پرتقال رفت. او امروز مبتلا به پارکينسون است ولی در پرتقال کماکان همچون گذشته با گروه کوچکی به همان روال سابق زندگی خود را ادامه می دهد.
این گروه با ایده آل های انسانی و برای زیر سوال بردن روابط اجتماعی تشکیل شد. اما تصوری که از آزادی جنسی ارائه داد رابطه ای دور از احساس و عاطفه بود. تهی کردن انسان از احساس و عاطفه و استفاده از رابطه جنسی به عنوان سوپاپ اطمینان و سکس برای سکس .تابو های جنسی را در اجتماع زیر سوال برد، اما دانش و قدرت کافی برای در هم شکستن تابو های جنسی خود نداشت( تابوی هموسکسوالیته برای همیشه به عنوان تابو باقی ماند ). هیرارکی های قدرت را زیر سوال برد و هیرارکی های دیگری به مراتب وحشتناک تر از آن به وجود آورد." باید" های اجتماعی را مورد پرسش قرار داد و به جای آن از" نباید" های اجتماعی" باید" ساخت. کیش شخصیت و تمامی هستی اجتماعی را پیرامون یک و تنها یک مسئله ، سکس، قرار داد.سکسوالیته را در مرکزیت قرار دادند و همه چیز را پیرامون این مرکزیت برنامه ریزی و ارزشگذاری کردند. حقوق کودکان را به رسمیت نشناخت و با سکسوالیته نوجوانان همانند بزرگسالان برخورد کرد و به نوجوانان حق برخوردی آزادانه با سکسوالیته خود داده نشد. سوء استفاده از قدرت و جانشینی قراردادهای اجتماعی با قرارداهای مشابه ولی واژگونه ،پذیرفتن هژمونی فردی و اطاعت بی چون و چرا از قوانین وضع شده توسط او، قوی شدن گرایشات سکتاریستی و تبدیل کلونی به سکت، عدم شناخت انسانها از چگونگی روابط در یک جامعه برابر ، و همه اینها موجبات شکست پروژه انسانی فریدس هوف را به وجود آورد. بهشت سکسوالیته به مرور ایام به جهنم سکسوالیته مبدل شد.
اما این همه نام فریدس هوف را به عنوان تلاش انسانی برای یافتن آلترناتیوی برای زندگی در تاریخ ثبت کرد. تلاشی در جهت به وجود آوردن جامعه ای اشتراکی، بهشت انسانی ، که هرچند موفق نشد اما تجربه ای مطرح و مورد بحث است
مرد رو به زنش نصفه شب تو رخت خواب
عزیزم کجات بکنم امشب
بچه درو اتاق مامانش اینا رو باز کرد
بابا
بابا
کونش بزار امروز
منو خیلی اذیت کرد

ميگن زن زشت وجود نداره
و همه زنا هم اينو قبول دارن!!